March 1, 2017 - ، ساعت 23:35
 
 
گفت و گوی اختصاصی با دکتر سید محمد رضا ابوترابی استاد مدیریت تولید و عملیات DBA و MBA سازمان مدیریت صنعتی هرمزگان
همه چیز در عصر کنونی قابل پیش بینی است


صبح ساحل ، اجتماعی -  امروزه در همه شرکت های صنعتی  که برای رسیدن به کالا و خدمات تلاش می کنند ، مدیریت علمی یک الزام محسوب می شود و مهمترین نکات آن صنعت مدیریت تولید و عملیات آن حوزه محسوب می شود  . لذا بر آن شدیم ازتجربيات یکی از اساتید برجسته کشور در این حوزه و مدرس دوره های DBA و MBA سازمان مدیریت صنعتی استان هرمزگان بوده ،  استفاده نماییم،که گفتگوي ذيل حاصل آنست وتقديمتان مي گردد:درابتدا خودر بطور کامل معرفی کنید ؟ سید محمد رضا ابوترابی هستم . دانش آموخته ودکتری رشته مهندسی صنایع از آمریکا و در سال1357 به ایران آمدم و  از سال 1370مشغول مشاوره در صنایع مختلف هستم مثل صنایع خودروسازی، نساجی، فلزی،سیمان ،پتروشیمی، نفت گاز وصنایع مختلف ،من در سیستم های مختلف صنعتی مشاوره دادم من جمله سیستم های مدیریت کارخانه ، برنامه ریزی ، موجودی ها ،نگهداری مواد، کیفیت محصولات  وسایر موضوعات وابسته و در کنار اینها هم مشاوره هایی برای بهبود بهره وری و مسیرهای رشدشان و همچنین اموزش کارکنان . پژوهش های مختلفی هم برای وزارت صنایع  و وزارت نفت وجاهایی دیگر به تناسب درخواست آنها داشته ام . در کلیه جنبه ها ، چه آموزش و چه پژوهش وچه مشاوره بعضا نقش اجرایی هم  داشته ام . در سازمان مدیریت صنعتی هم در دوره های MBA در بحث های مختلف مدیریت تولید وعملیات تدریس می کنم .مدیریت تولید وعملیات را تعریف بفرمایید؟ هر آنچه که در دامنه ماموریت شرکتهای صنعتی می گنجد  که با ابزارهای مختلف برای رسیدن به هدف تولید محصولات ، کالا و خدمات است ، در محدوده مدیریت تولید وعملیات قرار می گیرد. بهره وری را در تولید صنعتی برای مدیران تشریح کنید؟ بهره وری بسیار گسترده است . قاعدتا در محدوده مدیریت کارخانه هر شرکتی علی الخصوص تولیدی وگاها خدماتی یک ماموریت دارد و براساس یک هدف تاسیس شده و این هدف در شرکتهای تولیدی وصنعتی تولید وخلق یک محصول است . زمانی که از یک واحد صنعتی صحبت می شود دو منظور باید تحقق پیدا کند . هم از نظر قیمت تمام شده محصول حداقل باشد واز طرفی از نظر کیفیت حداکثر باشد . حال شرکتی که بتواند این دو هدف راکه در بعضی مواقع ممکن است پاردوکس هم باشند محقق بکنند آن یک شرکت صنعتی موفق است  که در عین اینکه حداکثر کیفیت را برای محصول ایجاد کرده حداقل قیمت تمام شده هم در آن لحاظ شده است . این به کمک سیستم ها و تکنیک های مختلف در داخل یک کارخانه ویا شرکت محقق می شود وهمانگونه که از اسم آن پیداست کیفیت و یک سیستم بهره ور وکار آمد ایجاد کننده آن است . سر فصل های بحث تولید وعملیات چیست  ؟اصلی ترین موضوع بحث کیفیت است و سپس  برنامه ریزی برای تولید .  ظرفیت کارخانه و یا نحوه تحقق ظرفیت موضوع مهمی است . ظرفیت یک چیز اسمی است . به عنوان مثال شما وقتی به کیلومتر ماشینها نگاه می کنید سرعت زده 220 یا 250کیلومتر و این سرعت در بسیاری از خودرو ها محقق نمی شود بدلیل اینکه ظرفیت تحت شرایط خاص بوجود می اید .  .همین مثال در صنعت هم مصداق دارد زمانی که می گویند یک کارخانه سیمان 3500تن ظرفیت دارد این مجوز ظرفیت را وزارت صنایع داده وتولید کننده خارجی ماشین آلات برایش تعیین کرده  لذا محقق نمی شود .  ما باید سعی کنیم با تکنیکها وروشها واقدامات مختلف به آن ظرفیت برسیم . یک کارخانه سه عامل  اصلی دارد1- مواد اولیه 2- ماشین آلات 3- عامل نیروی انسانی مناسب .  همه اینها را با تناسب و تجمیع کردن در راستای آن هدفی که به حداکثر ظرفیت برسم در محدوده کار مدیریت تولید وعملیات قرار می گیرد  وهر کدام تکنیکهای خاص خودش را دارد . البته مدیریت تولید وعملیات چیزی فراتر از اینها هست که براین سه عامل مدیریت می کند . این مدیریت تکنیک های مختلف ومرسومی دارد که  اول از همه ما برای یک کارخانه باید طرح ریزی  کنیم . گاها در ایران زمانی که کارخانه را می سازند مسائل تخصصی طرح ریزی در آن رعایت نمی شود ومکان نا مناسب و دور بودن به  محل مواد اولیه یا مشتری وعدم وجود نیروی کار صنعتی  از اولین نقاط ضعفی هست که در طرح ریزی کارخانه ها دیده  می شود .  در زمان طرح ریزی کارخانه سراغ مشاورمتخصص می آیند تا یک طرح ریزی مناسب بدون مسائل اجتماعی وسیاسی و جهت گیری خاص صرفا با دید مدیریتی انجام دهد .  زمانی که پایه یک کارخانه در جای مناسب قرار نداشته باشد هزینه های دنباله دار تا آخر دوران حیات آن کارخانه تحمیل می شود . بعضا چون فلان استان رونق صنعتی ندارد مقامات استانی می آیند با لابی وغیره یک کارخانه ای که غیر مرتبط هست در آنجا تاسیس می کنند واین از همان جا شروع می شود . به عنوان مثال یک کارخانه فولاد مدرن را در یک منطقه محروم گذاشته اند که حتی برای نیروی کار دیپلمه هم مشکل جذب نیرو داشته اند وکارخانه مجبور شده که در آنجا برای تامین نیروی دیپلمه هم هنرستان تاسیس کند  ونیروی  دیپلمه که حداقل های مورد نیاز یک صنعت است را تامین کند . اینها همه سبب می شود که قیمت تمام شده محصول بالا برود .  البته این طرحها بیشتر مربوط به صنایع دولتی و یا وابسته به دولت است وبخش خصوصی قاعدتا هوشیار تر عمل می کند واین باعث می شود که سرمایه های ما اینگونه هدر برود و  به خاطر عدم استفاده صحیح  از مدیریت تولید وعملیات وگاها با دید ایجاد اشتغال وغیره  سبب این ناهمگونی ها می شود . در طرح ریزی کارخانه ما باید ظرفیت مناسب هر کارخانه را داشته باشیم . کارخانه ماشین آلات مختلفی دارد که این ماشین آلات ظرفیت آنها را  به گونه ای که در راستای یک ظرفیت کلی کار کند مشخص می کند.  اگر گلوگاه ایجاد شود و ظرفیت یک بخش پایین باشد ،کل کارخانه مجبور می شود  با ظرفیت پایین کار کند .  به دلیل ارزان کردن طرح صنعتی و ماشین الات وتجهیزات که از کشورها وشرکتهای مختلف و با کیفیت های مختلف تهیه می شود  ونبود مهندس مشاور صنعتی  در نهایت یک بخش کوچک در سطح یک  کارخانه که همه ظرفیتهای آن بالا است گلوگاه می شود وکل ظرفیت را پایین می آورد واین مورد در خودرو سازی ها عینیت دارد بطور مثال  یک کارخانه خودروسازی که ظرفیت اتاق رنگش پایین بود سبب شد کل ظرفیت کارخانه منوط شود به ظرفیت اتاق رنگ وهمیشه هم پشت اتاق رنگ خودرو در صف انتظار بود که از اتاق رنگ بیرون بیاید. به خاطر عدم توجه دقیق به کل سیستم زنجیره تولید یک همچون مشکلاتی بوجود می آید ویکسری ظرفیتها بلااستفاده باقی می ماند. علاوه بر این مشکلات ، تعمیرات ماشین آلات هم مشکلات ثانویه است . چون ماشین آلات از کمپانی های مختلف خریداری شده وهرکدام تکنولوژی خاص خودشان را دارند ونهایتا این تکنولوژی ها نگهداری وتعمیرات خاص خودشان را دارد . قرار دادن تجهیزات وماشین آلات خریداری شده از کشورهای مختلف در کنار هم باعث می شود که نیروی نگهداری وتعمیرات بیشتری مورد استفاده قرار بگیرد واین منجر به افزایش هزینه وکاهش بهره وری خواهد شد.یکی از معضلاتی  که باید روی آن کار کرد اینست که ممکن است نیروی کار مناسب در آن منطقه وجود نداشته باشد و این یکی از معضلات اساسی است که به سادگی قابل تأمین نیست و هزینه بسیار بالایی دارد . باید نیروی انسانی را از جاهای مختلف آورد و  اینها بسیار سخت می‌توانند در منطقة جدید که  غیربومی هستند جا بگیرند و هزینه‌های مسکن و غیره باعث شده بهره‌وری پایین بیاید  . آرایش  کارخانه هم جزفعالیت‌های  مدیریت تولید و عملکرد  است که باید به گونه‌ای چیده شود که فضای کارخانه و انبار ها کمترین وقت و زمان در زمان بهره‌برداری صرف تولید کند  و حداکثر راندمان گرفته شود . بعد از ایجاد و تاسیس ، بحث بهره‌برداری  مهمترین کاری است که بعداز جذب نیروی انسانی و ساختار مناسب کارخانه باید  داشته باشیم. برنامه‌ریزی مناسب جهت تحقق این هدف بایستی به صورت مناسب استارت بخورد . البته  این برنامه‌ریزی یک برنامه‌ریزی ظرفیت است و برنامه‌ریزی تولید و مواد در ادامه است .  اگر برنامه ریزی نباشد چه اتفاقی می افتد ؟ بحران در اثر عدم برنامه‌ریزی شکل می‌گیرد یعنی اگر قاعدتاً برنامه‌ریزی و پیش بینی مناسب داشته باشیم هیچگاه دچار بحران نباید بشویم .  همه چیز در دنیا در عصر کنونی قابل پیش بینی است. وقتی راهکارها برای رفع بحران به صورت موقت باشد  سبب افزایش هزینه می شود و  اگرپیش بینی بحران بشود می‌تواند راهکارهای آن هم داشته باشد.  متأسفانه در صنایع ما اکثراً بحران هایی کم یا زیاداتفاق می‌افتد و  این به دلیل عدم برنامه ریزی وپیش بینی همه عوامل است . ما در علم مدیریت دو نوع عامل داریم یکی عوامل قابل کنترل و دیگر عوامل غیرقابل کنترل . در کشورهای پیشرفته عوامل غیرقابل کنترل هم قابل کنترل است و چیزی به نام این عامل در زندگی مدیریت وجود ندارد . در صنایع ما جلسات مختلفی گذاشته می‌شود که اکثریت آن برای رفع بحران است اصلاً چرا جلسه؟زمانی که من یک سیستم دارم و نقش هر کدام ازبخش‌ها را تعریف کرده ام و نظم برقرار شده است جلسه چیز بیهوده‌ای است جلسه برای عدم  توجه به برنامه‌ریزی و یا ایجاد شرایط فورس ماژور برای حل مسئله است.



ارسال شده: ساعت: 8:14

کلمات کلیدی: امروزه در همه شرکت های صنعتی ، رسیدن به کالا و خدمات تلاش ، تجربيات یکی از اساتید برجسته کشور ، سید محمد رضا ابوترابی

برچسب‌ها: اجتماع