November 24, 2017 - ، ساعت 09:09
 
 
فقر نه، توهم شیشه این زن را به سمت زباله می‌کشد!


صبح ساحل-ساحل بانو-اجتماعی/صدف محمودی/  در چند سال اخیر تقریبا هرکسی حدود ساعت 11 شب  از خیابان دوازده فروردین به سمت خیابان صمدو رفته باشد، نازنین را دیده است، نازنین زنی ست که با ویلچر و سه فرزند قد و نیم قدش شب‌ها به سراغ سطل‌های زباله می‌رود و با کمک کودکانش زباله  جمع‌آوری می‌کند. صحنه چنان دل‌خراش است که قلب هر انسانی را به درد می‌آورد. آدم با خودش می‌گوید چرا زنی با چنین وضعیت جسمانی باید زباله جمع‌آوری کند یا در زباله‌ها به دنبال غذا بگردد؟ یعنی در این شهر هیچ‌کس نیست که به داد او برسد؟

تا اینکه همین چند ماه پیش عکسی از او در فضای مجازی منتشر شد که بازخورد بسیاری داشت، این عکس بارها دست‌به‌دست و بازنشر شد، یکی از مهم‌ترین بازنشرها توسط  رضا صادقی خواننده مطرح هرمزگانی انجام شد، او با انتشار ویدیو و عکس از او و خانه‌اش از مردم درخواست کمک کرد و چندی بعد به کمک مردم خانه‌ای با امکانات کامل  برای نازنین اجاره کردند، و هزینه‌های وی را متقبل شدند. انتظار می‌رفت این پایان ماجرا باشد و زندگی نازنین  و فرزندانش تغییر کرده باشد. اما متأسفانه داستان به اینجا ختم نشد و بارها پس‌ازآن بازهم این زن با همان وضعیت در جست‌وجوی زباله دیده شد و حتی  به خانه جدیدش هم نرفته است!

زهرا زارع پیر حاجی حامی زنان سرپرست خانوار  است او در تهیه خانه برای نازنین به رضا صادقی کمک کرده و با وضعیت او کاملاً آشناست. بهتر است داستان را  از زبان او بشنویم:

آقای صادقی این زن را به ما معرفی کرد ما با وی آشنا شدیم و برای او خانه به همراه وسایل کامل را تهیه کردیم. این خواسته قلبی خود نازنین بود. چند روز بعد به خواست یکی از خیرین به دیدن او در خانه جدیدش رفتیم. هدفمان این بود که برای او شغلی ایجاد کنیم. البته هرچه با او تماس گرفتم جواب نداد، به‌هرحال به آنجا رفتیم اما نازنین در خانه نبود بلکه زیبا خواهرزاده او که بیست چهار، پنج‌ساله است به همراه دو تا از بچه‌های او در آنجا بودند، در کمال ناباوری مشروبات الکلی،  قلیان و هر چیزی که فکرش را نمی‌کنید در خانه‌اش پیدا می‌شد! چند جا از فرش هم سوخته بود. اما با همه این‌ها ما در این خصوص حرفی نزدیم چراکه دوست نداشتیم در زندگی او دخالت کنیم. کار ما قضاوت کردن نیست. به خواهرزاده‌اش گفتم: نازنین کجاست، جواب تماس‌هایم را نمی‌دهد  از زیبا خواستم با او تماس بگیرد، فوراً جواب او را داد! گوشی تلفن را از او گرفتم  نازنین شروع کرد به فحش و بدوبیراه گفتن! گوشی را قطع کرد و بعد 5 دقیقه به خانه آمد با گریه و دادوبیداد گفت: دوست ندارم اینجا زندگی کنم!

  دو روز بعدازاین اتفاق صاحب‌خانه‌ای که برای او کرایه کرده بودیم  با من تماس گرفت و با عصبانیت از من پرسید این خانه را به چه کسی اجاره داده‌اید ؟ اصلاً فردی به نام (نازنین.ن) در این خانه زندگی نمی‌کند! بلکه چند دختر در اینجا ساکن هستند و هرروز هم مردان زیادی با ماشین‌های مختلف به این محل رفت‌وآمد می‌کنند!

وقتی خانه را برای نازنین اجاره کردیم قرار شد که خانه قدیمی‌اش را تخلیه کند چراکه وضعیت بسیار نامناسبی داشت، پس از شنیدن حرف‌های صاحب‌خانه،  به محل سکونت قبلی‌اش رفتیم، هرچه در زدیم در را باز نکردند. صدای تلویزیون بلند بود  و بچه در حال تماشای تلویزیون بودند، داخل شدیم نازنین بازهم نبود فهمیدم که سروقت زباله رفته است.

سری بعد با التماس و گریه از من خواست که خانه قدیمی‌اش را بازسازی کنیم اگرچه محل سکونتشان قابل تعمیر نبود، این مکان حتی سرویس بهداشتی ندارد دیوارها فروریخته و تمام وسایلش را ساس زده است، کثافت از سر و روی خانه می‌بارد اما او  گفت من دوست  ندارم در خانه جدید زندگی کنم!  قول می‌دهم اگر خانه خودم را بازسازی کنید دیگر دنبال زباله‌ها نروم.

با مشورت آقای صادقی و دوستان تصمیم گرفتیم که خانه‌اش را بازسازی کنیم. اواسط ماه محرم بود که با چند کارگر  به خانه‌اش  رفتیم، دیدیم با یک مردی در خانه نشسته‌اند با اخم و بداخلاقی برخورد کرد رفتار بسیار بدی داشت گفت نمی‌خواهم این اتاق‌ها را تعمیر کنی،  هم نازنین و هم آن مرد انگار مواد به آن‌ها نرسیده بود و هر دو خمار بودند کارگرها که این وضعیت را دیدند گفتند بهتر است برویم. 

در تماس بعدی نازنین عذرخواهی کرد و گفت من را ببخش من آن روز حالم خوب نبود گفتم تو هر وقت خماری با من رفتار بدی  داری وقتی نشئه‌ای مهربان رفتار می‌کنی!

و دوباره از من خواست که خانه‌اش را بازسازی کنم. گفت اگر من به آن خانه جدید بروم خیرها دیگر آدرسم را ندارند و نمی‌توانند به من کمک کنند، من این‌جور زندگی کردن را  دوست دارم و شوهرم من را معتاد کرده است دخترم شقایق متادون مصرف می‌کند و پسرم محمدرضا گاز فندک استشمام می‌کنند (یعنی از سه فرزند، دو فرزند او معتاد هستند)

علت پرسه نازنین در زباله‌ها مصرف شیشه است! کسانی که شیشه مصرف می‌کنند یا وسواس تمیز کردن خانه را دارند یا در زباله‌ها  پرسه می‌زنند.  این فرد هنگام صحبت تعرق دارد، اطراف دهانش پر از آفت است و مشکوک به بیماری‌هایی همچون اچ آی وی و هپاتیت است اما حاضر به انجام هیچ نوع آزمایشی نیست.  

لازم به ذکر است که آقای صادقی گفته بود  حرف‌های این زن  را ضبط کنم و از او ویدیو تهیه کنم که تمام این‌ها موجود است. صدای ضبط‌شده او را برای آقای صادقی فرستادم و او گفت خانه را از او بگیریم و در اختیار نیازمند دیگری بگذاریم.

البته پیش از ما خیرین بسیاری به او کمک کرده بودند افراد زیادی متذکر شده بودند که به او کمک نکنیم، اما آدمی همیشه امید دارد و ما به امید تغیر دست به چنین اقدامی زدیم و من شخصاً فکر می‌کردم حتماً می‌توانم او را عوض کنم اما انگار نمی‌توان فرهنگ این فرد را تغییر داد  من هم. در تمام این سال‌ها که حامی زنان بودم و در این زمینه فعالیت کردم هیچ مددجویی به‌اندازه نازنین من را اذیت نکرد او کلی هزینه و خسارت به ما وارد کرد امیدواریم مسئولین جلوی او بایستند چراکه دراین‌بین اعتماد مردم هم از بین می‌رود.

اما همان‌طور که گفته شد پیش‌تر هم افراد زیادی به او کمک کرده بودند به سراغ یکی از این خیرین رفتیم تا حرف‌های او را نیز درباره این زن بشنویم:

یک‌بار اتفاقی او را در خیابان دیدیم چند شب طول کشید تا پیدایش کردیم گفت من پاهایم سالم بود تصادف باعث شد که پاهایم از کار بیفتند پاهایم سالم است اگر فیزیوتراپی کنم می‌توانم راه بروم به همین علت با جامعه معلولین تماس گرفتیم بااینکه نازنین ایرانی نیست و شناسنامه ندارد  توانستیم به کمک جامعه معلولین برای او ویلچر تهیه کنیم.

اما کم‌کم اتفاقات عجیبی افتاد و رفتارهای مشکوک از او دیدیم:

در کنار حمایت‌ها، افراد نیازمند  باید کار یاد بگیرند نه این‌که صرفاً به آن‌ها پول بدهیم و گداپروری کنیم. در مورد نازنین نیز همین‌طور بود او را در کلاس خیاطی ثبت‌نام کردیم اما هر دفعه به یک بهانه‌ای کلاس نمی‌رفت. در رفت‌وآمدهایمان به خانه‌اش متوجه شدیم با یک مرد زندگی می‌کند که او را  برادرشوهر خود معرفی کرد. همچنین در خانه‌اش  پرنده‌های قیمتی زیادی داشت که  می‌گفت شوهر مرحومم پرنده فروش بود و این‌ها یادگار اوست.

در همین حین متوجه شدیم که موسسه بال‌های مهربانی نیز از او حمایت می‌کند، نزدیک عید وقتی برای مرتب کردن خانه‌اش رفتیم دیدیم گروهی برای تمیز کردن خانه‌اش آمده‌اند و نازنین در خانه نبود، این موسسه هرماه سبد کالا برای او می‌آورد و بچه‌هایش را دکتر می‌برد البته چند بار هم از ما برای دکتر پول گرفته بود.

چندی بعد متوجه شدیم خیلی‌ها بارها و بارها به او کمک کرده‌اند و با همین رفتارهای ضدونقیض مواجه شده‌اند ما حتی با مدرسه‌ای صحبت کردیم اما او حاضر نشد بچه‌هایش را به مدرسه بفرستد، خواستیم برای اقامتش اقدام کنیم گفت پولش را بدهید خودم اقدام می‌کنم!  درنهایت  نیز او در حال رانندگی دیده شد که برای ما شوکه کننده بود.

ازآنجا بود که شروع کردیم به تحقیق، همسایه‌ها گفتند: مردی که با او زندگی می‌کند شوهر اوست،  ماشین هم دارند! او معتاد است و بچه‌هایش را هم معتاد کرده است سرنگ و مواد مصرفی در خانه‌اش پیداکرده بودند. پس از مدتی دیگر جواب تماس‌هایمان را نمی‌داد. همچنان به پرسه در زباله‌ها ادامه داد. ما هم به حقیقت پی بردیم.  تا اینکه داستان تهیه خانه و کمک عموم مردم با همراهی آقای صادقی پیش آمد.   

قبل از اینکه این اتفاق بیفتد ما متذکر شدیم که نازنین چنین فردی ست اما کسی گوشش بدهکار نبود. آیا بهتر نبود این خرج یک نیازمند واقعی شود؟.ما برای شناخت او هزینه مادی و معنوی دادیم.  آنچه باعث ناراحتی ست این است که کار خیر باید مدرک و سند انجام داد.  وقتی با پول مردم به فردی کمک می‌شود باید جواب پس بدهید. این زن حتی یک‌شب هم در خانه‌ای که آقای صادقی برایش اجاره کرده بود نماند. آیا آقای صادقی نباید از مردم معذرت‌خواهی کند؟

در شهر بندرعباس 1600 معلول جسمی-حرکتی زندگی می‌کنند که وضعیتشان از نازنین بدتر است! 

مدیرعامل جامعه معلولین با تائید گفته‌های این خیر بیان کرد: نازنین در ابتدا با مددکارمان رفتار بدی داشت. مددکاران اجتماعی یاد گرفته‌اند که حتی اگر مورد اهانت و بی‌احترامی شود باید پیگیر کار باشند. اما همان‌طور که گفته شد رفتارهای او بسیار ضدونقیض بود.  باوجود تمامی حمایت‌ها بازهم در زباله پرسه می‌زد

 همین عکس و ماجرا در قالب کلیپی از یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش شد، ما پرونده را به استاندار وقت تحویل دادیم و ازآنجا به بهزیستی کل کشور ارسال شد چراکه رفتار این زن چهره کشور، نظام و شهر بندرعباس را زیر سؤال می‌برد. درنهایت ما به این نتیجه رسیدیم که این فرد به کمک نیازی ندارد و کار او به‌نوعی جلب ترحم است اما با همه این‌ها نمی‌توانم قضاوت کنم چراکه وظیفه ما کمک و راهنمایی ست.  

وی ادامه داد: ما یک سازمان مردم‌نهاد غیردولتی هستیم که به حیطه سیاسی و حوزه‌ای که دولت متولی آن است ورود  نمی‌کنیم تنها پیشنهادمان انجام کار روانشناسی ست، نمی‌توان به‌زور تست اعتیاد گرفت. او حتی حاضر نشدند  ام آر آی مجانی انجام دهد، در خصوص معلولیت ایشان یک متخصص باید نظر  بدهد.

در شهر بندرعباس 1600 معلول جسمی حرکتی شناخته‌شده داریم که وضع زندگی برخی از ایشان بدتر است در سطح استان  400 فرد ضایعه نخاعی زندگی می‌کنند که 200 نفر از آنان در خود شهر بندرعباس ساکن هستند. ما نمی‌توانیم تمام توجهمان  را به یک فرد بدهیم آن‌هم شخصی که از پذیرش کمک امتناع می‌کند. . اما پیشنهاد من به آقای صادقی این بود که به‌جای تهیه خانه مشکلات دیگرشان را حل کنیم.

اما حالا چه باید کرد؟ به‌راستی چه کسی مسئول نازنین‌هاست؟ افرادی که احساسات و عواطف انسان دوستانه مردم را به بازی می‌گیرند و چهره جامعه را این‌گونه خدشه‌دار می‌کنند؟ آیا بهتر نیست مقامات مسئول هرچه سریع‌تر برای جلوگیری از چنین اتفاقاتی چاره‌ای بیندیشند؟ نازنین هنوز هم شب‌ها در زباله‌ها با ویلچر پرسه می‌زند و فرزندانش را بازیچه احساسات مردم می‌کند. او حالا دیگر به حال خود رهاشده. چه کسی پاسخگوی چهره کریه شهر است که متکدیان باعث آن هستند؟  

 



ارسال شده: ساعت: 8:20

کلمات کلیدی: نازنین ، خیابان دوازده فروردین ، سطل‌های زباله

برچسب‌ها: اجتماع