September 19, 2018 - ، ساعت 02:17
 
 
به مناسبت روز جهانی زبان مادری؛
هرکس زبان مادری‌اش را فراموش کند مادرش را فراموش کرده است


صبح ساحل ، هنری - صدف محمودی// روز ۲۱ فوریه از طرف یونسکو به عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شده‌است. نامگذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام شده‌است.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز به دلیل اهمیت زیاد آن، سال ۲۰۰۸ را سال جهانی زبان‌ها اعلام کرد. پدیده جهانی شدن باعث از میان رفتن خرده فرهنگ ها و خرده زبان ها می شود، که این اتفاق با گسترش رسانه روز به روز مشهود تر است. در این گزارش به بررسی اهمیت حفظ زبان مادری، آسیب های آن در گفت و گو با یک زبان شناس پرداخته ایم. 

حس آدمی با زبان  مادری شکل می گیرد

خیرالنسا نصیری کارشناس ارشد زبان شناسی در گفت و گو با خبرنگار صبح ساحل بیان کرد: همه باید برای نگه داشتن زبان مادری مان تلاش کنیم. زبان مادری با زبان معیار تفاوت اساسی دارد: زبان معیار زبانی ست که همه با آن صحبت می کنند و هرجای کشور با هر قومیتی آن را می فهمند. زبان مادری زبانی ست که به واسطه آن رشد اولیه مان را آغاز می کنیم، زبانی که در خانه جاری ست و مادرهایمان با آن صحبت می کنند حس آدمی با زبان  مادری شکل می گیرد. واژه ها و حس درونی موجود در زبان مادری و بعد فرهنگی زبان مادری را زبان معیار ندارد. 

بندری پیشتر گویش بوده اما با از دست رفتن واژه های 

اصیل  به سمت لهجه شدن پیش می رود

من به عنوان یک ایرانی افتخار می کنم که زبان شعرا را از قرن سوم وچهارم متوجه می شوم و این در مورد همه زبان ها صدق نمی کند برای مثال در انگلیسی  برای فهم اشعار و نوشته های شکسپیر باید زبان دوره اش را بدانی. اما هرجای ادبیات بعد از اسلام ایران را دست بگذاریم متوجه آن می شویم و این نشانگر غنا و بقای زبان فارسی ست. این که می گویند کسی که زبان مادری اش را فراموش کند مادرش را فراموش کرده کاملا درست است. همیشه در ذهنمان وقتی می خواهیم گریه  کنیم یا بخندیم با زبان معیارمان گریه نمی کنیم و نمی خندیم. به همین خاطر همیشه به دانش آموزان و دانش جویانم این مساله را متذکر می شوم تا زبان مادری شان را یاد بگیرند و در حفظ آن بکوشند. همیشه حیفم می آید از این که بندری پیشتر گویش بوده اما  الان با توجه به از دست رفتن واژه های اصیل آن به سمت لهجه شدن پیش می رویم. 

علت نامگذاری این روز

اول باید بدانیم زبان مادری چیست و چرا یونسکو یک روز را در جهان به نام زبان مادری انتخاب کرده است؟ دلیل نامگذاری روز جهانی زبان مادری از زمانی آغاز شد که در سال ۱۹۵۲ دانشجویان دانشگاه‌های مختلف شهر داکا پایتخت امروزی کشور بنگلادش در تلاش جهت ملی کردن زبان بنگالی تظاهرات مسالمت آمیزی در این شهر به راه انداختند. به دنبال این حرکت دانشجویان، پلیس به آنها تیراندازی کرده عده‌ای از آنها را کشت. بعد از استقلال بنگلادش از پاکستان و به درخواست این کشور، برای اولین بار سازمان یونسکو در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۹۹ روز ۲۱ فوریه (برابر با دوم و گاهی سوم اسفند) را روز جهانی زبان مادری نامید و از سال ۲۰۰۰ این روز در بیشتر کشورها گرامی داشته می‌شود و برنامه‌هایی در ارتباط با این روز برگزار می‌گردد.

برای تقویت زبان های بومی هیچ 

پشتوانه و آموزشی نداریم

تاثیر و اهمیت زبان مادری برای همه مشخص است باید به زبان های بومی بهای بیشتری داده شود. اما برای تقویت زبان های بومی هیچ پشتوانه و آموزشی نداریم.  به غیر از آذربایجان و کردستان که بیشتر از جاهای دیگر به زبانشان بها می دهند و گویشوران و زبان شناسان آن منطقه به این مساله پرداخته اند در بقیه نقاط شاهد از بین رفتن زبان هستیم. اما با این حال بسیاری از افرادی که در تلاش اند تا در راستای زبان مادری گامی بر دارند پس رانده می شوند.زبان ایرانی در یک زبان باستانی ریشه دارد که به آن نیوایرانی گفته می شود.  فارسی امروزی  زبانی ست که ما در در ایران به وسیله آن صحبت می کنیم، اما یک زبان دیگر نیز هست که خارج از ایران از آن استفاده می شود. ایران، افغانستان و تاجیکستان از نظر زبانی همان ریشه های فارسی را دارند  پشتو هم که زبان پاکستانی هاست ریشه در زبان فارسی ما دارد  یک سری دیگر هم متاسفانه به خاطر صدمه ای که دیده اند از بین رفته و یا در حال نابودی کامل هستند مثل کُمزاری، اما در هرمزگان هنوز قسمت هایی مانند جزیره لارک به این زبان سخن می گویند. متاسفانه  زبان هایی که در ایران داریم و در معرض نابودی هستند.  تنها زبان آذری ها و کردها بی آسیب مانده است چراکه هم داخل و هم خارج از مرزها به این زبان سخن می گویند. زبان های لری، گیلکی، مازنی، اچمی( ریشه زبانی هرمزگان) و بلوچی جز رسته های زبان های در حال گذر هستند، اگر به آن ها نپردازیم روبه مرگ می روند. 

آموزش، مهم‎ترین راهکار حفظ زبان‎های مادری

این زبان شناس در پایان عنوان کرد: ما گویش های مختلف و زبان های  مختلف داریم که جایی در مراکز آموزشی یا صدا و سیما ندارند. آموزش، مهم‎ترین راهکار حفظ زبان‎های مادری ست که باید در مدارس بیشتر به کارکرد آن پرداخته شود. 

در ادامه بخشی از مقالۀ «زبان‏شناسی رادیکال در عصر 

انقراض» نوشتۀ راس پرلین را می خوانید:

جنگ قدرت در عرصه سیاست و مناسبات جهانی وجه‌ای دارد که کمتر به آن توجه می‌شود؛ زبان. زبان قدرت ‌می‌آورد و قدرت موجب حفظ یا نابودی یک زبان می‌شود. جهان امروز ما جهان انقراض‌هاست. نه فقط انقراض گونه‌های جانوری و زیستی، که انقراض گونه‌های متنوع زبانی و فرهنگی. زبان‌ها همواره در حال نابودی، تغییر شکل، و تولد بوده‌اند، اما امروز این مسیر تقریبا یک‌طرفه شده؛ زبان‌ها یکی پس از دیگری می‌میرند و اما به ندرت زبانی جدید متولد می‌شود. این نوشتار به وضعیت فعلی زبان‌ها و اهمیت حفظ آنها می‌پردازد.

انقراض زبان و فرهنگ تبعات سیاسی عمیق و دامنه‏‌داری دارد. پیش‌‏بینی می‌‏شود که نصف زبان‌های هنوز زندۀ دنیا - بیشتر زبان‌هایی که ثبت نشده، نانوشته و خارج از اجتماع خود ناشناخته‎اند-  تا پایان قرن آینده از بین بروند. گروه‏‌های چپ و لیبرال‏ اغلب به درستی به  نقش سرمایه‌‏داری و رشد بی حد و حصر آن، و همچنین به نقش خود ما به عنوان مصرف‌‏کنندگان، در انقراض گونه‏‌های زیستی اشاره می‎کنند. تعداد گونه‏‌های گیاهی و جانوری منقرض شده و در حال انقراض در عصر ما به حدی رسیده است که از این عصر به نام ششمین عصر انقراض کرۀ زمین یاد می‎کنندواقعیت این است که زبان‎ها همواره و به طور طبیعی زاده شده و می‎میرند. زبان‏‌هایی که آنها را باستانی می‏‌نامیم، زمانی زبان‏‌های زنده بوده‏‌اند که به دلایل مختلفی چون جنگ، بلایای طبیعی یا کوچ مردمان، از بین رفته‌‏اند و زبان‏‌های جدید، حاصل از تماس‌‏های اجتماعی جدید، زاییده شده‎اند. پس مرگ و تولد زبان‏‌ها امری همیشگی و طبیعی است.

 اما مسئلۀ اضطراری این است که هیچ‎وقت در طول تاریخ، زبان‎ها با این مقیاس و سرعت که در دهه‎های گذشته شاهدش بوده‏‌ایم رو به انقراض نگذاشته بوده‎اند، و در همین حال فقط تعداد محدودی زبان طبیعی جدید به دنیا آمده‎اند (زبان اشارۀ نیکاراگوئه در نیکاراگوئه و وارلپیری جدید در استرالیا از آن جمله‎اند).  به بیان دیگر، در دوران‌‏های قدیم‏‌تر، همچنان که مرگ و تولد زبان‏ها در مناطق مختلف جهان رخ می‏‌داد، چهرۀ متنوع فرهنگی‌زبانی همچنان حفظ می‏‌شد. اما امروزه مرگ زبان‏‌ها به سمت قطبی‏‌شدگی فرهنگی‌زبانی به پیش می‏‌رود.

چرا باید برای تقویت زبان‏‌های موجود در جهان تلاش کرد؟دلایل محکمی اعم از دلایل سیاسی، آموزشی‌تحصیلی، علمی و فرهنگی وجود دارد که زبان‏‌های در خطر انقراض را نجات بدهیم و زبان‎های کمتر قدرتمند را تقویت کنیمیک دلیل سرراست از منظر عدالت و حقوق اقلیت است؛ همیشه قدرتمند، زبان خود را به بی‏‌قدرت تحمیل می‏‌کند؛ با به رسمیت شناختن زبان‏‌های کم‎قدرت، آنها نیز رو به سوی توانمندی می‏‌روند و آن‎گاه رابطه‏‌های برابرتری میان گویشوران زبان‏‌های گوناگون برقرار می‏‌شود. برای بعضی نیازها یک گروه مجبور به یادگیری زبان گروه دیگر می‏‌شوند و برای نیازهای دیگر بالعکس.

دلیل دیگر این است که هر زبانی مخزنی از تاریخ، ادبیات، دانش و خرد در خود دارد که با از دست رفتن هر کدام، فرهنگ و تمدن عمومی بشر به درجاتی فقیرتر می‌‏شود ممکن است حوزۀ مورد علاقۀ شما مربوط به تکنولوژی‏‌های مدرن باشد و تمام نیازتان را در حوزۀ زبان‏‌های قدرتمند به راحتی پیدا کنید و نیازی به مخزن دانش زبان‏‌های ضعیف نداشته باشید. اما خودخواهی را کنار بگذارید. برای محققانی که به دریافت و پردازش مفاهیم -مثلاً مفهوم رنگ- در گیرنده‏‌های حسی انسان و نمود آن در مفهوم‏‌سازی ذهن علاقه دارند، یافته‎ها یا داده‎هایی از تک‌تک زبان‎های دنیا ارزشمند و روشنگرانه است.از سوی دیگر، کودکان وقتی به زبان مادری آموزش ببینند، بازده آموزشی‌شان بسیار بالاتر است، و البته حکومت‏‌ها اغلب، آنقدر درگیر تبلیغات و همسان‏‌سازی هستند که این حق اولیه را نادیده می‎گیرند.

چندزبانگی به رشد شناختی افراد و اجتماعات کمک می‏‌کند و به طور بالقوه ظرفیت همدلی و آزاداندیشی را در افراد و گروه‌ها تقویت می‏‌کند.

یک دلیل روانشناختی‌اجتماعی هم وجود دارد. پیوستگی فرهنگی و زبانی حس اجتماعی افراد را تقویت می‏‌کند و گسست‌‏های زبانی که در مدت عمر یک فرد (و نه مثلاً در طول قرن‎ها) رخ بدهد به سرگردانی در حیات اجتماعی افراد منجر می‎شود. (نمونۀ این حس سرگردانی را در پیمانه‎ای کوچک در زندگی مهاجران شاهدیم. بیشتر مهاجران با این حس بیگانگی با فرزند آشنا هستند، بیگانگی‎ای که صرفاً به دلیل اختلاف سن نیست؛ بلکه ناشی از آن است که فرزند در زبانی متفاوت با زبان والدین، رشد کرده و آموزش دیده است .چندزبانگی به رشد شناختی افراد و اجتماعات کمک می‏‌کند و به طور بالقوه ظرفیت همدلی و آزاداندیشی را در افراد و گروه‌ها تقویت می‏‌کند. اما باید دانست که چندزبانگی بیشتر از آنکه به جمعیت محدودی از انسان‌ها که در مسیر تحصیلات عالی قرار گرفته و مختارانه زبان‏‌های گوناگون را آموخته‏‌اند ارجاع داده شود، بیشتر توصیف‏‌گر وضعیت میلیون‏‌ها انسان دیگری است که گزینۀ دیگری به جز آموزش به زبان‏‌های قدرتمند همسایۀ خود نداشته‏‌اند.زبان‌ها، به مثابه منابع غیرقابل جایگزینی از امکان، تنوع و تکثر رادیکال، در خطر نابودی‌اند. گرچه گرایش‎های مشخص و پارامترهای مشخص مشترکی میان همۀ زبان‌ها وجود دارد، اما زبان‌های جهان هزاران تجربۀ طبیعی از زیست، درک و دیدن جهان به گونه‏‌های پیش‌سرمایه‏‌داری، غیرسرمایه‏‌داری و ضد سرمایه‏‌داری‌ را ارائه می‌دهند. زبان‏‌های از بین رفتۀ انسان‎های شکارچی و زندگی چوپانی بر گونه‎هایی از زیست بشری گواهی می‌دهند که بسیار متفاوت و به نظر بسیاری، بسیار برابری‏‌طلبانه‎تر از زیست امروز ما بوده‎اند.

 اینکه جوامع غیر مدرن را ضعیف و عقب‏‌مانده بخوانیم و با این استدلال که هر جامعه‎ای «خودش» باید تلاش کند که از قافلۀ مدرنیته عقب نماند و اگر ماند، دلیل خوبی برای نابودی آن جامعه است، هیچ کدام دلایل کافی برای بی‌ارزش دانستن زبان و فرهنگ جوامع نیست. این استدلال شبیه همان استدلالی است که زیست فقرا، بی‏‌خانمان‏‌ها، بیماران و افراد پیر را در جامعۀ تولیدی بی‏‌ارزش یا کم‎ارزش‌تر از زیست دیگر افراد می‏‌داند



ارسال شده: ساعت: 8:21

کلمات کلیدی:

برچسب‌ها: فرهنگ و هنر
 
 
قطار بندرعباس از مسير روسيه به اروپا وصل مي شود

ازدواج و طلاق در هرمزگان افزایش یافت

ترنم عطر وجود حضرت علی اصغر(ع) در هرمزگان

حوزه انتخابی میناب، رودان، جاسک و بشاگرد 2 نماینده در مجلس خواهد داشت

«شهرداری» در ساری یک امتیاز شیرین گرفت