October 23, 2018 - ، ساعت 02:28
 
 
ترانه ای که تنها چند روز پس از انتشار همه گیر شد
«فــهمت بُبَه بــالا» اثـــــری از گـــــروه جــــالبــــوت


صبح ساحل ، هنری -  صدف محمودی :فهمت بُبَه بالا  جدیدترین اثر گروه جالبوت است که تنها چند روز پس از انتشار جای خود را میان هرمزگانی ها باز کرده است آهنگ و ترانه این اثر متعلق به عليخان حبيب زاده می باشد و تنظيم آن را  گروه جالبوت انجام داده است.

به گزارش صبح ساحل محمدعلى ذاكرى قشمى سرپرست و خواننده این گروه پیشتر در مصاحبه ای عنوان کرده بود: از سال 1379 موسیقی را با ساز گیتار بیس شروع کردم، از همان ابتدا شروع به فعالیت در زمینه موسیقی به دنبال این بودم که کاری متفاوت را برای خودم در موسیقی انجام دهم و سعی می‌کردم تا جایی که می‌شود آثارم مانند هم نباشند.

وی ادامه داد: از سال 88 با گروه بادگیر آشنا و وارد این گروه شدم و تا آن زمان چندین اثر را ساخته بودم و پس از 5 سال همکاری با آن گروه تجاربی را کسب کردم و صلاح دیدم مسیرم را به دلایل تفاوت نظرها عوض کنم و ناگفته نماند دوستی خود را با اعضای گروه بادگیر حفظ کرده‌ام.

از اواخر سال 93 گروه جالبوت را با سه نفر راه‌اندازی کردم

ذاکری قشمی بیان کرد: از اواخر سال 93 گروه جالبوت را با سه نفر راه‌اندازی کردم و پس از یک اجرا در کافه‌ای در بندرعباس اولین اجرای رسمی گروه جالبوت اوایل سال 94 برگزار شد و با تشویق‌هایی که صورت گرفت باعث شد انگیزه بیشتری را برای این کار پیدا کنیم.

وی افزود: در دی‌ماه 1394 اولین کنسرت رسمی خود را در بندرعباس برگزار کردیم و در سال 95 نیز دو اجرای رسمی دیگر در کارنامه این گروه موسیقی تلفیقی قرار گرفت.

هدفمان استفاده از حال و احوال نوازنده‌های بومی بندرعباس است

این هنرمند اضافه کرد: هدفمان از ابتدا این بود که از حال و احوال نوازنده‌های بومی بندرعباس استفاده کنیم و به دنبال استاندارد شدن موسیقی گروه و به همین دلیل به دنبال حضور در پایتخت بودیم.

وی خاطرنشان کرد: از اولین اجراها سعی شد که نوازندگان گروه در کنار یکدیگر باشند و با حمایت‌های دیگر دوستان اعضای گروه گرد هم آمده‌ایم و حال و هوای موسیقی بندرعباسی در آثارمان یک مشخصه بارز است.

محمود طلوعی شاعر و ترانه سرا در متنی در خصوص این ترانه نوشت:

 برخی آثار خود می‌گویند از کجا نگاهم کن! چه کاری است این «فهمت ببه بالا»! چه غوغایی، چه سرکنگی‌هایی، چه دابسمش‌هایی! چه ابدانِ فعالی! این کار می‌‌تواند کاباره‌هایِ تمامیِ نژادها را برقصاند.

اما حرفم این رقص نیست. خیلی‌ها قادر به رقصاندنند، خیلی‌ها. در این رقصیدن یک مازادِ میل هست؛ میل به حرکتِ تاریخیِ روبه جلو شاید، میل به فهماندنِ چیزی که فهمِ آن سخت است و آن اعلانِ گذر به یک برهه‌یِ تاریخیِ دیگر است و ورود به عصر صنعتی.

 خاصه در پدیدارشناسیِ همین متدِ آموزشیِ الفبای مکتبخانه‌ای است که چگونگیِ انتقالِ اقناعی/ریتمیک و سینه‌ایِ فرهنگ بر ما آشکار می‌شود. ریتم به کمکِ کارهایِ شاقِ بشری می‌شتابد. ترانه‌هایِ کار تولید می‌شوند.

 نمدمالی و شکار و ماهیگیری و قالیبافی وجودیِ ریتمیک و زمانمند بخود می‌گیرند. در اغلبِ زبانهایِ نوشتاریِ امروز برای آموزشِ الفباء از موزیک بهره می‌برند. این تا اینجا! اما در موردِ علیخان و امثالهم چیز مهمِ دیگری هم هست که مرا به نوشتن کشانده و آن اینکه به این کارکردِ زیباشناختی و سرگرماندنِ ملت بسنده نکرده است.

او از آموزشِ الفیا و با سرعتِ بسیاری مخاطب را به وضعیتی انتقال می‌دهد که در آن می‌شود این الفبا را به کار گرفت و با آن جمله‌سازی کرد و زمانه را تحلیل کرد.

انگار در پایانِ اثر همه قادر به خواندنیم و هرچند موقت، به خیلِ باسوادان پیوسته‌ایم (یکباره‌ از مکتب میرویم آکادمی!). 

او زودتر از جامعه بزنگاه‌ تاریخیِ خویش را تشخیص داده و گزارش می‌کند: انحلالِ مناسباتِ فیودالیته. بدین ترتیب او در قبالِ جامعه‌یِ پایین‌ـ‌فهمِ خویش موضعی دوبارـتعلیمی بخود می‌گیرد و پیرامونِ آن کارکردِ تعلیمی، کنشی شبه‌سیاستگذارانه هم بار نتهایش می‌کند.

چه کسی جز امثالِ انگشت‌شمارِ این آقا برخوردار از چنین مشروعیتی هستند که اتمامِ دوره‌ای را اعلام کنند، مردم بپذیرند، و با رقص درونی‌اش کنند؟ چه کسی می‌تواند نهضتی سوادآموزانه‌ـ‌موزیکال براه کند و آگاهی را با مردم برقصاند؟

 این یکی از ویژگی‌هایِ گمشده‌یِ فولک است.

 آرتیستِ کاریزما کلیتِ امر سیاسی را می‌بیند و اصلن اهمیتش به این است. تا نفهمی انقلاب شده که نمیتوانی متنی انقلابی تولید کنی! حالا جالبوتِ جوان با آن شاخکهایِ تیزش دوباره نحو دیگرِ هماره جاریِ مناسباتِ ارباب‌ـ‌بندگی را در کار دیده و باز معلمی می‌کند، چراکه: اون دوره‌یِ خانخانی تمون نین! خان رفته و خانیتِ خویش را در ما به ودیعه گذاشته.

درباره فهمت بُبَه بالا

آهنگ و ترانه: عليخان حبيب زاده

تنظيم: گروه جالبوت   

درامز: آيدين رادكيا

پركاشن: محسن خاش

گيتار بيس: حامد حميدزاده

گيتار نايلون: آرش رئيسى

گيتار الكتريك: آرشام غفورى

كيبورد: آرين ميليكيان

بك وكال: هومان عمادى

@hooman2502

وكال: محمدعلى ذاكرى قشمى

نوازنده مهمان عود و پيپه: ابراهيم علوى 

ميكس و مسترينگ: رامين پير 

كاور و موشن گرافى: فاطمه ابولى فرد

طراح بك وكال: فرشيد ادهمى

ناظر وكال: سعيد هاشمى

ركورد: رامين پير، سياوش سجودى، احسان صادقى



ارسال شده: ساعت: 8:02

کلمات کلیدی: محمدعلى ذاكرى قشمى ، فهمت بُبَه بالا ، جدیدترین اثر ، گروه جالبوت

برچسب‌ها: فرهنگ و هنر
 
 
پایان فیلمبرداری "جزیره رنگین"

غفلت از خانواده در «علی البدل