December 14, 2018 - ، ساعت 16:28
 
 
ورق زدن صفحات زندگی قربانیان جامعه
از آزار بیرحمانه پدر تا فرار از خانه


صبح ساحل ، حوادث -  اعظم رام :موهایش سفید شده و در پس چهره اش غمی بزرگ  نهفته است غم  تنهایی، غم آزار از سوی همسرشیشه ای ، بزرگ کردن دختران و...مدتی است که با دو دختر نوجوانش  در خانه اجاره ای و جدا از همسر،  زندگی می کند و درخواست طلاق داده است ...

هنوز در جای جای  بدنش از کتک های بی وقفه همسرمعتادش احساس  درد می کند و هر لحظه به یاد آن  روزها و شب های می افتد که  چطور از زیر ضرب وشتم های  آن مرد ، نجات می یافت و خانه ای که  باید محل آرامش و پر از مهر باشد کلبه وحشت او و دو دخترش شده بود...فرزانه در همان روزهای سخت که همسر بیکارش شیشه مصرف کرده است و به دفعات به او و دخترانش تهمت های می زند به یاد حرفهای یکی از همسایگانش می افتد که به مرکز مداخله دربحران بهزیستی مراجعه کند ...مردخواب است و زن جوان از این  فرصت استفاده وبه همراه دخترانش از خانه بیرون می روند و به مرکز مراجهه و آنجا به مدت دو ماه در خانه امن زندگی می کنند، در همین فاصله ، مشاوره این مرکز بهزیستی  از  همسر فرزانه  می خواهند  به مرکز ترک اعتیاد مراجعه کنند اما مدتی می گذرد مرد اقدام به ترک اعتیاد  نمی کند  و زن درخواست طلاق می دهد.  حدود چند ماهی است که این زن میانسال همراه دخترانش به کمک مسوولان بهزیستی استان،  خانه ای را اجاره و در محل امنی زندگی می کند…

مرد کوچک

با دستان کوچکش دستمال کاغذی می فروشد وپول اندکی که در طی روز به دست می آورد را به مادربیمارش می دهد، او با این  سن و سال کم ،خودش را مرد خانواده می داند و کمک حال مادر  در بزرگ کردن دو دختر کوچکتر از خود است...این مرد کوچک که مدتی قبل 7 سالگیش را پشت سر گذاشته و وارد سن 8 سالگی شده است هیچ وقت طعم محبت پدر را نچشید چرا که  همیشه  پدر خمار بود و همه را به فحش و کتک می بست تا آنکه سال قبل بر اثر دوز بالای مواد مخدر جان سپرد...

  از وقتی یادش می آید اسم کودک کار را یدک می کشد که با دیدن ماموران شهرداری و انتظامی پا به فرار می گذارد تا آنکه در یکی از روزها به همراه چند کودک دیگر  به تله ماموران ارگان های ذیربط می افتد و به بهزیستی منتقل می شود... این کودک چند روزی مهمان مجتمع الزهرا می شود و مسوولان بهزیستی با جویا شدن حال خانواده اش، آنها را تحت پوشش بهزیستی قرار می دهند و امسال این کودک پا به مدرسه می گذارد ...

بارداری و فرار از منزل

یک اشتباه کودکانه ، باعث می شود مسیر زندگی اش تغییر کند و نوزادی ناخواسته پا به این دنیا بگذارد که به جای آغوش مادر ، در شیرخوارگاه عمر را سپری کند. مریم  16 ساله ،  مدتی قبل پس از ارتباط نامشروع  با پسر همسایه، از وی باردار می شود و زمانی که آن پسر از این موضوع مطلع می شود خود را  از  او دور می کند و حاضر نمی شود او را ببیند ...   این نوجوان  سرخورده و افسرده که خود را باعث آبروریزی خانواده اش میداند  نمی تواند این اتفاق را به خانواده اش که فکر می کنند او سرش به کتاب و درس مشغول است بیان نماید  پس فرار از خانه را ترجیح می دهد ...

 از یکی از شهرستانهای استان به بندرعباس می آید و بدون هدف در خیابانها و بوستانها روز و شب می گذارد تا آنکه توسط ماموران انتظامی دستگیر می شود... اوسپس  به مرکز مداخله در بحران بهزیستی منتقل و پس از  آزمایش مشخص می شود مریم  5 ماهه باردار است... وی در  مرکز بازپروری زنان نگهداری می شودو در این مدت خانواده اش در جریان موضوع قرار می گیرند وحاضر می شوند نوزاد را به دنیا بیاورد ولی به خانه نیاورد... نوزاد پسر به دنیا میاد و به شیرخوارگاه بهریستی تحویل داده می شود ، مریم نیز که در این مدت تحت نظر روانشناسان و مشاوران است  پشیمان از کار  گذشته به خانه باز  می گردد و تمام تمرکزش را به تحصیل می گذارد...

ناامن بودن خانه برای دختران

با کمک بهزیستی استان هرمزگان می تواند خانه ای را اجاره کند و بعد از مدتی که همراه با دخترانش در  مرکز بازپروری زنان زندگی می کرد پا به این خانه بگذارد... همسرش پس از ازدواج با زن دیگر، او و فرزندانش را رها می کند و خود به تنهایی خانواده 6 نفری را می چرخاند ... مدتی قبل این زن در کمال ناباوری می فهمد که دو دختر نوجوانش توسط 3 پسرجوانش که معتاد به شیشه هستند  مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند، باور این موضوع برایش سخت است و شب و روز به زندگی نابسامانش اشک می ریزد اما تصمیم می گیرد تا دخترانش را نجات دهد به همین علت پس از پرس و جو،  دست دخترانش را می گیرد و بدون اینکه کسی از رفتنشان باخبر شوند از خانه بیرون می زنند و به سمت  مرکز مداخله دربحران بهزیستی  شهرستان به راه می افتند... او در آنجا که مامن خود می داند بیان می کند: « دو دخترم بارها مورد اذیت و آزار پسرانم که همگی متاهل هستند قرار گرفتند و اگر اعتراضی می کردند آنها را به باد کتک می گرفتند و به همین خاطر تسلیم خواسته های شرم آور آنها بودند «.  پس از آزمایش ها و گفتگوها حرفهای این مادر به اثبات می رسد  و مسوولان آنها را به مدت دو ماه در مرکز بازپروری زنان نگهداری می کنند ...

 نجات یاس از دست پدرشکنجه گر

منزوی است و به سختی حرف می زند سعی می کند از افراد دوری کند ، عروسکی که مددکار اجتماعی به او هدیه داده بغل می کند و در گوشه حیاط می نشیند و به نقطه ای خیره می شود... او کودکی نکرده و نمی داند دوران کودکی چه دوران زیبایست دوران بازیگوشی ، دوست یابی و...  کودکیش را در خانه ای گذراند که پدر در هنگام توهم با شیشه ،سر هر موضوعی  او و برادرش را به باد کتک می گرفت  تا آنکه آن روز شوم فرا رسید ... یاس در اتاق  به تنهایی مشغول مشق نوشتن است که سایه مردی بر بالای سرش سنگینی می کند نگاهی می اندازد پدرش است ولی با چهره ترسناک تر از قبل ، احساس خوبی ندارد می خواهد از این اتاق فرار کند ولی این مرد 35 ساله  مانع از رفتنش می شود و ... این آزار و اذیت ها تا دو سال ادامه می یابد  تا آنکه یکی از همسایه ها از این موضوع مطلع می شود و با اورژانس اجتماعی ( 123 )تماس می گیرد... کادر اورژانس به محل می رسند و یاس و برادرش را به بهزیستی منتقل می کنند، پدر و مادر یاس  به دادگاه معرفی معرفی می شوند...

خودکشی نافرجام امیر

چشمانش را به سختی باز می کند، نگاهی به اطراف می اندازد پدر و مادرش را  کنار تخت می بیند که اشک می ریزند و پزشکی که به آنها می گوید حال پسرتان خوب است و خطر رفع شده است ... دقایقی طول می کشد تا به خود می آید و می فهمد که خوردن قرص ها برای خودکشی اش نافرجام بوده است  ... این پسر 18 ساله صبح همان روز با شنیدن جواب رد  خواستگاری از سوی دختر مورد علاقه اش ، زندگی را تمام شده می داند و با خوردن چند قرص می خواهد به زندگی اش پایان دهد اما به موقع متوجه شدن مادر ، او از مرگ نجات می یابد... امیر پس از بهبودی از بیمارستان مرخص می شود، روزها می گذرد و اوضاع روحی امیر وخیم تر می شود. تا آنکه یکی از روزهای پاییز  وی با پرخاشگری می خواهد باز خودکشی کند خانواده نگران حالش هستند و سریع به اورژانس123 تماس می گیرند و درخواست کمک دارند ... مددکار پس از صحبت های فراوان او را راضی می کند که دست از خودکشی بردارد  و ...

حمایت از افراد در معرض آسیب اجتماعی

حمایت از افراد در معرض آسیب اجتماعی از قبیل: کودک آزاری، همسر آزاری،  دختران فراری ، کودکان کار وخیابانی،  خانواده های در معرض طلاق، خودکشی و....از وظایف اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی است که  فعالیت‌ها اورژانس اجتماعی  در چهار شکل مرکز مداخله در بحران فردی، اجتماعی خانوادگی با مراکز مستقر ثابت،  خط تلفن 123 ، خودروهای سیار و پایگاه خدمات اجتماعی انجام می‌شود. مراکز ثابت در مناطق آسیب‌زا و عمدتاً حاشیه‌نشین است که  حداقل یک روانشناس و یک مددکار در آن مستقر بوده و با فعالیت مددکاری اجتماع محور برای کمک به حل مشکلات مردم اقدام می‌کند.

به گفته مینا کرمستجی مسوول اورژانس اجتماعی 123  بهزیستی شهرستان بندرعباس، این اورژانس یکی از برنامه‌های مداخله در مسائل اجتماعی با هدف پیشگیری از آسیب‌ها و برای حل مشکلات مردم، از سال 87  در  سه سطح در هرمزگان  شروع به فعالیت کرد. سطح یک اورژانس اجتماعی (مرکز مراکز مداخله در بحران استان)  با  مدیریت شهرستان بندرعباس ، سطح 2  شامل  شهرستانهای میناب و قشم  وحاجی آباد است که دارای مرکز اقامتی 12 ساعته با  ارائه خدمات به گروه های هدف است  و همچنین سطح سه: مربوط به شهرستان های مانند پارسیان، رودان، بستک ولنگه می شود که فقط خط تلفن 123 دارند  و فاقد مرکز اقامتی است .

همسر آزاری, کودک ازاری, اختلافات

حاد خانوادگی بیشترین تماسهای 123

مینا کرمستجی ، میانگین تماس روزانه با خط 123، 4 تماس تلفنی ذکر کرد و افزود: بیشترین تماسهایی که با خط اورژانس اجتماعی گرفته میشود مواردی در زمینه همسرآزاری, کودک آزاری, اختلافات حاد خانوادگی است.وی ادامه داد:این خط به صورت شبانه روزی فعالیت می کند و متشکل از یک نفر کارشناس روانشناسی و یک نفر کارشناس مددکاری اجتماعی هست که به صورت 24 ساعت اماده پاسخگویی به همشهریان می باشد.

کرمستجی در خصوص فعالیت‌های مرکز مداخله در بحران فردی، اجتماعی خانوادگی ، اظهار داشت: این مراکز در مواقع بحران خانواده،‌ زوجین در معرض طلاق، کودک آزاری، خشونت خانگی و افرادی که تمایل به خودکشی دارند یا خودکشی نافرجام داشته‌اند یا خانواده‌هایی که فردی از خانواده را به دلیل خودکشی از دست داده‌اند، زنان در معرض آسیب، دختران و پسران فراری و امثال آن وارد ماجرا می‌شوند و البته اقدامات در این مراکز از طریق مراجعه مستقیم به این مراکز انجام می‌شود.وی به  فعالیت‌های دفتر آسیب‌دیدگان اجتماعی نیز اشاره کردو گفت: ‌فعالیت‌ این دفتر نیز شامل ارائه خدمات تخصصی می‌شود که در این بخش به کودکان کار، کودکان خیابانی، دختران پناهجو (در خانه سلامت)، افراد دچار اختلالات جنسی، افراد در معرض خودکشی و افراد متقاضی طلاق خدمات داده می‌شود.کرمستجی با بیان مطالبی در خصوص همسر آزاری ، از شهروندان خواست تا خشونت علیه همسر و کودک را به تلفن اورژانس اجتماعی با شماره تماس ۱۲۳ اطلاع دهند تا کمک های لازم برای آنان انجام شود و گفت:مرکز مداخله در بحران، تیم‌های سیار و کارشناسان خط تلفنی اورژانس اجتماعی به موارد خشونت علیه همسر و همسر آزاری و کودک آزاری  رسیدگی می‌کنند. 



ارسال شده: ساعت: 8:08

کلمات کلیدی: کتک های بی وقفه ، همسرمعتادش ، فرزانه ،

برچسب‌ها: حوادث
 
 
قطار بندرعباس از مسير روسيه به اروپا وصل مي شود

ازدواج و طلاق در هرمزگان افزایش یافت

ترنم عطر وجود حضرت علی اصغر(ع) در هرمزگان

حوزه انتخابی میناب، رودان، جاسک و بشاگرد 2 نماینده در مجلس خواهد داشت

«شهرداری» در ساری یک امتیاز شیرین گرفت