14

بهمن

1404


سیاسی

22 اردیبهشت 1404 08:41 0 کامنت

در جهانی که سرعت تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فناورانه، ساختارهای حکمرانی را پیوسته به چالش می‌کشد، مفهوم رضایت مردم از عملکرد حاکمیت، دیگر یک شعار تبلیغاتی یا آرمان اخلاقی نیست؛ بلکه شاخصی کلیدی برای سنجش سلامت و پایداری نظام‌های حکمرانی در قرن بیست‌و‌یکم به شمار می‌آید. دیگر نمی‌توان به صرف داشتن نهادهای رسمی، عنوان دموکراسی یا شعار عدالت، مشروعیت را به‌صورت پیش‌فرض پذیرفت. حکمرانی مؤثر، به معنای هم‌راستایی منافع عمومی با سیاست‌گذاری‌ها، شفافیت در فرآیندهای تصمیم‌گیری، پاسخگویی نهادها و مهم‌تر از همه، احساس دیده‌شدن و مشارکت شهروندان در مسیر اداره کشور است. در این میان هر اندازه که حکمرانی از مسیر عقلانیت، شایسته‌سالاری و اعتمادسازی فاصله بگیرد، رضایت عمومی نیز دچار فرسایش خواهد شد و در نهایت، کارآمدی کل سیستم را تهدید می‌کند.

تناسب حکمرانی با رضایت مردم، اگرچه مفهومی بدیهی به نظر می‌رسد، اما در عمل، یکی از پیچیده‌ترین معادلات سیاسی و اجتماعی است. این تناسب، زمانی برقرار خواهد شد که سیاست‌گذار بداند صرفاً تصویب قانون یا صدور بخشنامه به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه آنچه برای مردم مهم است، کیفیت تجربه زیسته آن‌ها از تصمیمات حاکمیتی است. مردم آنچه را که حس می‌کنند، معیار قضاوت قرار می‌دهند؛ نه آنچه را که رسانه‌های رسمی روایت می‌کنند. اگر میان وعده‌های سیاستی و واقعیت‌های روزمره مردم فاصله باشد، حتی بهترین سیاست‌نامه‌ها نیز به درد کتابخانه‌ها خواهند خورد، نه زندگی شهروندان.

در این میان، حکمرانی مؤثر بر پایه سه ستون اعتماد، کارآمدی و پاسخگویی استوار است. اعتماد، کالایی گران‌بهاست که با تصمیمات ناعادلانه، مدیریت ضعیف یا نادیده‌گرفتن خواست عمومی، به‌سادگی از بین می‌رود. وقتی مردم احساس کنند تصمیمات حاکمیت از دغدغه‌های واقعی آن‌ها فاصله گرفته، دیگر با امیدواری به صندوق رأی نگاه نمی‌کنند یا خود را درگیر تحولات اجتماعی نمی‌سازند. فاصله گرفتن مردم از دولت، نه‌تنها مشارکت سیاسی را کاهش می‌دهد، بلکه بستر نارضایتی اقتصادی، مهاجرت نخبگان، گسترش بی‌اعتمادی و حتی بروز تنش‌های اجتماعی را فراهم می‌کند.

تناسب حکمرانی با رضایت مردم در گرو توانایی حاکمیت برای شنیدن صداهای متفاوت، شفاف‌سازی تصمیمات و پذیرش مسئولیت است. حکمرانی مؤثر، حکمرانی از بالا به پایین نیست؛ بلکه فرآیندی دوطرفه و مشارکتی است که در آن، مردم تنها تابع تصمیمات نیستند، بلکه جزئی از روند تصمیم‌سازی‌اند. اگر مردم احساس کنند که در سیاست‌گذاری نقش دارند، در صورت موفقیت، از آن دفاع می‌کنند و در صورت شکست، برای اصلاح آن تلاش خواهند کرد. اما در غیاب این مشارکت، حتی یک تصمیم درست نیز ممکن است با مقاومت عمومی روبه‌رو شود؛ زیرا «چگونه تصمیم‌گیری» گاه مهم‌تر از «چه تصمیمی» است.

برای حکمرانی قاطع و مؤثر، داشتن چشم‌انداز کافی نیست، بلکه داشتن نقشه راه و شجاعت در اصلاحات اساسی نیز لازم است. قاطعیت در حکمرانی نه به معنای تحکم، بلکه به معنای صداقت، شفافیت و پیگیری بی‌وقفه منافع مردم است. گاهی حاکمان با این تصور که مردم از سخت‌گیری یا محدودیت‌ها راضی‌اند، تصمیماتی اتخاذ می‌کنند که به مرور باعث انزجار عمومی می‌شود. رضایت مردم زمانی حاصل می‌شود که عملکرد نهادهای حاکمیتی ملموس، عادلانه و مؤثر باشد؛ نه زمانی که فقط نمایش قدرت داده می‌شود.

رضایت مردم متغیری وابسته به متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی زیست‌محیطی است. در جوامعی که تورم افسارگسیخته، بیکاری مزمن و کاهش کیفیت زندگی به معضلی فراگیر تبدیل شده، نمی‌توان از رضایت عمومی سخن گفت. مردم، ارزش حکمرانی را در سفره خود می‌سنجند، در کیفیت آموزش فرزندانشان، در دسترسی به خدمات درمانی، در شفافیت حقوقی، در مبارزه واقعی با فساد، و در پاسخگو بودن مقامات. چنانچه این انتظارات برآورده نشود، هرگونه تبلیغات یا وعده‌های سیاسی، تنها به افزایش شکاف بین مردم و حاکمیت دامن می‌زند.

در همین راستا، نظام‌های حکمرانی مدرن برای سنجش رضایت عمومی، به شاخص‌هایی فراتر از نرخ مشارکت سیاسی روی آورده‌اند. نظرسنجی‌های ادواری، رصد شبکه‌های اجتماعی، تحلیل محتوای رسانه‌های مستقل و حتی ارزیابی رضایت شهروندان از خدمات عمومی، ابزارهایی هستند که امروزه در تصمیم‌سازی‌های کلان به کار گرفته می‌شوند. اگر حاکمیت بخواهد تناسب قاطعی با خواست عمومی داشته باشد، باید نسبت به این صداهای مردمی حساس و انعطاف‌پذیر باشد. حکمرانی سنگ‌وار و غیرقابل انعطاف، حتی اگر نیت خیر داشته باشد، در نهایت مسیر فروپاشی اجتماعی را هموار می‌کند.

فراموش نکنیم که رضایت عمومی نه به‌سرعت حاصل می‌شود و نه به‌آسانی حفظ می‌گردد. باید زیرساخت‌های آن با دقت بنا شوند؛ از نظام آموزشی گرفته تا رسانه‌های مستقل، از توسعه عدالت اجتماعی تا تقویت نهادهای مدنی. هر کدام از این اجزا، قطعه‌ای از پازل حکمرانی خوب و متناسب‌اند. در این میان، رسانه‌های مستقل نقشی حیاتی دارند. آن‌ها پل ارتباطی میان حاکمیت و مردم‌اند و می‌توانند بازتاب‌دهنده خواست عمومی، نقد عملکردها و حتی تقویت‌کننده همبستگی ملی باشند.

در مجموع، نمی‌توان از تناسب قاطع حکمرانی با رضایت مردم سخن گفت، مگر آنکه فرهنگ پاسخگویی، اصلاح‌پذیری و شفافیت در تمام لایه‌های حکومت نهادینه شود. مردم اگر بدانند که حاکمانشان به صدای آن‌ها گوش می‌دهند، به آن‌ها احترام می‌گذارند و حتی اشتباهات خود را می‌پذیرند، اعتماد می‌کنند و در کنار دولت می‌ایستند. اما اگر چنین نباشد، حتی حکومتی با ابزارهای گسترده قدرت نیز در برابر موج نارضایتی مردمی تاب نمی‌آورد.

در جهان امروز، قدرت واقعی، نه در سرنیزه و ابزار تحمیل، بلکه در جلب رضایت و اعتماد مردم نهفته است.

دیدگاه ها (0)
img

بازگشت النصر به صدر در غیاب کریستیانو رونالدو

برگزاری کمیسیون پزشکی حج تمتع برای ۲۹۵ زائر

جزئیات جدید از نحوه فعالیت صندوق‌های ارزی در بورس اعلام شد

برگزاری حضوری کلاس‌های تحصیلات تکمیلی در نیمسال دوم

هزینه‌ معیشت دی به بهمن ماه ۱۰ میلیون تومان افزایش یافت

قیمت‌گذاری خودرو هفته آینده تعیین تکلیف می‌شود

خسارت میلیون دلاری شرط بندی‌ها بعد از حمله نکردن ترامپ به ایران

آغاز پروازهای تهران - نجف و بالعکس از ۱۳ بهمن/ از سرگیری پروازهای استانبول به زودی

تحریم‌های جدید انگلیس علیه ایران

رکوردشکنی بازدهی و سودآوری پالایش نفت بندرعباس در بازار سرمایه/رشد ۱۷۳ درصدی سهام شبندر و ثبت سود ۵۳ همتی در ۹ ماهه ۱۴۰۴

عقبگرد دلار به کانال 154 هزار تومان

منشا بوی گاز احتمالاً از کشتی‌های حامل سوخت گاز مایع است

سرمربی لژیونرهای ایرانی در الوحده مشخص شد

فهرست کالاهای اساسی مشمول بسته حمایت از صنایع ابلاغ شد

بنیامین فرجی در جمع چهار نفر برتر جوانان جهان

خـبر فوری:

تکذیب خبر واریز کالابرگ ۴ میلیونی ویژه ماه رمضان