بین الملل
پیمان ابراهیم، توافقی که در سال ۲۰۲۰ میان رژیم صهیونیستی و چند کشور عربی امضا شد، از همان آغاز خود را بهعنوان «دروازه صلح و توسعه» معرفی کرد. اما با گذشت چند سال و وقوع جنگهای تازه در غزه، چهره واقعی آن بیش از پیش آشکار شده است؛ پیمانی که بیش از آنکه به صلحی واقعی منجر شود، بستری برای گسترش نفوذ رژیم صهیونیستی و تقویت حضور قدرتهای فرامنطقهای در خاورمیانه بود. در این میان، نشست شرمالشیخ در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۵، که با حضور دونالد ترامپ، برخی رهبران عربی و مقامات غربی برگزار شد، تلاش تازهای بود برای احیای این مسیر. هرچند این نشست در ظاهر با عنوان «پیمان صلح برای غزه» برگزار شد، اما در واقع تلاشی برای بازسازی چهرهای مثبت از پیمان ابراهیم و بازگرداندن آن به صحنه سیاسی منطقه به شمار میرفت.
پیمان ابراهیم؛ از وعده صلح تا بیاعتنایی به عدالت
در نگاه نخست، پیمان ابراهیم بهعنوان طرحی برای پایاندادن به دههها دشمنی میان رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی معرفی شد. اما در پسِ این عادیسازی، مسئلهای اساسی نادیده گرفته شد: حقوق ملت فلسطین و ریشهی اصلی بحران خاورمیانه. رژیم صهیونیستی در حالی توانست در سایه پیمان ابراهیم به بازارهای اقتصادی جدیدی دست یابد که همچنان به سیاستهای اشغالگرانه خود در کرانه باختری و غزه ادامه میداد. هیچ سازوکار الزامآوری برای توقف شهرکسازیها، بازگشت آوارگان یا رفع محاصره غزه در این پیمان گنجانده نشد. از همین رو، پیمان ابراهیم از دید بسیاری از ناظران نه ابزاری برای صلح، بلکه تلاشی برای نرمالسازی ظلم و اشغالگری بود.
جنگ غزه و فروپاشی چهره دیپلماتیک پیمان
وقوع جنگ خونین غزه از سال ۲۰۲۳، تمام شعارهای صلحطلبانهی پیمان ابراهیم را به چالش کشید. تصاویر ویرانی و شهادت هزاران غیرنظامی فلسطینی، موجی از خشم در جهان عرب و اسلام ایجاد کرد و بسیاری از ملتهای عربی، دولتهای خود را به خاطر همکاری با رژیم صهیونیستی زیر سؤال بردند. در نتیجه، روند عادیسازی روابط که قرار بود گسترش یابد، متوقف شد و حتی برخی کشورها تماسهای دیپلماتیک خود را محدود کردند. پیمان ابراهیم در عمل به پروژهای نیمهتعطیل تبدیل شد که حامیان آن برای بازسازی وجههاش به دنبال فرصتی تازه بودند.
نشست شرمالشیخ؛ صلح یا بازسازی چهره صهیونیسم؟
نشست شرمالشیخ در پاییز ۲۰۲۵ با عنوان «قمة السلام فی غزه» برگزار و معرفی شد، اما واقعیت آن پیچیدهتر بود. ترامپ با علاقه نشان دادن به سیاست خارجی خاورمیانه تلاش کرد از بحران انسانی غزه به عنوان سکوی بازگشت خود استفاده کند. در این نشست، طرحی برای آتشبس و مدیریت موقت غزه ارائه شد که در ظاهر با حمایت کشورهای عربی همراه بود، اما بسیاری از تحلیلگران آن را مدلی برای کنترل غیرمستقیم غزه توسط بازیگران غربی و متحدانشان دانستند. در بیانیه پایانی شرمالشیخ، هیچ اشاره روشنی به پایان محاصره، محاکمه جنایات جنگی یا تضمین استقلال فلسطین دیده نمیشد. در عوض، تأکید بر همکاری اقتصادی، بازسازی با نظارت بینالمللی و «تثبیت ثبات امنیتی» محور قرار گرفت؛ عباراتی که عملاً به معنای حفظ وضع موجود و مشروعیتبخشی به حضور رژیم صهیونیستی در معادلات منطقه است.
اهداف پنهان؛ مهار مقاومت و بازگشت به پیمان ابراهیم
تحلیل دقیقتر نشان میدهد که نشست شرمالشیخ در واقع ادامه مسیر پیمان ابراهیم بود، اما با ظاهری نرمتر و انساندوستانهتر. در واقع، آنچه در شرمالشیخ رقم خورد، بازتعریف پیمان ابراهیم در قالبی جدید بود؛ پیمانی که این بار با استفاده از ادبیات صلح، کمکهای بشردوستانه و بازسازی، میکوشد همان اهداف قدیمی یعنی نفوذ و مهار جریان مقاومت را دنبال کند. برخی ناظران عربی حتی از شرمالشیخ به عنوان «ابراهیم ۲» یاد کردهاند؛ طرحی که میخواهد با چهرهای تازه و با محوریت قدرتهای اقتصادی عرب، روابط با رژیم صهیونیستی را از سر بگیرد و آن را با نام بازسازی غزه توجیه کند.
نگاه جمهوری اسلامی ایران
از دید جمهوری اسلامی ایران، چنین روندی بهروشنی نشان میدهد که جریان سلطه همچنان به دنبال تحمیل صلحی بدون عدالت است. ایران بارها اعلام کرده است که هرگونه طرح صلح واقعی باید بر پایه سه اصل باشد: پایان اشغالگری، بازگشت آوارگان و تشکیل دولت مستقل فلسطینی با مرکزیت قدس شریف.در غیر این صورت، هر توافقی حتی اگر با ظاهری بشردوستانه ارائه شودتنها به تحکیم اشغال و تضعیف مقاومت میانجامد. ایران و جریانهای مقاومت معتقدند صلح پایدار از مسیر مقاومت و وحدت ملتها حاصل میشود، نه از طریق توافقاتی که بدون حضور نمایندگان واقعی فلسطینی و در پایتختهای غربی یا عربی نوشته میشود.
آینده پیمان ابراهیم پس از شرمالشیخ
پیمان ابراهیم پس از نشست شرمالشیخ وارد مرحله تازهای شده است. حامیان غربی و عربی آن میکوشند با تکیه بر بازسازی اقتصادی غزه و وعده سرمایهگذاریهای جدید، مشروعیت ازدسترفته خود را بازگردانند. ملتهای منطقه امروز بیش از هر زمان دیگر آگاهاند که صلح واقعی بدون عدالت، به معنای استمرار ظلم است. تجربه پیمان ابراهیم و نشست شرمالشیخ نشان داد که «صلح تحمیلی» نهتنها امنیت نمیآورد، بلکه بذر بیاعتمادی و تنش را بیشتر میکارد.
نتیجهگیری
پیمان ابراهیم که زمانی به عنوان نقطه عطفی در روابط اعراب و رژیم صهیونیستی معرفی میشد، اکنون در بحران مشروعیت به سر میبرد. آینده این پیمان وابسته به این است که آیا ملتها و دولتهای منطقه میپذیرند صلح را بر پایه عدالت و آزادی تعریف کنند، یا همچنان در چارچوب معادلات قدرت و منافع خارجی گرفتار خواهند ماند. از نگاه ایران و ملتهای آزاده، صلح زمانی معنا دارد که بر پایه پایان اشغال، آزادی قدس و بازگشت کرامت به مردم فلسطین بنا شود.هر توافقی که این اصول را نادیده بگیرد، هرچند در ظاهر با نام صلح و توسعه امضا شود، در حقیقت ادامه همان سیاست قدیمی اشغال و نفوذ است و تاریخ نشان داده که چنین صلحهایی پایدار نخواهند بود.
روزنامه صبح ساحل
جدیدترین اخبار
بازگشت النصر به صدر در غیاب کریستیانو رونالدو
برگزاری کمیسیون پزشکی حج تمتع برای ۲۹۵ زائر
جزئیات جدید از نحوه فعالیت صندوقهای ارزی در بورس اعلام شد
برگزاری حضوری کلاسهای تحصیلات تکمیلی در نیمسال دوم
هزینه معیشت دی به بهمن ماه ۱۰ میلیون تومان افزایش یافت
قیمتگذاری خودرو هفته آینده تعیین تکلیف میشود
خسارت میلیون دلاری شرط بندیها بعد از حمله نکردن ترامپ به ایران
آغاز پروازهای تهران - نجف و بالعکس از ۱۳ بهمن/ از سرگیری پروازهای استانبول به زودی
تحریمهای جدید انگلیس علیه ایران
رکوردشکنی بازدهی و سودآوری پالایش نفت بندرعباس در بازار سرمایه/رشد ۱۷۳ درصدی سهام شبندر و ثبت سود ۵۳ همتی در ۹ ماهه ۱۴۰۴
عقبگرد دلار به کانال 154 هزار تومان
منشا بوی گاز احتمالاً از کشتیهای حامل سوخت گاز مایع است
سرمربی لژیونرهای ایرانی در الوحده مشخص شد
فهرست کالاهای اساسی مشمول بسته حمایت از صنایع ابلاغ شد
بنیامین فرجی در جمع چهار نفر برتر جوانان جهان