فرهنگی و هنری
همین چند وقت پیش بود که انتشار قاچاقی فیلم شخصی بازیکن تیم ملوان بندرانزلی باعث شد مجریِ تازهکار و کمتخصص یک برنامه تلویزیونی آن را «زشت» و مصداق «بیحیایی» معرفی کند و بگوید آنقدر بد است که حتی نمیتواند دربارهاش حرف بزند. حالا در فاصله کوتاهی از این اظهارنظر، فحشهای رکیکِ خداداد عزیزی به نحوی واضح از آنتن زنده پخش میشود که بیننده لحظهای فکر میکند شاید اشتباهی شنیده، اما با تکرار این اتفاق و شنیدن فحشِ بعدی متوجه میشود اشتباه نکرده و به همراه خانواده آن هم پای تلویزیون، فحشهایی رکیک را به سلیسترین شکل ممکن شنیده است.
شهرت به واسطه فحاشی
بخش مهمی از ماجرا به بحران الگوی رفتاری در شبکههای اجتماعی برمیگردد. امروزه بسیاری از بلاگرها و تولیدکنندگان محتوا، با استفاده از همین سبک بیان به شهرت میرسند. واقعیت این است که شبکههای اجتماعی چه بخواهیم و چه نخواهیم الگو میسازند.
وقتی بخشی از بلاگرها با لحن تند و کلمات تحقیرآمیز، مخاطب جذب میکنند، این پیام ناگفته به جامعه ارسال میشود که فالوئر گرفتن با فحاشی ممکن است. البته این بخش از ماجرا محدود به بلاگرها نیست و نمیتوان همۀ مسئولیت را بر دوش چند چهره مجازی گذاشت، آن هم زمانی که یکی از مشهورترین چهرههای فوتبال ایران بیپروا روی آنتن زنده فحش میدهد. اما بالاخره نقش برخی «بلاگرهای فحش» نیز در عادیسازی این سبک از بیان قابل انکار نیست و بخشی از مخاطبان همان الگوی رفتاری و گفتاری را وارد زندگی عادی میکنند.
آنتن زنده را با لایو اینستاگرام اشتباه میگیرند
دلیل دیگری که میتوان برای اتفاق رخداده روی آنتن زنده درنظر گرفت، پایین آمدن وزن و اعتبار رسانه رسمی است. تلویزیون و حتی برنامههای زنده، دیگر آن جایگاه قدیمی را برای مردم ندارند؛ امروز برای خیلیها، برنامه زنده تلویزیون تفاوت زیادی با یک لایو اینستاگرامی یا یک گفتوگوی معمولی اینترنتی ندارد.
وقتی مخاطب چنین احساسی دارد، مهمان برنامه هم فضای استودیو را جدیتر از یک گفتوگوی روزمره با دوستان خودش نمیبیند. احساس نمیکند لازم است روی تکتک کلماتش حساس باشد یا لحنش را کنترل کند. وقتی هم مرز بین یک گفتوگوی رسمی و یک گفتوگوی کاملاً دوستانه کمرنگ شود، وقوع چنین اتفاقاتی دیگر عجیب به نظر نمیرسد.
وقتی فحش به «ژست» تبدیل میشود
با کنار هم گذاشتن این نشانهها، تصویر بزرگتری دیده میشود؛ فحش دادن آسان شده چون الگوهای رفتاری تغییر کرده و فحش حتی جای شوخطبعی را گرفته است. مسئله مهم اما، تأثیر بر نسل نوجوان است؛ نسلی که بخش بزرگی از الگوهایش را از فضای مجازی یا قدیمیهای فوتبال میگیرد.
برای نوجوانی که میبیند آدمهای محبوبش در جمع فحش میدهند و کسی هم خم به ابرو نمیآورد و حتی برخی استقبال هم میکنند، گفتوگو با چاشنی فحش، یک ژست محسوب میشود. وقتی چهرههای پرفالوئر از همین زبان استفاده میکنند، این رفتار مشروعیت پیدا میکند. نتیجهاش پیدایش یک نسل است که میان صمیمیت، رکگویی و توهین مرزی نمیبیند. این فقط یک مسئله اخلاقی نیست؛ مسئلهای فرهنگی و اجتماعی است چون زبان، پایه ارتباط و رفتار جمعی است.
فحاشی خداداد عزیزی صرفا یک اتفاق زنده تلویزیونی نبود. این اتفاق دریچهای را به سوی روندی باز کرد که مدتهاست وجود دارد؛ روندی که اگر دربارهاش صحبت نکنیم، اوضاع بدتر میشود.
این نوشتار تلاش کرد نشان دهد چرا فحشدادن برای بخشی از جامعه آسان شده و چرا این اتفاق دیگر منحصر به جمعهای کوچک نیست و به فضاهای رسمی هم سرایت کرده.
مسئله فقط فحاشی در یک برنامه نیست؛ مسئله تغییری است که آرامآرام فحاشی را عادی جلوه میدهد و زمانی که ادب در صحبتهای روزمره کمرنگ شود، گفتوگو هم بیاثر شده و همه چیز به فحاشی ختم میشود.
جدیدترین اخبار
کلاسهای آموزشی دانشجویان علوم پزشکی توانبخشی تا پایان سال مجازی شد
ساماندهی علائم ترافیکی در محور منبع آب به کهورستان
وابستگان نظامی کشورهای اروپایی از ایران اخراج شوند
توقیف محموله غذای حیوانات خانگی در قشم
هنرستان کارودانش دکتر حسابی ۲ در میناب به بهره برداری رسید
مدرسه ۹ کلاسه صاحبالزمان(عج) در شهرستان میناب به بهرهبرداری رسید
احشام قاچاق در میناب کشف شد
ورزشگاه بازی استقلال و شمس آذر مشخص شد
دومین استخر دانش آموزی استان هرمزگان در شهرستانمیناب به بهره برداری رسید
بیمه به رانندگان با گواهینامه ضبطشده خسارت نمیدهد
احتمال شروع مذاکره ایران و آمریکا تائید شد
توقیف خودرو حامل لوازم خانگی قاچاق در بندرخمیر
آموزش «حضوری» حق مدنی دانشجویان است
مکانیابی شهر جدید مکران مرکزی به تصویب رسید
آخرین وضعیت اعزام عمره اعلام شد