اجتماعی
خداوندا چه خوشحالم!
لبم پر خنده، نیشم باز
بدان ای دوست ای همرازنم
زنم زاییده امشب، «در شب سرد زمستانی»
دو طفل ناز مامانی
من از شادی نویسم شعرهای بند تنبانی
همین شعری که میخوانی!
من و صغری- زنم- در انتظار هفتمین فرزندمان بودیم
ولی حتی خیالش را نمیکردیم
که او با هشتمی همراه میآید!
خدا مادربزرگم را بیامرزد که میفرمود:
چه خوشحالم که باید صبح فردا -صبح خیلی زود -
بپوشم کفشهایم را
و با شادی از این دفتر به آن دفتر،
برای «عرض موجودیّت» طفلان دلبندم
دوان باشم
از این ارگان به آن ارگان
روان باشم!
جدیدترین اخبار
بازگشت النصر به صدر در غیاب کریستیانو رونالدو
برگزاری کمیسیون پزشکی حج تمتع برای ۲۹۵ زائر
جزئیات جدید از نحوه فعالیت صندوقهای ارزی در بورس اعلام شد
برگزاری حضوری کلاسهای تحصیلات تکمیلی در نیمسال دوم
هزینه معیشت دی به بهمن ماه ۱۰ میلیون تومان افزایش یافت
قیمتگذاری خودرو هفته آینده تعیین تکلیف میشود
خسارت میلیون دلاری شرط بندیها بعد از حمله نکردن ترامپ به ایران
آغاز پروازهای تهران - نجف و بالعکس از ۱۳ بهمن/ از سرگیری پروازهای استانبول به زودی
تحریمهای جدید انگلیس علیه ایران
رکوردشکنی بازدهی و سودآوری پالایش نفت بندرعباس در بازار سرمایه/رشد ۱۷۳ درصدی سهام شبندر و ثبت سود ۵۳ همتی در ۹ ماهه ۱۴۰۴
عقبگرد دلار به کانال 154 هزار تومان
منشا بوی گاز احتمالاً از کشتیهای حامل سوخت گاز مایع است
سرمربی لژیونرهای ایرانی در الوحده مشخص شد
فهرست کالاهای اساسی مشمول بسته حمایت از صنایع ابلاغ شد
بنیامین فرجی در جمع چهار نفر برتر جوانان جهان
آتش سوزی اتاق یک واحد آپارتمان در بندرعباس