13

بهمن

1404


سرویس بین الملل

13 بهمن 1404 08:45 0 کامنت

اگر تاریخ روابط بین‌الملل را ورق بزنیم، خواهیم دید که نفت همواره خون حیات‌بخش اقتصاد صنعتی و عاملی تعیین‌کننده در معادلات قدرت بوده است. ایران، با ذخایر عظیم نفت و گاز، از دیرباز در کانون توجه قدرت‌های جهانی قرار داشته است. از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با دخالت آشکار سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) به منظور حفظ منافع نفتی غرب صورت گرفت، تا تحریم‌های سخت و همه‌جانبه امروزی، ردپای نفت را می‌توان در تقریباً تمامی فرازونشیب‌های رابطه ایران و غرب مشاهده کرد. سناتور آمریکایی با صراحت به این واقعیت اشاره کرد که نفت یکی از دو ستون اصلی تنش با ایران است. این بدان معناست که شعارهای ظاهری درباره تهدیدات امنیتی یا نگرانی‌های حقوق بشری، اغلب پوششی برای اهدافی مادی‌تر و زمینی‌تر هستند. وقتی منبع چنین ثروت عظیمی در منطقه‌ای حیاتی قرار گیرد، طبیعی است که قدرت‌های بزرگ برای کنترل آن به رقابت و گاه رویارویی مستقیم روی آورند. مردم ایران باید به این حقیقت تاریخی توجه کنند که جغرافیای ثروت ملی ما همواره آنان را در معرض طمع بیگانگان قرار داده است. در آستانه هرگونه درگیری احتمالی، باید پرسید: آیا جنگ احتمالی آینده واقعاً بر سر برنامه هسته‌ای یا حضور منطقه‌ای ایران است، یا عمق ماجرا به منابع زیرزمینی و مسیرهای انتقال انرژی مرتبط می‌شود؟

دلیل دوم که این سناتور به آن اشاره کرد، اسرائیل است. این عامل، بعدی پیچیده‌تر و چندلایه به تنش‌ها می‌افزاید. اسرائیل از دیرباز خود را متحد استراتژیک ایالات متحده در خاورمیانه دانسته و تأثیر قابل توجهی بر سیاست خارجی آمریکا در منطقه دارد. از منظر بسیاری از تحلیلگران، اسرائیل ایران را به عنوان یک رقیب استراتژیک و تهدیدی وجودی می‌بیند و بنابراین، بر آن است تا از طریق نفوذ در حلقه‌های تصمیم‌گیری واشنگتن، سیاست‌های خصمانه‌تری را علیه تهران رقم بزند. این رابطه ویژه، که گاه از آن به عنوان "لابی اسرائیل" یاد می‌شود، یکی از محرک‌های فشار حداکثری و تهدید به جنگ علیه ایران بوده است. اما برای مردم ایران، این پرسش اساسی مطرح است: آیا منافع ملی ایران واقعاً با منافع اسرائیل در تعارض است؟ یا این تعارض، برساخته‌ای است که بهانه‌ای برای فشار بیشتر و تضعیف ایران در منطقه فراهم می‌آورد؟ سناتور برنی سندرز با آوردن نام اسرائیل در کنار نفت، نشان می‌دهد که گاه جنگ‌ها نه برای دفاع از اصول، که برای حفظ ترتیبات منطقه‌ای و امنیت متحدان استراتژیک به راه می‌افتد. مردم ایران باید از خود بپرسند: آیا حاضرند فرزندان خود را به جنگی بفرستند که ریشه در رقابت‌های منطقه‌ای و وفاداری‌های استراتژیک قدرت‌های بزرگ دارد؟

در این برهه حساس، که زمزمه‌های جنگ از هر سو به گوش می‌رسد، وظیفه تاریخی ملت ایران، هوشیاری و ژرف‌اندیشی است. تاریخ نشان داده که جنگ‌ها، به ویژه جنگ‌های تحمیلی، بیش از همه بر دوش مردم عادی سنگینی می‌کنند. آنان هستند که جان و مال و آتیه خود را در طبق اخلاص می‌گذارند، در حالی که بازیگران اصلی اغلب از پشت خطوط امن به تماشا می‌نشینند. سخن آن سناتور آمریکایی باید به عنوان یک یادآوری تلخ و هشداردهنده در اذهان ایرانیان ثبت شود: دلایل واقعی تنش‌ها ممکن است بسی زمینی‌تر و مادی‌تر از آن چیزی باشد که در شعارهای سیاسی وانمود می‌شود. اگر جنگ ونزوئلا یا عراق و لیبی را الگو قرار دهیم، درخواهیم یافت که پس از فروکش کردن آتش جنگ و ریزش خاکسترها، آنچه باقی می‌ماند ویرانی زیرساخت‌های ملی، تشتت اجتماعی و تسلط بی‌چون و چرای شرکت‌های خارجی بر منابع ملی است. آیا این همان آینده‌ای است که برای ایران تصور می‌شود؟

ملت ایران باید در این زمانه دشوار، وحدت و عقلانیت را سرلوحه اقدامات خود قرار دهد. باید پرسشگری کند و پاسخ بخواهد. باید بداند که هر جنگی، به هر نامی که باشد، هزینه‌های انسانی و اقتصادی هنگفتی به دنبال خواهد داشت که نسل‌ها برای جبران آن باید تقلا کنند. اگر نفت و اسرائیل آن گونه که اشاره شد دلایل واقعی این کشمکش‌ها هستند، آیا راه‌حل‌های دیپلماتیک و مسالمت‌آمیزی وجود ندارد که از یک سو حافظ منافع ملی و تمامیت ارضی ایران باشد و از سوی دیگر، کشور را از گرداب جنگ برهاند؟ آیا دیالوگ و مذاکره، با حفظ کرامت و اصول، نمی‌تواند جایگزین تقابل و خشونت شود؟

سخن سناتور برنی سندرز، اگر چه کوتاه بود، اما دنیایی از معنا در خود داشت. او به مردم آمریکا و جهان هشدار داد که پشت پرده شعارهای فریبنده، منافع مادی و اهداف استراتژیک نهفته است. اینک این پیام به مردم ایران نیز منتقل می‌شود: در آستانه جنگ، چشمان خود را بگشایید و دلایل واقعی را ببینید. اجازه ندهید که منابع ملی شما، این امانت نسل‌های آینده، بهانه‌ای برای جنگ‌افروزی شود. اجازه ندهید که رقابت‌های منطقه‌ای، خاک پاک میهن را به خون آغشته کند. هوشیاری، وحدت و خرد جمعی می‌تواند ایران را از پرتگاه جنگ نجات دهد. به خاطر داشته باشیم که تاریخ، قضاوت نهایی خود را بر پایه انتخاب‌های امروز ما خواهد نوشت. انتخاب میان صلح و جنگ، میان تعامل و تقابل، میان حفظ سرمایه‌های ملی و نابودی آن‌ها. امید که خرد بر خشونت، و گفت‌وگو بر تبلیغات جنگ‌طلبانه چیره شود.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

بیشترین آلودگی ماینر، مربوط به غرب هرمزگان است