بین الملل
مذاکرات اخیر در مسقط در مقطعی حساس برگزار شد؛ مقطعی که همزمان با افزایش تنشهای منطقهای، هشدارهای امنیتی و گمانهزنیها درباره احتمال درگیری نظامی همراه است. این گفتوگوها بیش از آنکه تلاشی برای حل نهایی اختلافات دیرینه باشد، کوششی برای مهار بحران و جلوگیری از ورود پرونده به مرحلهای غیرقابل کنترل تلقی میشود. با توجه به اخبار روز، تحولات میدانی و فضای روانی حاکم بر منطقه، آینده مذاکرات را میتوان در قالب سه مسیر اصلی بررسی کرد که هرکدام پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی متفاوتی به همراه دارند.
انتخاب مسقط بهعنوان محل مذاکرات، نه تصادفی، بلکه ادامه سنتی دیپلماتیک است که عمان طی سالها در ایفای نقش میانجی میان بازیگران متخاصم دنبال کرده است. سکوت نسبی رسانهای، سطح محدود اطلاعرسانی و اظهارنظرهای محتاطانه طرفها نشان میدهد که گفتوگوها در فضایی شکننده و با حساسیت بالا جریان دارد. این مذاکرات در زمانی انجام میشود که خاورمیانه با انباشت بحرانهای همزمان مواجه است؛ از درگیریهای مستقیم و نیابتی گرفته تا افزایش حضور نظامی قدرتهای خارجی و بالا رفتن سطح تهدیدهای متقابل. در چنین شرایطی، هر خطای محاسباتی میتواند پیامدهایی فراتر از سطح دوجانبه داشته باشد.
نخستین مسیر محتمل، دستیابی به توافقی محدود، مرحلهای و عمدتاً غیرعلنی است؛ توافقی که هدف اصلی آن کاهش تنشهای فوری و مدیریت وضعیت موجود باشد. در این چارچوب، طرفین تلاش میکنند بدون ورود به توافقی جامع و پرهزینه، سطح بحران را کنترل کرده و از تشدید ناگهانی تنش جلوگیری کنند. امتیازدهیها در این حالت محدود، قابل بازگشت و مشروط خواهد بود و هیچیک از طرفها تمایلی به اعلام یک توافق بزرگ ندارند که در داخل با هزینه سیاسی بالا همراه باشد. تمرکز اصلی بر اقداماتی است که هزینه سیاسی کمتری داشته و در عین حال، پیام کاهش تنش را منتقل کند.
مزیت اصلی این مسیر، کاهش خطر درگیری نظامی و ایجاد یک دوره تنفس سیاسی است؛ دورهای که میتواند فشار روانی و امنیتی را تا حدی کاهش دهد. با این حال، چنین توافقی بیش از آنکه راهحلی پایدار باشد، نوعی آتشبس موقت تلقی میشود. دوام آن به شدت به تحولات منطقهای، شرایط سیاست داخلی طرفها و میزان پایبندی عملی به تعهدات بستگی دارد. تجربه نشان داده که اینگونه توافقها در برابر تغییر شرایط بسیار آسیبپذیرند و با یک بحران جدید میتوانند بهسرعت بیاثر شوند.
مسیر دوم، تداوم وضعیت فرسایشی و بلاتکلیف است؛ حالتی که در آن مذاکرات ادامه مییابد، اما خروجی مشخص و ملموسی تولید نمیکند. گفتوگوها به ابزاری برای خرید زمان تبدیل میشوند و هر طرف امیدوار است شرایط بیرونی در نهایت به نفع او تغییر کند. در این وضعیت، اخبار روز نقش تعیینکنندهای در شکلدهی فضای روانی جامعه و بازارها ایفا میکند. هر خبر مثبت میتواند موجی از امید کوتاهمدت ایجاد کند و هر خبر منفی، نگرانی از تشدید تنش یا حتی درگیری را افزایش دهد. نتیجه، نوسان دائمی میان امید و نگرانی و تداوم بیثباتی روانی و اقتصادی است.
از منظر سیاست خارجی، فرسایشی شدن مذاکرات به معنای باقی ماندن پرونده در وضعیت تعلیق است؛ وضعیتی که امکان برنامهریزی بلندمدت را محدود میکند و ابتکار عمل را کاهش میدهد. خطر اصلی این مسیر آن است که در نبود یک چارچوب پایدار برای کنترل بحران، یک حادثه محدود، سوءبرداشت یا اقدام ناخواسته میتواند به بحرانی بزرگتر تبدیل شود. در چنین فضایی، احتمال تصمیمگیریهای واکنشی افزایش مییابد و مسیر خروج از بحران پیچیدهتر میشود.
مسیر سوم، شکست مذاکرات و ورود به فاز تقابل آشکار یا نیمهآشکار است؛ مسیری که پرهزینهترین گزینه برای همه طرفها به شمار میرود. این وضعیت میتواند با تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی، افزایش تنشهای منطقهای و بالا رفتن احتمال برخوردهای مستقیم یا غیرمستقیم همراه باشد. در این حالت، مذاکرات مسقط بهعنوان فرصتی از دسترفته در حافظه سیاسی ثبت خواهد شد و فضای دیپلماسی جای خود را به منطق فشار و بازدارندگی میدهد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده که خروج از مسیر گفتوگو، الزاماً به معنای افزایش قدرت چانهزنی نیست و در بسیاری موارد، هزینهها را برای همه بازیگران افزایش داده است. نکته مهم آن است که جنگ معمولاً نتیجه یک تصمیم ناگهانی و آگاهانه نیست، بلکه محصول زنجیرهای از واکنشها، حوادث کنترلنشده و خطاهای محاسباتی است. در چنین فضایی، بازیگران ثالثی که از بیثباتی منطقه سود میبرند، نقش پررنگتری پیدا میکنند و بازگشت به مسیر دیپلماسی دشوارتر میشود.
در مجموع، مذاکرات اخیر در مسقط را باید تلاشی برای مهار بحران در یکی از حساسترین مقاطع منطقهای دانست. هر سه مسیر پیشِرو نشاندهنده شکنندگی وضعیت موجود است. با توجه به اخبار روز و محاسبات هزینه و فایده بازیگران اصلی، دستیابی به توافقی محدود یا ادامه مذاکرات فرسایشی محتملتر از ورود آگاهانه به جنگ به نظر میرسد. با این حال، تداوم بلاتکلیفی و انباشت تنشها میتواند خود به عاملی برای بروز بحرانهای ناخواسته تبدیل شود.
آینده این مذاکرات بیش از هر چیز به میزان اراده سیاسی طرفها برای مدیریت تنش، پرهیز از تصمیمات هیجانی و درک واقعبینانه از شرایط منطقهای وابسته است. مسقط شاید نقطه پایان این مسیر نباشد، اما بدون تردید یکی از حساسترین ایستگاههای آن به شمار میرود.
جدیدترین اخبار
کشف بیش از ۱۴ کیلو تریاک در کیش
جنگ با ایران هزینههای وحشتناکی خواهد داشت
معاون رئیسجمهور آمریکا: بهدنبال راهحل دیپلماتیک با ایران هستیم
۵ آمریکایی زخمی شدند
جزئیات نامه شکایت تراکتور از فدراسیون به فیفا
تاکید بر رعایت حاکمیت ملی کشورها در دیدار لاریجانی و وزیردفاع ارمنستان
تغییر تعرفه زمستانی، علت رشد قبوض برق در هرمزگان
تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران
وحدت گورزانگ سه امتیاز خانگی را دشت کرد
چگونه با کتاب Tactics for Listening مکالمه را تقویت کنیم؟
شقاق مزمن و عودکننده؛ نشانهها، خطاهای رایج و مسیر درمان اصولی زیر نظر متخصص جراحی عمومی
۳ فال مخصوص ماه رمضان!
آیتالله امام جمارانی درگذشت
جنگنده اف-۱۶ نیروی هوایی کرهجنوبی سقوط کرد
سهمیه آرد دولتی نانوایان متخلف، قطع میشود