06

اسفند

1404


سیاسی

06 اسفند 1404 09:04 0 کامنت

این نگران‌کننده‌ترین سناریو برای کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس است: گیر افتادن در خط مقدم آتش‌افروزی‌ای که نه آن را خواسته‌اند و نه می‌توانند کنترلش کنند. آنها به خوبی می‌دانند که اگر پنتاگون به تأسیسات هسته‌ای یا نظامی ایران حمله کند، پاسخ تهران لزوماً متوجه خاک اصلی آمریکا یا حتی اسرائیل نخواهد بود، بلکه متوجه نزدیک‌ترین و آسیب‌پذیرترین اهداف یعنی پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در کشورهای عربی و زیرساخت‌های حیاتی خود آنها خواهد بود. قطر که میزبان بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه (العدید) است، امارات با بنادر استراتژیک خود، بحرین با مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، کویت و عربستان با تأسیسات نفتی غول‌پیکر خود، همگی در تیررس موشک‌ها و پهپادهای ایران قرار دارند.

تجربه تلخ حمله به تأسیسات آرامکو در سال ۲۰۱۹ که برای ساعاتی نیمی از تولید نفت عربستان را متوقف کرد، یا حمله ایران به پایگاه العدید در ژوئن ۲۰۲۵، زنگ خطری بود که هنوز از گوش حاکمان منطقه پاک نشده است. آنها می‌دانند که در یک جنگ تمام‌عیار، این حملات می‌تواند به راهبردی دائمی و فلج‌کننده تبدیل شود.

اما ترس عمیق‌تر، فراتر از تهدید موشک‌ها و پهپادها، به موضوع بسته شدن تنگه هرمز گره خورده است. این آبراه باریک که روزانه یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، نقش تارهای صوتی اقتصاد منطقه را بازی می‌کند. ایران بارها نشان داده که در شرایط بحرانی می‌تواند این شاهراه حیاتی را مختل کند. حتی تهدید به این کار، کافی است تا بازارهای نفت را ملتهب کرده و قیمت‌ها را به صورت نجومی بالا ببرد.

برای کشوری مانند قطر که بزرگ‌ترین صادرکننده گاز مایع (LNG) جهان است و گازش از طریق همین تنگه صادر می‌شود، هرگونه ناامنی در هرمز به معنای توقف چرخ اقتصاد ملی است. برای عربستان و امارات نیز افزایش کوتاه‌مدت قیمت نفت، هرگز نمی‌تواند جبران یک اختلال بلندمدت در صادرات و فرار سرمایه‌های خارجی را بکند. دبی به عنوان مرکز تجاری منطقه، رابطه عمیق و دیرینه‌ای با اقتصاد ایران دارد و نزدیک به ۸ هزار شرکت ایرانی در آن فعال هستند؛ جنگی که ایران را هدف بگیرد، این شریان تجاری میلیارد دلاری را نیز خواهد خشکاند.

پارادوکس بزرگ دیگر، ترس از «پیروزی بیش از حد» آمریکا است. در نگاه اول، متحدان عرب آمریکا باید از سقوط دشمن دیرینه خود یعنی جمهوری اسلامی خوشحال شوند. اما واقعیت میدانی بسیار پیچیده‌تر است. تجربه عراق و لیبی و سوریه به آنان آموخته که فروپاشی یک حکومت، حتی یک حکومت رقیب، به معنای ثبات نیست. آنان از «بیابان‌زدایی ژئوپلیتیک» وحشت دارند.

به گفته تحلیلگران، کشورهای حاشیه خلیج فارس از یک ایران ضعیف‌شده اما کارا و قابل پیش‌بینی استقبال می‌کنند، نه یک ایران فروپاشیده که به صحنه هرج‌ومرج، درگیری داخلی، قدرت‌گرفتن گروه‌های افراطی و ظهور بازیگران مسلح جدید تبدیل شود. در چنین سناریویی، نه تنها نشانی برای بستن قرارداد یا مهار تنش وجود ندارد، بلکه امواج بی‌ثباتی، تروریسم و آوارگان، کشورهای همسایه را غرق خواهد کرد. یک مقام سعودی پیشین به واشنگتن پست گفته بود که ریاض «عمیقاً بی‌ثباتی را دوست ندارد» و باز کردن جعبه پاندورای تغییر رژیم در ایران، بزرگ‌ترین کابوس آن‌ها است.

علاوه بر این، اسرائیل به عنوان عاملی نگران‌کننده در معادلات جدید منطقه ظاهر شده است. کشورهای عربی خلیج فارس به تدریج به این جمع‌بندی رسیده‌اند که یک ایران تضعیف شده، ممکن است راه را برای جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای اسرائیل هموارتر کند. آنان می‌بینند که اسرائیل به دنبال عادی‌سازی تسلط منطقه‌ای خود است و یک خلأ قدرتی ناشی از فروپاشی ایران، تنها به تشدید نفوذ و مداخلات اسرائیل در منطقه منجر خواهد شد که آن را تهدیدی بزرگ‌تر و نزدیک‌تر برای امنیت خود می‌دانند. از این منظر، حفظ ایران به عنوان یک وزنه تعادل، هرچند خصم، برای امنیت منطقه ضروری است.

در بعد داخلی نیز، حاکمان منطقه هزینه‌های هنگفتی را متصور هستند. طرح‌های تحول‌آفرینی چون «چشم‌انداز ۲۰۳۰» عربستان سعودی، که به دنبال تنوع‌بخشی به اقتصاد و جذب سرمایه و توریست است، در سایه ناامنی و تنش نظامی به رویایی دست‌نیافتنی تبدیل خواهد شد. سرمایه‌گذار خارجی به کشوری که در همسایگی آن جنگی ویرانگر در جریان است، وارد نخواهد شد.

موج جدیدی از اعتراضات داخلی که می‌تواند تحت تأثیر بی‌ثباتی منطقه‌ای شعله‌ور شود، دیگر نگرانی جدی برای دولت‌های سلطنتی منطقه است، به ویژه اگر سرکوب اعتراضات در ایران با خشونت همراه باشد و افکار عمومی داخلی را در کشورهای عربی نیز برانگیزد.

از همین روست که شاهد یک دیپلماسی خاورمیانه‌ای بی‌سابقه هستیم. عمان که همواره نقش میانجی کهنه‌کار را ایفا کرده، میزبان مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا است. قطر با در اختیار داشتن کانال‌های ارتباطی با هر دو طرف، پیام‌های تهران را به واشنگتن منتقل می‌کند و بالعکس. حتی ریاض که تا چند سال پیش گزینه حمله به ایران را رد نمی‌کرد، امروز به صراحت به آمریکا اعلام کرده که اجازه استفاده از خاک یا حریم هوایی خود برای حمله به ایران را نخواهد داد و از طریق پشت پرده، ترامپ را به خویشتن‌داری دعوت کرده است. این تلاش‌ها نشان‌دهنده اجماعی منطقه‌ای است که بر اساس آن، یک بحران کنترل‌شده قابل مدیریت است، اما جنگ هرگز.

در نتیجه، وحشت کشورهای منطقه از جنگ آمریکا و ایران، نه یک انتخاب ایدئولوژیک، که یک ضرورت وجودی است.

آن‌ها میان دو خطر یکی را انتخاب کرده‌اند: ماندن در سایه یک ایران هسته‌ای اما مهارشده و قابل پیش‌بینی، یا فرو رفتن در باتلاق جنگی که می‌تواند کاخ‌هایشان، تأسیسات نفت‌شان و رویاهای توسعه‌شان را در کام خود بکشد.

آنها به خوبی از درس‌های تاریخ استفاده کرده‌اند؛ همان درس‌هایی که آمریکا در افغانستان و عراق به سختی آموخت: حمله نظامی آسان است، اما خروج از آن و مدیریت هرج‌ومرج پس از آن، کابوسی پایان‌ناپذیر است. بنابراین، آنها برای جلوگیری از این کابوس، دست به کار شده‌اند، نه از سر عشق به ایران، که از سر ترس برای خویشتن.

دیدگاه ها (0)
img

فعالیت۳۵۰۰ پایگاه اورژانس در نوروز۱۴۰۵/آمادگی کامل برای پوشش حوادث جاده‌ای و سلامت مسافران

کشف ۱۶۱ هزار عدد قرص و داروهای ضدعفونی کننده غیرمجاز

یگان حفاظت شیلات قشم و بندرعباس، ۳ شناور متخلف را توقیف کردند

آغاز فرآیند «مرحله عملی آزمون ملی دندانپزشکی» دانش‌آموختگان خارج کشور از نهم اسفند

تکالیف اجباری نوروزی برای دانش‌آموزان ممنوع شد

دعوت ۱۷ بازیکن به اردوی تیم ملی فوتبال ساحلی

تایید ثبت سفارش چند خودرو کارکرده/ نخستین محموله‌ها تا پایان سال می‌رسند؟

حذف نماینده ایران از رقابت‌های اسنوکر آزاد ولز

رشد ۱۲ درصدی فوتی‌های تصادفات در نوروز ۱۴۰۴ / کرمان بیشترین فوتی را دارد

اعلام نرخ رسمی ارز در مرکز مبادله ایران؛ دلار ۱.۳۹۴ میلیون ریال

امروز؛ آغاز فروش فوق العاده محصولات سایپا

امشب ؛ آخرین مهلت ثبت نام آزمون EPT دانشگاه آزاد اسلامی

اعلام نتایج پذیرش بدون آزمون مقطع کارشناسی ناپیوسته دانشگاه آزاد

جرایم بیمه شخص ثالث وسایل نقلیه ریلی بخشیده شد

بررسی قیمت و کیفیت اینترنت در کمیسیون صنایع مجلس

خـبر فوری:

قیمت جدید تایر ایرانی در بازار اعلام شد