03

تیر

1405


بین الملل

سیاسی

19 اردیبهشت 1405 09:29 0 کامنت

نیاز دهلی به موازنه

تنش‌ها در تنگه هرمز ناشی از رقابت بین ایالات متحده و ایران است. هند هرچند همکاری راهبردی با ایالات متحده به ویژه در حوزه هند و اقیانوس آرام دارد، اما روابط اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود را با ایران نیز حفظ می‌کند. برای نمونه، پروژه بندر چابهار برای دسترسی هند به آسیای مرکزی از اهمیت حیاتی برخوردار است. این پروژه می‌تواند فرصتی مهم برای تنوع بخشیدن به مسیرهای تجاری با دورزدن پاکستان فراهم کند. اما تحریم‌های ایالات متحده هند را مجبور به محدودکردن روابط خود با ایران کرده است. علاوه بر این، کاهش واردات نفت از روسیه به دلیل احتمال تحریم‌های ایالات متحده، محدودیت‌های همکاری بین دهلی و کشورهایی مانند مسکو و تهران را آشکار کرده است. البته توافقنامه تجارت آزاد هند با اتحادیه اروپا را می‌توان بخشی از تلاش‌های این کشور برای تنوع بخشیدن به سیاست خارجی خود دانست.

به گزارش مرکز پژوهش‌های سیاسی و بحران در آنکارا؛ یکی از مهم‌ترین مزایای سیاست موازنه یا دیپلماسی چندجانبه، عامل استقلال راهبردی است. بحران هرمز یکی از عرصه‌هایی است که این رویکرد را به بوته آزمایش می‌گذارد. ناتوانی هند در ایجاد پل‌های ارتباطی قوی با دو همسایه کلیدی خود یعنی چین و پاکستان، منجر به انزوای قابل توجهی در سیاست خارجی و در نتیجه شکاف یا پسرفت ژئوپلیتیکی می‌شود. بحران غرب آسیا که پیامدهای جهانی دارد، نشان دهنده تلاش دهلی برای ایجاد برخی اصلاحات در سیاست خارجی خود است. همچنین، هند به گفتگو با چین در چارچوب سازمان‌هایی مانند سازمان همکاری شانگهای (SCO) و بریکس نیاز دارد. این وضعیت پس از تعرفه‌های بالای اعمال شده توسط ایالات متحده بر هند، مشهود بود و به عنوان یک ضرورت راهبردی مطرح شد. در چارچوب تحولات ژئوپلیتیکی اخیر، مذاکرات دو روزه بین نمایندگان دولت چین و هند برگزار شد. این تحول به عنوان آخرین گام رسمی در یک روند دیپلماتیک آغاز شده از سال ۲۰۲۴ تفسیر می‌شود. به گفته وزارت امور خارجه هند، طرفین در مورد اجرای تصمیمات اتخاذ شده توسط رهبران سازمان همکاری شانگهای و جهت‌گیری آینده این سازمان تبادل نظر کردند. آن‌ها همچنین توافق کردند که با بررسی همکاری در زمینه‌هایی مانند امنیت، تجارت، اتصال و روابط مردم با مردم، به رایزنی ادامه دهند. با توجه به تجربیات گذشته هند از درگیری‌های مستقیم گاه به گاه و قرار گرفتن نزدیک آن در معرض جنگ ترکیبی، رویکرد فاصله‌دارتر آن نسبت به پاکستان و چین تقریباً قابل درک است. پاکستان و چین نیز پویایی مشابهی را تجربه کرده‌اند، بطوریکه درگیری دو کشور در سال ۲۰۲۵ باعث عقب‌گرد در روابط دوجانبه شد. از دیدگاه چین، هند بازار قابل توجهی را نشان می‌دهد. عدم حضور هند در ابتکار کمربند و جاده چین نیز در فاصله روابط دوجانبه نقش داشته است.

از منظر ژئوپلیتیکی، هند گام‌های جدی در جهت تبدیل خود به یک بازیگر مهم و متعادل در خاورمیانه برداشته است. تلاش‌های این کشور برای ایجاد روابط چندبعدی با کشورهای همسایه، چین و پاکستان، و همچنین با کشورهای خلیج‌فارس و ایران، می‌تواند در راستای این راهبرد تلقی شود. از همین روی، تنش‌های تنگه هرمز صرفاً یک مسئله سیاست خارجی برای هند نیست؛ بلکه مستقیماً با ثبات اقتصادی، امنیت انرژی و تقویت نقش جهانی خود مرتبط است. هرگونه تشدید تنش در هرمز مستقیماً بر برنامه‌ریزی اقتصادی هند تأثیر می‌گذارد. برای نمونه، افزایش قیمت نفت احتمالا اهداف رشد اقتصادی را کاهش و در مقابل، هزینه‌های بیمه و خطرات ترانزیت دریایی نیز افزایش یابد. دیپلماسی چندبعدی و متعادل هند در این فرآیند همچنان یکی از عوامل کلیدی شکل‌دهنده موقعیت جهانی آینده آن خواهد بود.

رویکرد کریدوری پاکستان

در مقابل، پاکستان وضعیت متفاوتی دارد. اسلام‌آباد، با داشتن رویکرد سیاست خارجی چندبعدی، ابتکارات مهمی را انجام داده و همچنان به توسعه روابط خود با کشورهای آسیای مرکزی از طریق ساختارهای مانند سازمان همکاری شانگهای، سازمان همکاری اقتصادی (اکو) و سایر سازمان‌ها ادامه می‌دهد. سرمایه‌گذاری‌های متقابل و افزایش تجارت به ظهور مسیرهای حمل و نقل جدید کمک می‌کند. به عنوان مثال، اخیرا پاکستان نخستین محموله ترانزیتی خود را از طریق کریدور ایران به ازبکستان ارسال کرد. این محموله اولیه شامل محصولات گوشتی منجمد بود که توسط کامیون‌های یخچال‌دار منتقل شدند. این مسیر از پاکستان آغاز، از گوادر وارد خاک ایران شده و به آسیای مرکزی می‌رسد. مقامات اسلام‌آباد اعلام کرده‌اند که هدف این کریدور تسهیل تجارت زمینی و ایجاد جایگزینی برای حمل و نقل دریایی است. در سال ۲۰۲۵، تجارت دوجانبه بین دو کشور تقریباً به ۵۰۰ میلیون دلار رسید و حدود ۲۳۰ شرکت پاکستانی در ازبکستان فعالیت می‌کنند. این همکاری بخش‌های مختلفی از جمله نساجی، داروسازی، کشاورزی و مواد شیمیایی را در بر می‌گیرد. براساس توافق طرفین، حجم تجارت در کوتاه مدت به ۲ میلیارد دلار افزایش خواهد یافت. این اقدامات شامل گسترش فهرست کالاهای تحت توافقنامه تجارت ترجیحی، تسهیل الزامات بهداشت گیاهی و تقویت زیرساخت‌های تجاری، از جمله دفاتر تجاری ازبکستان در لاهور و کراچی می‌شود.

در این میان، بندر گوادر یکی از اجزای مهم کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) است. بنابراین، به دلیل پویایی فزاینده تجارت منطقه‌ای و موقعیت راهبردی آن، پروژه گوادر به عنوان رقیبی جدی برای بندر چابهار عمل می‌کند. با این حال، عامل دیگر اینکه گوادر در استان بلوچستان پاکستان واقع شده است. به همین دلیل، حفظ روابط با ایران، بر اساس منافع متقابل یک گزینه ضروری تلقی می‌شود. پیش از این، پاکستان اعلام کرده بود که به صادرکنندگان اجازه می‌دهد بدون نیاز به ضمانت‌نامه بانکی یا اعتبارنامه، برای مدت محدودی به ایران، آذربایجان و کشورهای آسیای مرکزی کالا ارسال کنند. این اقدام سه ماهه که از ۲۴ مارس تا ۲۱ ژوئن معتبر است، با هدف کاهش هزینه‌ها و تأخیر در صادرات زمینی انجام می‌شود.

نقش میانجیگری پاکستان در تسهیل آتش‌بس بین ایران و آمریکا نیز قابل توجه است و می‌تواند به عنوان یک راهبردی حساب‌شده در راستای تضمین ثبات بلندمدت ارزیابی شود. چشم‌انداز دور دوم مذاکرات، فرصت جدیدی را نه تنها برای طرفین، بلکه برای پاکستان نیز فراهم می‌کند. باید توجه داشت که جنگ اخیر ایران، تحریم‌های جاری و بی‌ثباتی در افغانستان، موانعی را برای اجرای پروژه‌های انرژی برنامه‌ریزی‌شده در جنوب آسیا و آسیای مرکزی ایجاد می‌کند. خط لوله گاز طبیعی ایران-پاکستان-هند و خط لوله گاز طبیعی ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند از بارزترین نمونه‌های این چالش هستند. در مجموع، ایجاد ثبات و صلح در منطقه و تنگه هرمز درراستای اهداف راهبردی هر دو کشور هند و پاکستان خواهد بود.

دیدگاه ها (0)
img
img img
خـبر فوری:

آخرین وضعیت اختلال خدمات در ۴ بانک