سیاسی
منطقه غرب آسیا طی 48 ساعت گذشته شاهد یکی از ملتهبترین دورانهای خود بود. زنجیرهای از حوادث که با جرقهی نقض آتشبس در لبنان توسط رژیم صهیونیستی آغاز شد، به سرعت به یک تقابل موشکی سنگین در قلب سرزمینهای اشغالی انجامید.
سکوت سنگینی که بر ضاحیه حاکم شده بود، با صدای انفجارهای مهیب شکسته شد. این وضعیت، نیروهای مسلح ایران و جبهه مقاومت را به این جمعبندی رساند که «خویشتنداری» دیگر ابزار کارآمدی برای حفظ صلح نیست. نقض مکرر آتشبس ثابت کرد که تلآویو هرگونه سکوت را به معنای ضعف تعبیر میکند. از این رو، حمله به قلب تلآویو و پایگاههای نظامی در مرکز سرزمینهای اشغالی، پاسخی مستقیم به دود و آتشی بود که از ساختمانهای ضاحیه برخاسته بود.
جرقه اول: شکستن سکوت در جنوب لبنان
درحالیکه انتظار میرفت توافقات آتشبس سایهای از آرامش را بر لبنان حاکم کند، ارتش رژیم صهیونیستی با نادیده گرفتن تعهدات بینالمللی، حملات مکرری را علیه مناطق جنوبی لبنان آغاز کرد. نقطه اوج این تنش، حملات هوایی سنگین به ضاحیه جنوبی بیروت بود. در حالی که تلاشهای دیپلماتیک بینالمللی برای تثبیت آتشبس و جلوگیری از گسترش جنگ در مرزهای شمالی سرزمینهای اشغالی متمرکز بود، ارتش رژیم صهیونیستی با مجموعهای از حملات هدفمند، آرامش نسبی و نیمبند منطقه را در هم شکست. این اقدامات تنها یک درگیری مرزی ساده نبود، بلکه نشاندهنده تغییر استراتژی تلآویو برای خروج از بنبست نظامی بود. این اقدامات نشان داد که تلآویو قصدی برای تداوم آرامش ندارد و به دنبال تغییر موازنه در جبهه شمال است. نقض آتشبس در جنوب لبنان به صورت «قطرهچکانی اما مستمر» آغاز شد. این اقدامات نشان میدهد که رژیم صهیونیستی به دنبال فرسوده کردن توافقات دیپلماتیک است. این حملات پیاپی، عملاً هرگونه فرصت برای بازگشت آوارگان لبنانی به خانههایشان را از بین برد و جنوب را به منطقه جنگی دائمی تبدیل کرد. شکستن سکوت در جنوب لبنان، در واقع تیر خلاصی به توافقات پشت پرده بود. رژیم صهیونیستی با این قمار بزرگ، شعله جنگی را برافروخت که به سرعت از مرزهای لبنان فراتر رفت و به پاسخی سنگین در عمق خاک خود منجر شد؛ پاسخی که با نام «عملیات نصر»، فصل جدیدی از تقابل را رقم زد.
باران موشکی در شمال و مرکز سرزمینهای اشغالی
در پی حملات مکرر رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان و ضاحیه جنوبی بیروت، جمهوری اسلامی ایران وارد مرحلهای تازه از واکنش نظامی شد؛ مرحلهای که از سطح هشدارهای سیاسی و دیپلماتیک فراتر رفت و به اقدام مستقیم موشکی علیه اهداف نظامی در سرزمینهای اشغالی انجامید. ایران پس از آن وارد عمل شد که حملات رژیم صهیونیستی به مناطق جنوبی لبنان و ضاحیه جنوبی بیروت ادامه یافت و آتشبس عملاً نقض شد. در واقع حمله موشکی ایران را میتوان نوعی پاسخ هشداردهنده اما عملیاتی دانست؛ یعنی اقدامی که هم جنبه نظامی داشت و هم حامل پیام سیاسی بود.
پیام اصلی این بود که ادامه حملات به لبنان، بهویژه مناطقی که برای محور مقاومت اهمیت راهبردی دارند، بدون پاسخ نخواهد ماند. در واقع، ایران تلاش کرد نشان دهد که جبهه لبنان از معادلات منطقهای جدا نیست و حمله به این جبهه میتواند واکنشی فراتر از مرزهای لبنان به همراه داشته باشد. لذا اگر رژیم صهیونیستی بخواهد ضاحیه جنوبی بیروت یا مناطق حساس لبنان را هدف قرار دهد، دیگر نمیتواند انتظار داشته باشد مراکز اصلی خود در امنیت کامل باقی بمانند. از این منظر، حمله موشکی ایران حامل یک پیام منطقهای بود،جنگ در لبنان، فقط در لبنان باقی نمیماند و حمله به عقبه مقاومت میتواند امنیت مراکز اصلی رژیم صهیونیستی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
قمار صهیونیستها روی زیرساختهای انرژی
علیرغم هشدارهای صریح تهران مبنی بر اینکه پاسخ اولیه یک «اقدام هشدارگونه» بوده و در صورت حماقت مجدد، شدت خواهد یافت، کابینه جنگی رژیم صهیونیستی مسیر تنش را برگزید. ارتش این رژیم صبح دوشنبه18 تیر در حرکتی انتحاری، علاوه بر برخی مواضع نظامی، زیرساختهای انرژی را هدف قرار داد تا فشار را بر معیشت و توان اقتصادی متمرکز کند.
پاسخ ایران به هدف قرار گرفتن زیرساختهایش، سریع و قاطع بود. نیروهای مسلح ایران با تغییر فاز از «پاسخ هشدارگونه» به «تقابل مستقیم و گسترده»، آغاز عملیات نصر را اعلام کردند. در این مرحله، دیگر صحبت از هشدار نبود؛ بلکه انهدام زیرساختهای نظامی و حیاتی دشمن صهیونیستی در دستور کار قرار گرفت.صدای آژیرهای ممتد در سراسر سرزمینهای اشغالی و فرار ساکنان به پناهگاهها، نشاندهنده شکست محاسباتی تلآویو در ارزیابی اراده ایران بود.
حمله موشکی ایران به شمال و مرکز سرزمینهای اشغالی، تنها یک پاسخ نظامی محدود نبود؛ بلکه اقدامی چندلایه با اهداف نظامی، سیاسی، روانی و راهبردی بود. انتخاب اهداف در شمال، پیام مستقیم به جبهه لبنان داشت و هدف قرار دادن مرکز، نشانه انتقال بحران به سطحی بالاتر بود.
پیام اصلی این حمله را میتوان چنین خلاصه کرد: اگر رژیم صهیونیستی آتشبس در لبنان را نقض کند و ضاحیه را هدف قرار دهد، پاسخ تنها در مرزهای لبنان محدود نخواهد ماند؛ بلکه مراکز حساس نظامی و امنیتی در عمق سرزمینهای اشغالی نیز در معرض تهدید قرار میگیرند. این همان نقطهای است که معادله جدیدی را در منطقه شکل میدهد.ضاحیه و تلآویو دیگر دو میدان جداگانه نیستند، بلکه در یک زنجیره واحد امنیتی قرار گرفتهاند.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
پایان شهادت نتانیاهو در دادگاه صهیونیستی پس از ۹۸ جلسه
توسعه همکاریهای ایران و هند در حوزه انرژی بررسی شد
شکست عجیب برزیل و ایتالیا در لیگ ملتهای والیبال
دو فینالیست و ۶ برنز برای ایران در جهانی مویتای
رفع کامل اختلال خدمات کارتمحور بانک صادرات ایران
تاکید وزرای خارجه ایران و عربستان بر حفظ کانالهای دیپلماتیک و تقویت همکاری مشترک
مذاکرات بهبود مناسبات کشورهای خلیج فارس با ایران در ریاض
هشدار دستگاه قضا نسبت به فریب شرطبندیهای جام جهانی ۲۰۲۶
بازنشستگان تأمین اجتماعی فیش حقوقی خردادماه را دریافت کنند/ رفع اختلال سامانه
قالیباف باکو را به مقصد تهران ترک کرد
پزشکیان: تلاش پاکستان برای گسترش صلح ریشه در فرهنگ غنی این کشور دارد
نجات زندانی هرمزگانی از قصاص در شب تاسوعا
نشت گاز در منزل مسکونی بندرعباس یک مصدوم بر جای گذاشت
مجتمع فرهنگی میناب برای تکمیل به ۱۰۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد
پخش زنده عزاداریهای محرم در هرمزگان