03

تیر

1405


اقتصادی

20 خرداد 1405 09:43 0 کامنت

اول آمریکا؛ انزواطلبی یا هژمونی جدید؟

برخلاف برداشتی که دکترین «اول آمریکا» را صرفاً نوعی انزواطلبی می‌داند، رفتار واشنگتن در خاورمیانه نشان می‌دهد که این سیاست بیشتر به معنای تغییر ابزارهای هژمونی است. آمریکا در این الگو کمتر به چندجانبه‌گرایی و مشروعیت‌سازی نهادی تکیه می‌کند و بیشتر از ابزارهایی مانند تحریم، تهدید نظامی، فشار اقتصادی، فروش تسلیحات، ائتلاف‌های موقت و معامله‌گری مستقیم بهره می‌گیرد.

در واقع، واشنگتن تلاش دارد نقش هژمونیک خود را حفظ کند، اما نه از مسیر تعهدات بلندمدت و نظم‌سازی لیبرال، بلکه از راه تحمیل هزینه، افزایش فشار و وادار کردن بازیگران منطقه‌ای به تغییر محاسبات راهبردی خود.این تغییر را می‌توان گذار از «رهبری لیبرال» به «هژمونی اجبارمحور» دانست؛ الگویی که در آن قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا همچنان تعیین‌کننده است، اما عنصر مشروعیت، رضایت و همراهی داوطلبانه بازیگران دیگر تضعیف می‌شود.

ایران؛ محور اصلی سیاست فشارمحور واشنگتن

در این میان، ایران جایگاه ویژه‌ای در سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا دارد. از نگاه واشنگتن، برنامه هسته‌ای، توان موشکی، نفوذ منطقه‌ای و شبکه هم‌پیمانان ایران، چالشی مستقیم برای نظم مطلوب آمریکا و متحدانش در منطقه محسوب می‌شود.در چارچوب دکترین «اول آمریکا»، سیاست آمریکا در قبال ایران بر پایه فشار حداکثری، تحریم‌های اقتصادی، تهدید نظامی و تلاش برای تغییر محاسبات تهران بنا شده است. هدف اصلی این سیاست، وادار کردن ایران به پذیرش مذاکره یا تغییر رفتار در شرایطی است که موازنه به نفع واشنگتن باشد.در این الگو، حتی اقدام‌های نظامی محدود نیز صرفاً با هدف ورود به جنگی گسترده طراحی نمی‌شوند، بلکه کارکردی پیام‌رسان، بازدارنده و چانه‌زنانه دارند. به بیان دیگر، زور نظامی در خدمت معامله‌گری سیاسی قرار می‌گیرد.

همکاری با اسرائیل و افزایش فشار بر ایران

یکی از ابعاد مهم سیاست آمریکا در خاورمیانه، هم‌سویی راهبردی با اسرائیل در مواجهه با ایران است. این هم‌سویی در حوزه‌های امنیتی، اطلاعاتی و نظامی، بخشی از راهبرد گسترده‌تر واشنگتن برای مهار نفوذ منطقه‌ای ایران و محدودسازی توان راهبردی تهران به شمار می‌رود. در چارچوب دکترین «اول آمریکا»، حمایت از اسرائیل صرفاً تعهدی ایدئولوژیک، تاریخی یا سنتی تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان ابزاری برای حفظ موازنه مطلوب منطقه‌ای و کاهش هزینه مستقیم آمریکا قابل فهم است. بر اساس این منطق، واشنگتن تلاش می‌کند بخشی از بار مقابله با ایران را به متحدان منطقه‌ای خود، به‌ویژه اسرائیل، منتقل کند و از ورود مستقیم و بلندمدت به یک جنگ فرسایشی پرهزینه جلوگیری نماید.

با این حال، آغاز جنگ از ۹ اسفند ۱۴۰۴ نشان داد که این راهبرد می‌تواند برخلاف هدف اولیه خود، به گسترش دامنه بحران و افزایش هزینه‌های منطقه‌ای و جهانی منجر شود. حملات هوایی و دریایی آمریکا و اسرائیل علیه اهداف نظامی و دولتی در ایران، که هم‌زمان با روند مذاکرات ایران و آمریکا درباره برنامه هسته‌ای انجام شد، نقطه عطفی در تشدید تنش‌ها بود. این حملات نه‌تنها ساختار امنیتی منطقه را وارد مرحله‌ای تازه کرد، بلکه با کشته‌شدن شماری از مقامات ارشد ایرانی، سطح درگیری را از یک رقابت راهبردی کنترل‌شده به یک جنگ مستقیم و چندجانبه ارتقا داد.

از منظر دکترین «اول آمریکا»، این جنگ دو پیامد متناقض داشت. از یک سو، آمریکا کوشید با تکیه بر اسرائیل و متحدان عرب خود، هزینه مستقیم مهار ایران را میان بازیگران منطقه‌ای توزیع کند و از تبدیل‌شدن ایران به قدرت مسلط منطقه جلوگیری نماید. از سوی دیگر، گسترش درگیری، حمله به پایگاه‌های آمریکا، اختلال در تنگه هرمز و بی‌ثباتی بازار انرژی نشان داد که اتکا به متحدان منطقه‌ای لزوماً به معنای کاهش هزینه‌ها نیست. در واقع، سیاست مهار غیرمستقیم می‌تواند در شرایط بحرانی، آمریکا را ناگزیر از مداخله مستقیم‌تر کند و هزینه‌های امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک آن را افزایش دهد.در مجموع، این جنگ نشان داد که دکترین «اول آمریکا» در خاورمیانه با یک تناقض اساسی روبه‌رو است.آمریکا می‌کوشد با تقویت متحدان منطقه‌ای خود، از مداخله مستقیم و پرهزینه بکاهد، اما همین سیاست می‌تواند در صورت تشدید بحران، واشنگتن را وارد درگیری گسترده‌تری کند. بنابراین، حمایت راهبردی از اسرائیل و متحدان عرب، اگرچه در منطق آمریکا ابزاری برای مهار ایران و حفظ موازنه منطقه‌ای است، اما در عمل می‌تواند زمینه‌ساز جنگی فراگیر، بی‌ثباتی اقتصادی جهانی و افزایش وابستگی آمریکا به مدیریت مستقیم بحران‌های خاورمیانه شود.

پیامدهای منطقه‌ای؛ بی‌ثباتی، رقابت تسلیحاتی و کاهش اعتماد

تحلیلگران معتقدند سیاست فشارمحور آمریکا در خاورمیانه ممکن است در کوتاه‌مدت قدرت بازدارندگی واشنگتن را افزایش دهد، اما در بلندمدت پیامدهای بی‌ثبات‌کننده‌ای برای منطقه به همراه دارد. نخستین پیامد، افزایش تنش در خلیج فارس و پیرامون آن است. منطقه‌ای که به دلیل تراکم نیروهای نظامی، خطوط انتقال انرژی و حضور بازیگران متعدد، ظرفیت بالایی برای تبدیل بحران‌های محدود به درگیری‌های گسترده دارد.دومین پیامد، تقویت ادراک تهدید در ایران است. هرچه فشار نظامی و اقتصادی علیه تهران افزایش یابد، احتمال تقویت سیاست‌های بازدارنده، توسعه توان دفاعی و کاهش اعتماد به مسیرهای دیپلماتیک نیز بیشتر می‌شود.سومین پیامد، افزایش هزینه‌های امنیتی در منطقه است. کشورهای منطقه در واکنش به نااطمینانی و تهدیدهای فزاینده، به خرید تسلیحات، تقویت سامانه‌های دفاعی و نزدیکی بیشتر به قدرت‌های خارجی روی می‌آورند. این روند می‌تواند «معمای امنیت» را تشدید کند؛ به این معنا که اقدامات دفاعی یک بازیگر، از سوی بازیگر دیگر تهدیدآمیز تلقی شود و چرخه‌ای از رقابت امنیتی شکل گیرد.چهارمین پیامد، کاهش اعتماد به تعهدات آمریکا است. متحدان منطقه‌ای واشنگتن ممکن است آمریکا را قدرتی نیرومند اما غیرقابل پیش‌بینی ببینند؛ قدرتی که می‌تواند بحران ایجاد کند یا سطح تنش را بالا ببرد، اما همیشه آماده مدیریت پیامدهای بلندمدت آن نیست.

فرصت برای چین و روسیه

یکی از نتایج غیرمستقیم دکترین «اول آمریکا»، افزایش انگیزه بازیگران منطقه‌ای برای تنوع‌بخشی به روابط خارجی است. زمانی که سیاست آمریکا بیش از حد فشارمحور، یک‌جانبه و غیرقابل پیش‌بینی تلقی شود، کشورهای منطقه تلاش می‌کنند گزینه‌های جایگزین خود را گسترش دهند.در چنین شرایطی، چین و روسیه می‌توانند از شکاف میان قدرت سخت آمریکا و کاهش مشروعیت آن بهره ببرند. چین با تمرکز بر اقتصاد، سرمایه‌گذاری و انرژی، و روسیه با تأکید بر همکاری‌های امنیتی و نظامی، می‌کوشند جایگاه خود را در معادلات خاورمیانه تقویت کنند.این روند به معنای حذف آمریکا از منطقه نیست، اما نشان می‌دهد که هژمونی واشنگتن با چالش‌هایی تازه روبه‌رو شده است؛ چالش‌هایی که نه الزاماً ناشی از ضعف نظامی، بلکه ناشی از کاهش اعتماد و مشروعیت سیاسی آن است.

فرسایش مشروعیت آمریکا

یکی از مهم‌ترین پیامدهای بلندمدت سیاست «اول آمریکا»، فرسایش مشروعیت راهبردی ایالات متحده است. هژمونی پایدار تنها به توان نظامی، اقتصادی و فناوری وابسته نیست، بلکه نیازمند نوعی پذیرش، اعتماد و مشروعیت در میان متحدان و حتی رقباست.در دوره رهبری لیبرال، آمریکا می‌کوشید اقدامات خود را با زبان حقوق بین‌الملل، دفاع از نظم قانون‌محور، حمایت از دموکراسی و همکاری چندجانبه توجیه کند اما در الگوی جدید، هنگامی که اقدام‌ها بیشتر بر اساس منافع فوری، فشار مستقیم و معامله‌گری تعریف می‌شوند، این پوشش هنجاری تضعیف می‌شود.در نتیجه، شکافی میان قدرت و مشروعیت آمریکا پدید می‌آید لذا توانایی آن برای جلب همراهی داوطلبانه کاهش می‌یابد. این مسئله می‌تواند هزینه حفظ هژمونی را برای آمریکا افزایش دهد و آن را به قدرتی کمتر مورد اعتماد تبدیل کند.

جمع‌بندی

بررسی سیاست آمریکا در خاورمیانه نشان می‌دهد که دکترین «اول آمریکا» به معنای خروج کامل واشنگتن از منطقه نیست، بلکه بیانگر تغییر شیوه اعمال قدرت است. آمریکا همچنان می‌خواهد بر معادلات خاورمیانه اثرگذار باشد، اما با تعهدات کمتر، هزینه مستقیم پایین‌تر و استفاده بیشتر از ابزارهای فشار و اجبار.در مواجهه با ایران، این رویکرد بیش از هر جای دیگر آشکار است. تحریم‌های اقتصادی، تهدید نظامی، فشار دیپلماتیک، همکاری نزدیک با اسرائیل و تلاش برای تغییر محاسبات تهران، همگی نشان می‌دهند که واشنگتن در حال بازتعریف هژمونی خود از مسیر اجبار و معامله‌گری تهاجمی است.این مدل جدید در بلندمدت با خطرهایی جدی همراه است. تشدید بی‌ثباتی منطقه‌ای، افزایش رقابت تسلیحاتی، کاهش اعتماد متحدان، گسترش نفوذ چین و روسیه و فرسایش مشروعیت راهبردی ایالات متحده.

دیدگاه ها (0)
img
img

پایان شهادت نتانیاهو در دادگاه صهیونیستی پس از ۹۸ جلسه

توسعه همکاری‌های ایران و هند در حوزه انرژی بررسی شد

شکست عجیب برزیل و ایتالیا در لیگ ملتهای والیبال

دو فینالیست و ۶ برنز برای ایران در جهانی موی‌تای

رفع کامل اختلال خدمات کارت‌محور بانک صادرات ایران

تاکید وزرای خارجه ایران و عربستان بر حفظ کانال‌های دیپلماتیک و تقویت همکاری‌ مشترک

مذاکرات بهبود مناسبات کشورهای خلیج فارس با ایران در ریاض

هشدار دستگاه قضا نسبت به فریب شرط‌بندی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

بازنشستگان تأمین اجتماعی فیش حقوقی خردادماه را دریافت کنند/ رفع اختلال سامانه

قالیباف باکو را به مقصد تهران ترک کرد

پزشکیان: تلاش پاکستان برای گسترش صلح ریشه در فرهنگ غنی این کشور دارد

نجات زندانی هرمزگانی از قصاص در شب تاسوعا

نشت گاز در منزل مسکونی بندرعباس یک مصدوم بر جای گذاشت

مجتمع فرهنگی میناب برای تکمیل به ۱۰۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد

پخش زنده عزاداری‌های محرم در هرمزگان

img
خـبر فوری:

قطع ۴۸ ساعته آب شرب در سردشت و ۸ روستای بخش بشاگرد به دلیل شکستگی خط انتقال