در هفتههای اخیر، پس از مجازی شدن پیدرپی مدارس استان هرمزگان، صدای نارضایتی معلمان و والدین درباره آموزش مجازی از همیشه بلندتر شده است؛ صدایی که نه از بیمیلی، بلکه از خستگی، سردرگمی و نگرانی عمیق نسبت به آینده تحصیلی دانشآموزان میآید. ماجرا تنها یک «کلاس آنلاین ناموفق» نیست، بلکه تبدیل به یک چرخه فرساینده شده که معلمان، والدین و دانشآموزان را یکجا گرفتار کرده است.
معلمها بیش از هر زمان دیگری تحت فشارند. تصور کنید: یک معلم با سی و چند دانشآموز هرکدام با شرایط متفاوت، اینترنتی که لحظهای وصل است و لحظهای نیست، سامانهای که امروز بالا میآید و فردا قهر میکند و حجم کاری که عملاً دو برابر شده است. چطور میتوان انتظار داشت چنین شرایطی نتیجهای جز خستگی عمیق به همراه داشته باشد؟
معلم نه تنها باید درس بدهد، بلکه باید نقش پشتیبان فنی، مشاور آموزشی، مراقب کلاس و هماهنگکننده جلسات را هم ایفا کند. در این میان، کیفیت تدریس- که مهمترین اصل است- به اجبار قربانی میشود.
والدین نیز در این آشوب دست کمی از معلمان ندارند. بسیاری شاغلاند و ناچارند کودک را با خود به محل کار ببرند؛ محیطهایی که طراحی نشدهاند برای حضور کودک، چه رسد به شرکت در کلاس آنلاین مدارس. برخی دیگر مجبورند مرخصی بگیرند تا پای لپتاپ کودک بنشینند و او را قدمبهقدم راهنمایی کنند. نتیجه؟ عقبماندن از کار، فشار اقتصادی و روانی و افزایش تنش در خانه.
آیا واقعاً این مدل آموزش قرار بود «کمک» باشد یا باری اضافه بر دوش همه؟
اشتباه بزرگ در جایی رخ میدهد که در این مدل، والدینِ غالباً ناآشنا به مبانی اصولی آموزش ابتدایی، ناخواسته وارد روند آموزشی میشوند، آن هم دقیقاً در حساسترین پایههای تحصیلی. دخالت بیش از حد والدین باعث میشود کودک استقلال یادگیری را از دست بدهد، معلم نتواند بهدرستی ارزیابی کند و عملاً آموزشی که باید علمی و هدفمند باشد، تبدیل به تمرینهای انجامشده توسط والدین شود. این شاید ظاهر «پیشروی» داشته باشد، اما عملاً عقبگرد آموزشی است. از سوی دیگر، مسئولان هر بار نسخهای جدید برای آموزش معرفی میکنند، بیآنکه زیرساخت لازم، آموزش کافی برای معلمان یا حتی برنامهریزی قابل اعتماد وجود داشته باشد. نتیجهاش همین وضعیتی است که میبینیم: یک مدل آموزش پراکنده، ناپایدار و کماثر که نه رضایت ایجاد میکند و نه یادگیری واقعی.
پرسش جدی اینجاست: تا کی قرار است آموزش کشور در وضعیت «مسکنهای موقت» باقی بماند؟
آیا وقت آن نرسیده بهجای آزمونوخطاهای گاهوبیگاه، یک برنامه بلندمدت و واقعی برای آموزش تلفیقی، زیرساخت پایدار و استانداردسازی ابزارهای مجازی ارائه شود؟ تا کی قرار است هزینه ضعف مدیریت آموزشی را معلمان و والدین و دانشآموزان بپردازند؟
آموزش، آن هم در پایههای ابتدایی، میدان تجربه نیست.
اگر امروز برای آن چارهسازی نشود، فردا با نسلی مواجه خواهیم شد که نه از آموزش حضوری بهره کامل برده، نه از آموزش مجازی چیزی آموخته و خسارت آن بسیار فراتر از این روزهای پرتنش خواهد بود.
روزنامه صبح ساحل
جدیدترین اخبار
هزینه معیشت دی به بهمن ماه ۱۰ میلیون تومان افزایش یافت
قیمتگذاری خودرو هفته آینده تعیین تکلیف میشود
خسارت میلیون دلاری شرط بندیها بعد از حمله نکردن ترامپ به ایران
آغاز پروازهای تهران - نجف و بالعکس از ۱۳ بهمن/ از سرگیری پروازهای استانبول به زودی
تحریمهای جدید انگلیس علیه ایران
رکوردشکنی بازدهی و سودآوری پالایش نفت بندرعباس در بازار سرمایه/رشد ۱۷۳ درصدی سهام شبندر و ثبت سود ۵۳ همتی در ۹ ماهه ۱۴۰۴
عقبگرد دلار به کانال 154 هزار تومان
منشا بوی گاز احتمالاً از کشتیهای حامل سوخت گاز مایع است
سرمربی لژیونرهای ایرانی در الوحده مشخص شد
فهرست کالاهای اساسی مشمول بسته حمایت از صنایع ابلاغ شد
بنیامین فرجی در جمع چهار نفر برتر جوانان جهان
روسیه تهدید به استفاده از سلاح اتمی کرد
پایان سبز بورس و فرابورس؛ جهش شاخصها با رشد پرقدرت معاملات
قیمت طلا و سکه امروز ۱۳ بهمن؛ سکه ۱۰ میلیون تومان ریخت
جام ملتهای فوتسال آسیا وارد مرحله مرگ و زندگی شد