14

مهر

1405

آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img

اقتصادی

29 تیر 1405 09:22 50 بازدید 0 کامنت

برای درک علل رکود، نخست باید تعریف آن را شناخت. اگرچه نهادهای مختلف تعاریف گوناگونی ارائه می‌دهند، اما همگی بر یک نقطه اشتراک تأکید دارند. در ایالات متحده، دفتر ملی تحقیقات اقتصادی رکود را به عنوان «کاهش قابل‌توجه در فعالیت‌های اقتصادی در سراسر اقتصاد، که بیش از چند ماه به طول انجامد و معمولاً در تولید ناخالص داخلی واقعی، درآمد واقعی، اشتغال، تولید صنعتی و فروش عمده و خرده قابل مشاهده است» تعریف می‌کند. در بریتانیا، اما تعریف ساده‌تر و بر تولید ناخالص داخلی (GDP) متمرکز است و رکود را «دو یا چند فصل متوالی (هر فصل سه ماه) که در آن تولید ناخالص داخلی کشور با انقباض مواجه شود» می‌دانند. با وجود این تفاوت‌ها، بسیاری از رکودها هر دو معیار را برآورده می‌سازند و چهره‌ای کم‌و‌بیش یکسان از این بحران را به نمایش می‌گذارند. سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چه عواملی باعث می‌شوند این موتور عظیم اقتصادی، از حرکت باز ایستد یا با سرعتی بسیار کمتر از قبل به حرکت خود ادامه دهد؟

پاسخ‌های متعددی برای این پرسش وجود دارد، اما بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که رکودها پدیده‌ای اجتناب‌ناپذیر هستند. دلیل این باور، مفهومی است به نام «چرخه تجاری» که مدلی است که نشان می‌دهد اقتصادها به طور مستمر دوره‌های انبساط و انقباض را تجربه می‌کنند.

این چرخه، مانند ریتمی ثابت اما نه دقیقاً تکراری، بر پیکره اقتصاد می‌تپد. با این حال، آنچه یک دوره انبساط را به انقباض بدل می‌سازد، عواملی بسیار متنوع و گاه به‌غایت پیچیده است که در هم تنیده شده و طوفانی اقتصادی را پدید می‌آورند. رویدادهایی مانند بحران مالی سال ۲۰۰۸ که با یک بحران بازار مسکن در ایالات متحده آغاز شد و به سرعت به سایر نقاط جهان سرایت کرد، نمونه‌ای کلاسیک از این پیچیدگی است . در آن بحران، کاهش ارزش دارایی‌های مرتبط با مسکن، اعتماد به سیستم مالی را سست کرد و این بی‌اعتمادی، زنجیره‌وار به سایر بخش‌های اقتصادی تسری یافت و در نهایت به یک رکود جهانی انجامید.

اما این تنها یک سوی ماجراست. برای درک عمیق‌تر علل رکود، شاید ناچار باشیم به اعماق تاریخ سفر کنیم و به دوران مفرغ بازگردیم، جایی که نشانه‌های یک فروپاشی اقتصادی اولیه، با وضوح بیشتری خود را نمایان می‌سازد. در حدود ۸۰۰ سال پیش از میلاد، اقتصاد بریتانیا با یک «ذوب اقتصادی» روبرو شد . باستان‌شناسان و مورخان هنوز بر سر علت دقیق این واقعه به اجماع نرسیده‌اند، اما فرضیه‌های متعددی ارائه شده است. برخی آن را به تغییرات اقلیمی و سردشدن ناگهانی دما نسبت می‌دهند که به کاهش محصولات کشاورزی و نابودی منابع منجر شد. شواهدی از وجود یک «دوره خشکسالی بزرگ» که حدود ۱۵۰ تا ۳۰۰ سال به طول انجامیده است، در برخی منابع دیده می‌شود که می‌توانست فشار عظیمی بر جوامع وابسته به کشاورزی وارد کند . دیگران به تخریب محیط زیست ناشی از بهره‌برداری بیش از حد اشاره دارند. نظریه‌ای دیگر، انقلاب یا شورش داخلی را عامل این فروپاشی می‌داند و گروهی نیز آن را ناشی از تهاجمات خارجی می‌دانند.

آنچه مسلم است، این است که ارزش برنز به شدت کاهش یافت و «تبر برنزی» که تا پیش از آن، نقشی مانند یک «پول اولیه» داشت، ارزش خود را از دست داد و «حباب» اقتصادی آن دوران ترکید. این افول، شبکه‌های تجاری را که بر پایه مبادله این فلز استوار بود، به هم ریخت و به تدریج، پایه‌های اقتصادی و اجتماعی تمدن‌های عصر مفرغ را سست کرد.

این فروپاشی عصر مفرغ در شرق مدیترانه و خاور نزدیک که بیش از ۳۲۰۰ سال پیش رخ داد، نمونه‌ای بارز از اثر هم‌زمانی عوامل متعدد است که برخی از پژوهشگران از آن به عنوان یک «طوفان کامل» یاد می‌کنند . در آن دوران، تمدن‌های پهناوری از مصر و هیتی‌ها گرفته تا میسنی‌ها و مینوسی‌ها، از طریق شبکه‌های تجاری گسترده به یکدیگر پیوند خورده بودند.

این پیوندها، که در دوران شکوفایی مایه‌ی رونق و ثروت بود، در زمان بحران به نقطه‌ی آسیب‌پذیری مهلکی بدل گشت. اقتصاد جهانی آن روزگار، برای تولید برنز، به شدت به مس و قلع وابسته بود؛ مس از قبرس و قلع از افغانستان تأمین می‌شد و این زنجیره‌ی تأمین، بسیار شکننده بود.

هنگامی که خشکسالی‌های سخت، قحطی، زمین‌لرزه‌های پیاپی و حملات «مردان دریا» (گروه‌های مهاجم و پناهجوی فراری از خشکسالی) به طور هم‌زمان به این سیستم پیچیده فشار آوردند، اولین حلقه‌های آن شکست. سقوط شهرهای کلیدی، شبکه تجاری را بی‌ثبات و درآمد دولت‌ها را کاهش داد و این زنجیره، به شورش‌های داخلی و جنگ‌های بیشتر انجامید. این رویداد تاریخی، نشان می‌دهد که رکودها نه تنها در اثر یک علت واحد، بلکه در نتیجه‌ی برهم‌کنش و تقویت متقابل عوامل متعدد رخ می‌دهند؛ عواملی که شاید هرکدام به تنهایی قابل‌مدیریت باشند، اما در کنار هم، طوفانی کوبنده را شکل می‌دهند.

در این میان، مفهوم «ریسک سیستمی» که امروزه در ادبیات اقتصادی مدرن بسیار بدان پرداخته می‌شود، شباهت‌های شگفت‌انگیزی با شرایط حاکم بر فروپاشی عصر مفرغ دارد. ریسک سیستمی، توانایی یک اختلال واحد، یا مجموعه‌ای از اختلالات فردی، برای تبدیل شدن به یک شکست گسترده در کل سیستم تعریف می‌شود. پژوهشگران این حوزه معتقدند که سیستم‌های اقتصادی و مالی مدرن نیز مانند دنیای باستان، به دلیل اتصالات پیچیده و وابستگی‌های متقابل، به شدت در برابر این نوع ریسک آسیب‌پذیر هستند. شبکه‌های مالی بسیار به هم متصل، هرچند ممکن است در برابر اختلالات کوچک مقاوم عمل کنند، اما یک شوک به اندازه‌ی کافی بزرگ را می‌توانند به کل سیستم تسری دهند. به عبارت دیگر، همان ویژگی‌هایی که یک سیستم اقتصادی را در دوران ثبات، کارآمد و منعطف می‌سازد (مانند اتصالات گسترده و تنوع)، در شرایط بحرانی می‌توانند به کانال‌هایی برای سرایت بحران تبدیل شوند. این مفهوم، که به عنوان «ابرهمبستگی» (hypercoherence) نیز شناخته می‌شود، بیانگر آن است که هرچه جامعه‌ای پیچیده‌تر و وابسته‌تر شود، احتمال فروپاشی و ازهم‌گسیختگی آن بیشتر می‌گردد. بنابراین، رکودهای بزرگ، اغلب در نقطه‌ای رخ می‌دهند که «پیچیدگی» از حد معینی فراتر رفته و سیستم، توانایی جذب شوک‌های خارجی را از دست می‌دهد.

در دنیای مدرن، رکودها می‌توانند دلایل متنوع‌تری داشته باشند، اما در هسته‌ی خود، بسیاری از آن‌ها از الگوی مشابهی پیروی می‌کنند. یک رونق اقتصادی، اغلب با افزایش اعتماد به نفس، رشد سرمایه‌گذاری و افزایش بدهی همراه است. این چرخه، تا جایی ادامه می‌یابد که حبابی در یکی از بخش‌های اقتصادی (مانند مسکن، سهام یا کالاهای اساسی) شکل بگیرد. ترکیدن این حباب، زنجیره‌ای از نکول‌های مالی، کاهش هزینه‌های مصرفی، افزایش بیکاری و در نهایت، کاهش تولید ناخالص داخلی را به دنبال دارد. همچنین، شوک‌های خارجی مانند جهش ناگهانی قیمت نفت، بحران‌های ژئوپلیتیک یا همه‌گیری‌های جهانی می‌توانند با مختل کردن زنجیره‌های تأمین و افزایش عدم‌اطمینان، زمینه‌ساز رکود شوند. نمونه‌ی اخیر آن، همه‌گیری کووید-۱۹ بود که با ایجاد اختلالی بی‌سابقه در زنجیره‌های تأمین جهانی و کاهش شدید تقاضا، بسیاری از اقتصادهای جهان را به سمت رکود سوق داد. این رویدادها نشان می‌دهند که علی‌رغم پیچیدگی‌های بسیار بیشتر اقتصاد مدرن، همچنان آسیب‌پذیری‌های بنیادین مشابهی با اعصار گذشته در آن وجود دارد.

با نگاهی به افق پیش رو، شاید بتوان گفت که مهم‌ترین درس برای اقتصاد مدرن، نه در تلاش برای حذف کامل رکودها، که در مدیریت و کاهش اثرات مخرب آنهاست. درک «چرخه‌های تجاری» به سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا از طریق سیاست‌های پولی و مالی مناسب، از شدت نوسانات بکاهند. همچنین، شناخت ریسک‌های سیستمی و تلاش برای ایجاد تاب‌آوری در سیستم‌های مالی و اقتصادی، می‌تواند از تبدیل یک بحران کوچک به یک فروپاشی بزرگ جلوگیری کند. سیستم‌های با اتصالات گسترده، نیازمند نظارت هوشمندانه‌تری هستند تا از شکل‌گیری حباب‌های خطرناک و تمرکز بیش از حد ریسک در گره‌های کلیدی جلوگیری به عمل آید. به عبارت دیگر، اقتصاد مدرن با الهام از درس‌های تاریخ، باید همواره خود را برای مواجهه با طوفان‌های پیش‌بینی‌نشده آماده سازد، نه با انکار امکان وقوع آن‌ها، که با تقویت بنیان‌های خود در برابر شوک‌های احتمالی.

در پایان، می‌توان دریافت که پرسش «چه چیزی باعث رکود اقتصادی می‌شود؟» پاسخی ساده و یک‌بعدی ندارد. رکود، نتیجه‌ی تعامل پیچیده‌ی عوامل انسانی، ساختاری و طبیعی است که در بستر زمان، به شکل‌های گوناگون خود را نمایان می‌سازند. از کاهش ارزش برنز در بریتانیای باستان تا فروپاشی تمدن‌های عصر مفرغ و بحران مالی ۲۰۰۸، همگی روایت‌هایی از یک داستان واحد هستند: داستان شکنندگی و در عین حال، تاب‌آوری سیستم‌های اقتصادی.

این داستان، هشداری است بر این که هیچ پیشرفتی، خطی و بی‌نهایت نیست و هر رونقی، بذر رکود بعدی را در دل خود دارد. اما از سوی دیگر، این داستان، روایتی از انعطاف‌پذیری و بازیابی است؛ چرا که پس از هر فروپاشی، تمدن‌ها و اقتصادها، با تکیه بر آموخته‌های خود، بار دیگر قد برافراشته و مسیر جدیدی برای رشد و شکوفایی می‌گشایند. راز بقا، نه در گریز از این چرخه، که در درک عمیق آن و حرکت خردمندانه در میان فراز و نشیب‌های آن نهفته است.

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ تبلیغ
خـبر فوری:

آماده باش شیلات هرمزگان برای مقابله با ال نینو

آگهی:
عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

گام یار - راه برو و درآمد کسب کن !
بپرس!

رادیو صبح ساحل

استریم زنده

صفحه رادیو