21

مرداد

1405

پخش زنده
آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img

اجتماعی

14 مرداد 1405 11:25 42 بازدید 0 کامنت

یک پیام فرازمانی برای عصری آکنده از دلهره

اگرچه نزدیک به هفت دهه از نگارش این کتاب می‌گذرد، اما پیام آن هرگز به اندازه امروز تازه و حیاتی نبوده است. واتس در حکمت بی‌قراری به خوبی دریافته بود که مدرنیته با تمام دستاوردهایش، به بهایی گریزناپذیر یعنی تهی‌شدن معنا و افزایش احساس ناامنی وجودی دست یافته است. این اثر را می‌توان یکی از نخستین و دقیق‌ترین واکاوی‌های بحران معنا در جهان پساجنگ دانست. او که خود از آگاهان و مفسران بزرگ فلسفه شرق برای مخاطب غربی بود ، نه به دنبال نسخه‌ای ساده‌انگارانه، بلکه به دنبال تغییری ریشه‌ای در نگرش است. نگرشی که دیگر آرامش را در تسلط بر جهان بیرون، بلکه در پذیرش ماهیت سیال و ناپایدار درون می‌جوید. این کتاب برای هر کسی که از دویدن بی‌پایان در چرخه‌های «اگر... آنگاه» خسته شده و به دنبال پنجره‌ای تازه به سوی زیستن است، اثری ضروری محسوب می‌شود.

رابطه انسان و خدا در دوران شکاکیت علمی

یکی از چالش ‌برانگیزترین بخش‌های کتاب، نگاه واتس به رابطه دین و علم است. او با صراحت تمام به این نکته اشاره می‌کند که علم مدرن، با تکیه بر روش‌های تجربی خود، مفهوم خدای سنتی را برای بسیاری از انسان‌ها غیرقابل ‌قبول ساخته است. واتس با ظرافت تمام این وضعیت را شرح می‌دهد که اگر دانشمندان بپذیرند که ایمان به خدا تنها یک خواست احساسی است، آنگاه اعتبار بسیاری از باورهای دینی رایج زیر سوال می‌رود. با این حال، واتس در دام این نگاه صرفا منفی‌‌گرایانه نمی‌افتد. او با بیان تمایزی هوشمندانه میان «باور» و «ایمان»، مسیری تازه می‌گشاید: «باور می‌چسبد، اما ایمان رها می‌کند». این تمایز، قلب اندیشه واتس در این کتاب است. او پیشنهاد می‌دهد که به جای چنگ زدن مضطربانه به جزم‌‌اندیشی‌های دینی کهنه یا پناه بردن به شکاکیتی خشک، به ایمانی پویا و مبتنی بر تجربه زیستن روی آوریم ایمانی که سعی ندارد تمام ناشناخته‌ها را تعریف کند، بلکه از بودن در کنار راز هستی لذت می‌برد.

راز رهایی در پذیرش بی‌قراری

عنوان کتاب به‌خوبی گویای ادعای جسورانه‌ی نویسنده است: حکمت، در پذیرش بی‌قراری نهفته است. واتس با نگاهی روانشناختی و فلسفی، این توهم را که می‌توان برای همیشه در پناه امنیتی پایدار زیست، به چالش می‌کشد. او معتقد است که انسان امروز، دقیقا به دلیل تلاش بیهوده‌اش برای محکم‌کاری جهان متغیر، مضطرب‌تر و درمانده‌تر شده است. همان‌گونه که یکی از خوانندگان این کتاب به زیبایی اشاره کرده؛ «مسئله این است که ما دائما در حال آماده شدن برای زندگی در آینده‌ای دور هستیم» و بدین ‌ترتیب، زندگی کردن در حال را از دست می‌دهیم. واتس با الهام از نگاه به جهان طبیعی، به ما یادآوری می‌کند که حیوانات برای یافتن غذا یا پناهگاه، دچار اضطراب مزمن فردا نمی‌شوند آنها در اکنون زندگی می‌کنند. این به معنای نادیده‌انگاری آینده نیست، بلکه تغییری بنیادین در رابطه با آن است: آینده‌ای که حاصل کنش‌های امروز ماست، نه غولی که بر امروز ما سایه افکنده است.

زیستن در حال

اما چگونه می‌توان به این «حکمت» دست یافت؟ واتس برای این پرسش پاسخی عملی دارد، هرچند که آن را در قالب یک دستورالعمل گام‌به‌گام ارائه نمی‌دهد. او هنر زیستن را نه در برنامه‌ریزی دقیق محاسبه ‌شده، بلکه در حساس بودن کامل نسبت به هر لحظه می‌داند. این یعنی نگاه کردن به هر آنچه رخ می‌دهد، نه از منظر قضاوت‌های گذشته یا ترس‌های آینده، بلکه با ذهنی باز و پذیرای تازگی آن. او به‌درستی خاطرنشان می‌کند که انسان‌ها، برخلاف حیوانات، چنان درگیر به‌یادماندنی‌های خوشایند گذشته و انتظارات آینده شده‌اند که از زندگی روان خود غافل مانده‌اند. برای خارج شدن از این دام، باید خودمجزایی را که درگیر این حساب ‌و کتاب‌های ذهنی بی‌پایان است، رها کرد و به جریان حیات پیوست. همان‌گونه که واتس می‌گوید، برای درک راز زندگی، نباید سعی کنیم آن را از بیرون تعریف یا تصاحب کنیم، بلکه باید وارد آن شویم، آن را حس کنیم و با آن یکی شویم.

توهم انفکاک

یکی از عمیق‌ترین مفاهیم کتاب، نقد خود مجزاست. واتس با نفوذی روان‌کاوانه به این باور بنیادین ما، یعنی وجود یک من ثابت و جدای از دیگران و جهان، حمله می‌برد. به عقیده او، بسیاری از اضطراب‌های ما از این پندار نادرست ناشی می‌شود که گویی منی جدا در درون ما می‌زید که در حال تلاش برای محافظت از خود در برابر جهانبی‌گانه است. او این ایده را که ما موجوداتی مجزا و منفک هستیم، توهمی می‌داند که ریشه‌های ناامنی روانی را عمیق‌تر می‌کند. همان‌گونه که یک خواننده اشاره کرده، واتس معتقد است فقط یک نفر وجود دارد و این یکی، گل‌ها، گیاهان، حیوانات و همه چیز را در بر می‌‌گیرد. این جهان ‌بینی یکپارچه‌ نگر، درک ما را از بی‌قراری دگرگون می‌کند؛ اگر ما بخشی از یک کل پویا باشیم، آنگاه بسیاری از ترس‌ها از تهدید این خود خیالی، رنگ می‌بازند. این رهایی، نه در یافتن پاسخی قطعی، بلکه در شگفت‌زدگی در برابر رازی به نام هستی تجربه می‌شود .

مرگ، اخلاق و فراسوی باورهای کهنه

واتس در ادامه مسیر تفکر خود، به دو موضوع تابو و در عین حال بنیادین یعنی مرگ و اخلاق می‌‌پردازد. او با صراحتی تحسین ‌برانگیز می‌گوید که قرار نیست از مرگ بگریزیم یا آن را انکار کنیم بلکه باید آن را به عنوان بخشی از فرایند طبیعی زندگی بپذیریم. این پذیرش، خود نیرویی تازه به زندگی امروزمان می‌بخشد. در حوزه اخلاق نیز، واتس نگاهی تازه ارائه می‌دهد. او اخلاق صرفا مبتنی بر قوانین و دستورات خشک را نقد می‌کند و آن را اخلاق خلاقانه در تقابل با «اخلاق جزم‌اندیشانه» قرار می‌دهد . او بر این باور است که رفتار اخلاقی ناب، از دیدن شخص دیگر و برقراری ارتباطی اصیل سرچشمه می‌گیرد، نه از پایبندی سرد و خشک به یک فرمول. این نگاه او، در نهایت، ما را به این درک رهنمون می‌کند که راز زندگی، مسئله‌ای برای حل کردن نیست، بلکه واقعیتی است برای تجربه کردن. حکمت بی‌قراری با این جمله می‌تواند خلاصه‌‌ای بر تمام آموزه‌‌های خود باشد و خواننده را به سفری درونی و تامل ‌برانگیز دعوت کند.

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ تبلیغ
خـبر فوری:

تعویق تمامی امتحانات نهایی استان‌های جنوبی تا پایان شرایط ویژه

آگهی:
عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین