مرداد
1405
سیاسی
آیا تماسهای دیپلماتیک بر معادلات نظامی غلبه میکنند؟
همزمانی تحرکات نظامی در آبراههای جنوب با تکاپوی دیپلماتیک در پایتختهای پکن، دوحه و اسلامآباد، نشاندهنده تلاش بازیگران منطقهای برای مدیریت بحرانی است که هر لحظه احتمال خروج از کنترل دارد.
به گزارش صبح ساحل، اتفاقات جاری در تنگه هرمز نشاندهنده توازنی ناپایدار میان تحرکات نظامی و دیپلماسی است. فعال شدن کانالهای ارتباطی میان بازیگران منطقهای، همزمان با تشدید تنشهای میدانی، حاکی از بهکارگیری استراتژی مدیریت بحران از طریق مسیرهای موازی است. رایزنیهای اخیر در محورهای پکن، دوحه و اسلامآباد، تلاشهای جاری برای دستیابی به خروجی مسالمتآمیز را تأیید میکند. در این میان، سوال اصلی این است که آیا این رفتوآمدها و تلاشهای دیپلماتیک میان کشورها، بالاخره مانع از بروز درگیری گسترده میشود یا به روال هفتهها و ماههای گذشته به عنوان ابزاری برای خرید زمان به کار گرفته شده است؟
دیپلماسی در سایه تنش
در حالی که تحرکات نظامی در تنگه هرمز به شدت افزایش یافته، تحرک دیپلماتیک در پایتختهای منطقه و آسیا نیز به طور متوازن رشد کرده است. در همین ایام، وزیر امور خارجه عربستان سعودی در سفری به پکن، با مقامات بلندپایهی چینی درباره ثبات منطقه رایزنی کرد. همزمان، تهران کانالهای ارتباطی خود را با دوحه و اسلامآباد فعال کرده است؛ تماسهایی که محوریت آنها مدیریت تنشهای دریایی و جلوگیری از گسترش درگیریها در آبراههای جنوب بوده است. این حجم از رایزنیها در بازهای رخ میدهد که فضای رسانهای منطقه، مملو از تهدیدات نظامی و هشدار درباره احتمال برخورد مستقیم است.
رویکرد فعلی بازیگران نشان میدهد که برخلاف تصور اولیه، تشدید تنشهای میدانی منجر به قطع ارتباطات نشده، بلکه انگیزهای برای فعال کردن کانالهای جایگزین شده است. فعال شدن محور «پکن-ریاض» و رایزنیهای «تهران-دوحه-اسلامآباد» حاکی از آن است که طرفین، علیرغم نمایش قدرت در میدان، همچنان به دنبال تنفیس فشار هستند. در واقع، دیپلماسی در اینجا به عنوان جایگزینی برای فشار نظامی نیست، چراکه به عنوان ابزاری موازی به کار گرفته شده تا ریسک خروج بحران از کنترل و تبدیل شدن به یک جنگ تمامعیار را به حداقل برساند.
چین و عربستان؛ جستوجوی میانجیگری
سفر اخیر وزیر امور خارجه عربستان سعودی به پکن، در حالی صورت گرفت که ریاض به طور موازی در حال تقویت توانمندیهای دفاعی خود در منطقه است. در این دیدارهای سطح بالا، طرفین بر لزوم حفظ ثبات در خاورمیانه تأکید کردهاند؛ موضوعی که با منافع اقتصادی چین در منطقه و نیاز این کشور به جریان بیوقفه انرژی گره خورده است. عربستان در این رایزنیها، چین را به عنوان قدرتی معرفی کرده که میتواند تعادلی میان فشارهای بینالمللی و واقعیتهای منطقهای ایجاد کند و نقش میانجی را در پروندههای بحرانی ایفا نماید.روی آوردن ریاض به پکن، تغییری در استراتژی مدیریت بحران عربستان است. ریاض میخواهد فشار را از تنشهای دوجبههای به فضای چندجانبه منتقل کند. در این میان، نفوذ اقتصادی چین و جایگاهش به عنوان طرفی بیطرف، برای عربستان یک ضمانت است؛ پکن میتواند هزینهی هرگونه برخورد نظامی را برای طرفین بالا ببرد. هدف ریاض از این محور، استفاده از وزن چین برای این است که ایران در حملات احتمالی، عربستان را هدف قرار ندهد. این تکاپوها بیشتر برای مدیریت جنگ است تا صلح جامع؛ یعنی جلوگیری از درگیری گستردهای که ثبات اقتصادی و برنامههای توسعه هر دو کشور را نابود کند.
محور تهران-دوحه-اسلامآباد؛ مدیریت بحران در تنگه هرمز
در راستای مدیریت تنشهای اخیر در تنگه هرمز، تهران تماسهای دیپلماتیک خود را با دوحه و اسلامآباد متمرکز کرده است. قطر که پیشینهای طولانی در میانجیگری میان طرفهای متخاصم در منطقه دارد، بار دیگر به عنوان کانال ارتباطی برای رایزنیهای غیررسمی مورد استفاده قرار گرفته است. همزمان، رایزنیهای ایران با پاکستان بر محوریت امنیت مرزها و ثبات در فضای استراتژیک منطقه متمرکز شده تا از هرگونه سوءتفاهم نظامی در این جغرافیا جلوگیری شود. این تحرکات در زمانی رخ میدهد که بحثهای مربوط به بینالمللی شدن امنیت تنگه هرمز در برخی پایتختهای غربی مطرح شده است.
انتخاب قطر و پاکستان توسط ایران، یک محاسبه استراتژیک برای منطقهای نگه داشتن بحران است. تکیه بر قطر به عنوان میانجی سنتی، به تهران اجازه میدهد بدون نیاز به مواجهه مستقیم با طرفهای مقابل، پیامهای خود را منتقل کند. از سوی دیگر، تعامل با پاکستان به عنوان یک همسایه استراتژیک، ابعاد امنیتی این رایزنیها را تقویت میکند تا از هرگونه فشار خارجی یا مداخله قدرتهای غیرمنطقهای در تنگه هرمز جلوگیری شود. در واقع، هدف اصلی این محور دیپلماتیک، پیشدستی برای جلوگیری از بینالمللی شدن پرونده است؛ چرا که ورود بازیگران فرامنطقهای به بحث امنیت تنگه، کنترل بحران را از دست بازیگران محلی خارج کرده و ریسک برخورد نظامی را به شدت افزایش میدهد.
دیپلماسی برای صلح یا دیپلماسی برای خرید زمان؟
بررسی کلی تحولات اخیر نشان میدهد که منطقه در وضعیتی متناقض قرار دارد؛ از یک سو، استقرار تجهیزات نظامی و افزایش گشتهای دریایی در تنگه هرمز به طور مستمر گزارش شده و از سوی دیگر، ترافیک رایزنیهای دیپلماتیک در محورهای پکن، دوحه و اسلامآباد به اوج خود رسیده است. وضعیت فعلی ترکیبی از فشار نظامی و تلاش برای حفظ کانالهای ارتباطی است. هیچیک از طرفین هنوز توقف رسمی عملیاتها یا پایان رایزنیها را اعلام نکردهاند و هر دو رویکرد برای پیشبرد اهدافشان به کار گرفته میشود.
تضاد موجود میان تحرکات نظامی و رایزنیها، بیشتر به مدیریت بحران شباهت دارد تا تلاش برای صلح. نمایش قدرت در کنار مذاکرات، برای جلوگیری از برخوردهای گسترده و غیرقابل کنترل است. این رایزنیها را میتوان راهکاری برای کاهش ریسک و خرید زمان دانست تا هر طرف ضمن تقویت موقعیت خود، امکان خروج امن از بحران را داشته باشد. مسیر فعلی منطقه، مدیریت تنشها در سطحی مشخص است تا از تبدیل شدن آن به جنگی تمامعیار جلوگیری شود.
به این مطلب امتیاز دهید:
جدیدترین اخبار
ضربوشتم مدیر برق عسلویه هنگام جمعآوری ماینرهای غیرمجاز
پشت صف طولانی بنزین محله ششصد دستگاه چه میگذرد؟!
خبر قطع کالابرگ به دلیل نقص اطلاعات فراجا صحت ندارد
شکست رکوردهای جهانی توسط وزنهبردار ایرانی
افزایش قیمت بنزین منتفی شد
رئیس پیشین دیوان عالی، رئیسجمهور مجارستان شد
ابای و جهان شرق: پیوند اندیشههای متفکر قزاق با ادبیات فارسی
شرایط سپرده ارزی برای سرمایهگذاری اعلام شد
مخبر و فروزنده عضو هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص شدند
تأکید وزرای دفاع ایران و مالزی بر توسعه همکاریهای دفاعی و نظامی
مهلت ثبتنام آزمونهای خارج از کشور علوم پزشکی تمدید شد
۱۷ خودروی متخلف در بندرعباس توقیف شد
شمار قربانیان زلزله کلمبیا به ۲۲۴ نفر رسید
افزایش سقف وام زنان دهکهای یک تا پنج
یک پرسپولیسی سرمربی تیم فوتبال مس رفسنجان شد
اخبار مرتبط
وقوع حادثه امنیتی برای یک نفتکش در دریای عمان
ادعای تکراری ترامپ: در حال مذاکره با ایران هستیم
تنگه در میانه بازی قدرت
تصویب کلیات طرح تنگه هرمز در کمیسیون امنیت ملی
کلیات طرح اقدام راهبردی تنگه هرمز در کمیسیون امنیت ملی مجلس تصویب شد