14

شهریور

1405

آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img

سیاسی

27 مرداد 1405 07:55 149 بازدید 0 کامنت

با این حال با خروج ایالات متحده از توافق هسته‌ای و به دنبال آن، بازگشت تحریم‌ها، اختلاف بر سر دامنه تعهدات، فقدان تضمین برای دوام توافق‌های آینده و گسترش نگرانی‌های امنیتی منطقه‌ای باعث شدند تا مسیر بازگشت به توافق دشوار شود و پرونده هسته‌ای ایران پس از برجام، از یک اختلاف قابل مدیریت دیپلماتیک به بحرانی پایدار و مقاوم در برابر حل آن تبدیل شود. از این‌رو با وجود سالیان متمادی تلاش برای احیای توافق، گفت و گوها تاکنون نتوانسته‌اند به سازوکاری پایدار برای کاهش بحران منجر شوند. در این گزارش به بررسی عوامل ساختاری و سیاسی که باعث شده‌اند پرونده هسته‌ای ایران پس از برجام، از یک اختلاف قابل مدیریت دیپلماتیک به بحرانی پایدار و مقاوم در برابر حل آن تبدیل شود و همچنین موضوع خروج آمریکا از برجام و اینکه چگونه این اقدام باعث فروپاشی اعتماد متقابل و دشوار شدن احیای دیپلماسی هسته‌ای میان ایران و آمریکا شده است، می‌پردازیم.

خروج آمریکا از برجام و بحران اعتماد در مذاکرات هسته‌ای

خروج یک‌جانبه ایالات متحده از برجام در سال ۲۰۱۸ را می‌توان نقطه عطفی در تحول بحران هسته‌ای ایران دانست؛ زیرا این اقدام نه‌تنها یک توافق مشخص را تضعیف کرد، بلکه بنیان اعتماد سیاسی و حقوقی لازم برای هرگونه توافق بعدی را نیز مخدوش کرد. برجام بر این فرض استوار بود که در برابر محدودیت‌های هسته‌ای ایران، طرف‌های مقابل به‌ویژه آمریکا و اروپا، مسیر کاهش تحریم‌ها و عادی‌سازی نسبی روابط اقتصادی را فراهم کنند. با این وجود، خروج دولت ترامپ از توافق و بازگشت تحریم‌های گسترده، این تصور را در ایران تقویت نمود که حتی توافقی چندجانبه و تأییدشده توسط قطعنامه شورای امنیت نیز نمی‌تواند مانع تغییر رفتار آمریکا در اثر جابه‌جایی دولت‌ها شود. از این منظر، مسئله اصلی پس از خروج آمریکا فقط بازگشت تحریم‌ها نبود، بلکه از بین رفتن باور به پایداری تعهدات بود. آنچه پس از این تجربه به عنوان پرسش بنیادی برای ایران در مذاکرات بعدی مطرح شد، این بود که اگر دوباره به تعهدات گسترده بازگردد، چه تضمینی وجود دارد که دولت بعدی آمریکا بار دیگر از توافق خارج نشود؟ همین پرسش، مذاکرات احیای برجام را از یک گفت‌وگوی فنی درباره سطح غنی‌سازی، ذخایر اورانیوم یا نظارت‌های آژانس، به بحثی سیاسی‌تر درباره ضمانت، اعتماد و هزینه‌های نقض توافق تبدیل کرد.

باید در نظر داشت که در روابط بین‌الملل، اعتماد میان دولت‌ها معمولاً بر اساس حسن نیت اخلاقی شکل نمی‌گیرد، بلکه به سازوکارهای قابل اتکا، منافع متقابل، هزینه نقض تعهد و امکان راستی‌آزمایی وابسته است. لذا خروج آمریکا از برجام این سازوکارها را تضعیف کرد، زیرا نشان داد که حتی یک توافق بین‌المللی رسمی نیز در برابر تغییرات داخلی سیاست آمریکا آسیب‌پذیر است. در نتیجه، ایران نسبت به تکرار تجربه برجام محتاط‌تر شده و تلاش کرده است تا در مذاکرات خواستار تضمین‌های عملی، رفع واقعی تحریم‌ها و امکان راستی‌آزمایی اقتصادی شود.

بنابراین اقدام آمریکا باعث شد تا مذاکرات از مسیر احیای ساده توافق خارج شود و به فرآیندی پیچیده برای مدیریت سوءظن‌های متقابل تبدیل شود. بر این اساس، فروپاشی اعتماد ناشی از خروج آمریکا از برجام، یکی از عوامل اصلی تبدیل پرونده هسته‌ای ایران به بحرانی پایدار و مقاوم در برابر حل آن است. زیرا پس از این اقدام آمریکا، مسئله دیگر صرفاً این نیست که دو طرف بر سر مفاد فنی توافق کنند؛ بلکه مسئله اصلی این است که آیا توافق آینده می‌تواند در برابر تغییر دولت‌ها، فشارهای داخلی، تحریم‌های جدید و ملاحظات امنیتی منطقه‌ای دوام بیاورد یا نه. در چنین شرایطی، دیپلماسی از ابزار حل نهایی بحران به سازوکاری برای کنترل تنش، خرید زمان و جلوگیری از تشدید درگیری تبدیل شده است.

بازگشت تحریم‌ها پس از خروج آمریکا از برجام و تأثیر آن بر تداوم بحران هسته‌ای ایران

بازگشت تحریم‌های آمریکا پس از خروج این کشور از برجام را باید فراتر از احیای یک ابزار فشار اقتصادی بررسی کرد. این اقدام، منطق مبادله‌ای برجام را که بر پایه محدودیت هسته‌ای در برابر رفع تحریم‌ها شکل گرفته بود، با اختلالی اساسی مواجه ساخت. در چارچوب برجام، ایران محدودیت‌هایی را بر برنامه هسته‌ای خود پذیرفت و تحت یک نظام نظارتی گسترده قرار گرفت؛ در مقابل، انتظار می‌رفت موانع اصلی همکاری‌های اقتصادی، مالی، بانکی، تجاری و نفتی کاهش یابد. خروج آمریکا از توافق در ۸ مه ۲۰۱۸ و بازگرداندن تحریم‌ها در دو مرحله، این موازنه را برهم زد و منافع اقتصادی مورد انتظار ایران از ادامه اجرای توافق را به‌شدت محدود کرد. در این زمینه، رعایت یک تمایز حقوقی اهمیت دارد. آنچه در سال ۲۰۱۸ بازگشت، عمدتاً تحریم‌های ملی و ثانویه آمریکا بود؛ تحریم‌های پیشین سازمان ملل متحد در آن مقطع به‌طور خودکار بازنگشتند. بااین‌حال، به دلیل جایگاه آمریکا در نظام مالی جهانی، نقش دلار، وابستگی بانک‌ها به شبکه‌های مالی بین‌المللی و نگرانی شرکت‌ها از مجازات‌های آمریکا، آثار عملی این تحریم‌ها از مرزهای صلاحیت سرزمینی آمریکا فراتر رفت. بنابراین، حتی بسیاری از شرکت‌ها و مؤسسات غیرآمریکایی نیز برای حفظ دسترسی خود به بازار و نظام مالی آمریکا، همکاری با ایران را کاهش دادند یا متوقف کردند.

تحریم‌های ثانویه و محدود شدن منافع اقتصادی برجام

یکی از ویژگی‌های اصلی سیاست تحریمی آمریکا، استفاده از تحریم‌های ثانویه بود. این تحریم‌ها، تنها اتباع و شرکت‌های آمریکایی را هدف قرار نمی‌دادند، بلکه شرکت‌ها، بانک‌ها و مؤسسات خارجی را نیز میان همکاری با ایران و حفظ دسترسی به بازار آمریکا در وضعیت انتخاب قرار می‌دادند. نتیجه آن بود که حتی در شرایطی که اتحادیه اروپا به‌طور رسمی از ادامه برجام حمایت می‌کرد، بخش خصوصی اروپا معمولاً حاضر به پذیرش هزینه و خطر همکاری با ایران نبود. این وضعیت شکاف میان تعهد سیاسی دولت‌های اروپایی و رفتار اقتصادی شرکت‌ها و بانک‌های اروپایی را آشکار کرد. لذا اروپا از نظر سیاسی خواهان حفظ توافق بود، اما ابزارهای آن برای محافظت از فعالان اقتصادی در برابر تحریم‌های آمریکا، کارآمدی محدودی داشت. در نتیجه، ایران به این برداشت رسید که باقی ماندن رسمی سایر طرف‌ها در برجام، بدون تأمین منافع اقتصادی توافق، برای حفظ موازنه تعهدات کافی نیست.

پیوند بازگشت تحریم‌ها با فروپاشی اعتماد

بنابراین باید در نظر داشت که از یک سو خروج آمریکا از برجام، اعتبار سیاسی تعهد را تضعیف کرد و از سوی دیگر بازگشت تحریم‌ها نیز هزینه مادی این نقض اعتماد را برای ایران افزایش داد. بنابراین، بی‌اعتمادی پسابرجام صرفاً ذهنی یا گفتمانی نبود، بلکه در تجربه اقتصادی و محاسبات امنیتی ایران ریشه پیدا کرد. در نتیجه، ایران در مذاکرات بعدی صرفاً خواهان وعده رفع تحریم‌ها نبود، بلکه بر تضمین، راستی‌آزمایی و برخورداری واقعی از منافع اقتصادی تأکید داشت. در سوی مقابل، آمریکا نیز رفع گسترده تحریم‌ها را بدون اطمینان از بازگشت کامل ایران به محدودیت‌های هسته‌ای پرمخاطره تلقی می‌کرد. این وضعیت، نوعی بن‌بست متقابل ایجاد کرد که در آن هر طرف، اجرای تعهدات خود را به اقدام قابل اعتماد طرف دیگر وابسته می‌ساخت.

منطقه‌ای‌شدن پرونده هسته‌ای

هم‌زمان، پرونده هسته‌ای از چارچوب یک اختلاف فنی و حقوقی فراتر رفته و با ساختار امنیتی خاورمیانه پیوند خورده است. رقابت ایران و اسرائیل، حضور نظامی آمریکا در منطقه، توان موشکی و پهپادی، فعالیت بازیگران غیردولتی، امنیت خلیج فارس و احتمال گسترش رقابت هسته‌ای منطقه‌ای، همگی بر محاسبات مذاکراتی اثرگذار هستند. در چنین محیطی، طرفین اقدامات خود را دفاعی و رفتار طرف مقابل را تهاجمی تفسیر می‌کنند؛ وضعیتی که به شکل‌گیری معمای امنیت و چرخه‌ای از تهدید، بازدارندگی و واکنش متقابل می‌انجامد.

بنابراین، توافق هسته‌ای آینده با یک مسئله دوگانه مواجه است. اگر صرفاً به موضوع هسته‌ای محدود شود، ممکن است برای رفع نگرانی‌های امنیتی منطقه‌ای کافی تلقی نشود؛ از سویی اگر همه اختلافات منطقه‌ای، موشکی و امنیتی را دربر گیرد، پیچیدگی و تعداد بازیگران آن به اندازه‌ای افزایش می‌یابد که دستیابی به توافق را دشوارتر می‌کند. این تعارض، دیپلماسی را از مسیر حل جامع بحران دور و به سمت توافق‌های محدود، موقت و مرحله‌ای هدایت می‌کند. بر این اساس، فقدان تضمین و گسترش نگرانی‌های امنیتی منطقه‌ای، بحران هسته‌ای را به منازعه‌ای چندسطحی تبدیل کرده‌اند. این بحران دیگر فقط اختلافی میان ایران و آمریکا بر سر غنی‌سازی یا تحریم نیست؛ بلکه هم‌زمان به اعتبار تعهدات، سیاست داخلی دولت‌ها، موازنه منطقه‌ای، بازدارندگی، نقش بازیگران ثالث و خطر درگیری نظامی مربوط می‌شود. همین چندلایه شدن منازعه، دستیابی به راه‌حل نهایی را دشوار ساخته و کارکرد مذاکرات را به مدیریت تنش و جلوگیری از تشدید بحران محدود کرده است.

فقدان تضمین برای دوام توافق‌های آینده، یکی از مهم‌ترین موانع احیای پایدار دیپلماسی هسته‌ای پس از خروج آمریکا از برجام است. تجربه سال ۲۰۱۸ نشان داد که توافقی چندجانبه، حتی در صورت برخورداری از حمایت بین‌المللی، ممکن است در برابر تغییر دولت و دگرگونی سیاست داخلی یکی از طرف‌ها آسیب‌پذیر باشد. از دیدگاه ایران، بازگشت به محدودیت‌های هسته‌ای بدون تضمین درباره استمرار رفع تحریم‌ها، خطر تکرار تجربه‌ای را به همراه دارد که در آن تعهدات فنی اجرا می‌شوند، اما منافع اقتصادی توافق بار دیگر با یک تصمیم سیاسی از میان می‌روند. لذا در مجموع باید گفت، خروج آمریکا از برجام، اعتبار سیاسی توافق و اعتماد ایران به ماندگاری تعهدات واشنگتن را تضعیف کرد. از سوی دیگر بازگشت تحریم‌ها، بی‌اعتمادی سیاسی را به هزینه‌ای اقتصادی و راهبردی تبدیل کرد و منطق محدودیت هسته‌ای در برابر رفع تحریم را مختل ساخت. از عوامل دیگر، بحران تضمین و گسترش نگرانی‌های امنیتی منطقه‌ای، نبود تضمین برای آینده و پیوند خوردن پرونده هسته‌ای با رقابت‌های منطقه‌ای است که امکان بازسازی اعتماد و دستیابی به توافق پایدار را محدود کرده است.

روزنامه صبح ساحل

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ

دیدار محسنی اژه‌ای با عالی‌ترین مقام قضائی هند

نرخ نان‌های آزادپز در بندرعباس افزایش یافت؛ اعلام قیمت‌های جدید

انهدام مهمات جنگی در توکهور و هشتبندی؛ احتمال شنیده شدن صدای انفجار

شمار جان باختگان سیل در نپال و چین از ۱۳۰۰ نفر گذشت

دو مرجع رسمی اطلاع‌رسانی درباره بنزین تعیین شدند

افزایش قیمت مواد غذایی در جهان

فولاد هرمزگان و پالایش نفت بندرعباس حریفان خود را شکست دادند

مصرف قند در خردسالی می‌تواند سلامت مغز را در بزرگسالی تحت تأثیر قرار دهد

مدیرعامل اتحادیه شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی استان هرمزگان؛ پاکار: مردم بندر پای کار چرخه حمل‌ونقل و تجارت هستند/ عمان باید به مسیر جایگزین و هاب لجستیکی تجارت ایران تبدیل شود

گوشی پوکو X8 پاور با باتری اعجاب‌انگیز ۱۰٬۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی رونمایی شد

اعمال تحریم‌های ظالمانه جدید آمریکا علیه ایران

دو هرمزگانی عازم اردن شدند

آمریکا یک بانک ترکیه‌ای را در ارتباط با ایران تحریم کرد

نفرات اول تا چهارم مشخص شدند

تیم "زنده‌یاد حامد حسن‌پور " بر سکوی قهرمانی ایستاد

تبلیغ
خـبر فوری:

حملات دشمن آمریکایی به نقاطی در استان هرمزگان

آگهی:
دبستان دخترانه غیر دولتی پرسشگران خلاق

دبستان دخترانه غیر دولتی پرسشگران خلاق

بپرس!