اقتصادی
بررسی ناترازی بنزین و ضرورت بازآفرینی نقش گاز طبیعی فشرده (CNG) در امنیت انرژی ایران
در میان انبوه چالشهایی که ترازنامه انرژی ایران را در دهه اخیر به حاشیه تنگاتنگ امنیت سوخت کشانده، معضل ناترازی بنزین به عنوان یک بحران مزمن و فزاینده، نه تنها اقتصاد کلان و بودجه سالانه کشور را تحت فشار قرار داده، بلکه ابعاد تازهای از آسیبپذیری ژئوپلیتیکی را در معرض نمایش گذاشته است. در این میان، گاز طبیعی فشرده یا سیانجی که روزگاری به عنوان افسونگرترین راهکار برای رهایی از وابستگی به واردات بنزین و بهرهبرداری از منابع عظیم گازی کشور معرفی میشد، امروز به مثابه غول خفتهای است که با وجود زیرساختهای نسبتاً گسترده، از حرکت باز مانده است. بررسی پدیدارشناسانه این افول و ارائه راهکارهایی برای خروج از آن، نیازمند فراتر رفتن از نگاه صرفاً فنی و ورود به لایههای پیچیده اقتصاد سیاسی، انگیزشهای رفتاری و محاسبات راهبردی است.
داستان از جایی آغاز میشود که ایران در دهه هشتاد خورشیدی، با تکیه بر برنامههای توسعه محور و الزام خودروسازان به تولید انبوه خودروهای دوگانهسوز، گامهای بلندی در مسیر تنوع بخشی به سبد سوخت حمل و نقل برداشت. این حرکت راهبردی، که در واکنش به تهدیدهای تحریمی و جبران کسری شدید بنزین شکل گرفت، کشور را به صاحب یکی از بزرگترین ناوگانهای گازسوز جهان با بیش از چهار میلیون خودرو و شبکهای متشکل از حدود ۲۶۰۰ جایگاه توزیع تبدیل کرد. در اوج این روند، ظرفیت اسمی تولید و توزیع سی ان جی به رقمی فراتر از ۴۰ تا ۵۰ میلیون متر مکعب در روز بالغ گردید و این نوید را می داد که بتواند سهم عمدهای از تقاضای روزانه سوخت کشور را پوشش دهد. اما واقعیت تلخ امروز، فاصله عمیق میان این توان بالقوه و تقاضای بالفعل است؛ به گونهای که مصرف روزانه سی ان جی در بسیاری از مقاطع، حتی به مرز ۲۱ میلیون متر مکعب نیز نمیرسد و بیش از نیمی از این ظرفیت عظیم بی استفاده رها شده است. این شکاف معنادار، پرسشهای جدی را درباره کارآمدی سیاست های حمایتی و ساز و کارهای قیمتگذاری در این صنعت استراتژیک مطرح می سازد.
برای درک ریشههای این افول، باید به معادله پیچیده اقتصاد خرد و کلان در زنجیره ارزش سی ان جی نظر افکند. در بخش مصرف، مهمترین عاملی که زمانی رانندگان را به سمت گازسوزی سوق میداد، یعنی مزیت قیمتی چشمگیر آن نسبت به بنزین، در نتیجه تورم انباشته و سیاستهای قیمتگذاری دستوری، به شدت تحلیل رفته است. بر اساس برآوردهای کارشناسی، اختلاف قیمت واقعی بنزین و گاز به حدی محدود شده که صرفهجویی حاصل از مصرف سی ان جی در هر صد کیلومتر، به رقمی ناچیز و بعضاً فاقد جذابیت برای کاربران عادی تبدیل شده است. از سوی دیگر، هزینههای پنهان مصرف گاز طبیعی فشرده، نظیر استهلاک سریعتر موتور در برخی خودروهای تبدیل کاری، کاهش توان پیمایش و حجم بالای مخازن که بر فضای صندوق تأثیر میگذارد، معادله را به ضرر این سوخت پاک تمام کرده است. در سمت عرضه نیز وضعیت به مراتب وخیمتر است؛ چرا که ارزش واقعی کارمزد جایگاهداران در برابر تورم مزمن، عملاً به نصف کاهش یافته و توجیه اقتصادی سرمایهگذاری برای احداث یا نوسازی جایگاههای سوختگیری را در کلان شهرها از میان برده است. این انسداد اقتصادی دوگانه، نه تنها انگیزه مصرفکننده را از بین برده، بلکه دولت را نیز ناگزیر به پرداخت یارانههای گزاف و بعضاً بیش از ۴.۳ هزار میلیارد تومان در سالهای اخیر برای جبران هزینههای جاری این صنعت کرده است.
معمای ناترازی سی ان جی، تنها به حوزه قیمت و اقتصاد خرد محدود نمی شود، بلکه به یک اشتباه محاسباتی کلان در مدیریت کلان انرژی کشور باز میگردد. یکی از مهمترین و در عین حال متناقض ترین اقدامات، اعمال محدودیت بر سهم ناچیز حمل و نقل از کل گاز مصرفی کشور (حدود ۲.۵ درصد) در فصول سرد سال است. این سیاست که با هدف تأمین گاز خانگی و نیروگاهی اتخاذ می شود، در عمل به یک خطای راهبردی بدل شده؛ زیرا با قطع یا کاهش سهمیه گاز جایگاهها در زمستان، عملاً خودروهای دوگانهسوز مجبور به بازگشت به مدار مصرف بنزین میشوند و این امر، نه تنها فشار بر پالایشگاهها و واردات را افزایش میدهد، بلکه بیاعتمادی رانندگان به پایدار بودن عرضه سی ان جی را نیز تشدید میکند. این اقدام، مزیت اصلی سی ان جی به عنوان یک سوخت امن و جایگزین را خنثی کرده و آن را به یک گزینه فصلی و غیر قابل اتکا برای کاربران تبدیل ساخته است. با وجود این چالشهای ساختاری، کارشناسان و صاحبنظران حوزه انرژی بر این باورند که صنعت سی ان جی همچنان بزرگترین و سریعترین اهرم برای کاهش ناترازی بنزین در کوتاه مدت محسوب میشود، مشروط بر اینکه سیاستگذاریها مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی روز و با تکیه بر ابزارهای نوین تنظیمگری صورت گیرد. اولین گام در این مسیر، بازتنظیم نسبی قیمت حاملهای انرژی به گونهای است که فاصله قیمتی بنزین و گاز مجدداً به یک مزیت قانعکننده برای مصرفکننده تبدیل شود. این امر لزوماً به معنای افزایش بیرویه قیمت بنزین نیست، بلکه می توان با اعمال سیاستهای مالیاتی، عوارض یا حتی تخصیص مشوق های مستقیم به مصرفکنندگان گاز، این شکاف را مدیریت کرد. در این میان، راه اندازی و توسعه مکانیسم «گواهیهای صرفهجویی انرژی» در بورس انرژی، به عنوان یک راهکار مترقی و مبتنی بر ساز و کار بازار، فرصتی بینظیر برای تأمین مالی نوسازی مخازن فرسوده خودروهای گازسوز و ایجاد انگیزه برای سرمایهگذاری در بهینهسازی این صنعت فراهم می آورد.
علاوه بر اصلاح قیمت، یک بسته سیاستی جامع برای احیای صنعت سی ان جی ضروری است که محورهای متعددی را شامل میشود. نخست، الزام خودروسازان بزرگ داخلی به تخصیص سهم قابل توجهی از تولید خود (حداقل ۱۵ درصد) به خودروهای با پلتفرم اصلی گازسوز یا به اصطلاح فکتوری، به جای اتکا بر تبدیل کاریهای کارگاهی که اغلب با استانداردهای فنی مطابقت ندارند. دوم، بازنگری در شیوه اعطای حقالعمل به جایگاهداران و جایگزینی آن با یک فرمول شناور که به صورت پویا پاسخگوی نوسانات تورمی و هزینههای جاری باشد و همچنین واگذاری زمینهای عمومی برای احداث جایگاههای جدید در نقاط کور شهری که فقدان دسترسی، یکی از موانع اصلی توسعه مصرف است. سوم، مهار سهمیه بنزین تخصیصی به خودروهای دولتی و عمومی که حجم قابل توجهی از مصرف را به خود اختصاص میدهند و با ساماندهی آن، می توان تقاضای مؤثر برای گاز را در این بخش کلیدی افزایش داد. در نهایت، ضروری است دولت با تضمین خرید گواهیهای صرفهجویی، ریسک سرمایهگذاری در این حوزه را کاهش داده و بخش خصوصی را برای ورود به پروژههای نوسازی و بهرهوری ترغیب کند. در یک نگاه سیستمی، بحران فعلی صنعت سی ان جی را نمیتوان به عامل واحد یا نهادی خاص نسبت داد؛ بلکه این بحران، حاصل یک ناهماهنگی نهادی و تقابل منافع کوتاه مدت با اهداف بلند مدت امنیت انرژی کشور است. با وجود اینکه ایران از نظر ذخایر گاز در رتبه دوم جهان قرار دارد، اما به دلیل فقدان یک عزم ملی برای جایگزینی بنزین با گاز، همچنان سالانه میلیاردها دلار ارز صرف واردات بنزین یا از دست رفتن فرصتهای صادراتی میشود. تجربه موفق دهه هشتاد نشان داد که با اراده سیاسی و یکپارچه، میتوان در مدت زمان کوتاهی، سهم عمدهای از مصرف بنزین را به گاز طبیعی معطوف کرد و از خروج سرمایه جلوگیری نمود. بازآفرینی این تجربه، نیازمند عبور از نگاه بخشی و مبتنی بر سازمانهای مجزا و اتخاذ یک رویکرد کلان و فرابخشی است که در آن، شورای عالی انرژی به عنوان یک نهاد فراقوهای، نقش هماهنگکننده و تضمینکننده منافع ملی را ایفا کند. احیای جایگاه سی ان جی در سبد سوخت کشور، صرفاً یک راهکار فنی یا اقتصادی نیست، بلکه یک ضرورت ژئوپلیتیکی برای افزایش تابآوری کشور در برابر شوکهای خارجی و کاهش وابستگی به واردات بنزین است.
روزنامه صبح ساحل
به این مطلب امتیاز دهید:
نظرسنجی
جدیدترین اخبار
خطر قریبالوقوع خروج هوش مصنوعی از کنترل
ساخت اپلیکیشن با هوش مصنوعی در گوگلپلی
پوشش بیمهای بیش از ۶۰ هزار نفر در هرمزگان؛ رشد بیش از دو برابری ضریب پوشش بیمه روستاییان و عشایر
شرایط فروش سایپا ۱۵۱ GX اعلام شد / ثبتنام وانت پراید و جزئیات قیمت
افزایش ۹ درصدی تولید صید میگو در هرمزگان
درمان رایگان دهکهای پایین در پژوهشگاه ملی سرطان جهاددانشگاهی
افت ۳۴ هزار واحدی شاخص کل بورس در آخرین روز کاری هفته
هشدار ناسا درباره خطر شوک الکتریکی برای فضانوردان در ماه
کشتی کانتینر بر متخلف با ۲۵۰۰ کانتینر در جنوب تنگه هرمز غرق شد
کشف ۲۰۳ کیلوگرم تریاک در تعقیب گریز پلیس هرمزگان با قاچاقچیان
ثبت رکوردی جدید برای دمای اقیانوس آرام در پی پدیده النینو
شنیده شدن صدای چند انفجار در پایتخت عربستان
هشدار زرد هواشناسی برای ۲۵ استان؛ رگبار و رعدوبرق در راه است
جذب ۴ هزار گروه پرستاری جدید در سازمان تامین اجتماعی
شهادت مامور پلیس در حمله تروریستی در شهرستان مهرستان سیستان و بلوچستان
سلام، من دستیار هوشمند گروه رسانه ای صبح ساحل هستم
از خبر، عکس، ویدئو، PDF روزنامه، هواشناسی، اوقات شرعی، تقویم و ساعت سایت بپرسید. گفتگو روی همین دستگاه ذخیره میشود.