فرهنگی و هنری
معرفی کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد»؛ روایتی از زنانی که جنگ را نه از پشت تریبون که از درون زندگی تجربه کردند
وقتی از جنگ سخن میگوییم، معمولا با مجموعهای از تصاویر آشنا مواجهیم: سربازان در میدان نبرد، فرماندهانی که نقشهها را بررسی میکنند، سیاستمدارانی که درباره پیروزی و شکست سخن میگویند و اعدادی که میزان کشتهشدگان و خسارتها را ثبت میکنند. تاریخ رسمی، جنگ را اغلب به مجموعهای از رویدادهای بزرگ تبدیل میکند؛ نبردهایی با تاریخ مشخص، مرزهایی که تغییر کردهاند و نامهایی که در حافظه عمومی باقی ماندهاند. اما پشت این تصویر منظم و قابل ثبت، زندگی انسانهایی قرار دارد که جنگ برایشان نه یک رویداد تاریخی، که تجربهای روزمره و طولانی بوده است. «جنگ چهره زنانه ندارد» نوشته «سوتلانا آلکسیویچ»، دقیقا از همین نقطه آغاز میشود.
نویسنده به سراغ زنانی میرود که در جنگ جهانی دوم در ارتش شوروی حضور داشتند و تجربههای آنان را از خلال گفتگو و خاطره ثبت میکند. کتاب نخستین بار در میانه دهه ۱۹۸۰ منتشر شد و بعدها در شکل کاملتر خود انتشار یافت. اهمیت کتاب اما فقط در این نیست که زنان را وارد روایت جنگ میکند. اهمیت اصلی آن در تغییر زاویه دید است: جنگ دیگر فقط مجموعهای از عملیات نظامی نیست و تجربهای است که بر بدن، حافظه، روابط، زبان و حتی تصور انسان از خودش اثر میگذارد. آلکسیویچ اجازه میدهد کسانی سخن بگویند که معمولا در حاشیه روایتهای بزرگ تاریخی قرار میگیرند.
جنگ از نگاه کسانی که قرار نبود تاریخ را بنویسند
آلکسیویچ به جای آنکه جنگ را از زبان فرماندهان و سیاستمداران بازسازی کند، به سراغ کسانی میرود که آن را زیستهاند. زنان روایتشده در کتاب، نقشهای متفاوتی داشتهاند از پرستاری و امدادرسانی تا تک تیراندازی، خلبانی، مخابرات و حضور مستقیم در میدان نبرد. در منابع معرفی کتاب، از حضور گسترده زنان در ارتش شوروی و مشارکت آنان در مشاغل و موقعیتهای گوناگون نظامی سخن گفته شده است. اما ارزش کتاب در فهرست کردن این نقشها نیست. مسئله مهمتر این است که این زنان چگونه جنگ را به یاد میآورند. حافظه آنان الزاما با روایت رسمی پیروزی، قهرمانی و فداکاری هماهنگ نیست. در میان خاطرات، ترس، گرسنگی، خستگی، کثیفی، دلتنگی، بدنهای مجروح و میل به زندگی حضور دارند چیزهایی که معمولا در روایتهای رسمی جنگ جایی محدود دارند. آلکسیویچ از همین شکاف استفاده میکند تا نشان دهد تاریخ رسمی همیشه تمام حقیقت یک واقعه را در خود جای نمی دهد. ممکن است یک جنگ در کتابهای تاریخی با چند صفحه و چند تاریخ توضیح داده شود، اما برای فردی که در آن حضور داشته، همان جنگ میتواند سالها و حتی تمام عمر ادامه پیدا کند. از این منظر، کتاب تنها تاریخ زنان در جنگ نیست؛ تاریخِ تجربههای حذف شده است. نویسنده نشان میدهد میان آنچه جامعه درباره جنگ به یاد میآورد و آنچه افراد واقعا از سر گذراندهاند، فاصلهای جدی وجود دارد.
زن بودن در جنگ
عنوان کتاب ممکن است این تصور را ایجاد کند که نویسنده میخواهد از «چهره زنانه» جنگ تصویری لطیف و عاطفی بسازد اما اثر، در نهایت بسیار پیچیدهتر از این برداشت است. زنان این روایتها نه موجوداتی ذاتا صلح طلباند و نه نسخهای پاکتر از سربازان مرد. آنها انسانهایی هستند که در شرایطی استثنایی قرار گرفتهاند و ناچار شدهاند میان ترس، وظیفه، بقا و خشونت تصمیم بگیرند. یکی از پرسشهای مهم کتاب همین است: آیا تجربه جنگ برای زنان اساسا متفاوت است یا جامعه از زنان انتظار دارد جنگ را متفاوت تجربه کنند؟ وقتی یک زن سرباز میشود، تنها وارد میدان نبرد نمیشود؛ بلکه وارد فضایی میشود که بسیاری از تعریفهای اجتماعی درباره زن بودن در آن بیاعتبار میشود. لباس، مو، بدن، مادری، عشق، زیبایی و حتی شیوه گریستن، در شرایط جنگی معنای دیگری پیدا میکنند. از سوی دیگر، کتاب نشان میدهد که پس از پایان جنگ نیز مسئله تمام نمیشود. زنانی که در میدان نبرد حضور داشتهاند، هنگام بازگشت به جامعه الزاما با عنوان قهرمان پذیرفته نمیشوند. جامعه صلحزده گاهی ترجیح میدهد گذشته آنان را فراموش کند؛ زیرا زنی که جنگیده، با تصویر آشنای زنِ غیرنظامی و قربانی فاصله دارد. به همین دلیل، کتاب را میتوان روایتی درباره تناقضهای هویت نیز دانست. این زنان نه صرفا قربانیاند، نه صرفا قهرمان. آنها مجموعه ای از ترسها، انتخابها، خطاها و خاطراتاند؛ و همین پیچیدگی است که روایت آلکسیویچ را از یک داستان قهرمانانه ساده جدا می کند.
صدای ما یا آمار جنگ؟
یکی از ویژگیهای مهم کتاب، توجه به جزئیاتی است که در تاریخنگاری رسمی معمولا به چشم نمیآیند. آمار میتواند تعداد کشته شدگان را ثبت کند، اما نمیتواند توضیح دهد یک انسان چگونه برای نخستین بار با مرگ روبهرو شده است. میتواند میزان خسارت را نشان دهد، اما نمیتواند توضیح دهد یک خاطره چگونه دهها سال بعد در ذهن کسی باقی میماند. آلکسیویچ به همین دلیل به گفتگوهای فردی اهمیت میدهد. روش او بر شنیدن و گردآوری روایتهای شاهدان استوار است و همین ویژگی، کتاب را به اثری میان تاریخ، روزنامه نگاری و ادبیات تبدیل میکند. در اینجا یک مسئله مهمتر نیز مطرح میشود: انسانها چگونه گذشته خود را به یاد میآورند؟ خاطره، ضبط صوتی گذشته نیست. آدمی گذشته را از جایگاه امروز خود بازسازی میکند؛ بعضی چیزها را به یاد میآورد، بعضی را فراموش میکند و برخی تجربهها را سالها بعد تازه میتواند به زبان بیاورد. بنابراین روایتهای کتاب فقط اسناد جنگ نیستند اسناد حافظه نیز هستند. همین ویژگی باعث میشود کتاب را نتوان مانند یک کتاب تاریخی معمولی خواند. خواننده با مجموعه ای از روایت های انسانی مواجه است که همیشه با یکدیگر سازگار نیستند. گاهی یک تجربه، همزمان میتواند دردناک و غرورآمیز، هولناک و معنادار باشد. آلکسیویچ این تناقضها را از بین نمیبرد تا داستانی مرتب و قابلمصرف بسازد. اجازه میدهد آشفتگی تجربه انسانی باقی بماند.
کتابی درباره جنگ و زندگی
شاید مهم ترین ارزش جنگ چهره زنانه ندارد این باشد که کتاب در نهایت درباره جنگ باقی نمیماند. جنگ در این اثر به آزمایشی تبدیل میشود که نشان میدهد انسان تا چه اندازه میتواند میان اخلاق و بقا، خاطره و فراموشی، فردیت و جمع، و زندگی روزمره و خشونت فاصله داشته باشد. آلکسیویچ جنگ را از جایگاه یک حادثه تاریخی پایین میآورد و به سطح زندگی روزمره میآورد. در این سطح، پیروزی دیگر تنها مسئله نیست. سوال این است که بعد از پیروزی چه چیزی از انسان باقی میماند؟ آیا کسی که زنده مانده، الزاما از جنگ سالم بیرون آمده است؟ و آیا پایان رسمی جنگ میتواند پایان تجربهای باشد که در ذهن و بدن انسان ادامه پیدا میکند؟ این کتاب همچنین خواننده را با مسئله حافظه جمعی مواجه میکند. جوامع برای ساختن روایت مشترک خود ناچارند بعضی صداها را برجسته و بعضی صداها را کم رنگ کنند.
مشکل از جایی آغاز می شود که این انتخاب، به حذف تجربه های ناسازگار با تصویر رسمی تبدیل شود. آلکسیویچ دقیقا به سراغ همین صداهای مزاحم میرود صداهایی که قهرمانی را با ترس، پیروزی را با فقدان و افتخار را با رنج همراه میکنند.
کتاب جنگ چهره زنانه ندارد، بنابراین کتابی برای علاقهمندان تاریخ جنگ نیست یا دست کم فقط برای آنها نیست. کتاب درباره این پرسش بنیادی است که چه کسی حق دارد گذشته را تعریف کند. شاید به همین دلیل، سالها پس از نخستین انتشار، همچنان خواندنی است: چون مسئله آن فقط جنگ جهانی دوم نیست، بلکه سازوکار فراموش کردن انسانها در دل روایتهای بزرگ تاریخی است.
به این مطلب امتیاز دهید:
نظرسنجی
جدیدترین اخبار
پیگیری وضعیت خلبانان ایرانی در قطر از طریق هلالاحمر
افزایش قیمت گاز در بورس اروپا به بالای هزار دلار
رشد ابر در ارتفاعات هرمزگان همراه با رگبار باران و رعدوبرق
دستگیری شکارچی متخلف در میناب
تمدید مهلت درخواستهای نقل و انتقالات فرهنگیان تا پایان امروز
۱۱ درصد هرمزگانیها زیر چتر کمیته امداد
۲ راه باقیمانده برای والیبال ایران برای رسیدن به المپیک ۲۰۲۸
مدیر درمان تأمین اجتماعی استان هرمزگان منصوب شد
تاختوتاز روایتها
۱۶ رئیس دانشگاه و پژوهشگاه کشور تأیید صلاحیت شدند
نوجوانان در محاصره تصویر و سلبریتی
آپدیت بزرگ آیفون امشب با این ۸ ویژگی جدید منتشر میشود
انقلاب قیمتها در بازار تکنولوژی
"پورسبزعلی" سکاندار فولاد هرمزگان شد
آغاز فرآیند صدور ویزای الکترونیکی حج ۱۴۰۶
اخبار مرتبط
نوجوانان در محاصره تصویر و سلبریتی
ترامپ: جنگ با ایران «به زودی» پایان مییابد
استفاده از موشکهای آرو ۳ در جنگ با ایران محدود شد
پارسیان؛ یک نام، یک هویت، یک ظرفیت ملی
۸ طرح تعاونی هرمزگان با ۱۶۷ میلیارد تومان سرمایهگذاری افتتاح شد
سلام، من دستیار هوشمند گروه رسانه ای صبح ساحل هستم
از خبر، عکس، ویدئو، PDF روزنامه، هواشناسی، اوقات شرعی، تقویم و ساعت سایت بپرسید. گفتگو روی همین دستگاه ذخیره میشود.