اقتصادی
وابستگی متقابل، اهرمهای فشار و آینده نظم منطقهای در پرتو منازعه آمریکا و ایران
بازارهای جهانی انرژی در نخستین ساعات پس از اعلام آتشبس و امضای یادداشت تفاهم میان واشنگتن و تهران، نفس راحتی کشیدند. ریسک اختلال فوری در عرضه نفت تا حد زیادی از قیمتها کاسته شد و تصور بازگشت آرامش به خلیج فارس، فضای معاملات را تحت تأثیر قرار داد، اما این آرامش ظاهری، پشت پردهای از معادلات پیچیده و بعضاً متناقض را پنهان میکرد که نه تنها سرنوشت دو کشور، بلکه معماری امنیتی کل غرب آسیا را دستخوش دگرگونی اساسی ساخته است.
آنچه رخ داده، چیزی فراتر از یک توقف موقت خصومتهاست؛ این رویداد، نمایانگر ظهور نظمی نوین در روابط قدرت منطقهای است که در آن، اقتصاد، انرژی و سیاست همسایگی به گونهای بیسابقه با یکدیگر گره خورده و اهرمهای فشاری را به وجود آوردهاند که هیچ یک از طرفین به تنهایی قادر به مهار آن نیست.
از نگاه تحلیلگران، توافق حاصله، در وهله نخست به سود تهران رقم خورده است. عاملی که نه تنها در محافل کارشناسی غرب، بلکه حتی در میان چهرههای شاخص دولت پیشین آمریکا نیز با ابراز نگرانی همراه بوده است. دلیل این ارزیابی، «ترتیب زمانی» امتیازات اعطایی به ایران است.
بر اساس توافق، معافیتهای نفتی و دسترسی به بخشی از داراییهای مسدودشده ایران، پیش از هرگونه اقدام عملی در زمینه برنامه هستهای و نه به عنوان پاداش پایان آن، اعطا شده است. این دقیقاً نقطهای است که از دید منتقدان، اهرم فشار واشنگتن را تضعیف کرده و به ایران اجازه میدهد تا بدون انجام هزینهای جدی در حوزه هستهای، موتور محرکه اقتصادی خود را مجدداً روشن کند. برآوردها حاکی از آن است که فروش نفت و فرآوردههای نفتی ایران، می تواند سالانه درآمدی بالغ بر شصت میلیارد دلار برای این کشور به همراه داشته باشد و با توجه به حجم بالای نفت ذخیره شده در مخازن، جریان نقدینگی قابل توجهی در کوتاه مدت روانه خزانه تهران خواهد شد.
این موفقیت تاکتیکی برای ایران، حاصل بهرهبرداری هوشمندانه از یک نقطه کور راهبردی در معادلات قدرت جهانی است. در حالی که ایالات متحده طی دو دهه اخیر، با استفاده از سلاح تحریمهای ثانویه، توانسته بود ایران را عملاً از نظام مالی بینالمللی منزوی کند، ایران با الهام گرفتن از همین شیوه، تنگه هرمز را به مثابه ابزاری برای وارونهسازی بازی قدرت به کار گرفت. هدف قرار دادن چند نفتکش با پهپادها و موشکهای نسبتاً ارزان، به جای مینگذاری گسترده و مسدودسازی فیزیکی آبراه، نشان داد که برای ایجاد اختلالی عظیم در زنجیره تامین انرژی جهان، نیازی به هزینههای گزاف نیست و صرفاً کافی است که «ریسک ادراکی» عبور از این آبراه را به حدی افزایش داد که شرکتهای بیمه و کشتیرانی بینالمللی، ترجیح دهند مسیرهای جایگزین و پرهزینه را برگزینند. نتیجه این راهبرد، کاهش چشمگیر تردد نفتکشها و اعمال نوعی «عوارض» غیررسمی بر عبور از تنگه بود که نشان داد ایران برخلاف دهههای گذشته، اکنون ظرفیت آن را دارد که امنیت انرژی جهان را نه با یک تهدید، بلکه با ایجاد یک «بازار ریسک» جدید مدیریت کند.
اما اهرم تنگه هرمز برای ایران، تنها یک کارت بازی موقتی نیست؛ بلکه پیامدهای عمیقی برای کشورهای همسایه و نظم امنیتی منطقه به همراه داشته است. اعتماد کشورهای شورای همکاری خلیجفارس به وعدههای امنیتی ایالات متحده، که پیش از این با تردیدهایی جدی مواجه بود، اکنون بیش از پیش خدشهدار شده است. این کشورها شاهد آن بودهاند که واشنگتن علیرغم اعلام سیطره کامل بر تنگه، قادر به بازگشایی کامل آن و تضمین عبور مطمئن نفتکشها نبوده و در نهایت، پای میز مذاکره با کشوری نشسته است که تصور میشد با فشار نظامی میتوان آن را به عقبنشینی واداشت. این واقعیت، محاسبات راهبردی کشورهایی مانند کویت، امارات و عربستان را دستخوش تغییر کرده است. آنها به خوبی درک کردهاند که تداوم اختلال در تنگه هرمز، به معنای ورشکستگی اقتصادی برای دولتهایی است که بودجهشان تا بیش از هشتاد درصد به درآمدهای نفتی وابسته است. از این رو، نشانههایی از شکل گیری رویکردی جدید در سیاست خارجی این کشورها مشاهده میشود که در آن، همکاری اقتصادی و امنیتی با ایران، به عنوان یک گزینه جدی برای کاهش وابستگی به قدرتهای فرامنطقهای و مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیکی مطرح میشود. آنها به دنبال تنوع بخشی به مسیرهای تجاری، سرمایهگذاری در زیرساختهای لجستیکی جایگزین و ایجاد سازوکارهای مالی مستقل از نظام سلطه دلار هستند تا در برابر امواج آینده تنش در منطقه، تابآورتر باشند. در این فضا، ایده ایجاد «قطب اقتصادی و امنیتی» منطقهای با تکیه بر همافزایی منابع انرژی و موقعیت ممتاز جغرافیایی ایران، رنگ و بوی واقعیت به خود می گیرد و کشورهای عربی بیش از پیش به این نتیجه می رسند که هزینه سالهای طولانی اتکا به چتر امنیتی آمریکا، چیزی جز غارت ثروتهای ملی و وابستگی تسلیحاتی بیحاصل نبوده است.
با این حال، نمیتوان از این واقعیت غافل شد که توافق یادشده، اگرچه نفس جنگ را قطع کرد، اما ماهیت «تقابل بنیادین» را از میان نبرده است. سیاستمداران ارشد دولت آمریکا به صراحت اعلام کردهاند که در کنار مسیر دیپلماسی، گزینههای نظامی و اقتصادی همچنان روی میز باقی است و آنچه پیش روی ایران قرار دارد، صرفاً یک وقفه موقتی برای ارزیابی عملکرد است. همزمان با امضای تفاهم، واشنگتن استراتژی جدیدی با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» را کلید زد که هدف آن، فشار حداکثری بر باقی مانده شرکای تجاری ایران، به ویژه چین و هند است تا بتواند آنها را از مدار اقتصاد ایران خارج کند. این رویکرد دوگانه، نشان میدهد که آمریکا به دنبال آن است تا از یک سو، با اعطای امتیازات اولیه، التهابات بازار انرژی را مهار کند و از سوی دیگر، با اعمال تحریمهای ثانویه و تهدید شرکتهای بین المللی، تار و پود اقتصادی ایران را تا مرز فروپاشی پیش برد. چالش بزرگ واشنگتن اما، در تناقض ذاتی این راهبرد نهفته است: چگونه میتوان به طور همزمان به ایران اجازه فروش نفت داد تا تنگه باز شود و آن را از سیستم مالی و تجاری جهانی منزوی کرد؟ پیش بینی تحلیلگران این است که بعید است شاهد بازگشت کامل ترافیک نفتکشها به دوران پیش از جنگ باشیم، چراکه تخفیفهای سنگین و ریسکهای بیمهای، تجارت از این مسیر را برای بسیاری از خریداران غیرچینی، غیراقتصادی و پرریسک ساخته است و در عین حال، جریان نقدینگی ناشی از فروش نفت، این امکان را به ایران خواهد داد تا توانمندیهای موشکی و دریایی خود را بازسازی کرده و برای دور بعدی مذاکرات، با اهرمی قویتر پای میز حاضر شود . به عبارت دیگر، ترسیم یک خط قرمز مشخص برای پایان این چرخه معیوب، به مراتب دشوارتر از آغاز آن است. در یک جمع بندی کلی، میتوان گفت که ما شاهد تغییر پارادایمی در منازعه آمریکا و ایران هستیم؛ جنگی که از میدانهای نبرد کلاسیک، به عرصه پیچیدهتری از محاسبات اقتصادی و ادراکات ریسک منتقل شده است. ایران نشان داده که در عصر وابستگی متقابل، ابزارهای نامتقارنی مانند کنترل بر گلوگاههای انرژی، میتوانند توازن قوا را به گونهای تغییر دهند که یک ابرقدرت نظامی را وادار به عقبنشینی تاکتیکی کنند.
در مقابل، ایالات متحده نیز با زیرکی تمام، درک کرده که در این بازی جدید، اراده مردم و تاب آوری اقتصادی طرف مقابل، به اندازه توان موشکی او مهم است. اما هزینه سنگین این بازی، بر دوش کشورهای همسایه و نظم شکنندهای است که دیگر نه بر پایه یک ابرقدرت مسلط، بلکه بر اساس توازن شکننده وحشت و منافع متقابل اقتصادی، بازتعریف می شود.
روزنامه صبح ساحل
به این مطلب امتیاز دهید:
نظرسنجی
جدیدترین اخبار
تغییر نحوه فعالیت مدارس در میناب؛ برگزاری کلاسهای درس به صورت ترکیبی حضوری و آنلاین
هواپیمای توقیف شده در ترکیه رفع توقیف شد
مطالبه فوری مردم ایسین برای جمعآوری سگهای ولگرد؛ حمله به کودک سهساله زنگ خطر را به صدا درآورد
بازگشت ۵۴ پرنده وحشی به طبیعت هرمزگان/ پایان فعالیت شکارچیان غیرمجاز با تخریب ۲۰ کوخه
تساوی استقلال و پرسپولیس در دربی جوانان
پیامک سازمان مالیاتی را جدی بگیرید؛ مراقب سوءاستفاده از هویتتان باشید
بانک مرکزی خرید آنلاین طلا از اپلیکیشنهای بانکی را ممنوع کرد
انفجاری مهیب در فرودگاه ملک خالد در ریاض
اختصاص نزدیک به ۳ میلیارد دلار ارز برای دارو و تجهیزات پزشکی در ۶ ماه نخست
اجرای سراسری سامانه ضمانت الکترونیک در کشور از ۱۵ مهرماه
زنگ خطر خروج دام از مرزها/پیشبینی تولید ۵۰ هزار تنی گوشت در پاییز
تنوع مدارس باید کاهش یابد/ نحوه تخصیص سرانه مدارس
برگزاری مراسم دانشآموختگی ۵۷ پزشک در بندرعباس
غرقشدگی دختر ۹ ساله در پدل بندرلنگه؛ هشداری تلخ برای پرهیز از شنا در آبهای ناایمن
سقف وام مسکن روستایی به ۱ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان رسید
سلام، من دستیار هوشمند گروه رسانه ای صبح ساحل هستم
از خبر، عکس، ویدئو، PDF روزنامه، هواشناسی، اوقات شرعی، تقویم و ساعت سایت بپرسید. گفتگو روی همین دستگاه ذخیره میشود.