18

مهر

1405

آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img
17 شهریور 1405 08:44 117 بازدید 0 کامنت

نیروی حال نوشته «اکهارت تله» از همین پرسش آغاز می‌کند: اگر بخش زیادی از رنج ما نه از خود واقعیت، بلکه از رابطه‌ای که ذهن با واقعیت برقرار می‌کند ناشی شود، آیا می‌توان این رابطه را تغییر داد؟

تله در کتاب خود که نخستین‌بار در سال ۱۹۹۷ منتشر شد، خواننده را به تجربه‌ای دعوت می‌کند که در ظاهر بسیار ساده است: بودن در لحظه اکنون. اما «اکنون» در نگاه او صرفا توصیه‌ای برای آرام‌تر زندگی کردن نیست. تله مسئله را به سطحی بنیادی‌تر می‌برد و می‌پرسد چرا ذهن انسان دائماً می‌خواهد از لحظه حاضر فرار کند. او معتقد است انسان اغلب خود را با افکارش یکی می‌گیرد؛ گویی صدایی که پیوسته در سر او درباره گذشته و آینده حرف می‌زند، همان «من» واقعی است. کتاب تلاش می‌کند همین یکی‌انگاری را زیر سوال ببرد. از این منظر، نیروی حال را می‌توان کتابی درباره فاصله گرفتن از زندگی ندید، بلکه درباره بازگشت به آن دانست؛ بازگشت از ذهنی که دائما در حال تفسیر، قضاوت، پیش‌بینی و مقایسه است به تجربه‌ای که همین حالا در جریان است.

دشمن ما ذهن نیست

یکی از مهم‌ترین ایده‌های کتاب از همان عنوان نخستین فصل روشن می‌شود: انسان الزاما همان افکاری نیست که در ذهنش جریان دارند. «تُله» میان «ذهن» و «آگاهی از ذهن» فاصله می‌گذارد. از نظر او، مشکل اصلی فکر کردن نیست؛ مشکل زمانی آغاز می‌شود که انسان دیگر متوجه نباشد در حال فکر کردن است و هر فکری را حقیقت خود بداند. ما ممکن است بارها با خودمان بگوییم «من شکست‌خورده‌ام»، «من دوست‌داشتنی نیستم»، «همیشه همین‌طور می‌شود» یا «اگر فلان اتفاق بیفتد، بالاخره خوشحال خواهم شد». اما تله پیشنهاد می‌کند به جای پذیرفتن فوری این جملات، لحظه‌ای به خود فرایند فکر کردن نگاه کنیم. چه کسی این جمله را می‌گوید؟ آیا این فکر واقعیت است یا تفسیری درباره واقعیت؟

در اینجا مفهوم «منِ ذهنی» یا همان خودساخته ذهنی اهمیت پیدا می‌کند. از نگاه تله، این «من» برای ادامه حیات خود به گذشته و آینده نیاز دارد؛ گذشته به آن داستان و هویت می‌دهد و آینده وعده کامل شدن. بنابراین ذهن دائماً میان آنچه بوده و آنچه قرار است باشد رفت‌وآمد می‌کند و کمتر در چیزی که اکنون است توقف می‌کند. اهمیت این ایده در این است که کتاب نمی‌گوید فکر نکنیم؛ بلکه پیشنهاد می‌کند با افکارمان فاصله‌ای آگاهانه پیدا کنیم. ممکن است فکر همچنان وجود داشته باشد، اما دیگر الزاماً فرمانروای رفتار ما نباشد. در چنین فاصله‌ای، انسان برای نخستین بار می‌تواند متوجه شود که میان «داشتن یک فکر» و «بودن آن فکر» تفاوت بزرگی وجود دارد.

گذشته‌ای که در ذهن ادامه پیدا می‌کند

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های «نیروی حال» بحث تله درباره زمان است. البته او میان زمان واقعی و چیزی که آن را می‌توان «زمان روانی» دانست تفاوت می‌گذارد. برای زندگی روزمره، گذشته و آینده ضروری‌اند؛ باید از تجربه‌های گذشته بیاموزیم و برای آینده برنامه‌ریزی کنیم. مسئله از جایی شروع می‌شود که گذشته دیگر به عنوان تجربه‌ای سپری‌شده باقی نمی‌ماند و به چیزی تبدیل می‌شود که دائما در ذهن بازتولید می‌کنیم. آدمی ممکن است سال‌ها پس از یک شکست، جدایی، تحقیر یا فقدان، همچنان در همان صحنه زندگی کند. اتفاق تمام شده، اما روایت آن تمام نشده است. هر بار که آن را مرور می‌کنیم، احساسات مربوط به آن دوباره فعال می‌شوند.

از طرف دیگر، آینده نیز می‌تواند به منبعی دائمی برای اضطراب تبدیل شود: اگر موفق نشوم چه؟ اگر تنها بمانم چه؟ اگر او برود چه؟ اگر اتفاق بدی بیفتد چه؟ تله این چرخه را یکی از موانع اصلی تجربه اکنون می‌داند.

در نگاه او، ذهن با ساختن داستانی از گذشته و تصویری خیالی از آینده، لحظه حاضر را از ما می‌گیرد. با این حال، این بخش از کتاب را نباید به معنای بی‌اهمیت دانستن گذشته فهمید. اتفاقا اینجا یکی از نقاطی است که می‌توان با تله وارد گفتگو و حتی مخالفت شد. بسیاری از رویکردهای روان‌شناختی بر اهمیت شناخت تجربه ‌های گذشته و الگوهای شکل‌گرفته در طول زندگی تاکید دارند. بنابراین شاید خوانش دقیق‌تر کتاب این نباشد که گذشته را فراموش کنیم، بلکه این باشد که نگذاریم گذشته تمام ظرفیت اکنون ما را اشغال کند.

رنج و هویت

از مفاهیم مشهور کتاب، مفهوم «بدن درد» است اصطلاحی که تله برای اشاره به انباشت رنج‌های عاطفی گذشته به کار می‌برد. از نگاه او، برخی تجربه‌های دردناک در ما خاموش نمی‌شوند، بلکه در موقعیت‌های خاص دوباره فعال می‌شوند. یک جمله، یک نگاه، یک رفتار یا حتی یک خاطره می‌تواند ناگهان خشم، ترس، حسادت یا اندوهی شدید را زنده کند. اهمیت این ایده برای تله در این است که ما معمولا احساسات خود را صرفا «خودمان» می‌دانیم. می‌گوییم «من عصبانی‌ام»، «من آدم حسودی هستم»، «من آدم شکست‌خورده‌ای هستم». اما کتاب پیشنهاد می‌کند میان «من» و احساسی که در من پدیدار شده فاصله‌ای ایجاد کنیم.

به جای اینکه بگوییم «من خشم هستم»، می‌توانیم ببینیم که خشم در من به وجود آمده است. این جابه‌جایی کوچک در زبان، در واقع جابه‌جایی بزرگی در رابطه انسان با خودش است. اگر احساس، تمام هویت من نباشد، امکان مشاهده آن به وجود می‌آید؛ و چیزی که مشاهده می‌‌شود، دست‌کم تا حدی می‌تواند موضوع انتخاب قرار بگیرد. با این حال، مفهوم بدن درد را نباید با یک مفهوم علمی یا تشخیص روانشناختی اشتباه گرفت. این اصطلاح بخشی از دستگاه معنوی و فلسفی «تله» است، نه یک اصطلاح بالینی در روان‌شناسی. ارزش آن بیشتر در این پرسش است: آیا ما گاهی رنج‌های قدیمی خود را آن‌قدر تکرار می‌کنیم که به بخشی از تعریفمان از خود تبدیل می‌شوند؟ شاید یکی از هشدارهای مهم کتاب همین باشد: مراقب باشیم رنجی که بر ما گذشته، به تنها داستانی که درباره خودمان داریم تبدیل نشود.

فرار از زندگی یا مواجهه با آن

ممکن است در نگاه اول، «در لحظه حال زندگی کردن» شبیه یکی دیگر از توصیه‌های رایج برای آرامش و خوشبختی به نظر برسد؛ توصیه‌ای که می‌گوید کمتر فکر کن، نگرانی را کنار بگذار و از زندگی لذت ببر. اما «نیروی حال» تلاش می‌کند معنای عمیق‌تری به این ایده بدهد.

برای تله، حضور در اکنون به معنای بی‌خیالی یا بی‌تفاوتی نیست؛ بلکه به معنای تجربه واقعیت بدون افزودن لایه‌های بی‌پایان مقاومت ذهنی به آن است. او برای رسیدن به این وضعیت، خواننده را به مشاهده افکار، توجه به بدن، توجه به احساسات و بازگشت مکرر به لحظه حاضر دعوت می‌کند.

بنابراین کتاب صرفاً مجموعه‌ای از گزاره‌های فلسفی نیست؛ تمرین‌هایی نیز در آن وجود دارد که هدفشان تبدیل مفهوم «حضور» به تجربه‌ای عملی است. نسخه‌هایی از کتاب و آثار مرتبط با آن نیز بر همین جنبه عملی و مراقبه‌ای تاکید کرده‌اند. اما شاید مهم‌تر از توصیه‌های معنوی تله، پرسشی باشد که کتاب برای خواننده باقی می‌گذارد: چرا تا این اندازه از اکنون فرار می‌کنیم؟

شاید بخشی از پاسخ را بتوان در سبک زندگی معاصر پیدا کرد؛ جهانی که انسان را دائما به آینده‌ای بهتر حواله می‌دهد.

باید بیشتر کار کنیم، بیشتر به دست بیاوریم، زیباتر شویم، موفق‌تر شویم و سرانجام در نقطه‌‌ای نامعلوم به آرامش برسیم.

در چنین شرایطی، «اکنون» همیشه فقط یک ایستگاه موقت است. «نیروی حال» در برابر این منطق می‌ایستد و می‌‌گوید زندگی قرار نیست پس از رسیدن به یک مقصد خیالی آغاز شود. البته تمام پاسخ‌های تله را نمی‌توان پذیرفت و برخی ادعاهای معنوی او نیازمند فاصله‌ای انتقادی‌اند. اما شاید ارزش ماندگار کتاب دقیقا در همین دعوت ساده باشد: پیش از آنکه زندگی‌مان را صرف رسیدن به «بعدا» کنیم، ببینیم در «همین حالا» چه چیزی از زندگی در جریان است.

روزنامه صبح ساحل

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ

سهمیه سوخت مالکان خودروهای فرسوده قطع نمی‌شود

آرین سلیمی و ابوالفضل زندی در پاریس به مدال طلا رسیدند

جیش‌الظلم مسئولیت حمله به سیستان‌وبلوچستان را بر عهده گرفت

مردی در پی اختلافات خانوادگی، خواهر خود را با ضربات چاقو کشت

خلبان فلای‌دبی ارتباط خود با ایران را رد کرد

فول کونگ‌فو الف قهرمان مسابقات کونگ‌فو هرمزگان شد

کسب عناوین چهارم و پنجم بانوان دوومیدانی‌ در مسابقات کشور

اعزام دو تیم هفت‌سنگ و گانیه به هند

تعطیلی احتمالی مدارس بر اساس شرایط هر منطقه تعیین می‌شود

فعالیت ترکیبی مدارس؛ آموزش حضوری و غیرحضوری در تمامی مقاطع تحصیلی

جزئیات درگیری خونین در دیشموک؛ ۳ کشته در درگیری مسلحانه ، احتمال افزایش شمار کشته‌شدگان

پرسپولیس 3 - 1 نفت آبادان ؛ پرسپولیس به یک قدمی صدر رسید

شهادت معاون اجتماعی فراجا در انفجار تله بمب‌گذاری‌شده در زاهدان

بلاتکلیفی خانواده‌ها در انتظار تصمیم استانداری هرمزگان؛ مدارس حضوری هستند یا غیرحضوری؟

اعزام نخستین گروه از کاروان پاراآسیایی ایران به ناگویا

تبلیغ
خـبر فوری:

اعلام فهرست پایگاه‌های انتخاب رشته کنکور سراسری در هرمزگان

آگهی:
دبستان دخترانه غیر دولتی پرسشگران خلاق

دبستان دخترانه غیر دولتی پرسشگران خلاق

گام یار - راه برو و درآمد کسب کن !
بپرس!

رادیو صبح ساحل

استریم زنده

صفحه رادیو