18

مهر

1405

آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img

اجتماعی

18 شهریور 1405 08:52 156 بازدید 0 کامنت

در گذشته، تکدی‌گری و دستفروشی عمدتاً چهره‌ای سنتی داشت. فردی در چهارراه، کنار خیابان یا محل پرتردد شهر می‌ایستاد، کالایی عرضه می‌کرد یا با بیان شرایط دشوار زندگی خود تلاش می‌کرد از رهگذران کمک بگیرد. گاهی نیز کودکان کار در این فرآیند مورد استفاده قرار می‌گرفتند. هرچند همان شکل سنتی نیز آسیب‌های اجتماعی فراوانی داشت، اما دست‌کم ابعاد و شیوه فعالیت آن تا حدود زیادی قابل مشاهده بود. امروز اما داستان تغییر کرده است. شبکه‌های اجتماعی، تلفن همراه و امکان فروش اینترنتی، شکل تازه‌ای به این پدیده داده‌اند. حالا دیگر یک بساط کوچک در خیابان می‌تواند همزمان یک ویترین فروش، یک صفحه تبلیغاتی و یک رسانه برای جلب اعتماد عمومی باشد. در برخی موارد، کودکان و نوجوانان کم‌سن در مناطق پرتردد شهر اقدام به فروش کالاهایی می‌کنند که ممکن است ارزش واقعی آن‌ها با مبلغی که از خریدار دریافت می‌شود فاصله قابل توجهی داشته باشد.

در کنار فروش حضوری، تصاویر و ویدئوهای این فعالیت نیز در فضای مجازی منتشر می‌شود و گاهی داستان‌هایی درباره شرایط زندگی فروشنده، مشکلات اقتصادی خانواده یا نیاز فوری به تأمین هزینه‌های زندگی روایت می‌شود. اینجاست که مرز میان فروشندگی، کمک مردمی و تکدی‌گری مدرن برای مخاطب دشوار می‌شود.

فرض کنید کودکی در صفحه‌ای مجازی اعلام می‌کند که خود و مادرش تنها هستند و برای تأمین پیش‌پرداخت خانه به تعداد مشخصی خریدار نیاز دارند؛ برای مثال، ۴۰۰ نفر که هرکدام مبلغ ۵۰۰ هزار تومان خرید کنند. در نگاه اول، شاید رقم ۵۰۰ هزار تومان برای بسیاری از مردم، در شرایط اقتصادی امروز، مبلغی چندان بزرگ نباشد. اما اگر همین عدد را در ۴۰۰ ضرب کنیم، به رقمی معادل ۲۰۰ میلیون تومان می‌رسیم. حالا پرسش‌های دیگری مطرح می‌شود. اگر این فعالیت تنها یک فروش خرد و موردی است، زنجیره تأمین کالا چگونه شکل می‌گیرد؟

چه کسی کالا را تأمین می‌کند؟ کالا از کجا خریداری می‌شود؟سرمایه اولیه این فعالیت از کجا آمده است؟ چگونه یک فعالیت که ظاهراً توسط یک کودک یا یک خانواده انجام می‌شود، می‌تواند همزمان فروش حضوری، تبلیغات گسترده در فضای مجازی، دریافت سفارش، بسته‌بندی و ارسال کالا به شهرهای مختلف را مدیریت کند؟و مهم‌تر از همه، گردش مالی واقعی این فعالیت‌ها چقدر است؟عدد اعلام‌شده در یک ویدئو یا پست، لزوماً تمام واقعیت نیست. اگر یک فروشنده اعلام کند برای رسیدن به هدف خود به ۴۰۰ خریدار نیاز دارد، این پرسش وجود دارد که پیش از انتشار این درخواست چند نفر خرید کرده‌اند و پس از آن چه تعداد سفارش ثبت شده است؟ آیا سازوکاری برای ثبت و بررسی این گردش مالی وجود دارد؟ در این میان، رفتار بخشی از مردم نیز قابل تأمل است. برخی شهروندان ممکن است صرفاً از روی دلسوزی وارد این چرخه شوند. حتی گاهی فرد بدون آنکه واقعاً به کالا نیاز داشته باشد، مبلغی بیشتر از ارزش کالا پرداخت می‌کند؛ با این تصور که بخشی از این مبلغ در واقع کمک به یک کودک یا یک خانواده نیازمند است.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که احساسات عمومی می‌تواند به موتور محرک یک بازار غیررسمی تبدیل شود. مشکل اصلی البته کمک کردن مردم نیست. کمک به نیازمند، یک رفتار انسانی و ارزشمند است. مسئله آنجاست که اگر سازوکار مشخصی برای تشخیص نیاز واقعی، ثبت درآمد، نحوه تأمین کالا و گردش مالی وجود نداشته باشد، ممکن است مرز میان نیکوکاری و یک فعالیت اقتصادی سازمان‌نیافته از بین برود.

از سوی دیگر، حضور کودکان در چنین فعالیت‌هایی پرسش مهم‌تری ایجاد می‌کند: آیا کودک واقعاً صاحب و مدیر این کسب‌وکار است یا صرفاً به عنوان چهره‌ای برای جلب اعتماد و ترحم عمومی در ویترین قرار گرفته است؟ استفاده از چهره کودکان، روایت مشکلات خانوادگی و انتشار مداوم تصاویر آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند قدرت اثرگذاری تبلیغ را چند برابر کند. مخاطب معمولاً در برابر یک کودک، واکنش عاطفی متفاوتی نسبت به یک فروشنده بزرگسال دارد. در چنین شرایطی، فضای مجازی می‌تواند یک بساط چند مترمربعی را به بازاری با مشتریان هزاران کیلومتر دورتر تبدیل کند. اینجاست که موضوع دیگر صرفاً دستفروشی در یک خیابان نیست.با یک مدل ترکیبی مواجه هستیم؛ فروش حضوری، فروش آنلاین، تبلیغات شبکه‌های اجتماعی، ارسال کالا، دریافت وجه و ایجاد یک روایت عاطفی برای جذب مشتری. اگر چنین فعالیت‌هایی بدون ثبت و نظارت قانونی گسترش پیدا کنند، طبیعتاً پرسش‌هایی درباره مالیات، حقوق مصرف‌کننده، منشأ کالا، شرایط اشتغال کودک، گردش مالی و حتی مسئولیت پلتفرم‌های انتشار محتوا نیز مطرح خواهد شد. اما ماجرا از منظر مدیریت شهری نیز پیچیده است. شهرداری و دستگاه‌های متولی ساماندهی دستفروشان، معمولاً با یک بساط فیزیکی در خیابان مواجه هستند؛ در حالی که بخش مهمی از این مدل جدید، در فضای مجازی ادامه پیدا می‌کند.

ممکن است بساطی از یک نقطه جمع‌آوری شود، اما صفحه مجازی آن همچنان فعال بماند؛ سفارش‌ها ادامه پیدا کنند و فروش از طریق ارسال به شهرهای مختلف انجام شود.

از سوی دیگر، برخورد مستقیم با چنین فعالیت‌هایی نیز می‌تواند واکنش اجتماعی ایجاد کند. وقتی شهروندان تصور کنند مأموران با «یک کودک نیازمند» برخورد کرده‌اند، طبیعی است که احساسات عمومی بر منطق نظارتی غلبه کند. بنابراین راه‌حل، صرفاً جمع‌آوری بساط از خیابان نیست. این پدیده نیازمند شناخت دقیق‌تر و سیاست‌گذاری هوشمندانه‌تر است. باید مشخص شود چه کسی نیازمند واقعی است، چه کسی فروشنده است، کالا از چه مسیری تأمین می‌شود، گردش مالی چگونه انجام می‌شود و در مواردی که کودک در فعالیت اقتصادی حضور دارد، چه کسی مسئول این فعالیت است. همچنین باید میان کودک نیازمند، دستفروش خرد، کسب‌وکار خانگی، فعالیت خیریه و سوءاستفاده احتمالی از احساسات مردم تفاوت قائل شد. همه این موارد را نمی‌توان با یک عنوان و یک روش برخورد مدیریت کرد. شاید زمان آن رسیده باشد که مسئولان شهری، نهادهای حمایتی، دستگاه‌های نظارتی و حتی فعالان حوزه فضای مجازی، این پدیده جدید را جدی‌تر بررسی کنند.چرا که دستفروشی امروز دیگر فقط یک بساط کنار خیابان نیست؛ ممکن است پشت یک صفحه تلفن همراه، یک داستان عاطفی، چند ویدئو و یک درگاه دریافت وجه، یک مدل اقتصادی کامل شکل گرفته باشد.

مسئله این نیست که مردم کمک نکنند.مسئله این است که کمک مردم باید به دست نیازمند واقعی برسد، نه اینکه احساسات عمومی به ابزاری برای ایجاد یک بازار غیرشفاف تبدیل شود. در نهایت، اگر قرار است شهروندان همچنان به کودکان و خانواده‌های نیازمند کمک کنند، بهتر است مسیر این کمک‌ها شفاف، قابل راستی‌آزمایی و تحت نظارت نهادهای مسئول باشد. چرا که در عصر شبکه‌های اجتماعی، ترحم هم می‌تواند تبدیل به کالا شود؛ و احساسات عمومی، اگر بدون نظارت رها شود، می‌تواند خود به بخشی از یک بازار بزرگ تبدیل شود.

روزنامه صبح ساحل

به این مطلب امتیاز دهید:

میانگین ۵.۰ از ۵ (۱ رأی)
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ

تعلیق موقت فعالیت فرودگاه بین‌المللی ملک خالد در ریاض پس از حمله

تغییر نحوه فعالیت مدارس در میناب؛ برگزاری کلا‌س‌های درس به صورت ترکیبی حضوری و آنلاین

هواپیمای توقیف شده در ترکیه رفع توقیف شد

مطالبه فوری مردم ایسین برای جمع‌آوری سگ‌های ولگرد؛ حمله به کودک سه‌ساله زنگ خطر را به صدا درآورد

بازگشت ۵۴ پرنده وحشی به طبیعت هرمزگان/ پایان فعالیت شکارچیان غیرمجاز با تخریب ۲۰ کوخه

تساوی استقلال و پرسپولیس در دربی جوانان

پیامک سازمان مالیاتی را جدی بگیرید؛ مراقب سوءاستفاده از هویت‌تان باشید

بانک مرکزی خرید آنلاین طلا از اپلیکیشن‌های بانکی را ممنوع کرد

انفجاری مهیب در فرودگاه ملک خالد در ریاض

اختصاص نزدیک به ۳ میلیارد دلار ارز برای دارو و تجهیزات پزشکی در ۶ ماه نخست

اجرای سراسری سامانه ضمانت الکترونیک در کشور از ۱۵ مهرماه

زنگ خطر خروج دام از مرزها/پیش‌بینی تولید ۵۰ هزار تنی گوشت در پاییز

تنوع مدارس باید کاهش یابد/ نحوه تخصیص سرانه مدارس

برگزاری مراسم دانش‌آموختگی ۵۷ پزشک در بندرعباس

غرق‌شدگی دختر ۹ ساله در پدل بندرلنگه؛ هشداری تلخ برای پرهیز از شنا در آب‌های ناایمن

تبلیغ
خـبر فوری:

تغییر نحوه فعالیت مدارس در میناب؛ برگزاری کلا‌س‌های درس به صورت ترکیبی حضوری و آنلاین

آگهی:
عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

بپرس!

رادیو صبح ساحل

استریم زنده

صفحه رادیو