21

مهر

1405

آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img

اقتصادی

21 شهریور 1405 08:46 123 بازدید 0 کامنت

ناترازی دقیقا یعنی چه؟

برای درک عمق این فاجعه، نخست باید با واژهای آشنا شویم که شاید در اخبار روزمره بسیار شنیده باشید اما مفهوم واقعی آن در لابه‌لای اعداد و ارقام گم شده است؛ واژه «ناترازی»، واژه‌ای که در ادبیات انرژی معنایی ساده و در عین حال نگران‌کننده دارد و از پیشی گرفتن بی‌وقفه مصرف از تولید حکایت می‌کند. زمانی که مصرف روزانه بنزین یک کشور از ظرفیت پالایشگاه‌هایش فراتر رود؛ آن کشور آرام آرام وارد فازهای خطرناکی می‌شود که نخستین نشانه آن کمبود در جایگاه‌هاست. سپس صف‌های امتدادیافته، آنگاه سهمیه‌بندی‌های تلخ و در نهایت وابستگی به واردات. تصمیم اخیر دولت برای افزایش نرخ کارت جایگاه به ده هزار تومان، در حقیقت واکنشی مستقیم به همین ناترازی است؛ تصمیمی که به هیچ عنوان نمی‌توان آن را حاصل یک انتخاب آگاهانه و از سر خواست دانست. بلکه عصاره یک اجبار است که مدیران کشور را در تنگنایی قرار داد که تنها راه‌گشای آن، بالا بردن قیمت بود.

این بحران یک شبه شکل نگرفت و سیر وقایع، همچون یک داستان هولناک، گام‌به‌گام از سال‌ها پیش آغاز شده بود؛ سال ۱۳۹۷ که مصرف روزانه بنزین به حدود هشتاد و نه میلیون لیتر رسید در حالی که تولید کشور تنها توان پاسخگویی به هشتاد و یک میلیون لیتر را داشت و همین کسری روزانه هشت میلیون لیتری، چونان قطره اولی بود که آهسته آهسته لبریز شدن جام صبر و توان کشور را رقم زد و آغازگر بحرانی شد که امروز شاهد ابعاد تمام نمای آن هستیم. سپس نوبت به آبان ۱۳۹۸ رسید، وقتی افزایش قیمت بنزین جرقه اعتراضات گسترده و مردمی را زد و به نقطه عطفی اگرچه تکان دهنده، اما تعیین‌کننده در تاریخ سیاستگذاری انرژی این کشور بدل شد؛ نقطه‌ای که نشان داد موضوع بنزین دیگر یک مسئله صرفاً فنی و اقتصادی نیست بلکه به بافت احساسی و اجتماعی جامعه گره خورده است.

سال ۱۴۰۱ را باید سالی دانست که در آن ایران عنوان صادرکننده را برای همیشه از دست داد و به یک واردکننده سوخت تبدیل شد؛ تحولی که باطن تلخ آن با لبخندهای ظاهری آمارها پنهان نگاه داشته می‌شد. و سرانجام 1405 فرا رسیدند تا چهره واقعی بحران با مصرف روزانه‌ای میان 132 تا 148 میلیون لیتر، رکوردهایی بی‌سابقه و هشداردهنده را به ثبت رسانند که هیچ توجیه منطقی برای آن وجود نداشت.

اینک باید به پرسش بنیادینی پاسخ داد که ذهن هر شهروند کنجکاوی را به خود مشغول می‌سازد؛ اصلاً چرا باید روزانه بیش از 132 میلیون لیتر بنزین در این کشور مصرف شود؟ پاسخ این پرسش، هر قدر که بخواهیم آن را در پیچیدگی‌های اقتصادی و مدیریتی جست‌وجو کنیم؛ در نهایت به دو نام ساده اما بسیار پرنفوذ ختم می‌شود: ایران خودرو و سایپا. این دو غول خودروسازی که سال‌هاست عرصه را بر هر رقیبی تنگ کرده‌اند، به واقع کارخانه‌هایی برای تولید خودرو نیستند. بلکه کارخانه‌هایی برای بلعیدن بنزین هستند؛ خودروهایی که توسط این دو غول به بازار عرضه می‌شوند، به طور متوسط هر صد کیلومتر بین 9 تا 12 لیتر سوخت می‌سوزانند، در حالی که استاندارد جهانی روزگاری است که به 5 تا 6 لیتر قانع شده و رقابت جهانی بر سر کاهش همین چند لیتر شکل می‌گیرد. تکنولوژی قدیمی و فرسوده‌ای که همچنان بر موتورهای این خودروها حاکم است؛ بدون هیچ بهینه‌سازی واقعی در مصرف سوخت، سال به سال تنها با تغییراتی ظاهری و فرمایشی دوباره عرضه می‌شود و لباس تازه‌ای بر تن جسدی کهنه می‌پوشاند.

نتیجه این دوگانه اسفناک، تبدیل شدن کارخانه‌های خودروی ایران به کارخانه‌های مصرف بنزین است؛ عاملی که به طور مستقیم و بی‌رحمانه، سرنوشت کشور را از قله صادرکنندگی به حضیض واردکنندگی سوق داد و امروز هر قطره سوختی که در موتور این خودروها می‌سوزد، یادآور فرصت‌های از دست رفته‌ای است که دیگر قابل بازگشت نیستند.

تولید چقدر از نیاز کشور را پاسخ می‌دهد؟

در آن سوی میدان مصرف، اما دنیای تولید قرار دارد؛ دنیایی که اگرچه تلاش می‌کند سنگینی بار را به دوش بکشد، اما به تنهایی یارای پر کردن این شکاف عمیق را ندارد.

در راس آن پالایشگاه ستاره خلیج فارس ایستاده است که به عنوان بزرگترین پالایشگاه میعانات گازی جهان، ستاره‌ای درخشان اما تنها در آسمان تیره سیاست‌گذاری کشور می‌درخشد و روزانه بین 40 تا 45 میلیون لیتر بنزین را در سقف کامل ظرفیت خود تولید می کند. در ادامه صف تولیدکنندگان، پالایشگاه شازند با حدود 17 میلیون لیتر، آبادان که میزبان تاریخ کهن صنعت نفت ایران است با حدود 15 میلیون لیتر، اصفهان یا همان شپنا با نزدیک به 14 میلیون لیتر و پتروشیمی بندرعباس یا همان شبندر معروف با 12 میلیون لیتر، هریک سهم خود را در این معادله پیچیده ادا می‌کنند و مجموع تولید روزانه کشور را به بیش از یکصد میلیون لیتر می‌رسانند.

اما همین اعداد چشمگیر، در برابر عدد تکان‌دهنده مصرف یعنی 132 تا 148 میلیون لیتر، رنگ می‌بازند؛ شکاف هولناکی که میان این دو عدد خودنمایی می‌کند و همان چیزی است که در ادبیات رسمی به آن ناترازی گفته می‌شود.

راه برون رفت از مشکل چیست؟

در مواجهه با این واقعیت تلخ، راه‌کارهایی گاه کوتاه مدت و گاه بلندمدت پیش روی سیاست‌گذاران قرار گرفته است که هر یک حامل پیام و نویدی متفاوت است.

در افق کوتاه مدت، دولت چاره‌ای جز توسل به دو ابزار واردات بنزین و افزایش قیمت آزاد به ده هزار تومان ندیده است؛ سیاستی که ناقص است و بیشتر به ابزاری برای مدیریت هزینه‌های جایگاه‌داری شبیه بوده تا راهکاری راستین برای مهار مصرف، گویی مرهمی است بر زخمی که نیاز به جراحی عمیق دارد.

در میانه این راه، امیدها به نوسازی پالایشگاه‌های قدیمی همچون شپنا، شبندر و توسعه فازهای جدید در مجموعه ستاره خلیج فارس دوخته شده است تا شاید تولید بتواند نفس تازه‌ای بکشد و کسری روزانه را اندکی جبران کند.

اما پاسخ واقعی و ماندگار به این بحران که هم اکنون جسم و روح اقتصاد ایران را به لرزه درآورده، در افق بلندمدت و در عمق اصلاحات ساختاری جست وجو می‌شود؛ جایی که تنوع سوختی با جایگزینی خودروهای هیبریدی، برقی و گازسوز به جای این ماشین‌های بنزین‌خوار، سرمایه‌گذاری جدی در زیرساخت‌های حمل و نقل عمومی همچون مترو، اتوبوس‌های برقی و تاکسی‌های هوشمند، و در نهایت اصلاح بنیادین ساختار خودروسازی داخلی برای کاهش قناعت‌ناپذیر مصرف سوخت، می‌تواند سرنوشتی متفاوت رقم بزند و کشور را از این بحران فزاینده نجات بخشد.

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ تبلیغ
خـبر فوری:

صدای انفجار در بندرخمیر مربوط به عملیات معدنی شرکت سیمان است

آگهی:
عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

بپرس!

رادیو صبح ساحل

استریم زنده

صفحه رادیو