25

مهر

1405

آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img

اجتماعی

23 شهریور 1405 10:13 122 بازدید 0 کامنت

دوست خیالی نسل صفحه ‌نمایش

یکی از ویژگی‌‌های مهم رابطه نوجوان با سلبریتی‌ها، احساس نزدیکی‌ای است که در بسیاری از موارد بدون رابطه واقعی شکل می‌گیرد. نوجوان ممکن است درباره زندگی یک چهره مشهور اطلاعات زیادی داشته باشد، از روابطش، علایقش و حتی جزئیات روزمره‌‌اش باخبر باشد و در نتیجه احساس کند او را می‌شناسد. این رابطه یک‌ طرفه می‌تواند از نظر روانی شبیه نوعی دوستی تجربه شود، در حالی که طرف مقابل اساساً نوجوان را نمی‌شناسد. این نزدیکی خیالی الزاماً مسئله‌ای آسیب‌زا نیست. نوجوانان همیشه به شخصیت ‌های محبوب، هنرمندان و ورزشکاران علاقه داشته‌اند. تفاوت امروز در شدت، تداوم و شخصی‌شدن این ارتباط است. سلبریتی گذشته در تلویزیون ظاهر می‌شد و بعد ناپدید می‌شد؛ سلبریتی امروز وارد اتاق خواب نوجوان می‌شود، از زندگی خصوصی خود می‌گوید، پیام می‌گذارد، واکنش نشان می‌دهد و دائما محتوای تازه تولید می‌کند. مرز میان شخصیت عمومی و زندگی خصوصی نیز تا حد زیادی محو شده است. از منظر روانشناختی، چنین رابطه‌ای می‌تواند در دوره‌ای که نوجوان به دنبال تعلق و الگو می‌گردد، اهمیت زیادی پیدا کند. اگر خانواده، مدرسه یا گروه همسالان نتوانند نیاز به دیده‌شدن و تعلق را به شکل سالم پاسخ دهند، چهره مجازی ممکن است به مرجع مهم ‌تری تبدیل شود. مسئله از جایی جدی می‌شود که نوجوان نه فقط از سلبریتی الهام بگیرد، بلکه ارزش خود را به میزان شباهت با او گره بزند.

مقایسه‌ای از اساس ناعادلانه

یکی از خطرناک‌ترین بخش‌‌های فرهنگ سلبریتی، مقایسه دائمی است. نوجوان بدن خود را با بدن چهره‌ای مقایسه می‌کند که ممکن است ساعت‌ها برای ظاهرش وقت بگذارد خانه خود را با خانه‌ای که برای نمایش انتخاب شده مقایسه می‌کند روابط عاطفی خود را با رابطه‌ای مقایسه می‌کند که فقط بخش‌های زیبا و قابل انتشار آن دیده می‌شود و موفقیت‌های خود را با کسی می‌سنجد که شکست‌ها، اضطراب‌ها و لحظات معمولی زندگی‌اش کمتر دیده می‌شوند. مقایسه اجتماعی در نوجوانی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا تصویر فرد از خودش هنوز کاملا تثبیت نشده است. وقتی معیار مقایسه دائماً از بیرون تعیین شود، احساس ناکافی ‌بودن می‌تواند به تجربه‌ای روزمره تبدیل شود. نوجوان ممکن است به این نتیجه برسد که به اندازه کافی زیبا نیست، لباس مناسبی ندارد، زندگی هیجان‌ انگیزی ندارد، پول کافی ندارد یا حتی شخصیت جذابی ندارد. مشکل فقط محتوای سلبریتی نیست؛ ساختار رسانه‌ای نیز در این میان نقش دارد. فضای مجازی معمولا محتوایی را بیشتر در برابر چشم کاربر قرار می‌دهد که واکنش بیشتری ایجاد کند. زندگی عادی، آرام و بی‌هیجان کمتر قابلیت رقابت با نمایش تجمل، زیبایی، موفقیت و جنجال دارد. در نتیجه نوجوان در معرض نسخه‌ای غیرعادی از زندگی قرار می‌گیرد و ممکن است آن را به‌عنوان زندگی عادی دیگران تصور کند. در چنین شرایطی، مسئله فقط اعتماد به ‌نفس پایین نوجوان نیست؛ باید پرسید چه نظامی دائما به او می‌گوید که چیزی در او کم است.

کالایی به نام هویت

سلبریتی‌‌های مجازی فقط سبک زندگی را نمایش نمی‌دهند آن‌ها اغلب آن را به کالا تبدیل می‌کنند. لباس، لوازم آرایش، رژیم غذایی، دوره آموزشی، شیوه حرف‌زدن، سفر، دکورخانه و حتی شکل بدن می‌تواند بخشی از یک الگوی مصرف باشد. نوجوان ممکن است تصور کند برای شبیه‌شدن به یک چهره محبوب باید چیزهایی را بخرد، تجربه‌هایی را داشته باشد یا ظاهری را بسازد. اینجاست که مسئله از روانشناسی فردی عبور می‌کند و به جامعه‌شناسی مصرف می‌رسد. در اقتصاد توجه، دیده‌شدن ارزش اقتصادی دارد. سلبریتی برای حفظ توجه مخاطب نیازمند تولید مداوم تصویر است و برندها نیز برای فروش بیشتر به همین تصویر نیاز دارند. بنابراین مرز میان من این‌گونه زندگی می‌کنم و من می‌خواهم چیزی به تو بفروشم همیشه روشن نیست. نوجوانی که هنوز قدرت تشخیص تبلیغ پنهان، نمایش گزینشی و ساختار تجاری پشت محتوا را به‌طور کامل نیاموخته است، ممکن است مصرف را با هویت اشتباه بگیرد. یک کفش، تلفن همراه، لباس یا محصول زیبایی دیگر صرفا یک وسیله نیست به نشانه ‌ای از چه کسی بودن تبدیل می‌شود. در این شرایط، فشار اجتماعی برای شبیه‌ شدن فقط از سوی همسالان نمی‌آید. خودِ رسانه نیز دائما به نوجوان پیام می‌دهد که نسخه فعلی او کافی نیست و همیشه شکل جذاب‌‌تر، موفق‌تر و محبوب‌تری از خودش وجود دارد. به این ترتیب، هویت از چیزی که باید در تجربه و رابطه ساخته شود، به پروژه‌ ای دائمی برای اصلاح ظاهر تبدیل می‌‌شود.

آیا نوجوان مقصر است؟

گاهی در مواجهه با این مسئله، تمام مسئولیت بر دوش نوجوان گذاشته می‌شود: کمتر فضای مجازی استفاده کن، سلبریتی‌ها را دنبال نکن، خودت را مقایسه نکن. چنین توصیه‌هایی اگرچه در سطح فردی مفیدند، اما مسئله را بیش از حد ساده می‌کنند. نوجوان در خلا انتخاب نمی‌کند. او در محیطی رشد می‌کند که توجه، تصویر و مصرف به شکل گسترده‌ای سازمان‌دهی شده‌اند. از سوی دیگر، نباید نوجوان را موجودی منفعل دانست که هر چیزی را بدون فکر می‌پذیرد. بسیاری از نوجوانان توانایی تشخیص تناقض، تبلیغ، اغراق و ساختگی ‌بودن محتوا را دارند. مسئله اصلی، آموزش همین قدرت تشخیص است. نوجوان باید یاد بگیرد تصویری که می‌بیند، محصول انتخاب است هر عکس بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد و هر زندگی مجازی، زندگی کامل یک انسان نیست. نقش خانواده نیز در این میان کنترل افراطی نیست. ممنوعیت کامل و تحقیر علایق نوجوان ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و رابطه او با فضای مجازی را مخفیانه‌تر کند. گفتگو درباره اینکه چرا یک چهره مشهور جذاب است، چه چیزی در محتوایش واقعی و چه چیزی ساخته‌شده است و چرا یک تصویر خاص احساس ناکافی‌بودن ایجاد می‌کند، می‌تواند بسیار موثرتر باشد. مدرسه نیز اگر قرار است با جهان امروز نوجوان ارتباط داشته باشد، باید سواد رسانه‌ ای را از یک شعار به مهارتی واقعی تبدیل کند مهارتی برای فهم قدرت، تبلیغ، تصویر، الگوریتم و اقتصاد توجه.

جامعه و پررنگ شدن سلبریتی

سلبریتی‌های مجازی را نمی‌توان به ‌تنهایی عامل بحران‌های روانی نوجوانان دانست. آن‌ها بخشی از ساختاری بزرگ‌ترند؛ ساختاری که در آن دیده‌شدن به سرمایه، توجه به کالا و تصویر به معیار ارزش تبدیل شده است. اگر نوجوان دائما با این پیام مواجه شود که برای ارزشمند بودن باید جذاب، موفق، ثروتمند، زیبا و متفاوت به نظر برسد، طبیعی است که زندگی معمولی برایش ناکافی به نظر برسد. مسئله مهم این نیست که نوجوان سلبریتی دوست داشته باشد یا نداشته باشد. مسئله این است که آیا می‌تواند میان تحسین و تسلیم» تفاوت بگذارد؟ آیا می‌تواند از کسی الهام بگیرد بدون اینکه ارزش خودش را با او اندازه بگیرد؟ آیا می‌تواند تصویری را ببیند و هم‌ زمان از خود بپرسد چه بخش‌هایی از این تصویر انتخاب شده، حذف شده یا برای فروش ساخته شده‌اند؟ جامعه‌ای که نوجوان را فقط به مصرف‌‌کننده محتوا تبدیل کند، نباید بعدا از شیفتگی او به سلبریتی‌ها تعجب کند. نوجوان بیش از آنکه به ممنوعیت نیاز داشته باشد، به امکان مقایسه‌کردن، پرسش‌کردن و ساختن هویتی مستقل نیاز دارد. هدف نباید حذف سلبریتی از جهان نوجوان باشد هدف باید این باشد که سلبریتی نتواند جای خودِ نوجوان را بگیرد. در نهایت، خطر اصلی شاید خودِ چهره مشهور نباشد؛ خطر آن لحظه‌ای است که نوجوان به جای پرسیدن من چه کسی هستم؟ دائما بپرسد چقدر شبیه کسی هستم که همه دوستش دارند؟

روزنامه صبح ساحل

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ تبلیغ
خـبر فوری:

کالابرگ کد ملی‌های ۳، ۴، ۵ و ۶ شارژ شد

آگهی:
عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

بپرس!

رادیو صبح ساحل

استریم زنده

صفحه رادیو