فرهنگی و هنری
نگاهی به اثر «گای کارنو» و پاسخ به اینکه چه چیزی را از پدران خود دریافت کردهایم وچه چیزی را ناخواسته به فرزندانمان منتقل خواهیم کرد؟
پدر غایب الزاما پدری نیست که خانه را ترک کرده باشد. گاهی پدر در همان خانه زندگی میکند، سر سفره مینشیند، هزینههای خانواده را میپردازد و حتی از نظر دیگران پدر خوبی به نظر میرسد، اما از جهان عاطفی فرزند بیرون مانده است. کودک ممکن است پدری داشته باشد که از نظر جسمانی حضور دارد، اما از نظر روانی دسترسپذیر نیست پدری که نمیشنود، گفتگو نمیکند، احساساتش را نشان نمیدهد یا رابطه با فرزند را به تامین مالی و اعمال اقتدار تقلیل میدهد.
کتاب پدران غایب نوشته گای کارنو از همین نقطه آغاز میکند و به یکی از تجربههای عمیق اما کمتر دیده شده در زندگی انسان میپردازد: زخمی که از نبودن یا ناتوانی پدر در برقراری رابطه عاطفی بر جای میماند. اهمیت کتاب در این است که مسئله را صرفا به رابطهای خصوصی میان یک پدر و یک فرزند محدود نمیکند. تصویری که ما از پدر داریم، حاصل تاریخ، فرهنگ، اقتصاد و تعریف اجتماعی مردانگی است. نسلهایی از مردان آموختهاند که وظیفه اصلی آنان نانآوری، اقتدار و حل مسئله است و ابراز محبت، آسیبپذیری و گفتگوی عاطفی را اموری فرعی یا حتی نشانه ضعف دانستهاند. کارنو تلاش میکند نشان دهد این الگو چگونه میتواند از نسلی به نسل دیگر منتقل شود و در روابط عاطفی و هویت بزرگسالی فرزندان ادامه پیدا کند.
یکی از نکات مهم در خواندن پدران غایب این است که غیاب را نباید صرفا با ترک خانواده یکی دانست. پدر میتواند از نظر فیزیکی در خانه باشد اما از نظر عاطفی غایب بماند. فرزند ممکن است هر روز او را ببیند، اما نتواند درباره ترس، شکست، خشم یا نیاز خود با او حرف بزند.
چنین پدری شاید وظایف اقتصادی خود را بهخوبی انجام دهد، اما در ساختن یک رابطه عاطفی قابل اتکا ناتوان باشد. این تمایز، مسئله پدری را از یک تعریف ساده حقوقی و خانوادگی خارج میکند و وارد قلمرو روانشناسی رابطه میسازد. کودک برای رشد فقط به مراقبت مادی نیاز ندارد؛ او نیاز دارد احساس کند دیده میشود، شنیده میشود و حضورش برای دیگری اهمیت دارد. وقتی این تجربه در رابطه با پدر شکل نمیگیرد، کودک ممکن است به تدریج به این نتیجه برسد که برای دریافت توجه باید خودش را تغییر دهد، موفق باشد، مطیع باشد یا نیازهای عاطفی خود را پنهان کند. بعدها همین الگو ممکن است در روابط بزرگسالی بازتولید شود؛ فردی که همیشه در جستجوی تایید است یا از طرد شدن میترسد، ممکن است همچنان در حال پاسخ دادن به پرسشی قدیمی باشد: آیا من برای دوست داشته شدن کافی هستم؟ کتاب از این منظر یادآور میشود که غیاب پدر یک رویداد ساده نیست میتواند به تجربهای روانی تبدیل شود که مدتها پس از پایان کودکی ادامه پیدا میکند.
انتظاری که پایان ندارد
یکی از جذابترین جنبههای مسئله پدر غایب، تاثیر آن بر بزرگسالی است. تصور رایج این است که کودک با گذشت زمان از تجربههای دوران کودکی عبور میکند اما بسیاری از الگوهای عاطفی در بزرگسالی همچنان فعال میمانند. فرد ممکن است سالها بعد، در رابطه عاطفی خود، در محیط کار یا حتی در مواجهه با شکست، همان احساسهای قدیمی را تجربه کند: نیاز شدید به تایید، ترس از رهاشدن، حساسیت به بیتوجهی یا تلاش افراطی برای اثبات ارزشمندی خود. اینجا پدر غایب به یک شخصیت در گذشته محدود نمیماند؛ به بخشی از تاریخ روانی فرد تبدیل میشود. فرد بزرگسال ممکن است بارها وارد رابطههایی شود که در آنها باید برای توجه گرفتن تلاش کند، یا برعکس، از هر رابطه صمیمانهای فاصله بگیرد تا دوباره آسیب نبیند. البته این به معنای آن نیست که هر مشکل عاطفی در بزرگسالی را باید به رابطه با پدر نسبت داد.
شخصیت انسان محصول مجموعهای از روابط، تجربهها و شرایط اجتماعی است و نمیتوان یک علت واحد برای پیچیدگی روان انسان تعیین کرد. ارزش بحث کارنو دقیقا در همین نقطه است: گذشته را بهانهای برای سرزنش نمیکند، بلکه آن را به عنوان بخشی از تاریخ شکلگیری فرد جدی میگیرد. فهمیدن این تاریخ میتواند نخستین گام برای متوقف کردن تکرار آن باشد.
مردانگی و فرزندپروری
برای فهم پدران غایب، باید از خود پدران نیز فراتر رفت. بسیاری از مردانی که از نظر عاطفی در دسترس فرزندانشان نیستند، خودشان در فرهنگی رشد کردهاند که به آنان آموزش داده است مرد باید محکم باشد، گریه نکند، نترسد، شکایت نکند و همیشه پاسخ مسئله را بداند. در چنین فرهنگی، پدر ممکن است عشق خود را نه با گفتن دوستت دارم یا در آغوش گرفتن فرزند، بلکه با کار کردن، پول درآوردن، خریدن وسایل مورد نیاز یا حل مشکلات خانوادگی نشان دهد. مشکل از جایی آغاز میشود که این شکل از مراقبت تنها شکل معتبر پدری تلقی شود. کودک اما ممکن است چیزی بیش از امنیت اقتصادی بخواهد. او پدری میخواهد که بتواند درباره ترسهایش حرف بزند، شکستش را تحمل کند، از اشتباه خودش عذرخواهی کند و هنگام درد کودک، فورا به نصیحت و دستور پناه نبرد. از این منظر، مسئله فقط پدر بد نیست. مسئله الگویی اجتماعی است که از مردان میخواهد نانآور باشند، اما کمتر به آنان میآموزد چگونه رابطه برقرار کنند. بنابراین نقد پدران غایب بدون نقد تعریف سنتی از مردانگی ناقص خواهد بود. تغییر این وضعیت نیز فقط با توصیه اخلاقی به پدران اتفاق نمیافتد؛ خانواده و جامعه باید تعریف گستردهتری از مسئولیت پدری ایجاد کنند تعریفی که حضور عاطفی را هم بخشی از پدری بداند.
آیا میتوان زخم پدر را به ارث نبرد؟
یکی از پرسشهای مهمی که در مواجهه با چنین کتابی شکل میگیرد این است: اگر پدر ما غایب بوده، آیا محکومیم همان الگو را تکرار کنیم؟ پاسخ لزوماً منفی است. گذشته بر انسان اثر میگذارد، اما سرنوشت او را بهطور کامل تعیین نمیکند. شناختن الگوهای خانوادگی میتواند امکان انتخاب متفاوت را افزایش دهد. فردی که متوجه میشود چرا از صمیمیت میترسد، چرا دائماً به دنبال تایید است یا چرا در مواجهه با بیتوجهی بهشدت فرو میریزد، میتواند رابطه خود با این تجربهها را تغییر دهد. این تغییر البته با یک جمله انگیزشی یا تصمیم ناگهانی اتفاق نمیافتد.
گاهی نیازمند گفتگوی عمیق، بازنگری در روابط، پذیرش خشم و اندوه گذشته و در مواردی کمک حرفهای است. از طرف دیگر، بخش مهمی از ترمیم این زخم، کنار گذاشتن انتظار غیرممکن برای تغییر گذشته است. پدری که آن زمان نتوانسته حضور داشته باشد، ممکن است هرگز به پدری تبدیل نشود که فرزند آرزو داشته است. بزرگسالی گاهی با پذیرفتن همین فقدان آغاز میشود؛ نه با انکار آن و نه با ماندن دائمی در نقش قربانی. پدران غایب در این معنا میتواند دعوتی باشد برای شناختن چیزی که از گذشته با خود حمل میکنیم و تصمیم گرفتن درباره اینکه کدام بخش آن قرار است در آینده ادامه پیدا کند.
از تامین زندگی تا ساختن رابطه
شاید مهم ترین پرسش کتاب این نباشد که پدر خوب کیست؟ بلکه این باشد که جامعه از پدر چه انتظاری دارد. اگر پدر بودن را فقط در تامین اقتصادی، اقتدار و تصمیمگیری خلاصه کنیم، ممکن است مردی تمام وظایف رسمی خود را انجام دهد و در عین حال فرزندش احساس تنهایی عمیقی کند.
در مقابل، پدری که بتواند حضور عاطفی داشته باشد، گوش بدهد، اشتباه کند و عذرخواهی کند و به فرزند اجازه دهد انسان مستقلی با احساسات و انتخابهای خودش باشد، تعریف متفاوتی از پدری ارائه میدهد. خواندن پدران غایب از این جهت اهمیت دارد که بحث پدر بودن را از قلمرو نقشهای کلیشه ای به قلمرو رابطه میآورد.
پدر بودن فقط عنوانی خانوادگی نیست کیفیت حضوری است که کودک آن را تجربه میکند. گاهی یک جمله، یک گفتگو یا چند دقیقه گوش دادن با توجه، تاثیری بر احساس امنیت کودک دارد که سالها بعد نیز باقی میماند. این کتاب در نهایت ما را با یک پرسش نسلی روبهرو میکند: چه چیزی را از پدران خود دریافت کردهایم و چه چیزی را ناخواسته به فرزندانمان منتقل خواهیم کرد؟
پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه به پیدا کردن مقصر نیاز داشته باشد، به شناختن الگوها نیاز دارد. شاید شکستن چرخه غیاب از همان لحظه ای آغاز شود که حضور را دوباره تعریف کنیم.
روزنامه صبح ساحل
به این مطلب امتیاز دهید:
نظرسنجی
جدیدترین اخبار
سهمیه سوخت مالکان خودروهای فرسوده قطع نمیشود
آرین سلیمی و ابوالفضل زندی در پاریس به مدال طلا رسیدند
جیشالظلم مسئولیت حمله به سیستانوبلوچستان را بر عهده گرفت
مردی در پی اختلافات خانوادگی، خواهر خود را با ضربات چاقو کشت
خلبان فلایدبی ارتباط خود با ایران را رد کرد
فول کونگفو الف قهرمان مسابقات کونگفو هرمزگان شد
کسب عناوین چهارم و پنجم بانوان دوومیدانی در مسابقات کشور
اعزام دو تیم هفتسنگ و گانیه به هند
تعطیلی احتمالی مدارس بر اساس شرایط هر منطقه تعیین میشود
فعالیت ترکیبی مدارس؛ آموزش حضوری و غیرحضوری در تمامی مقاطع تحصیلی
جزئیات درگیری خونین در دیشموک؛ ۳ کشته در درگیری مسلحانه ، احتمال افزایش شمار کشتهشدگان
پرسپولیس 3 - 1 نفت آبادان ؛ پرسپولیس به یک قدمی صدر رسید
شهادت معاون اجتماعی فراجا در انفجار تله بمبگذاریشده در زاهدان
بلاتکلیفی خانوادهها در انتظار تصمیم استانداری هرمزگان؛ مدارس حضوری هستند یا غیرحضوری؟
اعزام نخستین گروه از کاروان پاراآسیایی ایران به ناگویا
سلام، من دستیار هوشمند گروه رسانه ای صبح ساحل هستم
از خبر، عکس، ویدئو، PDF روزنامه، هواشناسی، اوقات شرعی، تقویم و ساعت سایت بپرسید. گفتگو روی همین دستگاه ذخیره میشود.