اجتماعی
چرا بعضی شبها حرف میزنیم، بیآنکه بدانیم چه میگوییم؟
گاهی صبح از خواب بیدار میشویم و همسر، خواهر یا هماتاقیمان میگوید: دیشب توی خواب با من حرف میزدی. خودمان اما هیچ چیزی به یاد نمیآوریم. شاید حتی چند جمله کامل، یک سوال، خنده، غرغر یا کلماتی نامفهوم گفته باشیم؛ بیآنکه در لحظه بدانیم صدایمان از خواب به اتاق بیداری رسیده است. خوابگویی یا سخن گفتن در خواب، برخلاف تصویری که فرهنگ عامه از آن ساخته، لزوما پنجرهای به رازهای پنهان ذهن نیست. این رفتار در پزشکی خواب نوعی پاراسومنیا یا رفتار غیرمعمول هنگام خواب محسوب میشود و میتواند در مراحل مختلف خواب رخ دهد. پژوهشها نشان میدهند تجربه خوابگویی بسیار شایعتر از آن چیزی است که تصور میکنیم در یک مطالعه جمعیتمحور، حدود دو سوم بزرگسالان گفتهاند دست کم یکبار در طول زندگی خوابگویی را تجربه کردهاند.
مقاله «چرا در خواب حرف میزنم؟» در نشریه کانورسیشن نیز از همین نقطه آغاز میکند: خواب، خاموشی کامل مغز و زبان نیست. مغز در خواب همچنان فعال است و گاهی مرز میان خواب، رویا و بیداری چنان ناپایدار میشود که گفتار نیز از آن عبور میکند. اما برای فهم این پدیده باید از تعبیرهای ساده روانشناختی فاصله گرفت و هم زمان مغز، هیجان، حافظه، کیفیت خواب و حتی مناسبات اجتماعی میان فرد خوابیده و اطرافیانش را در نظر گرفت.
تصور قدیمی از خواب، خاموش شدن مغز و توقف فعالیتهای ذهنی بود؛ اما علوم اعصاب تصویر متفاوتی ارائه میدهد. خواب مجموعهای از حالتهای گوناگون است و مغز در طول شب میان مراحل مختلف خواب جابهجا میشود. خوابگویی نیز محدود به یک مرحله مشخص نیست و میتواند هم در خواب با حرکات سریع چشم و هم در خواب بدون حرکات سریع چشم اتفاق بیفتد. در برخی موارد، گفتار میتواند بسیار نامفهوم باشد؛ در موارد دیگر، فرد جملههایی نسبتا منسجم و حتی شبیه گفتگوی معمولی تولید میکند. از نظر زیستی، مسئله را میتوان نوعی ناهماهنگی موقت میان بخشهایی از مغز دانست. خواب یک کلید روشن و خاموش ساده نیست شبکههای مغزی به تدریج وارد حالت خواب میشوند و از آن خارج میشوند. در برخی پاراسومنیاها، بخشی از فعالیتهای مربوط به گفتار، هیجان یا حرکت میتواند در حالی فعال شود که آگاهی کامل هنوز وجود ندارد. پژوهشهای مربوط به پاراسومنیا نیز نشان میدهند مرز میان خواب و بیداری همیشه مطلق نیست و گاهی حالتهایی ترکیبی ایجاد میشود. بنابراین وقتی کسی در خواب حرف میزند، الزاما بیدار شده نیست و معمولا نیز کنترلی بر گفتارش ندارد. این همان نکتهای است که خواب گویی را از یک رفتار ارادی جدا میکند.
خوابگویی و رازهای پنهان
یکی از جذابترین افسانههای مربوط به خوابگویی این است که آدمها در خواب حقیقت را میگویند گویی سانسور ذهن کنار میرود و آنچه واقعا در اعماق روان پنهان کردهایم، ناگهان از دهانمان بیرون میآید. اما شواهد علمی چنین تفسیر سادهای را تایید نمیکنند. پژوهشها نشان دادهاند محتوای خوابگویی گاهی با رویاها یا فعالیتهای ذهنی هنگام خواب ارتباط دارد، اما این ارتباط همیشگی و قابل پیشبینی نیست. بررسی گفتار هنگام خواب نیز نشان داده که بخشی از آن کاملا نامفهوم است و بخش قابل فهم آن میتواند از جملههای معمولی تا عبارتهای هیجانی، منفی یا حتی ناسازگار با زندگی روزمره فرد متفاوت باشد. از منظر روانشناختی، بهتر است به جای پرسیدن این جمله واقعا چه رازی را لو داد؟ بپرسیم مغز در آن لحظه مشغول چه نوع پردازشی بوده است؟ خواب با فرایندهایی مانند تثبیت حافظه، پردازش هیجانی و بازفعالسازی تجربههای اخیر ارتباط دارد. پژوهشگران حتی احتمال دادهاند که برخی گفتارهای خواب بتوانند اطلاعاتی درباره فرایندهای شناختی و زبانی مغز در خواب ارائه کنند با این حال، این به معنای امکان رمزگشایی مستقیم شخصیت یا حقیقت پنهان فرد از روی چند جمله خواب نیست. در واقع، ممکن است خوابگویی بیشتر از آنکه اعتراف ناخودآگاه باشد، محصول فعالیت پیچیده و گاه بیقاعده مغزی باشد مغزی که در خواب همچنان در حال پردازش اطلاعات است، اما دیگر تحت نظارت کامل آگاهی روزمره قرار ندارد.
اضطراب و بیخوابی
اگرچه بیشتر موارد خوابگویی بیخطرند، کیفیت خواب و وضعیت روانی میتوانند در بروز برخی پاراسومنیاها نقش داشته باشند. پژوهشها میان بعضی اختلالات خواب و عواملی مانند کمخوابی، اختلال در تداوم خواب، استرس و برخی مشکلات روانشناختی ارتباطهایی پیدا کردهاند البته این ارتباط به معنای آن نیست که هر فرد خوابگو الزاما مضطرب یا دارای اختلال روانی است. حتی منابع تخصصی تاکید میکنند که بیشتر موارد خوابگویی با بیماری روانی مرتبط نیستند. این تمایز اهمیت دارد، زیرا در فرهنگ عمومی گاهی هر رفتار غیرعادی در خواب فورا به مشکل روانی نسبت داده میشود. چنین نگاهی میتواند خود خواب را به منبع دیگری برای نگرانی تبدیل کند. فردی که میشنود شبها حرف میزند ممکن است نگران باشد مبادا رازهایش را فاش کرده باشد، چیزی را که نباید گفته باشد بر زبان آورده باشد یا نشانه بیماری جدی باشد. در حالی که در اغلب موارد، خوابگویی به درمان خاصی نیاز ندارد. از منظر روانشناسی خواب، توجه بیشتر باید به الگوی کلی خواب معطوف شود: آیا فرد مرتبا از خواب میپرد؟ آیا خوابآلودگی روزانه دارد؟ آیا همزمان خواب گردی، کابوسهای شدید، فریاد زدن یا حرکات خطرناک دیده میشود؟ اگر خوابگویی تازه و شدید شروع شده، مکرر شده یا همراه با رفتارهای غیرمعمول دیگری است، بررسی پزشکی میتواند ضروری باشد.
خواب و ارتباط
خوابگویی فقط مسئلهای مربوط به مغز فرد خوابیده نیست؛ در یک خانه، بدن و صدای یک نفر میتواند خواب نفر دیگری را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
همسر یا هماتاقی ممکن است با شنیدن جملههایی نامفهوم، فریاد یا گفتگوهای شبانه از خواب بیدار شود. در نتیجه، یک پدیده زیستی ساده میتواند به مسئلهای اجتماعی در کوچکترین واحد زندگی روزمره، یعنی رابطه نزدیک، تبدیل شود. منابع پزشکی خواب نیز تاکید میکنند که گاهی مشکل اصلی خوابگویی، آسیب به کیفیت خواب شریک تخت است، نه خطری برای خود فرد. اینجاست که جامعهشناسی خواب اهمیت پیدا میکند. ما فقط خواب نمیخوابیم؛ در فضایی میخوابیم که قواعد، انتظارات و روابط اجتماعی دارد. اتاق خواب زوجها، خوابگاهها و خانههای چندنفره، فضاهایی هستند که در آنها بدن فرد حتی در بیخبری شبانه نیز میتواند بر دیگری اثر بگذارد. صدای خواب، خروپف، حرکت بدن یا کابوس میتواند مرز میان تجربه شخصی و تجربه مشترک را از بین ببرد. حتی نگاه ما به محتوای خوابگویی نیز اجتماعی است. اگر کسی در خواب نام فردی را صدا بزند، شریک زندگی ممکن است آن را به معنای عاطفی خاصی تعبیر کند در حالی که از نظر علمی، چنین استنباطی قابل اتکا نیست. بنابراین شاید یکی از مهمترین درسهای خوابگویی این باشد که میان شنیدن یک جمله و فهمیدن معنای آن فاصله زیادی وجود دارد.
خواب، شکل دیگری از فعالیت ذهن است
خوابگویی یادآور نکتهای مهم درباره خواب انسان است: خواب، تعطیلی کامل ذهن نیست. مغز در تاریکی شب همچنان اطلاعات را پردازش میکند، خاطرات را بازفعال میکند، با هیجانها درگیر است و در برخی شرایط، رفتارهایی را تولید میکند که پس از بیداری حتی از آنها خبر نداریم. همین پیچیدگی است که خوابگویی را هم زمان به موضوعی زیستی، روانشناختی و اجتماعی تبدیل میکند. از سوی دیگر، نباید هر رفتار شبانه را به بیماری تبدیل کرد. مطالعات جمعیت عمومی نشان دادهاند خوابگویی در طول زندگی بسیار شایع است و در بیشتر موارد پیامد جدی ندارد. آنچه اهمیت دارد، زمینه و شدت آن است. اگر فرد گهگاه چند کلمه در خواب میگوید، معمولا جای نگرانی خاصی وجود ندارد. اما اگر گفتار شبانه همراه با فریادهای مکرر، حرکات شدید، آسیب به خود یا دیگری، اختلال جدی در خواب یا خوابآلودگی روزانه باشد، دیگر بهتر است آن را صرفا یک عادت بامزه یا عجیب تلقی نکنیم.
شاید بهترین نگاه به خوابگویی، فاصله گرفتن از دو افراط باشد: نه آن را اعتراف ناخودآگاه بدانیم و نه فعالیتی کاملا بیمعنا. خوابگویی بخشی از پیچیدگی مغز در مرز میان خواب و بیداری است مرزی که نشان میدهد انسان حتی وقتی چشمهایش بسته است، از جهان ذهنی خود کاملا جدا نشده است.
روزنامه صبح ساحل
به این مطلب امتیاز دهید:
نظرسنجی
جدیدترین اخبار
سهمیه سوخت مالکان خودروهای فرسوده قطع نمیشود
آرین سلیمی و ابوالفضل زندی در پاریس به مدال طلا رسیدند
جیشالظلم مسئولیت حمله به سیستانوبلوچستان را بر عهده گرفت
مردی در پی اختلافات خانوادگی، خواهر خود را با ضربات چاقو کشت
خلبان فلایدبی ارتباط خود با ایران را رد کرد
فول کونگفو الف قهرمان مسابقات کونگفو هرمزگان شد
کسب عناوین چهارم و پنجم بانوان دوومیدانی در مسابقات کشور
اعزام دو تیم هفتسنگ و گانیه به هند
تعطیلی احتمالی مدارس بر اساس شرایط هر منطقه تعیین میشود
فعالیت ترکیبی مدارس؛ آموزش حضوری و غیرحضوری در تمامی مقاطع تحصیلی
جزئیات درگیری خونین در دیشموک؛ ۳ کشته در درگیری مسلحانه ، احتمال افزایش شمار کشتهشدگان
پرسپولیس 3 - 1 نفت آبادان ؛ پرسپولیس به یک قدمی صدر رسید
شهادت معاون اجتماعی فراجا در انفجار تله بمبگذاریشده در زاهدان
بلاتکلیفی خانوادهها در انتظار تصمیم استانداری هرمزگان؛ مدارس حضوری هستند یا غیرحضوری؟
اعزام نخستین گروه از کاروان پاراآسیایی ایران به ناگویا
سلام، من دستیار هوشمند گروه رسانه ای صبح ساحل هستم
از خبر، عکس، ویدئو، PDF روزنامه، هواشناسی، اوقات شرعی، تقویم و ساعت سایت بپرسید. گفتگو روی همین دستگاه ذخیره میشود.