21

مهر

1405

آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img

حوزه خلیج فارس

07 مهر 1405 09:46 239 بازدید 0 کامنت

به گزارش صبح ساحل، ریاض در ابتدای این جنگ، با اتکا به برتری هوایی و خرید تسلیحات پیشرفته از آمریکا و انگلیس، انتظار داشت در زمان کوتاهی به اهداف خود برسد. اما با گذشت نزدیک به یک دهه، این درگیری به یک جنگ فرسایشی تبدیل شد که هزینه‌های مالی زیادی برای عربستان داشت و امنیت داخلی این کشور را در برابر حملات پهپادی و موشکی به زیرساخت‌های استراتژیک به چالش کشید. اکنون که شرایط جنگی تغییر کرده و ریاض به دنبال راهی برای خروج از این بن‌بست است، نقش بازیگران بین‌المللی نیز تغییر کرده است. موضوعاتی مثل تفاهمات احتمالی آمریکا با صنعا، پیمان‌های دفاعی جدید در مکه و احتمال همکاری‌های امنیتی با اسرائیل، نشان می‌دهد که پول و تکنولوژی به‌تنهایی نتوانسته‌اند نتیجه جنگ را به نفع عربستان تغییر دهند.

تنش‌ها میان نیروهای حوثی و ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در روزهای اخیر بار دیگر شدت یافته است. در ابتدای این موج از درگیری‌ها، ائتلاف سعودی اعلام کرد که موفق به رهگیری دو موشک بالستیک و دو پهپاد حوثی‌ها شده است که به سمت ریاض و خمیس مشیط در حرکت بودند. این حملات در حالی صورت گرفت که دفاع مدنی عربستان پیش از آن برای شهرهای ابها و خمیس مشیط هشدار صادر کرده بود. این رویارویی در بستر استراتژی جدید حوثی‌ها قرار دارد که از ماه ژوئیه با اعلام محاصره دریایی علیه ریاض، هدف قرار دادن کشتی‌های سعودی در دریای سرخ را در دستور کار قرار داده‌اند. در ادامه این روند تصاعدی، درگیری‌های شب گذشته بعد جدیدی به خود گرفت؛ به‌گونه‌ای که سخنگوی نیروهای مسلح حوثی‌ها از حمله جنگنده‌های اف-۱۵ عربستان از پایگاه خمیس مشیط به بازار تعز در مفرق ماویه و همچنین چهار حمله به منطقه خب و الشعف در استان الجوف خبر داد و این اقدامات را جنایتی علیه غیرنظامیان توصیف کرد. در نهایت، حوثی‌ها با هشدار نسبت به خون‌های ریخته‌شده در بازار ماویه، اعلام کردند که این حملات پیامدهای سنگینی برای عربستان سعودی به همراه خواهد داشت.

ریاض در برابر حوثی‌ها

عربستان سعودی در سال‌های جنگ یمن، بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه کرد تا پیشرفته‌ترین تسلیحات جهان را در اختیار بگیرد. در صدر این تجهیزات، جنگنده‌های F-15SA آمریکایی و یوروفایترهای اروپایی بودند که برای برتری هوایی به کار گرفته شدند. همچنین برای حفاظت از شهرها و مراکز نفتی، سیستم‌های دفاعی گران‌قیمتی مثل پاتریوت و تاد مستقر شدند. اما در طرف مقابل، حوثی‌ها از تسلیحات ارزان‌قیمت و متفاوتی استفاده کردند؛ پهپادهای انتحاری سری صماد و قاصف و موشک‌های بالستیک برکان ابزارهای اصلی آن‌ها برای ضربه زدن به عمق خاک عربستان بود. علاوه بر این، استفاده از موشک‌های ضدکشتی آصف و قایق‌های سریع، باعث شد حوثی‌ها بتوانند نفوذ خود را در ساحل غربی یمن و آبراه‌های منطقه تثبیت کنند.ریاض با تکیه بر پول و تکنولوژی، وارد جنگی شد که قوانینش با ارتش‌های کلاسیک فرق می‌کرد. بمباران‌های هوایی و سیستم‌های دفاعی گران‌قیمت، شاید در جنگ‌های معمولی جواب بدهند، اما در برابر تاکتیک‌های چریکی و پهپادهای ارزان‌قیمت حوثی‌ها کم آوردند. در واقع عربستان برای جنگی آماده شده بود که دیگر وجود نداشت؛ چون حوثی‌ها به‌جای مقابله مستقیم، از تونل‌های زمینی و حملات پراکنده استفاده کردند. همین موضوع باعث شد میلیاردها دلار هزینه، نتواند جلوی پیشروی حوثی‌ها را بگیرد و در نهایت ریاض را به یک بن‌بست سخت برساند.

دیپلماسی دوگانه واشنگتن

آمریکا در کنار تامین تسلیحات ریاض، کانال‌های ارتباطی مخفیانه‌ای را با حوثی‌ها باز نگه داشت. یکی از این تفاهمات پشت‌پرده، مصونیت کشتی‌های آمریکایی در برابر حملات حوثی‌ها بود تا تردد این کشتی‌ها در آبراه‌های حساس منطقه مختل نشود. هم‌زمان، رویکرد دونالد ترامپ و سیاست‌های کلی واشنگتن بر این محور می‌چرخید که آمریکا هر طور شده از درگیری مستقیم نظامی در یمن دوری کند. این یعنی واشنگتن در حالی که در ظاهر از عربستان حمایت می‌کرد، در عمل هر مسیری را که مانع از ورود خودش به یک جنگ تمام‌عیار و پرهزینه می‌شد، دنبال می‌کرد.رفتار آمریکا در این پرونده، بیشتر شبیه به یک بازی تعادلی است تا حمایت تمام‌عیار. واشنگتن نمی‌خواهد متحدش (عربستان) را کاملاً رها کند، چون بازار تسلیحات و نفوذ سیاسی‌اش در منطقه به خطر می‌افتد؛ اما در عین حال، تحمل هزینه‌های یک جنگ جدید، به‌خصوص با توجه به تنش‌های موجود با ایران، برای آمریکا پذیرفتنی نیست. به همین دلیل، واشنگتن به جای دادن یک ضمانت امنیتی مطلق به ریاض، راه تفاهم‌های جداگانه و پراکنده را انتخاب کرد. این دیپلماسی دوگانه باعث شد عربستان در میدان نبرد احساس کند که حمایت‌های آمریکا بیشتر نمایشی است تا عملیاتی، و همین موضوع، دست حوثی‌ها را برای ادامه جنگ بازتر کرد.

پیمان مکه و توهمات امنیتی

ریاض برای جبران کمبودهای نظامی و کاهش وابستگی به آمریکا، به دنبال جذب قدرت‌های منطقه‌ای بود و در این راستا «پیمان دفاعی مکه» شکل گرفت. در این چارچوب، ترکیه و پاکستان آمادگی خود را برای ارائه کمک‌های نظامی، فنی و اعزام مشاوران به عربستان اعلام کردند. هدف ریاض از این پیمان، ایجاد یک شبکه امنیتی جدید بود تا در صورت تضعیف حمایت‌های واشنگتن، بتواند از طریق تجهیزات نظامی ترکیه یا تجربه ارتش پاکستان، فشارها را در جبهه حوثی‌ها کاهش دهد.

اما این پیمان‌ها بیشتر جنبه نمادین دارند تا عملیاتی. واقعیت این است که نه ترکیه و نه پاکستان، تمایلی به ورود مستقیم و گسترده به یک جنگ فرسایشی و پرریسک در یمن ندارند. تضاد منافع، مانع اصلی تبدیل این تفاهمات به یک اتحاد نظامی واقعی است؛ برای مثال، پاکستان نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن روابطش با ایران، به‌طور کامل در جبهه‌ای علیه متحدان ایران وارد شود. در نهایت، این پیمان‌ها بیشتر شبیه به یک پوشش سیاسی برای ریاض است تا یک راهکار نظامی؛ چون هیچ‌کدام از این کشورها حاضر نیستند امنیت ملی خود را فدای جنگی کنند که حتی با تجهیزات آمریکایی هم به نتیجه نرسیده است.

گزینه نهایی؛ عادی‌سازی با رژیم صهیونیستی

گزارش‌های منتشر شده در وال استریت ژورنال و تحلیل‌های تحلیلی بلومبرگ از همکاری‌های اطلاعاتی محرمانه میان ریاض و تل‌آویو پرده برداشته‌اند. این همکاری‌ها به‌طور مشخص روی اشتراک داده‌های راداری و استفاده از سیستم‌های جنگ الکترونیک رژیم صهیونیستی برای ردیابی دقیق‌تر پهپادها و موشک‌های حوثی‌ها متمرکز است. در واقع ریاض برای جبران نقص‌های سیستم پاتریوت و تاد، به دنبال دسترسی به تکنولوژی‌های شناسایی سیگنالی (SIGINT) اسرائیل است تا بتواند نقاط پرتاب موشک‌ها را در مناطق کوهستانی یمن سریع‌تر شناسایی کند. این تحرکات در حالی است که محمد بن سلمان در سطح رسمی، تشکیل کشور فلسطین را خط قرمز و پیش‌شرط هرگونه عادی‌سازی قرار داده بود، اما بن‌بست نظامی در یمن، این همکاری‌های امنیتی مخفی را به یک ضرورت تبدیل کرده است.

اما پرسش اصلی این است که آیا فشار نظامی حوثی‌ها می‌تواند ریاض را به سمت یک توافق رسمی با رژیم صهیونیستی بکشاند؟ واقعیت این است که عربستان در وضعیتی قرار گرفته که بین دو فشار گیر کرده است؛ از یک سو تهدیدات نظامی حوثی‌ها و ناکارآمدی متحدان سنتی‌اش، او را به سمت هر ابزار امنیتی (حتی همکاری با تل‌آویو) سوق می‌دهد و از سوی دیگر، فشار افکار عمومی داخلی و جایگاه مذهبی‌اش در جهان اسلام، مانع از یک عادی‌سازی سریع و علنی می‌شود. بنابراین، احتمالاً ریاض تا مدت‌ها به همین همکاری‌های سایه اکتفا کند؛ یعنی در بخش‌های امنیتی و اطلاعاتی همکاری کند، اما در بخش سیاسی، برای جلوگیری از شورش‌های داخلی و منطقه‌ای، از اعلام رسمی روابط دوری کند.

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ تبلیغ
خـبر فوری:

صدای انفجار در بندرخمیر مربوط به عملیات معدنی شرکت سیمان است

آگهی:
عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

بپرس!

رادیو صبح ساحل

استریم زنده

صفحه رادیو