15

مهر

1405

آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img

اجتماعی

08 مهر 1405 11:06 73 بازدید 0 کامنت

کلمه و عدالت

در نگاه ساده به شهادت، فرد اطلاعاتی را بیان می‌کند و قاضی یا سایر حاضران آن اطلاعات را دریافت و ارزیابی می‌کنند. اما روانشناسی ارتباط نشان داده است که انتقال پیام، فرایندی بسیار پیچیده‌تر است. انسان هنگام سخن گفتن، هم‌ زمان از واژه‌ها، آهنگ صدا، مکث، سرعت، حالت چهره و حرکات بدن استفاده می‌کند. البته این به معنای آن نیست که می‌توان از روی حرکات بدن به ‌سادگی صداقت یا دروغ را تشخیص داد چنین برداشت‌هایی از ارتباط غیرکلامی، از نظر علمی قابل اتکا نیستند. مسئله دقیقا برعکس است: اگر نشانه‌های ارتباطی پیچیده‌اند، نباید حذف یا ساده‌سازی آنها را بی‌اهمیت تلقی کرد. برای یک فرد ناشنوا، زبان اشاره جایگزین صوت نیست زبان واقعی ارتباطی اوست و دارای ساختار، دستور زبان، حالت چهره و مولفه‌های حرکتی خاص خود است. بنابراین وقتی او در دادگاه از طریق مترجم سخن می‌گوید، ارتباط مستقیما از فرد به دادگاه منتقل نمی‌شود و یک مرحله واسطه نیز وجود دارد. این واسطه برای دسترسی به عدالت ضروری است، اما هم‌زمان اهمیت کیفیت آن را افزایش می‌دهد. مترجم حرفه‌ای قرار نیست احساسات یا برداشت شخصی خود را به شهادت اضافه کند وظیفه او انتقال پیام است. با این حال، هر نظام ترجمه‌ای ناگزیر با مسئله انتقال ظرافت‌های ارتباطی مواجه است. بنابراین پرسش درست این نیست که آیا مترجم خوب است یا بد؟ این است که آیا ساختار قضایی برای دریافت پیام در زبان و قالب ارتباطی واقعی فرد ناشنوا، آمادگی کافی دارد؟

سکوت به معنای بی‌پاسخی نیست

در دادگاه، سکوت ممکن است معنایی بسیار متفاوت با معنای آن در یک گفتگوی روزمره داشته باشد. فرد ممکن است برای یادآوری یک رویداد مکث کند از پرسش دچار اضطراب شود، معنای سوال را به‌ درستی دریافت نکرده باشد یا برای بیان دقیق تجربه خود زمان بیشتری نیاز داشته باشد. در یک فرایند گفتاری، بخشی از این وضعیت از طریق مکث، تغییر آهنگ صدا یا درخواست برای تکرار سوال دیده و شنیده می‌شود. اما در ارتباط از طریق مترجم، بخشی از این فرایند به ساختار تعامل میان سه نفر وابسته می‌شود: قاضی یا مقام قضایی، فرد ناشنوا و مترجم. اینجا یک خطر مهم شکل می‌گیرد: سرعت و قالب ارتباط قضایی ممکن است با ریتم طبیعی ارتباط فرد ناشنوا هماهنگ نباشد. اگر پرسش‌های پیچیده پشت سر هم مطرح شوند، اگر فرد فرصت کافی برای پاسخ نداشته باشد یا اگر مترجم ناچار باشد پیام را در چارچوب محدود زبان مقصد فشرده کند، ممکن است بخشی از تجربه ارتباطی فرد کم‌رنگ شود.

از سوی دیگر، نباید هر مکث یا نشانه اضطرابی را به عنوان نشانه دروغ یا تناقض تفسیر کرد. پژوهش‌های روانشناسی درباره حافظه و شهادت نشان می‌دهند که یادآوری رویدادها تحت تاثیر هیجان، گذشت زمان، نوع پرسش و شرایط بازجویی قرار می‌گیرد.

مترجم و ساختار قانون

مترجم زبان اشاره در دادگاه موقعیتی بسیار حساس دارد. او از یک طرف باید امکان ارتباط میان فرد ناشنوا و دستگاه قضایی را فراهم کند و از سوی دیگر نباید جایگزین فردی شود که قرار است خودش سخن بگوید. این مرز ظریف، اهمیت آموزش و استانداردهای حرفه‌ای را نشان می‌دهد.

از منظر جامعه‌شناسی، مسئله حتی فراتر از مهارت مترجم است. نهاد قضایی خود یک ساختار تخصصی و قدرتمند است زبانی تخصصی دارد، قواعد مشخصی برای سخن گفتن دارد و از شهروند انتظار دارد در قالب‌های تعیین ‌شده وارد فرایند شود. فرد ناشنوا ممکن است علاوه بر مواجهه با استرس طبیعی دادگاه، با فاصله زبانی و فرهنگی نیز روبه‌رو باشد. در چنین شرایطی، مسئولیت سازگاری نباید فقط بر دوش فرد دارای معلولیت گذاشته شود.

گاهی جامعه از فرد ناشنوا انتظار دارد خود را با ساختار موجود تطبیق دهد: مترجم بیاورد، زبان حقوقی را بفهمد، سرعت پرسش‌ها را دنبال کند و شیوه ارتباطی دادگاه را بپذیرد. اما عدالت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که خود نهاد نیز برای دسترسی برابر افراد به آن تغییر کند. به همین دلیل، مترجم نباید به عنوان یک امکان جانبی دیده شود؛ حضور مترجم بخشی از زیرساخت دسترسی برابر به عدالت است.

زبان و تجربه زیسته

ناشنوایی را نمی‌توان فقط به عنوان فقدان یک توانایی حسی فهمید. تجربه فرد ناشنوا از جامعه، مدرسه، خانواده، محیط کار، خدمات عمومی و نهادهای رسمی نیز در شکل‌گیری رابطه او با جهان اجتماعی نقش دارد. فردی که بارها در موقعیت‌ های مختلف برای برقراری ارتباط با دیگران با مانع مواجه شده است، ممکن است در یک محیط رسمی مانند دادگاه با فشار روانی بیشتری روبه‌رو شود. این نکته در پرونده‌های قضایی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. فرد ممکن است قربانی جرم باشد، شاهد یک حادثه باشد، متهم باشد یا برای دفاع از یک حق مدنی وارد دادگاه شده باشد. در همه این وضعیت‌ها، دستگاه قضایی با انسانی مواجه است که ممکن است تجربه‌ای همراه با ترس، شرم، خشم، سوگ یا سردرگمی داشته باشد. اگر ساختار ارتباطی نتواند این فرد را در بیان دقیق تجربه‌اش یاری کند، پیامد آن بر تجربه او از عدالت نیز اثر می‌گذارد. در این نگاه، دسترسی به عدالت امکان فهمیدن، فهمیده‌شدن و مشارکت واقعی در فرایند دادگاه است.

خطر قضاوت از روی بدن و چهره

یکی از خطاهای رایج در برداشت عمومی از ارتباط غیرکلامی، تصور امکان خواندن حقیقت از روی بدن است. برای مثال، ممکن است فردی تصور کند کسی که هنگام پاسخ دادن مکث می‌کند، نگاهش را تغییر می‌دهد یا حرکات بدنش متفاوت می‌شود، حتما مضطرب یا دروغگوست. روانشناسی شواهد محکمی برای چنین قواعد ساده‌ای ارائه نمی‌کند. اضطراب، ترس، تفاوت فرهنگی، شرایط محیطی و حتی نوع پرسش می‌توانند بر رفتار ارتباطی اثر بگذارند. این مسئله درباره ناشنوایان حساستر است، زیرا زبان اشاره خود زبان بدن‌ محور است. حالت چهره، موقعیت بدن و حرکت دست‌ها ممکن است بخشی از ساختار زبانی پیام باشند، نه علامت پنهان احساسات یا صداقت. بنابراین تفسیر آن‌ها با معیارهای ارتباطی افراد شنوا می‌تواند خطاهای جدی ایجاد کند. اگر قاضی، مامور یا حتی شاهد دیگری از تفاوت رفتاری فرد ناشنوا برداشت منفی داشته باشد، ممکن است کلیشه‌های اجتماعی وارد فرایند قضایی شوند کلیشه‌هایی که ارتباط دشوار را با ناتوانی ذهنی، عدم همکاری یا بی ‌اعتمادی اشتباه می‌گیرند. اینجاست که آموزش تخصصی کارکنان قضایی اهمیت پیدا می‌کند.

عدالت و امکان روایت همگانی

روز جهانی ناشنوایان فرصتی است برای اینکه مفهوم دسترسی برابر را از سطح شعارهای عمومی به جزئیات زندگی روزمره ببریم. یکی از مهم‌ترین این جزئیات، رابطه شهروند ناشنوا با نهادهایی است که تصمیم‌های مهمی درباره زندگی او می‌گیرند. دادگاه یکی از حساس‌ترین این نهادهاست، زیرا نتیجه یک فرایند قضایی ممکن است بر آزادی، امنیت، مالکیت، روابط خانوادگی یا حقوق اجتماعی فرد اثر بگذارد. وجود سامانه‌های اعزام مترجم زبان اشاره و استفاده گسترده از این خدمات در محاکم، گامی مهم برای رفع مانع ارتباطی است اما نقطه پایان نیست. عدالت ارتباطی نیازمند نگاه جامع‌تری است: مترجم حرفه‌ای و بی‌طرف، زمان کافی برای ترجمه و پاسخ‌گویی، پرسش‌های قابل فهم، امکان تکرار یا توضیح سوال، آشنایی کارکنان با زبان اشاره و فرهنگ ناشنوایی و پرهیز از تفسیرهای کلیشه‌ای درباره رفتارهای ارتباطی. مهم‌تر از همه باید پذیرفت که شنیده‌شدن الزاما به معنای شنیدن صدا نیست. ممکن است انسانی صدایی نداشته باشد که در سالن دادگاه شنیده شود، اما روایت، حافظه، ترس، اعتراض و حق او برای بیان حقیقت کاملا واقعی باشد.

مسئله عدالت نیز دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود: آیا نظام قضایی فقط صدای قابل شنیدن را دریافت می‌کند یا برای روایت‌هایی که از مسیر دیگری منتقل می‌شوند نیز همان اعتبار ارتباطی را فراهم می‌کند؟

روزنامه صبح ساحل

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ تبلیغ
خـبر فوری:

اطلاعیه کالابرگ مهر ۱۴۰۵؛ مبلغ جدید اضافه نشد

آگهی:
دبستان دخترانه غیر دولتی پرسشگران خلاق

دبستان دخترانه غیر دولتی پرسشگران خلاق

گام یار - راه برو و درآمد کسب کن !
بپرس!

رادیو صبح ساحل

استریم زنده

صفحه رادیو