16

مهر

1405

آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img
11 مهر 1405 10:06 41 بازدید 0 کامنت

بازار، سالمندی را چگونه می‌بیند؟

اقتصاد بازار معمولا انسان را از زاویه نیازهای قابل تبدیل به تقاضا مشاهده می‌کند. وقتی جمعیت سالمند افزایش می‌یابد، شرکت‌ها و سیاست‌گذاران نیز با گروهی بزرگ از مصرف‌کنندگان مواجه می‌شوند که نیازهای ویژه‌ای دارند. خدمات مراقبت در منزل، ابزارهای کمک‌کننده، فناوری‌های سلامت، مسکن مناسب سالمندان، گردشگری، آموزش، سرگرمی و خدمات مالی می‌توانند در همین چارچوب توسعه پیدا کنند. از این منظر، اقتصاد نقره‌ای حتی می‌تواند بخشی از پاسخ جامعه به تغییرات جمعیتی باشد. اتحادیه اروپا نیز صریحا از ظرفیت این اقتصاد برای توسعه خدمات سلامت، اجتماعی و دیجیتال و ایجاد فرصت‌های اقتصادی سخن می‌گوید. با این حال، جامعه‌شناسی انتقادی پرسش دیگری مطرح می‌کند: چه کسی توان خرید این خدمات را دارد؟ اگر مراقبت باکیفیت، خانه مناسب، فناوری‌های کمکی و خدمات سلامت به کالاهایی وابسته شوند که تنها بخشی از سالمندان توان خریدشان را دارند، اقتصاد نقره‌ای می‌تواند به جای کاهش نابرابری، شکل تازه‌ای از آن را ایجاد کند. سالمندی که مستمری کافی ندارد، در خانه نامناسب زندگی می‌کند یا دسترسی محدودی به خدمات درمانی دارد، ممکن است دقیقا همان کسی باشد که بیش از دیگران به حمایت اجتماعی نیاز دارد، اما کمترین جذابیت را برای بازار دارد. بنابراین، هر سیاستی که سالمندان را صرفاً به عنوان یک بازار رو به رشد ببیند، ناخواسته میان سالمندِ برخوردار و سالمند محروم فاصله می‌گذارد.

روان‌شناسیِ سالمند

موضوع فقط اقتصاد نیست تصویر اجتماعی سالمندی مستقیما با روان انسان نیز ارتباط دارد. وقتی جامعه مرتبا جوانی را با موفقیت، جذابیت، استقلال و ارزش اجتماعی پیوند می‌زند و سالمندی را با ضعف، وابستگی و هزینه تعریف می‌کند فرد سالمند ممکن است به ‌تدریج همین نگاه را درباره خودش درونی کند. سازمان جهانی بهداشت سن‌گرایی را مجموعه‌ای از کلیشه‌ها، پیش‌داوری‌ها و تبعیض‌هایی می‌داند که بر اساس سن شکل می‌گیرند و تاکید می‌کند که این پدیده می‌تواند سلامت روان، کیفیت زندگی و مشارکت اجتماعی سالمندان را تحت تاثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، بازار می‌تواند دو تصویر متضاد از سالمندی بسازد. از یک سو سالمند فعال، جوان ‌مانده و همیشه آماده مصرف را تبلیغ می‌کند سالمندی که باید ظاهر جوان خود را حفظ کند، سفر برود، ورزش کند، فناوری بخرد و از هر لحظه زندگی استفاده کند. از سوی دیگر، سالمندی که از عهده این الگو برنمی‌آید ممکن است احساس کند از استاندارد مطلوب جامعه عقب مانده است. در نتیجه مسئله فقط فروش یک محصول نیست بلکه فروش یک تصور درباره سالمندی خوب نیز هست. اگر سالمند برای ارزشمند بودن مجبور شود دائما فعال، سالم، مستقل و مصرف‌کننده باقی بماند، حتی مفهوم پذیرش سالمندی نیز به یک وظیفه فردی تبدیل می‌شود گویی اگر کسی در پیری احساس تنهایی، بیماری یا وابستگی کند، به اندازه کافی برای سالمند شدن درست عمل نکرده است.

سالمندی فقط مسئله بدن نیست

یکی از خطاهای رایج درباره سالمندی این است که تمام مشکلات آن به تغییرات جسمی و فردی نسبت داده شود. در این نگاه، اگر سالمند تحرک کمتری دارد، مسئله بدن اوست اگر منزوی شده، مسئله روحیه اوست اگر نمی‌تواند از خدمات دیجیتال استفاده کند، مشکل مهارت اوست. اما رویکرد جامعه‌شناختی سوال را تغییر می‌دهد: آیا شهر و نهادهای اجتماعی برای سالمند طراحی شده‌اند؟ آیا حمل ‌و نقل عمومی، پیاده‌روها، مراکز درمانی، خدمات بانکی، فضاهای فرهنگی و فناوری‌های عمومی با نیازهای افراد در سنین مختلف سازگارند؟ سازمان جهانی بهداشت نیز سالمندی سالم را صرفا به توانایی جسمی فرد محدود نمی‌کند و بر نقش محیط‌های اجتماعی، فیزیکی و سیاستی در حفظ توانایی و رفاه افراد سالمند تاکید دارد. برنامه دهه سالمندی سالم سازمان ملل نیز بر محیط‌های دوستدار سالمند، مقابله با سن‌‌گرایی، مراقبت یکپارچه و دسترسی به مراقبت بلند مدت تمرکز دارد. بنابراین، اگر سالمند برای استفاده از شهر، بانک، بیمارستان یا خدمات عمومی دائما مجبور به سازگار کردن خود با ساختاری باشد که برای افراد جوان‌تر طراحی شده، مشکل صرفا کم‌‌توانی سالمند نیست بخشی از مشکل به ناتوانی جامعه در طراحی فراگیر بازمی‌گردد.

از مصرف‌کننده به شهروند

تفاوت میان مصرف‌کننده و شهروند در همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند. مصرف‌کننده در بازار عمدتا از طریق قدرت خرید شناخته می‌شود اما شهروند، صرف نظر از درآمد، دارای حق است. او حق دارد در تصمیم‌هایی که بر زندگی‌اش اثر می‌گذارند مشارکت کند، درباره خدماتی که دریافت می‌کند اظهار نظر کند، به اطلاعات دسترسی داشته باشد، از امنیت اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشد و در فضای عمومی حضور داشته باشد. اگر سالمند فقط زمانی مورد توجه قرار گیرد که بتواند محصولی بخرد، گردشگری برود یا برای صنعت سلامت درآمد ایجاد کند، سالمندان کم ‌درآمد و وابسته از تصویر عمومی سالمندی کنار گذاشته می‌شوند. این مسئله در جامعه‌ای مانند ایران اهمیت بیشتری دارد؛ جامعه‌ای که سالمندی در آن فقط تجربه فردی افزایش سن نیست، بلکه با وضعیت بازنشستگی، درآمد، مسکن، ساختار خانواده، مهاجرت فرزندان، دسترسی به درمان و تغییر شبکه‌های حمایتی پیوند خورده است. نمی‌توان از فرصت اقتصادی سالمندی سخن گفت، اما درباره قدرت خرید سالمندان، کیفیت مستمری‌‌ها، هزینه مراقبت، دسترسی به خدمات عمومی و نابرابری میان سالمندان سکوت کرد. اقتصاد نقره‌ای زمانی می‌تواند به سالمندان خدمت کند که سالمند ابتدا به عنوان صاحب حق دیده شود و سپس به عنوان مصرف‌کننده.

حقِ مشارکت یا حق دریافت خدمت

یکی از خطرهای پنهان نگاه صرفا اقتصادی، تبدیل سالمند به دریافت‌کننده خدمات است. حتی اگر این خدمات با کیفیت باشند، باز هم ممکن است سالمند در جایگاه کسی قرار گیرد که دیگران برای او تصمیم می‌گیرند: پزشک برای او، خانواده برای او، مدیران شهری برای او و حتی سیاست‌گذاران برای او. در این مدل، سالمند موضوع مراقبت است، نه شریک تصمیم‌گیری. در حالی که سیاست‌های معاصر سالمندی بر مشارکت خود سالمندان تاکید دارند و سازمان جهانی بهداشت نیز در برنامه دهه سالمندی سالم، بر ایجاد محیط‌هایی تاکید می‌کند که افراد مسن بتوانند در جامعه مشارکت کنند و به زندگی اجتماعی خود ادامه دهند. از منظر روانشناختی نیز مشارکت صرفاً یک امتیاز اجتماعی نیست.

انسان نیاز دارد احساس کند هنوز بر زندگی خود اثر دارد، دیده می‌شود و صدایش در تصمیم‌های مربوط به خودش شنیده می‌شود. حذف اجتماعی می‌تواند احساس بی‌فایدگی و وابستگی را تشدید کند؛ در مقابل، داشتن نقش اجتماعی می‌تواند بخشی از معنای زندگی و احساس تعلق را حفظ کند. بنابراین، سالمندی مطلوب را نمی‌توان فقط با تعداد مراکز درمانی، محصولات مناسب سالمندان یا میزان مصرف این گروه اندازه گرفت. باید پرسید سالمندان تا چه اندازه در طراحی همین خدمات، سیاست‌‌ها و محیط‌ها حضور دارند. جامعه‌ای که برای سالمندان خدمت تولید می‌کند اما بدون آنان درباره زندگی‌شان تصمیم می‌گیرد، هنوز شهروندی سالمندان را به رسمیت نشناخته است.

در خدمت زندگی یا جایگزین سیاست اجتماعی؟

اقتصاد نقره‌ای را نمی‌توان با یک حکم کلی رد کرد. توسعه خدمات و فناوری‌های مناسب سالمندان می‌تواند کیفیت زندگی را بالا ببرد، اشتغال ایجاد کند و حتی به استقلال افراد کمک کند. مسئله از جایی آغاز می‌شود که بازار جای سیاست اجتماعی را بگیرد.

هیچ اپلیکیشن سلامت، صندلی هوشمند، تور گردشگری یا محصول ضدپیری نمی‌تواند جای درآمد کافی، مسکن مناسب، مراقبت بلندمدت، حمل‌ونقل عمومی قابل دسترس و مبارزه با تبعیض سنی را بگیرد. سازمان جهانی بهداشت نیز در چارچوب سالمندی سالم بر همین پیوند میان سلامت، محیط، خدمات اجتماعی، مراقبت و مقابله با سن‌گرایی تاکید دارد. در نتیجه، شاید پرسش درست برای روز جهانی سالمندان این نباشد که چگونه می‌توان بازار سالمندان را بزرگ‌تر کرد؟ بلکه این باشد که چگونه می‌توان جامعه‌ای ساخت که سالمندی در آن به معنای از دست دادن جایگاه اجتماعی نباشد؟ اقتصاد می‌تواند ابزار باشد، اما نباید تعریف‌کننده ارزش انسان شود. سالمند نه فقط مشتری خدمات درمانی و رفاهی است، نه صرفا عضوی از خانواده و نه فقط فردی که باید از او مراقبت کرد. او شهروندی است با حافظه، تجربه، خواست، حق انتخاب و حق حضور در فضای عمومی.

اگر اقتصاد نقره‌ای بتواند در خدمت چنین شهروندی قرار گیرد، می‌تواند بخشی از پاسخ جامعه به تغییرات جمعیتی باشد؛ اما اگر شهروند را به مصرف‌کننده تقلیل دهد، ممکن است در حالی که ظاهرا برای سالمندی فرصت اقتصادی می‌سازیم، از مسئله اصلی غافل شویم: جامعه باید نه فقط برای سالمندان کالا تولید کند، که برای آنان حق، امکان مشارکت و زندگی با کرامت نیز فراهم کند.

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ تبلیغ
خـبر فوری:

اطلاعیه کالابرگ مهر ۱۴۰۵؛ مبلغ جدید اضافه نشد

آگهی:
دبستان دخترانه غیر دولتی پرسشگران خلاق

دبستان دخترانه غیر دولتی پرسشگران خلاق

گام یار - راه برو و درآمد کسب کن !
بپرس!

رادیو صبح ساحل

استریم زنده

صفحه رادیو