21

مهر

1405

آمار مطالعه شما
  • در این صفحه ۰ ثانیه
  • مجموع مطالعه ۰ ثانیه
مهمان
img

سیاسی

11 مهر 1405 11:14 169 بازدید 0 کامنت

به گزارش صبح ساحل، مجلس سنای ایالات متحده در جلسه‌ای اضطراری، طرح محدود کردن اختیارات جنگی دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران را با ۴۹ رأی موافق در برابر ۵۰ رأی مخالف رد کرد. این نتیجه، به معنای آن است که رئیس‌جمهور آمریکا همچنان می‌تواند بدون نیاز به مجوز رسمی کنگره، دستورات نظامی خود را در منطقه اجرا کند. این رأی‌گیری که نشان‌ می‌دهد شکافی عمیق در بدنه سیاسی آمریکا وجود دارد، عملاً اختیار عمل گسترده‌ای را برای تداوم یا تشدید عملیات‌های نظامی در اختیار کاخ سفید قرار داد.

شکاف سیاسی در سنا؛ داستان یک رای

رأی‌گیری در سنا با نتایج غیرمنتظره‌ای همراه بود و نشان داد که مرزهای حزبی در این تصمیم جابه‌جا شده است. در حالی که انتظار می‌رفت جمهوری‌خواهان به‌طور کامل پشت ترامپ باشند، سناتورهایی مانند «رند پال» و «سوزان کالینز» در کنار دموکرات‌ها قرار گرفتند تا طرح محدودیت اختیارات رئیس‌جمهور را تصویب کنند. در مقابل، «جان فترمن» تنها سناتوری از حزب دموکرات بود که با این طرح مخالفت کرد و همین یک رأی، نتیجه نهایی را به نفع دونالد ترامپ تغییر داد.

این توزیع آرا نشان می‌دهد که در مورد جنگ با ایران، حتی در داخل حزب جمهوری‌خواه هم اتفاق نظر وجود ندارد و بخشی از آن‌ها با هر دو حزب مخالف تفویض اختیار مطلق به رئیس‌جمهور هستند. از سوی دیگر، حضور یک دموکرات در جبهه مخالف، جریان جدیدی از دوقطبی شدن فضای سیاسی آمریکا را نشان می‌دهد. این نتیجه نشان می‌دهد که در مورد نحوه مدیریت بحران با ایران، حتی در داخل حزب جمهوری‌خواه نیز اتفاق‌نظر کامل وجود ندارد و رویکردهای متفاوتی در مورد میزان استفاده از ابزار نظامی در سنا جریان دارد. در این صورت مسئله جنگ با ایران دیگر یک خط‌کشی حزبی (دموکرات در برابر جمهوری‌خواه) نبوده و به تقابلی میان دو دیدگاه مداخله‌جویی و انزواطلبی در داخل هر دو حزب تبدیل شده است. حضور جمهوری‌خواهانی که با ترامپ مخالفت کردند، نشان‌دهنده وجود جریانی در بدنه راست آمریکا است که با ریسک‌های احتمالی یک جنگ گسترده مخالف است. از سوی دیگر، رای تک‌روی «جان فترمن» ثابت می‌کند که در مسائل امنیتی، برخی دموکرات‌ها ترجیح می‌دهند ثبات عملیاتی رئیس‌جمهور را بر بروکراسی نظارتی کنگره مقدم بشمارند. در مجموع، این شکاف نشان می‌دهد که واشنگتن در مورد نحوه مدیریت این بحران، دچار یک سردرگمی استراتژیک است.

پیام‌های استراتژیک برای ایران و منطقه

رد شدن طرح محدودیت اختیارات در سنا، عملاً مسیر تداوم و احتمالاً تشدید عملیات نظامی آمریکا در منطقه را هموار کرد. این تصمیم در حالی اتخاذ می‌شود که تنش‌ها در نقاط استراتژیکی مانند تنگه هرمز و باب‌المندب به شدت افزایش یافته و درگیری‌های پراکنده در این گذرگاه‌های حیاتی کشتیرانی، فضای منطقه را متشنج کرده است. با حذف ترمزهای قانونی کنگره، کاخ سفید می‌تواند بدون نیاز به هماهنگی‌های پیشین، واکنش‌های نظامی خود را در پاسخ به تحولات این مناطق به‌طور مستقیم و سریع مدیریت کند. این رأی برای ترامپ از یک مجوز قانونی هم با اهمیت‌تر است؛ در واقع، او به یک مشروعیت سیاسی داخلی دست یافته تا فشار نظامی بر ایران را افزایش دهد. وقتی سنا لغو محدودیت‌ها را رد می‌کند، به طور غیرمستقیم این پیام را به طرف مقابل می‌فرستد که بدنه سیاسی آمریکا در مورد استفاده از ابزار نظامی اتفاق نظر دارد. این وضعیت باعث می‌شود که احتمال اتخاذ تصمیمات ریسکی‌تر توسط رئیس‌جمهور آمریکا بیشتر شود، زیرا او دیگر نگران اصطکاک با قوه مقننه نیست. در نتیجه، تلاقی این اختیار مطلق با تنش‌های جاری در تنگه‌های آبی منطقه، احتمال تبدیل درگیری‌های محدود به یک رویارویی گسترده‌تر را افزایش می‌دهد.

واکنش‌های بین‌المللی و فشارها

چین با ادامه مسیر نظامی و تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران مخالفت کرده و تأکید دارد که هرگونه همکاری با تهران باید در چارچوب قوانین بین‌المللی باشد. این موضع‌گیری در حالی صورت می‌گیرد که بی‌جینگ خود با چالش‌های اقتصادی داخلی، از جمله بحران بخش مسکن و کاهش رشد تولید ناخالص داخلی روبه‌رو است. این کشور در ماه‌های اخیر برای تأمین نیازهای خود مجبور به استفاده از ذخایر نفتی شده و اکنون صادرات به محرک اصلی رشد اقتصادی‌اش تبدیل شده است؛ از این رو، هرگونه بی‌ثباتی بیشتر در تنگه باب‌المندب یا تشدید جنگ، می‌تواند بازار جهانی انرژی را متزلزل کرده و اقتصاد صادرات‌محور چین را با بحرانی جدی مواجه کند.موضع دیپلماتیک چین در قبال جنگ، بیش از آنکه ریشه در اصول سیاسی داشته باشد، در امنیت انرژی و بقاء اقتصادی این کشور نهفته است. برای بی‌جینگی که رشد اقتصادی‌اش به‌شدت به صادرات وابسته شده و با کاهش ذخایر نفتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، هرگونه اختلال در مسیرهای کشتیرانی خاورمیانه یک تهدید حیاتی است. مخالفت چین با تشدید تنش‌ها، در حقیقت بازتابی از اولویت‌های اقتصادی این کشور است. وقوع یک بحران اقتصادی جهانی ناشی از جنگ، ریسکی است که چین نمی‌تواند آن را بپذیرد. در کنار تصمیمات نظامی آمریکا، نقش اروپا و ناتو نیز به دلیل فراهم کردن امکانات لجستیکی مورد بحث قرار گرفته است.

با استناد به قطعنامه‌های سازمان ملل و کنوانسیون‌های ژنو، اجازه دادن به یک دولت برای استفاده از خاک یا باندهای پروازی جهت عملیات نظامی علیه دولت ثالث، می‌تواند منجر به از دست رفتن وضعیت بی‌طرفی شود. در این راستا، اشاره شده است که باز بودن باندهای پروازی اروپا پس از حملات نظامی و در زمان تهدیدهای صریح ترامپ برای تخریب زیرساخت‌های ایران، این کشورها را از جایگاه یک ناظر بی‌طرف خارج کرده و آن‌ها را در جایگاه شرکای عملیاتی در این مخاصمه قرار می‌دهد. این موضوع نشان می‌دهد که اروپا در بحران جاری، دچار یک تناقض استراتژیک است؛ از یک سو در بسترهای دیپلماتیک از نگرانی عمیق و لزوم صلح سخن می‌گوید و از سوی دیگر، در واقع، زیرساخت‌های لازم برای پیشبرد اهداف نظامی واشنگتن را فراهم کرده است. از منظر حقوق بین‌الملل، این همکاری‌های لجستیکی می‌تواند در آینده اروپا را در معرض مسئولیت‌های حقوقی و جبران خسارات ناشی از جنگ قرار دهد.

در واقع، اروپا با پذیرفتن نقش پشتیبان نظامی، عملاً حق میانجی‌گری در این پرونده را از دست داده و اکنون به جای یک بازیگر صلح‌طلب، به پشتیبان جنگی‌ای تبدیل شده است که در مدار تصمیمات واشنگتن عمل می‌کند.

به این مطلب امتیاز دهید:

هنوز امتیازی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید!
دیدگاه ها (0)
img
تبلیغ تبلیغ
خـبر فوری:

صدای انفجار در بندرخمیر مربوط به عملیات معدنی شرکت سیمان است

آگهی:
عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

عکس بده و الگو بگیر ، خیاطی آنلاین

بپرس!

رادیو صبح ساحل

استریم زنده

صفحه رادیو