سیاسی
آیا حذف وزرا در شرایط کنونی کشور میتواند راه چارهی مشکلات باشد؟
استیضاح یکی از صریحترین ابزارهای نظارتی مجلس شورای اسلامی است و در چارچوب قانون اساسی و آییننامه داخلی، حقی مسلم و غیرقابلانکار بهشمار میرود. هیچ بحث منطقی نمیتواند اصل این حق را زیر سؤال ببرد. بر اساس اصل 89 قانون اساسی، نمایندگان میتوانند وزیران را استیضاح کنند و طرح استیضاح با حداقل 10 امضا در مجلس به جریان خواهد افتاد. طبعا آنچه محل بررسی است، نه مشروعیت ابزار، بلکه کیفیت استفاده از آن است: آیا در شرایط فعلی کشور با توجه به زمانبندی، گستره و هدفگذاری استیضاحها با معیارهای عقلانیت اجرایی و تناسب وسیله با هدف سازگار است یا خیر؟
پرسش اصلی این است که آیا تعویض وزرا از مسیر استیضاح، در مقطع کنونی، احتمال بهبود معنادار در متغیرهای کلیدی کشور را افزایش میدهد یا بیشتر به فرسایش مدیریتی و افزایش نااطمینانی منجر میشود.
هر ابزار نظارتی را میتوان با سه معیار سنجید:
اول، دقت در تشخیص مسئله که آیا مشکل عمدتاً فردی است یا ساختاری؟ یعنی اینکه مشکل موجود، قائم به فرد تصمیم گیرنده و عملکرد وی است یا نتیجه انباشت سالها ناکارآمدی است؟
دوم، تناسب ابزار با شدت مشکل؛ آیا سنگینترین ابزار برای این سطح از نارسایی (اقتصادی، اجتماعی و...) مناسب است؟ یا راهکارهایی برای بازسازی ریشهای مسئله نیاز است.
سوم، محاسبه هزینههای جانبی وقفه مدیریتی، سیگنالهای منفی داخلی و خارجی، و اثر بر انگیزه بدنه کارشناسی(در استیضاح وزرا) در نظر گرفته شده است یا خیر.
اگر هر سه معیار بهطور نسبی مثبت ارزیابی شوند، استیضاح منطقی است. اگر حتی یکی از آنها بهطور جدی مخدوش باشد، استفاده از این ابزار نیازمند توجیه قویتری است. بررسی پروندههای فعلی نشان میدهد که در موارد متعدد، این سه معیار بهطور همزمان برقرار نیستند.
زمانبندی و هزینه فرصت
کشور در وضعیتی قرار دارد که دو وزارتخانه دفاع و اطلاعات همچنان وضعیتشان حل نشده است همچنین پیامدهای جنگ اخیر به طور کامل مدیریت نشده و متغیرهای اقتصادی تحت فشار شدید انتظارات تورمی و محدودیتهای ارزی هستند. در چنین فضایی، هر استیضاح حتی اگر در نهایت به رأی اعتماد مجدد منجر شود حداقل چند ماه وزارتخانه را درگیر فرآیند دفاع، رأیگیری، معرفی جایگزین و استقرار میکند. این وقفه، هزینه فرصت مستقیمی دارد که معمولاً در بحثهای سیاسی کمتر محاسبه میشود. منطق اداره عمومی حکم میکند که در دورههای نااطمینانی بالا، ثبات نسبی مدیریتی ارزش بیشتری پیدا میکند. تغییر مکرر افراد در رأس وزارتخانههای کلیدی، سرعت تصمیمگیری را کاهش میدهد و منابع سازمانی را بهجای حل مسئله، صرف سازگاری با مدیریت جدید میکند. اگر هدف مجلس بهبود عملکرد است، باید نشان دهد که نفع حاصل از تعویض فرد، از هزینه این وقفه بیشتر است. در غیاب چنین محاسبهای، استیضاح بیشتر به واکنش هیجانی و آنی شباهت پیدا میکند تا تصمیم راهبردی که به ریشههای مسئله بپردازد.
تفکیک مشکل ساختاری از مسئولیت فردی
یکی از ضعفهای منطقی رایج در بحثهای استیضاح، خلط میان مشکلات انباشته شده ساختاری و عملکرد قابلاتخاذ یک فرد است. بسیاری از محورهای مطرح شده در پروندههای فعلی، ریشههایی فراتر از دوره مسئولیت وزرای کنونی دارند. در حوزه تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بحران صندوقهای بازنشستگی، وضعیت هلدینگها و چالشهای سازمان تأمین اجتماعی محصول دههها تصمیمگیری انبساطی، تعهدات بدون پشتوانه و ضعف نظارتهای قبلی است. نسبت دادن کامل این وضعیت به عملکرد وزیر فعلی، از نظر تحلیلی دقیق نیست. حتی اگر انتقادهایی به انتصابات یا سرعت اصلاحات وارد باشد، منطقیتر آن است که مجلس ابتدا مشخص کند کدام بخش از مشکل مستقیماً ناشی از تصمیمات اخیر بوده و کدام بخش میراث ساختاری است. بدون این تفکیک، استیضاح به جابهجایی مسئولیت تبدیل میشود نه حل مسئله. در حوزه اقتصاد نیز وضعیت مشابه است. نوسان ارز، تورم و فشار معیشتی تحت تأثیر مجموعهای از عوامل قرار دارد: محدودیتهای تحریمی، کسری بودجه مزمن، انتظارات تورمی و ظرفیت تولید و فشارهایی که از جنگ همچنان بر ایران سایه گسترانیده. وزیر اقتصاد تنها یکی از بازیگران این میدان است، نه تنها بازیگر آن. تغییر فرد بدون تغییر چارچوب سیاستی کلان، اثر محدودی بر متغیرهای اصلی خواهد داشت. منطق حکم میکند که اگر مجلس نارسایی جدی در سیاستگذاری میبیند، تمرکز خود را بر اصلاح قواعد و هماهنگی میان نهادهای اقتصادی بگذارد، نه صرفاً بر تعویض سکاندار.
در پرونده وزارت امور خارجه، محور اصلی ادعا به دیدار یا رایزنی با طرفهای خارجی بازمیگردد. باید توجه داشت دیپلماسی ماهیتاً شامل تماس و گفتوگو است. اگر ادعای فقدان مجوز یا هماهنگی مطرح است، مسیر منطقی بررسی آن، نهادهای مسئول سیاست خارجی و امنیت ملی است. کشاندن موضوع به استیضاح علنی، علاوه بر جنبههای حقوقی، اثر سیگنالی نیز ایجاد میکند که در ادامه به آن پرداخته میشود. حتی اگر انتقاد به نحوه مدیریت پرونده وارد باشد، تناسب ابزار استیضاح با سطح این انتقاد نیازمند توجیه قویتری است.
آثار سیگنالی و پیامدهای عملی
هر استیضاح، صرفنظر از نتیجه نهایی، پیامهایی به محیط داخلی و خارجی ارسال میکند. در محیط خارجی، نااطمینانی درباره ثبات تیم دیپلماتیک، انگیزه طرف مقابل برای امتیازدهی را کاهش میدهد. طرفهای خارجی وقتی احساس کنند توافق احتمالی ممکن است با تغییر افراد بیاثر شود، رفتار محتاطانهتری در پیش میگیرند و این اثر به ویژه در مقاطع حساس رایزنیها پررنگتر است؛ برای مثال با عدم ثبات میان مجلس و تیم مذاکره کننده، تیم مذاکره کننده فرصت ادامه رایزنی های جدی را از دست میدهند. در محیط داخلی نیز پیامدها قابلتوجه است. بدنه کارشناسی و مدیران میانی وقتی مشاهده کنند که وزرا به
سرعت در معرض برکناری قرار میگیرند، ریسکپذیری خود را کاهش میدهند. نتیجه، محافظهکاری بیشتر، کندی در اجرای تصمیمات و تمایل به تعویق مسائل دشوار است. این اثر تجمعی، در میانمدت ظرفیت اجرایی دولت را تضعیف میکند، حتی اگر هدف اولیه استیضاح بهبود عملکرد بوده باشد. منطق حکمرانی ایجاب میکند که این هزینههای جانبی در محاسبه نهایی لحاظ شوند. ابزاری که در ظاهر نظارتی است، اگر هزینههای سیستمی بالایی ایجاد کند، ممکن است در مجموع به کاهش کارایی منجر شود.
مشکل همزمانی و پراکندگی اولویتها
یکی از نقاط ضعف مشهود در وضعیت فعلی، گستره همزمان پروندههاست. وقتی چندین وزیر در حوزههای مختلف بهطور موازی در معرض استیضاح قرار میگیرند، منابع نظارتی مجلس-زمان صحن، ظرفیت کمیسیونها و توجه افکار عمومی-توزیع میشود و عمق بررسی کاهش مییابد. نتیجه محتمل، بررسی سطحیتر هر پرونده و افزایش احتمال غلبه ملاحظات سیاسی بر ارزیابی کارشناسی است. منطق اولویتبندی حکم میکند که نهاد نظارتی، چند پرونده با مستندات قوی و اهمیت راهبردی بالا را انتخاب کند و بقیه را از مسیرهای سبکتر (سؤال، تحقیق و تفحص، گزارش کمیسیون) پیگیری نماید. پراکندگی، قدرت بازدارندگی ابزار استیضاح را نیز در بلندمدت کاهش میدهد؛ زیرا استفاده مکرر از سنگینترین ابزار یعنی استیضاح، ارزش آن را در موارد واقعاً ضروری پایین میآورد.
معیارهای منطقی برای استفاده بهینه از استیضاح
بر اساس آنچه گفته شد، میتوان چند معیار عملی برای استفاده منطقی از استیضاح استخراج کرد: وجود شواهد روشن از تخلف یا قصور شخصی قابلاتخاذ، نه صرفاً نارسایی ساختاری. اثبات اینکه ادامه حضور فرد، آسیب مشخص و قابلاندازهگیری به منافع عمومی وارد میکند. اطمینان نسبی از اینکه جایگزین احتمالی، دستکم در کوتاهمدت، وضعیت بهتری ایجاد خواهد کرد. محاسبه هزینه وقفه مدیریتی و آثاربعدی در تصمیمگیریها. اولویتبندی میان پروندهها بهجای طرح همزمان چندین مورد. اگر این معیارها بهطور جدی اعمال شوند، تعداد استیضاحها کاهش مییابد اما اثربخشی آنها افزایش پیدا میکند.
جایگزینهای کارآمدتر
نظارت مؤثر منحصر به استیضاح نیست. مجلس ابزارهای متنوعی در اختیار دارد که در بسیاری از موارد بازدهی بالاتری دارند و هزینه کمتری تحمیل میکنند. فشار برای اصلاح از مسیر کمیسیونهای تخصصی، الزام وزرا به ارائه برنامه زمانبندیشده و نظارت دورهای بر اجرای آن، استفاده هدفمند از کارت زرد و سؤال و در موارد ضروری، توافق با رئیسجمهور برای ترمیم کابینه، همگی گزینههایی هستند که وقفه کمتری ایجاد میکنند. استیضاح باید آخرین حلقه زنجیره نظارتی باشد، نه اولین واکنش به نارضایتی. وقتی ابزار نهایی زود به میدان میآید، هم قدرت بازدارندگیاش کاهش مییابد و هم فرصت اصلاح تدریجی از دست میرود. جان کلام آنکه حق نظارت مجلس مخدوش نیست و نباید مخدوش شود. اما کارآمدی این حق وابسته به دقت در تشخیص مسئله، تناسب ابزار با هدف و محاسبه هزینههای جانبی است. بررسی پروندههای جاری نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از انتقادها ناظر به مشکلات ساختاری عمیق است که با تعویض فرد بهتنهایی حل نمیشوند. زمانبندی نیز با نیاز کشور به ثبات نسبی مدیریتی همخوانی کامل ندارد و گستره همزمان پروندهها، عمق بررسی را کاهش میدهد. نقد اصلی این است که مجلس میتواند و باید نظارت کند، اما استفاده پرتعداد و کماولویتبندیشده از سنگینترین ابزار نظارتی، بدون تفکیک روشن میان مسئولیت فردی و میراث ساختاری، بیشتر به فرسایش ظرفیت اجرایی منجر میشود تا به بهبود پایدار عملکرد. نظارت مؤثر، نظارتی است که نتیجه قابلاندازهگیری تولید کند و هزینه آن از فایدهاش بیشتر نباشد. در غیاب چنین تعادلی، استیضاح از ابزار اصلاح به عامل بیثباتی تبدیل میشود؛ نتیجهای که با هیچ معیار منطقی حکمرانی سازگار نیست.
حذف وزیرکار به زودی؟
گفتنی است «مصطفی پوردهقان» نماینده اردکان در مجلس، در گفتگویی رسانهای ادعا کرده که حدود هشت وزیر در صف استیضاح هستند. سخنگوی هیات رئیسه مجلس نیز روز گذشته از ارجاع گزارش کمیسیون اجتماعی درباره استیضاح «احمد میدری» وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به هیات رئیسه مجلس خبر داد. «عباس گودرزی» سخنگوی هیات رئیسه مجلس ضمن اعلام این خبر اظهار کرد: موضوع بررسی، پیگیری و تصمیمگیری در خصوص استیضاحهای انجام شده توسط نمایندگان جز دستور کارهای این هفته هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی است. گودرزی گفت: هیات رئیسه در این خصوص تصمیمگیری خواهد کرد و نتایج حاصله را به اطلاع مردم عزیز خواهیم رساند.
به این مطلب امتیاز دهید:
نظرسنجی
جدیدترین اخبار
سایپا از عرضه خودروهای توربوشارژ در ۱۴۰۶ خبر داد
اظهارات ضد ایرانی روبیو در میان قول همکاری یونان درباره تنگه هرمز
رئیس جمهور: اتحاد رمز پیروزی در برابر دشمنان است
گفتوگوی تلفنی پزشکیان و پوتین درباره تحولات منطقه
نسل جدید کارت ملی از بهار ۱۴۰۶ رونمایی میشود
پروازهای «هما» از تهران و مشهد به کراچی از سر گرفته شد
رئیسجمهور فردا به ترکمنستان میرود
پخش زنده فوتبال تراکتورسازی ـ استقلال
آنچه درباره «طاعون ریوی» میدانیم
افزایش اعتبار کالابرگ به روزهای آینده موکول شد
تناقض در سیاستهای بانکی: بستن حساب یا افتتاح حساب جدید؟
پروازهای هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران به کراچی از تهران و مشهد ازسر گرفته شد
رصد مداوم مرزها با اقتدار نیروهای دریابانی هرمزگان
اختصاص کتابخانه سیار کانون پرورش فکری به رودان همزمان با هفته ملی کودک
نام نویسی ازدواج دانشجویی در هرمزگان
سلام، من دستیار هوشمند گروه رسانه ای صبح ساحل هستم
از خبر، عکس، ویدئو، PDF روزنامه، هواشناسی، اوقات شرعی، تقویم و ساعت سایت بپرسید. گفتگو روی همین دستگاه ذخیره میشود.