یادداشت روز :

خانه ملت یا خانه لابی



عملکرد ضعیف نمایندگان مجلس در سالیان اخیر و رفتار نامناسب و حواشی زیاد برخی از آن‌ها خانه ملت را خوراک داغ رسانه‌های خبری داخل و خارج کرده است. این بار نیز به طرح همیشه جنجالی مجلس می‌رسیم؛ طرح استانی شدن انتخابات مجلس. طرحی که در 20 سال اخیر دست‌کم در 5 مجلس مطرح‌شده و همواره به دلایل مختلف رد شده است اصلی‌ترین دلیل نیز کاهش مشارکت مردم در انتخابات، افزایش دوقطبی در جامعه و افزایش شدد تنش‌های امنیتی بوده است؛ اما طرح استانی شدن انتخابات مجلس چیست و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

 

بر اساس این طرح در هر حوزه انتخابیه نامزدهایی که حداقل 10 درصد رأی حوزه انتخابیه فرعی و بالاترین رأی استان را داشته باشند به‌عنوان نمایندگان حوزه انتخابیه برگزیده می‌شوند. در این نوع رأی‌گیری مردم باید علاوه بر رأی دادن به نامزد نمایندگی حوزه خود به سایر نمایندگان استان نیز رأی دهند به‌طور مثال اگر در حوزه انتخابیه غرب استان هرمزگان دو نامزد الف و ب به ترتیب با 10 و 12 رأی آورده باشند نامزدی به مجلس خواهد رفت که بیشترین رأی استان را آورده باشد بنابراین اگر نامزد الف با 10 درصد رأی حوزه خود، از رأی استانی بالاتری برخوردار باشد به‌عنوان نماینده غرب استان به مجلس خواهد رفت.

 

این طرح مخالفان و موافقان بسیاری دارد و عمده موافقان آن 220 نماینده مجلس هستند که در سال پایانی نمایندگی خود به دنبال تصویب این طرح هستند درحالی‌که برخی از این نمایندگان در دوره‌های قبل مخالف تصویب این طرح بوده‌اند.

 

موافقان معتقدند تصویب این طرح از بخشی نگری نمایندگان جلوگیری می‌کند و نگاه نمایندگان را از مسائل منطقه‌ای به ملی تغییر خواهد داد. بر اساس دیدگاه این افراد نمایندگان مجبورند گاها وقت زیادی صرف پرداختن به مسائلی در حوزه انتخابیه خود کنند که چندان ارتباطی به آن‌ها ندارد و شوراهای محلی نیز می‌تواند به آن مسائل رسیدگی کند. درنتیجه پرداختن به امور جزئی مانند استخدام مردم، آسفالت کوچه‌های یک شهر یا روستا و غیره باعث پرداختن به مسائل جزئی شده و آن‌ها را از مسئولیت اصلی یعنی قانون‌گذاری دور می‌کند. بر اساس دیدگاه موافقان تنها افراد صاحب‌نظر و دارای فکر، برنامه و معلومات بالا به مجلس ورود پیدا خواهند کرد که باعث بالا رفتن کیفیت نمایندگان مجلس خواهد شد.

 

مخالفان اما معتقدند این طرح باعث کاهش مشارکت مردم شده و اعتماد مردم نسبت به‌نظام از بین خواهد رفت چراکه اقلیت‌های قومی و مذهبی از قدرت حذف خواهند شد و این موضوع درگیری‌های امنیتی را در این مناطق ایجاد خواهد کرد. علاوه بر این ازآنجایی‌که رأی داوطلبان نمایندگی به رأی مراکز استان وابسته خواهد شد بنابراین نیاز به هزینه و حجم بالایی از تبلیغات و درنتیجه اسپانسر مالی خواهند داشت که از طریق باندهای قدرت و ثروت تأمین مالی خواهند شد. این امر موجب می‌شود نمایندگان در خدمت اهداف این باندها قرار گیرند که گواه افزایش تأثیر پول در انتخابات است. این تنها بخشی از معایب این طرح است. ازآنجایی‌که نمایندگان برای رأی آوردن نیاز به رأی بیشتر مرکز استان دارد توجه خود را معطوف به مرکز استان خواهند کرد و درنتیجه باعث قطع ارتباط نمایندگان مجلس با مناطق محروم خواهد شد.

 

همچنین این نوع انتخابات باعث ایجاد انحصار سیاسی و افزایش تنش‌های انتخاباتی می‌شود چراکه نمایندگان دارای پایگاه اجتماعی بالاتر مانع ورود نخبگان نوظهور به عرصه نمایندگی می‌شوند. مخالفان همچنین معتقدند این طرح باعث کاهش آراء شهرستان‌ها نسبت به مراکز استان‌ها می‌شود چراکه در ۲۲ استان، دومین شهر پرجمعیت استان کمتر از ۱۰ درصد جمعیت کل استان را شامل می‌شود. همچنین در ۱۲ استان، مرکز استان بیش از ۵ برابر شهر دوم استان جمعیت دارد. مثلاً در هرمزگان درصد جمعیت شهر بندرعباس به‌کل استان 30 درصد و درصد دومین شهر پرجمعیت استان به‌کل استان یعنی میناب 4 درصد و نسبت جمعیت بندرعباس به میناب 2/7 درصد است.

 

این طرح همانند همه طرح‌ها دارای مزایا و معایبی است اما آنچه واضح است معایب این طرح بیش از مزایای آن است. حال باید دید چرا نمایندگان بر قانونی کردن این طرح پافشاری می‌کنند؟ آیا نمایندگان به دنبال منافع شخصی و تقویت جای پای خود در مجلس هستند؟ آیا به‌راستی در خانه ملت منافع ملی و حقوق مردم مدنظر قرار می‌گیرد یا لابی‌گری و منافع شخصی بر منافع ملی ارجحیت دارد؟

 

 

آخرین خبرها