مرگ روزنامه‌ها، دیر یا زود...


نویسنده: محمد خداکریمی

سال جدید و فصل سبز بهار را در حالی آغاز کردیم که سیل ویرانگر در استان‌های مختلف کشور بیشترین اخبار را به خود اختصاص داد.
با انتشار نخستین شماره روزنامه‌ها پس از تعطیلات، صفحه روزنامه‌ها پر شد ازاین‌دست خبرها.

در کنار این خبرهای دردآور، خبر بیکار شدن روزنامه‌نگاران و خبرنگاران روزنامه‌ها به‌ویژه روزنامه‌های محلی، فعالان این حوزه را بسیار نگران کرد.


این اتفاق از سال گذشته آغاز شد. به خاطر گرانی و نبود کاغذ و دلایلی که ما نمی‌دانیم، چند مجله و روزنامه تعطیل و روزنامه‌نگاران بسیاری که با قلم، نان خود را درمی‌آوردند، بیکار شدند. هزینه بالای چاپ و كاغذ، افزایش هزینه‌های انتشار، ریزش مخاطب و ... دردهایی هستند که مطبوعات ایران این روزها به آن مبتلا شده است.


به‌گونه‌ای که راهی جز تعدیل نیروی انسانی و یا تعطیلی روزنامه‌ها باقی نمی‌ماند. این‌یک طرف داستان حوزه مطبوعات است. از سویی دیگر کاهش انگیزه مطالعاتی مردم و گرایش روزافزون آن‌ها به استفاده از رسانه‌های مجازی و شبكه‌های اجتماعی از دیگر چالش‌هایی است که این روزها مطبوعات با آن روبرو هستند.


جمع تمامی‌شان شرایطی سخت را بر تحریریه‌ها حاکم کرده که ادامه انتشار را برای بسیاری از روزنامه‌ها با دشواری همراه ساخته است.


دیگر گفتن ندارد، همه می‌دانند که مطبوعات حال‌وروز خوبی ندارند، اما کسی کاری نمی‌کند و شاید هم کسی نمی‌تواند کاری انجام دهد.


هیچ‌وقت نمی‌توان حال نشریات کاغذی را از حال اقتصاد کشور جدا کرد. به جرات می‌توان گفت که کسی نمی‌خواهد یا نمی‌تواند اوضاع اقتصادی را سامان دهد.


متأسفانه وقتی با فشار اقتصادی مواجه می‌شویم، نخستین چیزی كه از زندگی مردم حذف می‌شود، محصولات فرهنگی به‌ویژه روزنامه است و این اتفاق بسیار بدی است كه در این عصر كم هم نیست. این روزها اصلاً حال مطبوعات کشور به‌ویژه روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌های هرمزگان خوش نیست.


وضعیت بغرنج اقتصادی روزنامه‌های استان هرروز بدتر از دیروز می‌شود.


از سویی دیگر دستگاه‌های دولتی و خصوصی استان به دلایلی که خودشان می‌دانند، علاقه‌ای به رپرتاژ آگهی ندارند.


از طرفی دیگر آنان به بهانه نبود اعتبار، پرداخت مطالبات روزنامه‌ها را ماه‌ها بلکه سال‌ها به تأخیر می‌اندازند.

آقایان مسئول، رابطه دو سوی خود با مطبوعات را تنها به چاپ آگهی مناقصه و مزایده می‌دانند و توقع دارند، اخبار دستگاه متبوعشان به‌صورت رایگان منتشر شود.

این در حالی است که سال‌ها پیش دستگاه و نهادهای دولتی و خصوصی برای چاپ عملکرد و فعالیت‌هایشان در حال مسابقه از یکدیگر بودند.


در این اوضاع‌ و احوال، روزنامه‌های متکی به منابع داخلی خود که درآمد خود را از طریق چاپ آگهی و رپرتاژ آگهی تأمین می‌کنند، بیشترین ضربه را می‌خورند.


نگارنده معتقداست اگر این روند نابسامان ادامه پیدا کند منهای روزنامه‌های دولتی و نهادهای عمومی‌مانید شهرداری که از بودجه دولتی و عمومی ارتزاق می‌کنند باید با بقیه روزنامه‌ها خداحافظی کرد.


به نظر می‌رسد در سالی که رونق تولید نام‌گرفته برای تمام حوزه‌های تولید، برنامه‌هایی تدوین‌شده و یا در حال تدوین است به‌جز مطبوعات. روزنامه نیز یک کالای فرهنگی است که برای تولید نیاز به حمایت دارد.


آیا مسئولان کشوری که خود را متولی مطبوعات روزنامه‌ها می‌دانند برای رهایی روزنامه‌های مستقل از شرایط سخت برنامه‌ای تدارک دیده‌اند یا دست روی دست گذاشته‌اند تا هرروز شاهد تعطیلی روزنامه‌ای و بیکارشدن صدها نفر روزنامه‌نگار باشیم.