ادعای خواندن سرنوشت


نویسنده: شیوا شاکری

ترس فالگیر

اولین کسی که به فال گرفتن دعوتم کرد زنی مسن بود، به سمتش رفتم و گفتم اگر به سواالتم جواب دهد میتواند برایم فال بگیرد. اول مخالفت نکرد و برایم توضیح داد تمام فصول در همین نقطه از شهر کارش را انجام میدهد، اما همین که خواستم آهنگی که در حال گوش دادنش بودم را قطع کنم تا صدایش را بهتر بشنوم، فکر کرد میخواهم صدایش را ضبط کنم و حاضر به ادامه گفتگو نشد متوجه شدم او و شاید همکارانش از اینکه شناخته شوند می ترسند این شد که ترکش کردم و به راهم ادامه دادم

فال کسب وکار من است

خیلی جلوتر نرفته بودم که با فالگیر بعدی مواجه شدم زنی که صورتش را پوشانده بود ولی از چشمهایش مشخص بود جوان و زیباست، به فال دعوتم کرد. به سمتش رفتم و با همان شرط قبلی راضی شدم برایم فال بگیرد، او برایم توضیح داد که زمستانها در بندرعباس کار میکند و امسال از 22 بهمن به بعد در شهر دیگری مشغول خواهد شد.

درباره وضعیت خانوادگیش پرسیدم، گفت متاهل و دارای فرزند است و به خاطر اعتیاد همسرش تنها کسیست که کار میکند و خرج خانواده را میدهد او فالگیری را یک شغل مثل بقیه شغلها میدانست و بعد از صحبت راجع به انواع فال اینترنتی سعی کرد شغلش را موجه جلوه دهد.

کتاب یا رئیس؟

وقتی پرسیدم خودش به فال اعتقاد دارد یا نه؟ برای جذب من که مشتریاش بودم گفت اعتقاد دارد و کارش هم خیلی خوب و دقیق است.

در مورد چگونگی یادگرفتن فالگیری گفت: این آموزش از نسلهای قبل به او رسیده واز کتابهایی که به ارث برده، نحوه فال گرفتن را آموخته است، اما چند دقیقه بعد زنی را به عنوان رئیس به من معرفی کرد و گفت فال گرفتن را از اوآموخته است، اینجا بود که متوجه شدم در قالب یک گروه کار میکنند و کسی هست که سازماندهیشان میکند.

روانشناسی یک فالگیر

آنچه ازسازماندهی این رئیس دیدم، زیر لب صحبت کردن با عضو گروهش بود که البته کارش را خوب انجام داد چون من که مشتری بودم اصلا متوجه حرفهایش نشدم. نکاتی که به عنوان فال به من گفت جالب توجه بود و نشان میداد آنها روانشناسان و جامعه شناسان خوبی هستند.

به نکاتی اشاره میکرد که میتواند تقریبا هر کسی را مجاب کند که درست میگوید مثل داشتن فامیلی که با تو دشمنی دارد، چیزی که هر کسی ممکن است حداقل توهمش را داشته باشد. یا مثالا صحبت از سفر خارج از کشور که از شناخت خوب فالگیران از اوضاع اجتماعی واطلاع کاملشان از بالا گرفتن تب مهاجرت خبر میدهد. یا مثلا اینکه در آینده فردی مشهور و موفق خواهی شد که همه حسرت زندگیت را خواهند خورد نکته روانشانسانه دیگری که شنیدم این بود:«بقیه میگن داری خودت میگی نداری«که اشاره به نکات مثبتی داشت که ممکن است من در زندگی خودم نبینم ولی دیگران ببینند.

ورود شعبده باز

اما جذابیت ماجرا بعد از فال بود، جایی که عضو دیگر گروه به کمک همکارش آمد تا بند گره خوردهای که مثال گرههای بخت و زندگی من بود را شعبدهبازانه باز کند، تا من نذری که باید برای دادن پول به همکارش میکردم را ادا کنم و وقتی دیدند چنین قصدی ندارم، پولی که اول ماجرا قراربود فقط برای انجام مراحل فال در دست فالگیر باشد و بعد به من برگردد طی یک شعبده بازی کامال ابتدایی غیب شد تا گروه بعد از این همه زحمت به مبلغ ناچیزی که مجبورم کرد از دستگاه عابربانک بگیرم برسد.

البته به این مقدار راضی نبودند و رئیس سعی کرد با وارد کردن داستانی عاشقانه به ماجرا مرا مجاب به خرج کردن دوباره کند اما از آنجا که نه اعتقاد به فال و طلسم و مواردی از این دست دارم، نه ماجرای عاشقانه به هدفش نرسید.

نیمه پنهان ماجرای فال

زمانی که تصمیم گرفتم به سراغ فالگیران بروم، فکر می کردم شرایط زندگی آنها تنها بخش قابل بررسی موضوع است اما بعد از گفتگو متوجه شدم روی مشتریانشان هم باید تمرکز کرد اینکه تب مهاجرت اینقدر بالا گرفته که به عنوان یک اتفاق جذاب در سرنوشت مطرح میشود، اینکه بحث ازدواج در جامعه به گونهای برای دختران پررنگ شده است که میتواند امکان سوءاستفاده از آنان را فراهم کند و احساس سرخوردگی و نا کامی که در خیلی از مردم وجود دارد و آنها را به سمت یک جمله نویدبخش سوق میدهد، و در نهایت اعتقاد مردم به محتوم بودن سرنوشت نکاتی است که میتواند مورد توجه جامعه شناسان و روانشناسان باشد.

آب اضطراب بر آسیاب فالگیران

سارا نقیبحسینی، روانشناس، در اینباره میگوید:از نظر من اکثر افرادی که به فالگیر مراجعه می کنند، دچار یک افسردگی پنهان هستند، آنان گذشته ای دارند که باعث ایجاد احساس گناه میشود.

به طور کل انسانهایی که تحمل بالاتکلیفی را ندارند، بیشتر به سمت فالگیران کشیده میشوند.

فالگیران با مشکلات افراد در زمینههای شغلی، زناشویی، مسائل مربوط به فرزندان، خیانت و موارد دیگر آشنایی کامل دارند و سعی در بزرگ کردن مشکلات افراد میکنند و با القای این تفکر که مشکالتشان غیرقابل حل است و فرد بدون کمک گرفتن از فالگیر نمیتواند آنها را حل کند، او را به خود نزدیک میکنند و بعد با ایجاد اطمینان از حل مشکل در فرد باعث میشوند او نسبت به شرایط و موقعیت زندگیش احساس بهتر و افکار مثبتی داشته باشد. این موضوع باعث تقویت عقیدهای که در روانشناسی به آن عقیده پیش بها داده شده میگوییم ،و تکراررفتار میشود.

معمولا اکثر کسانی که به فالگیر مراجعه میکنند خانم هستند. میشود گفت که امکان درگیری افراد اضطرابی با این موضوع بیشتراست و چون افراد اضطرابی با یک آینده غیرقابل پیش بینی مواجه هستند به دنبال تحت کنترل گرفتن موقعیتی می روند که فکر میکنند از طریق فالگیرمیتوانند کنترل آن را در دست بگیرند. در این حالت ممکن است در نهایت به یک آرامش موقت برسند،ولی پس از مدتی این جریان دوباره تکرار میشود.

پدیده ای گسترده و چند جانبه

فریبا رئیسی، جامعه شناس، درباره موضوع فال و فالگیری میگوید:در جامعه شناسی ا گر بخواهیم یک پدیده اجتماعی را بررسی کنیم، باید همه جوانب را در نظر بگیریم. یعنی باید همه مواردی که باعث شده چنین پدیدهای به وجود بیاید ریشهیابی و تحلیل شود، تا بتوانیم به نتیجه درستی برسیم. موضوع فالگیری با توجه به مشکالت موجود در جامعه، ابعاد مختلفی پیدا میکند که یکی از آنها فرهنگ است با گستردگی بالای مخصوص به خود. در بندرعباس خرده فرهنگها و باورهایی وجود دارد که حتما باید در نظر گرفته شود.

اوضاع نابه سامان اقتصادی هم میتواند به تشدید این موضوع کمک کند، چون به هر حال فالگیران از این راه درآمد کسب میکنند. موضوع دیگری که از دیدگاه جامعه شناسی جالب توجه است، تضاد موجود در جامعه ماست. در کشورما تقابل سنت و مدرنیسم به شکلی بسیار پررنگ دیده میشود. ما در جامعه مان خیل عظیم افراد سنتی و مدرن را میبینیم که گرایش به فال در قشر مدرن و تحصیلکرده هم دیده میشود، به نظر می رسد این افراد وقتی نمیتوانند مشکالتشان را از دیدگاه عقلانی و امروزی برای خودشان توجیه کنند برای پر کردن خلاء درونشان به سمت فال و فالگیری کشیده میشوند.

برای این مطلب تا کنون نظری ثبت نشده‌ است.
0 / 200
  • نظر شما پس از بررسی و تایید منتشر خواهد شد.
  • لطفا از بکاربردن الفاظ رکیک، توهین و تهمت به اشخاص حقیقی و حقوقی خودداری کنید.

آخرین خبرها