مدیریت « تربیت» در بحران!



ما به عنوان کسانی که از نزدیک درگیر فضای تربیت عمومی کودکان هستیم؛ باید اعتراف کنیم که کرونا خیلی از کارویژه های تربیتی خانواده ها و مدارس را مخدوش کرد! مشاهده ی الگوریتم های رفتاری فاقد انطباق با هنجارها و موقعیت های هوش هیجانی کودکان از قبیل تقلیل سن ادراک هست ها و بایسته های مسائل جنسی و حواشی آن؛ یکی از پیامدهای عدم مهارت آموزی های فرزند پروری پیشگیرانه در والدین و مدارس در زمینه هدایت استفاده صحیح از فضای سایبر و تلفن همراه در کودکان ،می توان مثال زد. اساساً خانواده ها و آموزش و پرورش ؛ تُهی از مدل های بومی و بسته های تربیتی در شرایط بحران مانند پاندمی کرونا بودند. انسجام بخشی و بازیابی هویت نسلی و الصاق هنجارهای مطلوب به کودکان یکی از رسالت های آموزش و پرورش در پسا کرونا خواهد بود.
  
 
 

بازیابی مولفه های مدرسه مطلوب ؛ بازتعریف دانش آموز در پسا کرونا

فردگرایی افراطی تشدید شده در ایام کرونا به واسطه ی اعمال قرنطینه‌های اجباری و محدودیت‌های رفتاری در کودکان ؛ یکی از دلایل تشدید پناهندگی کودکان و حتی بزرگسالان به تلفن همراه بود . عدم فهم زیست بوم آموزشی جدید و انکار پیامدهای پنهان و عوارض تربیتی در دوران کودکان و فقدان مهارت های مصون سازی رفتاری در فضای سایبر در کودکان، چالش هایی را پدیدار ساخته که قابل کتمان نیست! نماد پذیری های متضاد با فرهنگ ملی، رنگ باختن رویه های ارتباطی بین نسلی و درون خانوادگی ، سبک گفتگو واختلال سلوک رفتاری و حتی تغییر الگوی خواب در کودکان و سایر ناهنجاری های تربیتی را می توان از عوارض کوچ اجباری آموزش به فضای سایبر و تلفن همراه که پیوست فرهنگی و تربیتی برای آن اندیشیده نشده بود؛ می توان نام برد. وقتی شما یک زیست شهر جدید برای ارتباطات کودکان ترسیم می کنید باید قوانین بقا و تنفس در این اتمسفر جدید هم تعریف شود.وقتی بستر آموزش، گریزی جزعبورازاتوبان ارتباطات مجازی ندارد باید تابلوهای بازدارنده و هشداردهنده برای تردد در این فضا تعبیه شود! کالبد هنجارپذیری مدرسه ای کودکان به واسطه ی دوری از فضای آموزش حضوری ، دچار انحراف ساختاری گردیده است. الگو سازی ها و الگوپذیری ها ؛ خارج از مقهوریت سیستم تربیت رسمی کشور مهندسی و تولید می شود و باید اذعان کرد که ساختار فشل کنونی یارای ایستادگی در برابر اغواگری های فضای سایبر را ندارد. کودکان ما در اتاق آموزش مجازی دائم کنار پنجره نشسته بودند و مشغول تماشای جای دیگر بودند! 
 

شناخت واقعیت های موجود؛ امید گرایی واقعی در پسا کرونا

این روزها آموزش و پرورش به شناخت و بازمهندسی راهبردهای کلان خود نیاز دارد. انباشت ذهنی برخی دانسته های فاقد کاربرد در شرایط زندگی مهارت محورانه ی امروز و همچنین عدم شناخت واقعی هویت نسلی و برنامه های فرهنگی متوقف مانده در دهه های گذشته و عجز هماوردی با چالش های نوین تربیتی؛ از چالش های سیستم تربیت رسمی کشور می باشد. البته مقوله ی «تربیت» عمومی یک گزاره ی چند ساحتی و بین بخشی می باشد که عدم پیوستاری سیاست های بین دستگاه ها و نهاد های فرهنگی و تربیتی در کشور به بزرگنمایی این شکاف دامن زده است. سلب مرجعیت و کاهش سرمایه اجتماعی و الزامات آن از قبیل شانیت و پایگاه اجتماعی معلمان در این چند سال اخیر ؛ امکان اعمال مدیریت سیستم تربیت عمومی را توسط دستگاه آموزش و پرورش کم رنگ نموده است. در نگاه منابع دینی هم، الگوها و سرآمدان هنجارسازاجتماعی باید دارای یک قدرت نفوذ معنوی در اجتماع بوده تا قابلیت اتباع  از آنها در جامعه دیده شود. امروز ؛ مدرسه و معلم به بازسازی نقش اجتماعی خود نیاز دارد. وقتی غایت رسالت اصلی شما تربیت یک شهروند مطلوب هنجارپذیرمی باشد؛ ابزار و پشتیبانی هایی به همان میزان مهم هم، لازم دارد. بدون درنگ باید گفت که با نگاه کنونی، آموزش و پرورش در رسالت» انسان سازی» خود؛ کامیاب نخواهد شد! امروز به واسطه ی ایجاد دنیایی نوین از ارتباطات و هویت های مجازی و حقیقی؛ مقوله تربیت انسان ها هم باید متناسب با شرایط نوین باشد. گذار از بحران های نوین؛ نیازمند ی به طراحی پروژه های تربیتی در بحران  با نگاه آینده پژوهانه در آن ضرورت می یابد. مشاهده می کنیم دراین شرایط پساکرونا ،گزاره های تربیتی و برخی هنجارسازی های فرهنگی هم به واسطه ی نوسانات اقتصادی متزلزل گردیده است. کرونا ؛ این واقعیت را روشن ساخت که علاوه بر ستاد مدیریت بحران ، ستاد مدیریت « تربیت» در بحران هم نیاز داریم. شاید تربیت دربحران هست؟!
نویسنده: مصطفی قلندری
روزنامه صبح ساحل
برای این مطلب تا کنون نظری ثبت نشده‌ است.
0 / 200
  • نظر شما پس از بررسی و تایید منتشر خواهد شد.
  • لطفا از بکاربردن الفاظ رکیک، توهین و تهمت به اشخاص حقیقی و حقوقی خودداری کنید.

آخرین خبرها