جوان ایرانی، هر روز که از خواب بیدار میشود، پیش از آنکه به رؤیاهایش فکر کند، باید با واقعیتهای زندگی دستوپنجه نرم کند؛ نبود فرصت شغلی مناسب، درآمدی که گاه از هزینههای ابتدایی زندگی عقب میماند، تورم، نگرانی از فردا، دشواری تشکیل خانواده و مهمتر از همه، کمرنگشدن امید به آیندهای که بتوان برای آن برنامهریزی کرد. در چنین شرایطی، یک واژه آرامآرام در ذهن بسیاری از جوانان پررنگ میشود: مهاجرت. اما چه کسی بهراستی دوست دارد وطنش را ترک کند؟ مهاجرت در عکسهای فرودگاه شاید با لبخند آغاز شود، اما پشت بسیاری از همان لبخندها، اضطرابی پنهان است. لحظهای که انسان باید بخش بزرگی از زندگیاش را کنار بگذارد و آنچه باقی مانده، در یک چمدان با ظرفیت سی کیلوگرم خلاصه کند. سی کیلوگرم برای بردن لباسها، چند یادگاری، چند عکس و شاید بخشی کوچک از گذشتهای که دیگر نمیتوان آن را با خود حمل کرد. هواپیما بلند میشود و مهاجر تصور میکند سختترین قسمت ماجرا تمام شده است؛ در حالی که برای بسیاری، تازه آغاز راه است. کشوری که از دور نماد فرصت، آرامش و آیندهای روشن به نظر میرسید، از نزدیک قواعد خودش را دارد. باید زبان تازهای آموخت، قوانین جدیدی را شناخت، با فرهنگ متفاوتی کنار آمد، شغل پیدا کرد، حساب بانکی باز کرد، خانه اجاره کرد، بیمه شد، مالیات پرداخت کرد و حتی سادهترین کارهای روزمره را دوباره یاد گرفت.
مهاجر گاهی شبیه انسانی است که برای بار دوم متولد شده؛ با این تفاوت که این بار بزرگسال است، مسئولیت دارد و اغلب کسی نیست که دستش را بگیرد و قدمبهقدم راه رفتن را به او بیاموزد. مدرکی که در ایران برای بهدستآوردنش سالها زحمت کشیده، ممکن است در کشور مقصد بهسادگی پذیرفته نشود. سابقه کاریاش شاید آن ارزشی را که انتظار دارد نداشته باشد. برای کاری که زمانی با چند تماس و پرسوجو انجام میداد، حالا باید دهها صفحه قانون و مقررات بخواند. یک اشتباه کوچک در اقامت، مالیات، بیمه یا قرارداد کاری میتواند هزینهای سنگین برای او داشته باشد.در کنار همه اینها، مسئله پول قرار دارد؛ موضوعی که در روایتهای رؤیایی مهاجرت کمتر درباره آن صحبت میشود. درآمد در بسیاری از کشورهای مقصد بیشتر است، اما هزینهها نیز کم نیست. اجاره خانه، قبوض، حملونقل، بیمه، مالیات، مواد غذایی و دهها هزینه کوچک و بزرگ دیگر، بخش قابل توجهی از درآمد را میبلعد. عدد حقوق وقتی از ایران دیده میشود ممکن است بزرگ به نظر برسد، اما قدرت واقعی آن را باید کنار هزینههای همان کشور سنجید و شاید سختتر از هزینههای مالی، هزینههای انسانی مهاجرت باشد. در ایران ممکن است یک تماس کوتاه کافی باشد تا چند ساعت بعد دوستانت را ببینی. ممکن است عصر جمعه بیبرنامه به خانه پدر و مادرت بروی. ممکن است هنگام بیماری، مشکل مالی یا یک اتفاق ساده، شبکهای از خانواده و دوستان در اطرافت باشد. اما در مهاجرت، روابط اجتماعی باید دوباره از صفر ساخته شوند.گاهی مهاجر در شهری با میلیونها نفر زندگی میکند اما کسی را ندارد که نیمهشب بتواند با خیال راحت با او تماس بگیرد. پدر و مادر آرامآرام پیرتر میشوند؛ در حالی که فرزندشان صدها یا هزاران کیلومتر دورتر، مشغول ساختن آیندهای است که برای رسیدن به آن، بخشی از امروز خود را از دست میدهد. پس پرسش مهم اینجاست: اگر مهاجرت اینهمه دشوار است، چرا هنوز بسیاری از جوانان ایرانی به آن فکر میکنند؟شاید پاسخ را نباید فقط در جذابیت کشورهای دیگر جستوجو کرد؛ بخشی از پاسخ را باید در شرایط داخل ایران دید. جوانی که تحصیل کرده، مهارت آموخته و سالهای مهم عمرش را صرف ساختن خودش کرده است، طبیعی است که بخواهد نتیجه تلاشش را ببیند. او میخواهد کار کند، درآمد داشته باشد، خانه بخرد، خانواده تشکیل دهد، سفر کند، سرمایهگذاری کند و برای پنج یا ده سال آینده زندگیاش برنامه داشته باشد.اما وقتی قیمتها با سرعتی بیشتر از درآمد حرکت میکنند، وقتی خرید خانه برای بخشی از جوان ایرانی از یک هدف به رؤیایی دور تبدیل میشود، وقتی ارزش پسانداز میتواند در مدت کوتاهی تغییر کند و وقتی برنامهریزی بلندمدت دشوار میشود، امید نیز آرامآرام جای خود را به تردید میدهد.
مشکل فقط اقتصاد نیست. انسان برای زندگی به چیزی فراتر از نان و مسکن نیاز دارد. جوان به احساس پیشرفت نیاز دارد؛ به این باور که اگر بیشتر تلاش کند، بیشتر خواهد ساخت. به فضایی نیاز دارد که بتواند استعدادش را به کار بگیرد، تجربه کند، شکست بخورد، دوباره شروع کند و احساس کند فردای او الزاماً تکرار امروز نیست. وقتی این احساس ضعیف شود، مهاجرت از یک «انتخاب» به یک «راه فرار» تبدیل میشود و درست همینجاست که مهاجرت میتواند شبیه پنیر در تله موش باشد.از دور، پنیر دیده میشود: درآمد بیشتر، پاسپورت قدرتمندتر، ثبات اقتصادی، آزادی انتخاب، فرصت شغلی و کیفیت بهتر زندگی. اما تله در عکسهای شبکههای اجتماعی دیده نمیشود؛ تنهایی، غربت، تبعیض احتمالی، فشار کاری، بحران هویت، دلتنگی، مشکلات اقامت، هزینههای سنگین، تفاوت فرهنگی و سالهایی که باید صرف ساختن دوباره زندگی کرد. با این حال، آیا وجود تله به این معناست که پنیر واقعی نیست؟ نه. برای بسیاری، مهاجرت واقعاً زندگی بهتری ساخته است. انسانهایی هستند که مهاجرت کردهاند، زبان آموختهاند، کسبوکار ساختهاند، تحصیل کردهاند، به امنیت اقتصادی رسیدهاند و برای فرزندانشان آیندهای فراهم کردهاند که در شرایط قبلی دستیافتنی نبود. اما مهاجرت معجزه نیست؛ معامله است. مهاجر چیزی به دست میآورد و در مقابل، چیزهایی را نیز از دست میدهد. مسئله این است که برای هر انسان، ارزش دو سوی این معامله متفاوت است. شاید بزرگترین اشتباه این باشد که جوان ایرانی را میان دو تصویر غیرواقعی گرفتار کنیم: یک تصویر که میگوید «هرکس برود خوشبخت میشود» و تصویر دیگر که میگوید «هرکس برود پشیمان خواهد شد». هیچکدام حقیقت کامل نیست. بعضی میروند و موفق میشوند. بعضی میروند و سالها برای رسیدن به ثبات میجنگند.
بعضی بازمیگردند. بعضی هرگز بازنمیگردند و بعضی نیز در تمام سالهای مهاجرت، میان دو خانه معلق میمانند؛ خانهای که در آن زندگی میکنند و خانهای که هنوز در ذهن و قلبشان باقی مانده است. اما شاید پرسش اساسیتر اصلاً این نباشد که «مهاجرت خوب است یا بد؟»پرسش این است که چرا جوانی که وطن، خانواده، دوستان، زبان و خاطراتش را دوست دارد، باید به نقطهای برسد که ترک همه آنها را منطقیتر از ماندن بداند؟کشوری موفقتر است که جوانانش برای دیدن جهان سفر کنند، برای تحصیل تجربه کسب کنند، تجارت کنند و آزادانه میان کشورها رفتوآمد داشته باشند؛ نه کشوری که بخشی از نسل جوانش احساس کند برای ساختن آینده، ناچار است برای همیشه چمدان ببندد. مهاجرت باید یک انتخاب باشد، نه یک اجبار ناشی از ناامیدی. آرزوی واقعی میتواند این باشد که روزی جوان ایرانی وقتی میان ماندن و رفتن تصمیم میگیرد، هر دو گزینه را پیش روی خود ببیند. آن روز، چمدان سی کیلویی دیگر تمام زندگی یک جوان نخواهد بود.فقط چمدانی برای یک سفر خواهد بود؛ سفری که در پایانش، بازگشت نیز به اندازه رفتن، یک انتخاب واقعی است.
تگ ها:
نظرسنجی
جدیدترین اخبار
هافبک ملی پوش استقلال مصدوم شد
آمادگی نیروی دریایی ایران برای مقابله با تهدیدات
انگلیس سفیر ایران را به دلیل تهدیدات امنیتی احضار کرد
تساوی بدون گل دیدار تراکتور و الشمال قطر
تاکید غریبآبادی بر انعطافپذیری تهران در مذاکرات
سفیر ایران ادعای انگلیس درباره پایگاه فرفورد را رد کرد
واکنش ناتو به بیانیه ضدایرانی ۲۹ کشور درباره حادثه فرفورد
پروازهای ریاض به دلیل حملات موشکی یمن متوقف شد
ترکیب استقلال مقابل الغرافه اعلام شد
گفتگوی تلفنی وزرای خارجه ایران و عراق
حریق خودروی حامل سوخت قاچاق در جاده بندرعباس ـ میناب مهار شد
بیانیه ۲۹ کشور درباره ادعای دخالت ایران
کشف یک جسد در محدوده کهورستان
درخشش روابط عمومی نوسازی مدارس هرمزگان در هفتمین دوره مسابقه «ایستادگی برای ایران»
مصرف CNG پس از اجرای نرخ سوم بنزین افزایش یافت
سلام، من دستیار هوشمند گروه رسانه ای صبح ساحل هستم
از خبر، عکس، ویدئو، PDF روزنامه، هواشناسی، اوقات شرعی، تقویم و ساعت سایت بپرسید. گفتگو روی همین دستگاه ذخیره میشود.