14

بهمن

1404


حوادث

18 خرداد 1404 10:35 0 کامنت

دختری که برای دفاع از خود و گوشی تلفنش، قربانی چاقوی مردی شد که هیچ‌گاه نباید در خیابان پرسه می‌زد. الهه فقط ۲۴ سال داشت. از سالن زیبایی در سعادت‌آباد بیرون آمد، راهی خانه شد، مثل همیشه از میدان آزادی سوار شد؛ تنها ۱۵ دقیقه تا رسیدن فاصله بود. خودروی سمند نقره‌ای با پلاک شهرستان، راننده‌ای آرام با نقابی از شیطان. "بهمن" مردی با سوابق متعدد، از زندان تا ضرب‌وجرح و تهدید زنان، آن شب دست روی فرمانی گذاشت که باید سال‌ها پیش از او گرفته می‌شد و پیکر الهه که  ۱۰ روز بعد از حادثه، حوالی فرودگاه پیدا شد.

روایت تلخ

همسر سابق قاتل، از لرستان روایت می‌کند: "بارها تا مرز مرگ من را زد، صدایمان شنیده نشد. او سابقه‌دار بود، دخترهای دیگر از او شکایت کرده بودند، من هم ۱۲ سال زیر مشت و لگدش زندگی کردم، وقتی فهمیدم الهه را کشته، انگار تمام آن شب‌های وحشت بازگشت..." او تنها یکی از قربانیان خاموش بهمن بود.

تاکسی اینترنتی ؟

در روزهای اول، ابهامی بزرگ شکل گرفت، آیا خودرویی که الهه را سوار کرد، مربوط به تاکسی‌های اینترنتی مثل اسنپ بود؟

در روزهای ابتدایی انتشار خبر، برخی کاربران مدعی شدندخودرو متعلق به اسنپ بوده و حتی تصاویری از آن نیز منتشر شد. در گزارش رسمی پلیس آمده است که قاتل نه راننده تاکسی رسمی بود و نه عضو تاکسی‌های اینترنتی.بلکه یکی از هزاران مسافرکش عبوری و بی‌هویت بود که بدون هیچگونه نظارت، مجوز یا ثبت‌نام، در معابر شلوغ تهران پرسه می‌زنند.

اما مسئله، فراتر از نام یک اپلیکیشن

الهه مثل هزاران دختر دیگر، سوار خودرویی شخصی شد؛ بدون هیچ نظارتی، بدون ثبت مشخصات راننده، بدون امکان پیگیری پلتفرم‌های حمل‌ونقل آنلاین، حداقل مکان‌یابی، امکان تماس اضطراری و هویت‌سنجی راننده را دارند. ولی آن شب، هیچ‌کدام در کار نبود. فقط تاریکی بود، یک مرد خشن و دختری که دیگر برنگشت.

کارنامه‌ی قاتل

«بهمن فرزانه»، ۳۰ ساله، اهل مشکین‌شهر اردبیل. سابقه‌ی زندان، مزاحمت برای زنان، حمل چاقو، تهدید، زورگیری. همه‌ی این‌ها را سیستم قضایی می‌دانست. اما او آزادانه در تهران، مسافرکشی می‌کرد. در سایه‌ی خلأ نظارت، بدون راستی آزمایی هویت، بدون ممنوعیت فعالیت.

عدالت، بدون رحم

الهه، دختری پرتلاش، که گوشی آیفونش را خودش خریده بود. مراقب برادر معلولش و خانواده‌اش بود. خانواده‌اش حالا فقط یک خواسته دارند: عدالت؛ بدون رحم، بدون تخفیف. ترس آن‌ها و جامعه، فقط از دست دادن الهه نیست؛ ترس از تکرار است. ترس از اینکه فردا، نوبت دختر دیگری باشد.

قربانیان بی‌نظمی ساختاری

پیکر الهه حسین نژاد روز جمعه ۱۶ خرداد، در دارالسلام اسلامشهر به‌خاک سپرده شد. پرچم پرسپولیس روی‌مزارش، نشانِ علاقه‌اش به زندگی، فوتبال و امید بود. اما امید او، قربانی بی‌نظمی ساختاری شد. این گزارش،فقط درباره‌ی قتل‌یک‌دختر نیست.درباره زنگ خطری است که سال‌هاست‌به صدا درآمده اما هنوز شنیده نمی‌شود.ماجرای قتل‌"الهه حسین‌نژاد"، نه فقط یک فاجعه‌ی‌شخصی، بلکه آینه‌ای است تمام‌قد از یک نارسایی بزرگ؛ ناتوانی سیستم نظارتی در تشخیص و مهار افراد پرخطر در شبکه‌های حمل‌ونقل عمومی و خصوصی. اگر قاتل، سال‌ها آزادانه و بدون هیچ بررسی امنیتی در سطح شهر مسافرکشی کرده، فقط به دلیل یک خلا واضح است، عدم الزام شرکت‌های اینترنتی و نهادهای مرتبط به راستی‌آزمایی دقیق هویتی، دریافت گواهی سوءپیشینه، ردیابی کامل سفرها. اگر ساختار نظارت و قانون اصلاح نشود، اگر سامانه‌های حمل‌ونقل رسمی تقویت نشوند و مجرمان سابقه‌دار رصد نشوند، قربانی بعدی همین حوالی است. شاید خواهر، دختر، یا دوست یکی از ما باشد. موضوع فقط خودروهای کرایه‌ای شخصی نیست، بارها در خودروهای اینترنتی نیز زن‌ها تهدید شدند.

یک هشدار جدی

واقعیت تلخ آن است که وقتی پای‌ خودروهای شخصی و بی‌نام‌ونشان وسط می‌آید،هیچ‌کس نمی‌داند پشت فرمان‌چه کسی نشسته است.پلیس بارها و بارها‌توصیه کرده است که خودروهای شخصی غریبه‌ را، اگر هیچ نشانه‌ای از ثبت رسمی ندارند، هرگز انتخاب نکنید.هیچ‌کس ‌تضمین نمی‌کند راننده‌ای که در تاریکی شب‌ شما را سوار می‌کند، فرد بی‌خطری باشد حتما مشخصات خودرو و راننده را به خانواده و دوستان اطلاع دهید. با بی‌توجهی به این موضوع، آنچه باقی می‌ماند تنها سکوت، یک گوشی خاموش و خبری ناگوار در صفحات حوادث است.الهه، قربانی یکی از همین سفرهای بی رد و بی‌نام شد.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

تکذیب خبر واریز کالابرگ ۴ میلیونی ویژه ماه رمضان