14

بهمن

1404


حوادث

17 آبان 1404 12:27 0 کامنت

روایت هولناک از شب‌های ترس

دختر نوجوانی نیمه‌جان و مضطرب، با چشمانی اشک‌آلود و لباسی خاکی، به کلانتری رسید. صدایش می‌لرزید و واژه‌ها به سختی از دهانش بیرون می‌آمد، اما همان چند جمله کافی بود تا مأموران از وقوع جنایتی هولناک باخبر شوند.

وی دانش‌آموز دبیرستانی بود که تنها چند ماه از نامزدیش می‌گذشت. عصر آن روز، مثل همیشه، کنار جاده منتظر خودرویی عبوری ایستاده بود. پراید سفیدی روبه‌رویش نیش ترمز زد. راننده مقصد را پرسید، قیمتی گفت و با لحنی آرام او را دعوت به سوار شدن کرد؛ غافل از اینکه مقصدش جاده‌ای تاریک و بی‌انتهاست. چند دقیقه بعد، چراغ‌های شهر پشت سرشان محو شد.

سکوت سنگینی در خودرو حاکم بود دختر با صدایی لرزان گفت: «آقا، مقصد من این سمت نیست...» هنوز جمله‌اش تمام نشده بود تا آن‌که مرد ناگهان چاقویی را از کنار صندلی بیرون کشید، چاقو را نزدیک صورتش گرفت و تهدید کرد: «حرف نزن.» شیشه‌های عقب پایین نمی‌آمد، درها از داخل قفل بود. راننده حال طبیعی نداشت، بوی تند مشروبات در فضای بسته خودرو پیچیده بود. انگار گوش‌هایش کر و چشم‌هایش کور شده بود، نه گریه‌های دختر را می‌شنید و نه لرزش دستانش را می‌دید. با تهدید و خشونت، دختر را آزار داد و برای آن‌که وحشت را عمیق‌تر کند، خودش را هم زخمی کرد. ساعتی بعد، قربانی بی‌پناه را در تاریکی رها کرد و رفت...

رد پراید سفید

شکایت این دختر نوجوان، سرآغاز پایان جنایت‌های مردی شد که ماه‌ها در کمین زنان مینابی نشسته بود. مأموران پلیس آگاهی با پیگیری سریع و دستور قضایی، کمتر از ۲۴ ساعت بعد متهم را شناسایی و بازداشت کردند. چند روز بعد، زنی متأهل نیز با همان اضطراب و همان لرزش صدا به پلیس مراجعه کرد؛ همان پراید، همان چاقو، همان مسیر. روایت او با گفته‌های دختر نوجوان یکی بود، تنها تفاوت در گذر سال‌هایی بود که از عمرش گذشته بود.

راز خودروی دستکاری شده

در جریان تحقیقات، مأموران متوجه شدند که این متهم متاهل، از مدت‌ها پیش خودرویش را به‌گونه‌ای دست‌کاری کرده بود که هیچ مسافری نتواند از داخل آن فرار کند. قفل‌ها از درون از کار افتاده بود و شیشه‌ها پایین نمی‌آمدند؛ تله‌ای بی‌صدا برای قربانیان. بررسی‌های بعدی نشان داد او پیش‌تر نیز زنان دیگری را سوار کرده و الگوی مشابهی در رفتارهایش داشته است. با این حال، بسیاری از قربانیان هرگز شکایتی ثبت نکرده بودند، سکوتی سنگین که ریشه در ترس، قضاوت و حفظ آبرو دارد.

اعدام در انتظار راننده پراید سفید

در جلسات دادگاه، فضای سنگینی حاکم بود. دختر نوجوان و زن جوان، هر دو با چشمانی اشک‌آلود و صدایی لرزان روبه‌روی قاضی ایستاده بودند. واژه‌ها از دهانشان به‌سختی بیرون می‌آمد. روایت دوباره‌ی آن شب‌های تاریک، زخمی بود که هنوز التیام نیافته بود. هیچ‌کدام برای بخشش نیامده بودند، فقط عدالت می‌خواستند.دختر نوجوان گفت که پس از آن حادثه، زندگی‌اش از هم پاشیده و نامزدش نیز رهایش کرده است. خانواده‌اش هنوز از ترس و شرم ماجرا، خانه‌نشین‌اند. قاضی با شنیدن جزئیات پرونده و مدارک مستند، رأی نهایی را صادر کرد.

مردی که ماه‌ها با پراید سفید خود در کمین زنان بود، به اعدام محکوم شد، حکمی که شاید پایان کابوس قربانیان باشد، اما یاد آن شب‌های سیاه را از ذهنشان پاک نخواهد کرد.

پایان کابوس پراید سفید

علی بلادر رئیس دادگستری شهرستان میناب، با تأیید اجرای حکم گفت: این فرد آبان ۱۴۰۱ مرتکب تجاوز به دو زن شد و پس از صدور حکم از سوی دادگاه کیفری یک استان و تأیید آن در دیوان‌عالی کشور، سحرگاه دوازدهم آبان‌ماه سال جاری حکم اعدام در زندان میناب اجرا شد.

وی تاکید کرد: امنیت شهروندان و نوامیس مردم خط قرمز دستگاه قضایی است و هیچ تعرضی بدون پاسخ نخواهد ماند.

سحرگاه دوشنبه گذشته، طناب دار در زندان میناب بر گردن متجاوزگر نشست و پرونده پراید سفید برای همیشه بسته شد.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

آتش سوزی اتاق یک واحد آپارتمان در بندرعباس