فرهنگی و هنری
حالا دیگر بیشتر روزها و بیشتر ساعتها ترافیک است. دیگر قبول کردهایم، اما هنوز عادت نکردهایم. چند قطره باران آمده بود و ترافیک از همیشه سنگینتر شده بود. ماشینها تکان نمیخوردند. ما در تاکسی نشسته بودیم و اسیر ترافیک بودیم. سلولی بین سلولهای دیگر. به راننده نگاه کردم. آرام نشسته بود و از پنجره به بیرون خیره شده بود. پرسیدم «شما چه جوری تحمل میکنید همهش تو ترافیک باشید؟» راننده گفت «برای خودم قصه تعریف میکنم.» پرسیدم «یعنی چی؟» گفت «به بقیهی ماشینها نگاه میکنم، به آدمهایی که توی ماشینها هستند، بعد با خودم میگم این آدمها کیاند؟ زندگی هر کدومشون چهجوریه؟ اونهایی که تنها تو ماشین نشستهند چرا تنها هستند؟ اونهایی که ناراحتند از چی ناراحتند؟ اونهایی که میخندند به چی میخندند؟ تو دلشون چه خبره؟ اگه تو فکرند به چی دارند فکر میکنند؟ اگه به بیرون خیره شدند، نگاهشون به کجاست؟ اگه با موبایل حرف میزنند، با کی دارند حرف میزنند؟ چی میگن؟ زندگیهاشون چه جوریه؟ کدومشون خوشبختند و کدومشون ناراضیاند... چرا؟ این ماشینها هر کدوم عین یه کتابند..»
به راننده نگاه کردم و لبخند زدم. راننده پرسید «به چی میخندید؟» گفتم «زندون من کتابخونهی شماست....»
جدیدترین اخبار
تبانی برای فوتبال ارومیه گران تمام شد/ ۱۵۰ سال محرومیت!
جشن تکلیف بیش از ۵۰۰ دانشآموز دختر رودانی برگزار شد
کشف یکدستگاه بیل مکانیکی قاچاق به ارزش ۱۲ میلیارد تومان در هرمزگان
معافیت مالیاتی خدمات فورواردری با مسئولیت حملونقل
کشف انبار احتکار ۳۰۰ تن مرغ منجمد در هرمزگان
واگذاری بیش از ۱۴ هزار مسکن به مددجویان بهزیستی در دهه فجر
کشف زمین خواری ۴۰۰ میلیاردی در هرمزگان
نماد ایرانخودرو در بورس تا هفته آینده تعلیق شد
پذیرش دکتری بدون آزمون در دانشگاه تربیت مدرس برای استعدادهای درخشان
تکذیب خبر واریز کالابرگ ۴ میلیونی ویژه ماه رمضان
محکومیت دوباره باشگاهها از سوی کمیته تعیین وضعیت بازیکنان
توقیف ۶ فروند شناور حامل کالای قاچاق در قشم
نتیجه آزمون ورودی انتخاب اعضای جامعه مشاوران رسمی مالیاتی اعلام شد
جزئیات بیمه اجباری برای بانوان موتورسوار اعلام شد
آغاز توزیع کارت ورود به جلسه آزمون جذب دانشجوی مهارتآموزی
آتش سوزی اتاق یک واحد آپارتمان در بندرعباس