13

تیر

1405


فرهنگی و هنری

15 تیر 1394 09:53 0 کامنت

 صبح ساحل ، هنری - سعيد نعمت‌الله با ديدن بازي من در يک تله فيلم پاي من ايستاد و به سيروس مقدم براي رستگاران معرفي شدم و در وضعيت سفيد تثبيت شدم.سريال «وضعيت سفيد» براي اکثر ما نوستالژي‌هايي دارد. سريالي که با تداعي دهه هاي قبل، شيريني و تلخي زندگي را به زيبايي به رخ مي کشد. بازيگران و ديگر عوامل به خوبي کار خود را در ارائه اين سريال به مخاطب انجام دادند. يکي از ارکان اصلي اين سريال بازي بهروز با نقش آفريني عباس غزالي بود. پسرکي شر و شيطون اما با قلبي پاک و مهربان، بهترين نقش ممکن را آفريد و خود را به دنياي سينما و تلويزيون معرفي کرد. 

عباس غزالي، زاده 14 بهمن 64 تهران است که در مجموعه‌هاي زيادي تا قبل از «وضعيت سفيد» و از سال 76 نقشآفريني کرده اما در اين سريال توانست خودي نشان دهد.

دو راهي خريد پفک نمکي تا برگه امتحان/جواب صبوريام را گرفتم

از کودکيتان براي ما بگيد.

کودکي عجيب و غريبي داشتم، ديوار صافي نبود که از آن بالا نرفته باشم. آن‌قدر شيطون بودم که آثار شکستگي چند بار در صورتم ديده مي‌شه، شايد باورتون نشه يه بار سر دعواي حيثيتي در مدرسه طوري سرم شکست که دکترا گفتن جمجمه‌اش شکسته، خلاصه که در هفته چندين بار مادرم به خاطر شلوغ کاري‌هاي من به مدرسه احضار مي‌شد.

به خاطر شيطنتهاتون تا به حال تنبيه شديد؟

نه به اون شکل، ولي يه طرحي در مدرسه مطرح شد که پسرها بايد موهاشون رو مي‌تراشيدن، اين براي من حکم تنبيه را داشت، هيچ‌وقت هم زير بار اين قانون نرفتم تا اينکه مدير مدرسه شاکي شد گفت يا من ميرم از اينجا يا غزالي موهاشو بتراشه اين شد که من تن به اين کار سخت دادم.

با اين اوصاف خيلي بايد سخت بوده باشه که در رستگاران و مادرانه موهاتون را تراشيديد؟

آره، فکر کنم آه آن مدير گرفت منو (خنده) به هر حال دنياي بازيگري اين چيزها رو هم داره؛ در رستگاران و مادرانه اين گريم را تجربه کردم تا جايي که 6 ماه هر روز براي فيلم رستگاران سرم را مي‌تراشيدم اما براي مادرانه اين نظر خودم بود که به شکل طبيعي موهام رو بتراشم و گريم طبيعي داشته باشم هرچند که از نظر گروه مي توانستيم با کلک سينمايي کار را اجرا کنيم.

نوستالژيهاي عباس غزالي؟

جداي از لواشک، آلوچه و قره قوروت، براي من پفک نمکي مينو و پيراشکي‌ شکري يه نوستالژي فراموش نشدني و هميشگي بود، در آن روزها بين انتخاب و خريد پفک نمکي و پيراشکي شکري مشکل داشتم مسئله وقتي بدتر مي‌شد که امتحان ديکته داشتم و بايد او روز برگه امتحان مي‌خريدم چون 5 تومن پول توجيبي که مي‌گرفتم فقط مي‌تونستم يکي از اونا رو بخرم.

چطور وارد حرفه بازيگري شديد؟

مثل خيلي از بازيگران ديگر من هم از کودکي به بازيگري علاقه داشتم تا جايي که حرکات مجريان و بازيگران آن زمان را تکرار مي‌کردم. تا يه زماني واقعا نمي‌دونستم که کلاس‌هاي بازيگري هست. تا اينکه به بهانه اجراي يک تئاتر در مدرسه به عنوان بهترين بازيگر انتخاب شدم و سيد جواد هاشمي که داور آن بود به من گفت بيا کانون فرهنگي حر، خيلي مديون کانون حر هستم، راهم را تا حدي برايم روشن کرد.

بعدها دوره‌هاي بازيگري را نزد اساتيد بازيگري ادامه دادم و فهميدم آن تقليد من در کودکي اسمش اتود زدن بوده براي خلق يک لحظه، خدا رو شکر الان راهم را پيدا کردم و سعي مي‌کنم به آنچه مي‌خواهم برسم.

نقطه عطف کاري شما؟

«رستگاران» اولين کاري که معرفي شدم، بعد در «وضعيت سفيد» تثبيت شدم، سعيد نعمت‌الله بعد از ديدن بازي من در يکي از تله فيلم ها پاي من ايستاد و به سيروس مقدم معرفي شدم و نقش محسن سريال «رستگاران» را بازي کردم.

فضاي کارهاي شما؟

خيلي تخصصي که بخواهم در موردش صحبت کنم اگر در «رستگاران» جدي بود «وضعيت سفيد» جدي نبود و يک فضاي شيرين بود به هر حال ژانرش فرق مي‌کرد و تا جايي که امکان دارد خيلي که جذاب‌تر است و مردم بيشتر دوست دارند و براي خودم هم رو به جلو است انتخاب مي‌کنم.

ژانر طنز؟

کارهاي طنز کشور يک مقداري به سمت بيراهه مي‌رود و هنوز به يک ثباتي نرسيده است. کلا مگه چند کار طنز خوب ساخته مي‌شود و از بين آن‌ها چند تا به من پيشنهاد مي‌شود به نظر من خيلي‌ها طنز را با لودگي اشتباه گرفتند و ترجيح مي‌دم در کارهايي که فقط اسم طنز را يدک مي‌کشن، بازي نکنم، به شدت در مقابل مخاطب خودم احساس مسئوليت مي‌کنم.

به موسيقي علاقه داريد؟

اهل موسيقي هستم ولي تعصبي روي موسيقي خاص ندارم. شايد به لحظه خودم بستگي داره که الان چه فازي باشم تا آهنگي را گوش کنم.

چقدر مطالعه ميکنيد؟

جديداً خيلي بيشتر شده است. نمايشنامه‌اي که به صورت کتاب در آمده «مکبث» از شکسپير به خاطر نقش جديدي که دارم نياز بود بخونم. البته قبلا خونده بودم ولي اين بار با چشم خريدار خوندم و کتاب‌هايي که مربوط به تکنولوژي فکر باشه مي‌خونم، 4 اثر فلورانس اسکاولثين براي من کارساز بود، رمان کوري و پرفيوم، چشم‌هايش «بزرگ علوي» خواندم.

از تجربه کار با بازيگران پيشکسوت بگيد؟

در سريال «وضعيت سفيد» در کنار ابوالفضل پورعرب در کنار آن‌ها کار خود را انجام دهم تا بازيم ديده شود و انصافاً از تجربيات آن‌ها استفاده کردم و عزيزان هم به جوان‌ها بها دادن و خيلي لذت بردم.

جواب صبوري خودتونو در سينما گرفتيد؟

جزو آرزو  و اهدافم اين بود که مثل بعضي‌ها که در تلويزيون گل مي‌کنند و بعد وارد سينما مي‌شوند. ولي براي من اين اتفاق رخ نداد به دليل اينکه يکسري‌ها اعتماد نکردند و سينما به سمتي مي‌رفت که جواني مثل من نمي‌خواست و فيلم نامه‌ها که پيشنهاد مي‌شد قرص و محکمي نبود و دوست نداشتم به هر قيمتي وارد سينما شوم. ولي خيلي صبر کردم و جواب صبوري خودم را گرفتم و خدا رو شکر در اولين فيلم کانديد شدم.

در اختتاميه فيلم فجر اسامي کانديدها براي دريافت سيمرغ نام بردند، شما چه حسي داشتيد؟

حقيقت خيلي دوست داشتم سيمرغ بگيرم، چون هميشه فکر مي‌کردم در اولين فيلم سيمرغ مي‌گيرم ولي براي کانديد شدنم خوشحال شدم. ضمن اينکه قبل از کانديد شدن هومن سيدي با ديدن فيلم «من ديه‌گو مارادونا هستم» به هومن گفتم سيمرغ مي‌گيري حتي بعد از کانديد شدنم به ساعد سهيلي و محسن کيايي گفتم هومن شايسته بردن سيمرغ هست.

چه نقشي را دوست داريد در سينما تجربه کنيد؟

همه نقش‌هايي که بازي نکردم را دوست دارم بازي کنم، ولي نقشي که هميشه آرزو داشتم نقش پرويز پرستويي حاج کاظم«آژانس شيشه‌اي» کل ديالوگ‌ها رو حفظم و فيلم «مادر» که تاريخ مصرف آن تموم نمي‌شه را دوست دارم.

ارتباط مردم با سينما کمرنگ شده؟ چرا؟

ارتباط مردم با سينما ضعيف شده و به دليل گراني بليت و ضعيف بودن فيلم‌ها و از طرفي هم توزيع فيلم ها بعد از دو ماه در شبکه خانگي مس توانند فيلم را با 2 هزار تومن بخرند و در خانه کنار خانواده چند بار ببينيد، به نظرم بايد براي کارمندها، کارگرها و قشر ضعيف تسهيلات گذاشته شود اميدوارم هر چه زودتر مشکل صنعت جذاب سينما حل شود و زماني بر طرف مي‌شود که مردم با سينما آشتي کنند.

چرا پرسپوليس؟

از بچگي گفتم پرسپوليس. حرف مرد يکي است ولي اين اواخر از فوتبال باشگاهي دلسرد شده بودم ولي با برد مقابل استقلال دوباره روحيه گرفتم.

واليبال؟

بازي آخر رفتم باخت! لهستان تيم قوي بود. ست دوم همه کوبياک را صدا مي‌کردند تا تمرکزش را بگيرند ولي اون به تماشاگرها اشاره مي‌کرد بگيد (گفتم برم بزنمشا)

اميدوارم بريم مرحله بعد ولي يادمون نره يه زماني آرزومون اين بود از آسيا فراتر بريم اما تيم ما در هر صنفي خيلي زود اعتماد به نفس خودشو از دست مي‌دهد.

خصلت بارز شما از ديد اطرافيان؟

من که نبايد بگم ولي ميگن خيلي مهربون هستم.

خط قرمز عباس غزالي؟

انسان جايز‌الخطاست ولي تا جايي که بتوانم رعايت مي‌کنم در يک مصاحبه هم گفتم به خاطر اسمم شده کمتر اشتباه کنم.

طلاييترين زمان کاري عباس غزالي؟

وضعيت سفيد.

تا به حال خبري از خودتون شنيديد که شوکه شويد؟

خيلي، اوايل ناراحت مي‌شدم ولي به مرور عادت کردم يکبار بعد از «رستگاران» خبرنگار تيتر زد که ده ميليارد هم بگيرم اندازه بازيگري‌ام نمي‌شود در صورتي که من در مصاحبه چنين حرفي نزده بودم، بعد از سريال «وضعيت سفيد» با اصرار خبرنگار مصاحبه کردم و بعد نوشته بود به دليل اينکه مصاحبه اين بازيگر مشابه با مصاحبه‌‌هاي ديگر نشريات است، تصميم گرفتيم آن را چاپ نکنيم. من مي‌خواستم به اون خبرنگار بگم سؤالات تو مشابه ديگر نشريات بود و ختي ميپرسي از کجا شروع کردن من يک بار بگم از کانون حر، يک بار بگم از پارک يا يک بار از فضا يا زير آب شروع کردم!

با اين اوصاف تعريف شما از خبرنگار؟

ما يک سري خبرنگار نما داريم که فقط اسم خبرنگار را يدک مي‌کشن، دنبال حاشيه بازي‌ و جنجال آفريني هستند. خبرنگار بايد به نظر من صداقت داشته باشد آنچه که هست را بنويسد. تيتر خوب و قشنگ بزند اما تيتري نزنه که به حرف مصاحبه شونده نباشد.

نظرتون در مورد سفر مشهد؟

چند سالي نذر کردم سال تحويل مشهد باشم. 7 ساله که اين نذر را ادا مي‌کنم. بعد سال تحويل يک سالم را بيمه مي‌کنم و هميشه هم جواب خوب گرفتم.

از تجربه زندگي مشترکتون بگيد.

از يک زماني به بعد حس کردم سنم داره مي‌ره بالا، بعد از فوت پدرم گفتم يا ازدواج نمي‌کنم يا قبل از 30 سالگي ازدواج مي‌کنم به اين نتيجه رسيدم که براي ازدواج بايد کسي را انتخاب کنم که بتواند با فضاي کاري و زندگي من کنار بياد و با ازدواج من مادرم خيلي خوشحال شد.

ميانهتون با کار خونه چطوره؟

در دوره نوجواني و جواني فکر نمي‌کردم در خانه کاري انجام دهم ولي الان کمک مي‌کنم.

نظرتون در مورد اسامي؟

حميد نعمت‌الله: سينما بلد- کار بلد

سيروس مقدم: سکوي پرتاب بازيگران

فرج‌الله سلحشور: کارگردان مذهبي که پاي اهدافش ايستاده

هومن سيدي: بازيگر و کارگردان

حسين مهري: هم محله‌اي و هم دوره‌اي کلاس‌هاي کانون حر (بچه محل‌ها به خاطر فرم پاهايش در بازي فوتبال بهش مي‌گفتن حسين کات دار)

عباس غزالي تا به امروز چگونه ميبينيد؟

عباس غزالي سعي کرده جوري قدم برداره که اول خدا ازش راضي باشد. يه جمله هميشه تو ذهنم هست از تو حرکت از خدا برکت و سعي کردم اين کار را انجام دهم و اين تصور در ذهنم پررنگ شده هرچه مقامم تغيير کند و در زندگي حرفه‌‌اي به درجات بالايي برسم ذات و مقدساتم تغيير نکند حتي انسانيتم بهتر شود و خانواده‌ام از من راضي باشد.

اگه حرف پاياني داريد؟

از شما تشکر مي‌کنم. زير سايه امام زمان (عج) در اين ماه پر برکت کلي برکت براي خودتون جذب کنيد و خدا ازتون راضي باشه که در ماه رمضان با زبان روزه کار فرهنگي مي‌کنيد و در اين ماه مبارک که دعا مي‌کنيد من و خانواده‌ام را دعا کنيد.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

عزای عمومی برای پنج‌شنبه 18 تیرماه