13

تیر

1405


اجتماعی

31 تیر 1394 10:26 0 کامنت

 صبح ساحل ، اجتماعی - گذري بر گذاره هايي در تاريخ نشان از تمدن بسيار کهن و شکوهمند از قشم دارد که يکي از عمده دلايل آن يکپارچگي فرهنگ اتحاد اجتماعي در عرصه فرهنگ ، اجتماع و اقتصاد دارد .آنچه که از قشم قديم مي توان متصّور بود اجتماعيست داراي جايگاهي رفيع در موقعيت «ژئواکونومي» تمدن و ملوکيست بنام «ملوک هرموز» که بيش از 5 قرن(در فاصله تهاجم مغولان به ايران تا دوره سلطنت شاه عباس اول) از شکوفاترين دوران منطقه خاورميانه را دارا بوده است که اين ملوک نيز بخشي از تمدني کهن تر بنام ايران زمين بوده است ، نشانه ها و نمادهاي تاريخي ، نظامي ، اقتصادي و فرهنگي و آنچه از ساير عنصر باقيمانده از دوران اين کهن بوم تاريخي يعني قشم ، گوياي ادعاي راستين و بلاترديد مردمان اين مرز و بوم است ، بر اساس تمامي شواهد مستند تاريخي . تحولات تاريخي ، نظامي و رژيم هاي حاکميتي در دوران هاي مختلف در ايران زمين و خاورميانه ، تغييراتي پرنوسان را بر اين خطه از ميهنمان تحميل کرده اند که گاه باعث شکوفايي و گاه با بکارگيري و سياست ورزيهاي نابخردانه باعث افول و تحميل چالش هاي درخور توجه بر قشم نيز شده است.با اين مقدمه و علي الخصوص پاراگراف متاخر اين مقدمه ، در پي آن هستم که يکي از اين تحولات کوچک از نوع اقتصاد و توسعه را بطور خاص مورد بازانگاري قرار دهم ، آري ، بازانگاري نقش و تاثير نيروي انساني در روند توسعه جزيره عنصريست که در دوره حاضر از دغدغه هاي اساسي هر قشمي محسوب ميشود ، زماني بود که اجتماع نخبگان علمي ، دانشي و اجرايي با هويت قشمي پاسخگوي نياز هاي تامين منابع انساني موثر بر روند تسريع توسعه را دارا نبود ، اين گذاره اما مربوط است به دوراني که تحول در قشم آغاز نشده بود که اين تحول نيازمند توليد و تربيت نخبگان اجرايي و توئعه اي باشد ، اما از زمان تاسيس سازمان منطقه آزاد قشم است که با هزاران اميد و آرزو و با اهداف رشد و توسعه صادرات ، ايجاد ارزش افزوده و همچنين به معناي واقعي کلمه «توليد ثروت» ، شکل گرفت ،، اين در شرايطي است که طبق تعريف سازمان ملل متحد (يونيدو) از مناطق آزاد به عنوان «محركه» در جهت تشويق صادرات صنعتي تلقي مي‌گردد. همچنين در برداشت جديد از مناطق آزاد - كه به منطقه آزاد پردازش صادرات معروف است - به ناحيه صنعتي ويژه‌اي در خارج از مرز گمركي، كه توليداتش جهت‌گيري صادراتي دارند، گفته مي‌شود. از آن زمان (تاسيسي سازمان منطقه آزاد قشم) اين انگاره ها (يعني تربيت نخبو متخصصان توسعه اي و   اجرايي) معناي ديگري پيدا کردند تاسيس منطقه آزاد در قشم در دل قشمي ها انتظاري درخور توجه ايجاد کرده بود : « بازآفريني تاريخ و نقش اقتصادي گسترده در مقياس منطقه اي و ملي و همچنين نقش فزاينده تر قشمي ها در فرآيند توسعه سرزميني که خود  را مالک آن ميدانند» علي الخصوص که اين انتظار با دارا بودن پشتوانه آن تمدن پيشين شکوهمند ، انتظاري دور از تصور نبود ،چرا که قشم، سرزميني نوين الکشف و يا روستايي منزوي همچون (جبل علي سابق) و يا جزيره اي کم يا بي رونق نبوده است ، طبيعيست که در چنين شرايطي داشتنِ انتظار نقش آفريني قشمي ها با دارا بودن منابعي که به روند توسعه ، مستعد همياري و ياريگر در ايفاي نقشي وسيع در  فرآيند تحقق اهداف اين منطقه، علي الخصوص در حوزه سرمايه مالي و تجاري و سرمايه انساني، قطعا بيجا نبوده و همچنان نيز نيست . 

اما اينجا سوالي مطرح است مهمترين و محوري ترين منبع توسعه چيست ؟

بنابر نظر نظريه پردازان و تئوري پردازان مفهوم توسعه ، چکيده ابعاد اين مفهوم ، اساسي ترين منبع توسعه عبارت است از «سرمايه انساني « اصولأ هر آنچه سبب ساز تحول ، دگرگوني و حيات در پديده اي از اجتماعات بشري مي شود ريشه در تحرک انساني آن اجتماع دارد و يا با نگاهي فلسفي با عنايت به «حکمت حرکت جوهري ملاصدرا» (که ارتباط چنداني با اين يادداشت ندارد) اساسأ هرآنچه باعث حدوث در پديده اي از حالتي به حالت ديگرمي شود ، دگرگوني و تحرک در ذات آن پديده است . بنابراين با پي بردن به اين منطق اثبات شده در متون مديريتي ، اقتصادي ، توسعه اي ، در فرآيند توسعه نيز ما نيازمند سرمايه انساني آفرينشگر و يا بقولي دگرگون ساز هستيم .

در اينجا سوالي مطرح است؟

ضمن نگاه مثبت و منصفانه به کارکردهاي تقريبا نيمه موثر در عمران جزيره و تقريبا عملکرد آماتورگونه به لجستيک و خدمات بندري و ترانزيت ، حوزه نفت و گاز و پتروشيمي و صنايع سبک و سنگين و همچنين گردشگري،  آيا در يک بررسي کلي از پيدايش منطقه آزاد  قشم تا کنون که بيش از 25 سال ميگذرد ، توامان و بي وقفه شاهد تحول و پيشرفت بوده ايم ؟مگر نه اين است که در دوره اي از مفاهيم ذهني توسعه به رفتاري آماتور در حوزه اجراي مولفه هاي توسعه جزيره دست يافتيم و در دوره اي ديگر به رفتاري خنثي و واپسگرا دست زده ايم؟ و مگر غير از اين بوده است که گاهأ با تغيير مديريت ها در پس تغيير دولت ها مقداري و کورسوي اميدي در دل ها روشن کرده ايم اما در اضطراب آنچه بر اين سرزمين مي رود اشتغال  ذهني دائم داشته ايم؟

واقعيت مسئله اين است : يکي از اين نگراني هاي ممتد از کليت فرآيند حرکتي سازمان منطقه آزاد قشم ، بي تاثيري و يا کم تاثيري قشمي ها در ابتدائي ترين تا انتهائي ترين خط  فرآيند منطقه آزاد قشم بوده است .اگر قشمي ها و يا حتي هرمزگانيها در اتخاذ سياستها ، استراتژي ها ، انتصابات در هيئت هاي مديره ،  مديران عامل ، معاونين ، مديران مياني و کارشناسان نقشي بسزا و قابل توجه ايفا ميکردند ، حداقل ترين نقشي که براي وضع نچندان مطلوبِ موجود سازمان منطقه آزاد قشم قائل بودند اين بود که :» ما قشمي ها هم بر آنچه بر قشم مي رود دخالت و نقش داريم « ، اما آنچه اکنون بهاء سنگيني براي سازمان ايجاد کرده است اين است که اساسا و مطلقأ قشمي ها تاثيري جز «بي نقشي يا کم نقشي» و «بي تاثيري» ندارند ، و اين خود بهاي گرانيست که دولت و يا دبيرخانه مناطق آزاد کشور بايد پاسخگوي آن باشد . اگر بر اين باور باشيم که وضع مطلوب و درخور توجهي سازمان منطقه آزاد قشم در توليد ثروت نداشته است ، نهايتأ نقشي که مي توان به قشمي ها و نيروي انساني بومي اختصاص داد ،نقشي است که نيروهاي خدماتي و کارشناسان بسيار اندک با هويت قشمي در اين سازمان دارند که آن هم بر اساس آمارهاي قابل استناد ، اين موقعيت هاي شغلي (نيروهاي خدماتي و کارشناسان اندک) هيچگونه نقشي در وضع نامطلوب فعلي ندارند. هيچ جاي دنيا را نميشود سراغ داشت که نيروي انساني اش را که با طي کردن فرآيند توليد دانش و افزايش توان کارشناسي و مديريتي به بلوغي قابل توجه رسانده باشد و آنگاه اين نيرو و منبع عظيم را «سرمايه و تاکيد مي کنم سرمايه انساني» نام بگذارد و در نهايت نابخردي بي توجه از کنارشان بگذرد و «نقشِ بي نقشي و مديريت انزوا» !!! را به اين سرمايه بسپارد ، کجاي جهان را سراغ داريم که چنين کرده باشند؟؟؟

هم اکنون در قشم و بدون در نظر گرفتن سرمايه هاي مهاجرت کرده (مولّد يا مصرفي) به قشم چه از استان هرمزگان و چه از ساير استان هاي سرزمينمان ، در بين مردمان جزيره قشم سرمايه هاي انساني قالب توجهي در حوزه هاي (صنعتي، علمي، اجرايي، سلامت و بهداشت، تجارت و بازرگاني، گردشگري ،  توسعه و برنامه ريزي، عمران)وجود دارند که مي توانند در عالي ترين سطوح تا سطوح کارشناسي به خدمت توسعه اين سازمان درآيند و مي توانند کمک شاياني به تحقق اهداف مختلف و هدف اصلي يعني «توليد ثروت» در اين منطقه کنند ، با نگاهي گذرا به دانش آموختگان قشمي در سطوح عالي رشته هاي مختلف و فعاليت آنها در موقعيت هاي شغلي و مديريتي در استان ، در کشور و حتي در خارج از مرزهاي کشور در مي يابيم صحت اين ادعاي کاملا منطقي را.توصيه اي روشن و کوتاه به دبيرخانه مناطق آزاد کشور و به هيئت مديره منطقه آزاد قشم

در صورت نگاهي با بصيرت بيشتر و پلک هايي بازتر و بکارگيري تفکري راهبردي تر ، توجه عميق تر به بکارگيري سرمايه هاي مديريتي و اجرايي قشمي ها چند نتيجه بسيار ژرف و مطلوب را به همراه خواهد داشت که به تعدادي از آن به اجمال اشاره مي کنم:

1- نقش آفريني نخبگان  محلي در امور اجرايي

2- جلوگيري از فرار سرمايه هاي مالي و پولي قشمي ها توسط نخبگان حاضر در ارکان راهبردي سازمان

3- فرار سرمايه و سرمايه گذار در عصر کنوني از مولفه هاي کاهش امنيت ملي است که با اتخاذ استفاده از سرمايه هاي قشمي در سازمان ،مي توان روند افزايشي آن را محدود کرد

4- افزايش رضايت عمومي مردم قشم با بيش از 120000 نفز مردم بومي

5- توجه بيشتر به توسعه روستايي

6- توجه بيشتر به توليدات روستايي ِ قابل استفاده در رشو اقتصاد گردشگري

7- تشويق به کاهش رفتارهاي اقتصاد قاچاق و غيرشفاف

8- جلوگيري از روند قاچاق سوخت

9- کاهش آسيب پذيري سازمان منطقه آزاد

10- کمک به وارد کردن سرمايه هاي پولي و مالي قشمي هاي خارج نشين

موارد 10 گانه پيش گفته معيارهاي کم و يا بي تاثيري در فرآيند توسعه از طريق سرمايه هاي محلي قشم نيستند ،که اگر مورد توجه قرار گيرد مي تواند بسيار از معضلات ناشي از عدم رضايت جزيره نشينان را حل نمايد .

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

مهلت بهره‌مندی از معافیت ۳ فرزندی و بیشتر تا پایان سال ۱۴۰۷ تمدید شد