17

تیر

1405


فرهنگی و هنری

26 مرداد 1394 09:53 0 کامنت

صبح ساحل ، هنری - من سکانسي درباره چادري شدن و مساله حجاب در اين سريال دارم که در اين مدت کامنت‌هايي از يکسري خانم‌هاي بدحجاب دريافت کردم که نوشتند براي اولين بار کسي درباره چادر حرفي زده که بدمان نيامده است! پس نشان مي‌دهد راه را درست آمديم. اين شب‌ها سريال «تنهايي ليلا» با استقبال قابل توجهي از سوي مخاطبان تلويزيوني در حال پخش است. داستاني از مواجهه انسان با عشق، زندگي با مرگ و رازي براي دلدادگي از زمين آرزوها تا آسمان تمنا. براي مواجهه‌اي نزديک‌تر با تنهايي‌هاي شکل گرفته در اين اثر سراغ نويسنده‌ فعال اين اثر، حامد عنقا رفتم که گفت‌وگويي خواندني و صريح از آن حاصل شده است.در آثار گذشته‌تان مانند «انقلاب زيبا» ايجاد حسي تعليق‌زا براي مخاطب از اهميت بسزايي برخوردار بود اما در «تنهايي ليلا» با مرگ شخصيت ‌محوري‌ در ابتداي سريال، رويه‌اي متفاوت پيش روي بيننده قرار مي‌گيرد. واهمه‌اي از اين نوع پرداخت داستان نداشته‌ايد؟بله درست است. من در همه کارهايم به دنبال فضايي تعليقي بودم. اتفاقا در سريال «تنهايي ليلا» هم اين شرايط فراز و فرود وجود دارد و هيچ وقت شاهد وضعيتي ايستا نيستيم. با اين شرايط که ژانر اين کار و ذات آن متفاوت با آثار ديگرم است. هر چند مفاهيمي که در «تنهايي ليلا» بابت مسائل مذهبي، روابط انساني، قضاوت کردن و مسائل اخلاقي وجود دارد، در فيلمنامه‌هاي گذشته هم بوده است.

با اين حال «تنهايي ليلا» تاکنون با استقبال قابل توجهي همراه بوده است.

خوشبختانه همه سريال‌هاي من با استقبال مخاطبان مواجه شده است. ببينيد «انقلاب زيبا» در سال گذشته چه موجي ايجاد کرده بود. حتي امسال که همزمان سريال آقاي جيراني با همه ارزنده بودن پخش مي‌شود، باز «تنهايي ليلا» مورد استقبال مردم قرار گرفته است. من از اينکه برخي منتقدان جدي ما که عنوان کارشناس مسائل فرهنگي را هم بر خود گذاشته‌اند، با سطحي‌نگري اقدام به جريان‌سازي عليه اين سريال مي‌کنند، متعجب مي‌شوم. در «تنهايي ليلا» با مرگ محمد قصه شروع شده و تنهايي ليلا آغاز مي‌شود اين در حالي است که افرادي ناآگاه تصور مي‌کنند من سريال را از انتها شروع کرده‌ام!

 چقدر آگاهيبخشي به مقولات مذهبي و اخلاقي در اين سريال پررنگ بوده است؟

من سکانسي درباره چادري شدن و مساله حجاب در اين سريال دارم که در اين مدت کامنت‌هايي از يکسري خانم‌هاي بدحجاب دريافت کردم که نوشتند براي اولين بار کسي درباره چادر حرفي زده که بدمان نيامده است! پس نشان مي‌دهد راه را درست آمديم. امروز خيلي‌ها بدون فهم درست با مسائل برخورد کرده و موجب دافعه مردم مي‌شوند. اينها بدون اينکه بدانند حتي رهبري چه دغدغه‌اي دارند، رفتار مي‌کنند. امروز به جهت مباحث فرهنگي خيلي از مردم آنقدر که به حرف‌هاي آقا توجه مي‌کنند، به حرف‌هاي بسياري که خود را همه‌کاره مردم مي‌دانند، گوش نمي‌کنند. ما در «تنهايي ليلا» به دنبال تاکيد به اهميت عفت زن براساس آموزه‌هاي اصلي شيعه و اهل‌بيت و براساس داستان يکي از بزرگان مذهب خود به نام حضرت ميرداماد هستيم.

 مواجهه ليلا با محمد و علاقهمندياش براساس چه فاکتورهايي طراحي شده تا مورد قبول مخاطبان قرار بگيرد؟

در اين سريال دختري با ذات يک انسان پاک و ساده روبه‌رو مي‌شود و اين مساله جذبش مي‌کند. من در کنار محمد، شايان خوش‌تيپ، پولدار و از فرنگ بازگشته را هم قرار داده‌ام، پس چرا ليلا به دنبال محمد بوده است؟ متاسفانه برخي افرادي که سريال را نقد مي‌کنند، اينها را نمي‌بينند.  ليلا چيزي را در وجود محمد پيدا کرده که فطرتش را احيا کرده است. همين مساله هم باعث شده مردم از اين سريال استقبال کنند.

ميتوان محمد و ليلا را نمايندگان فکري از نگاههاي سنت و مدرنيته در جهان امروز به حساب آورد؟

خيلي خوب شد که اين موضوع را مطرح کرديد. اگر بخواهيم براساس نشانه‌ها صحبت کنيم، در قسمتي از سريال شاهديم که ليلا وسايلي مانند لپ‌تاپ و موبايل خود را مي‌شکند اما محمد دوباره برايش موبايل مي‌خرد، پس محمد هيچگونه گاردي نسبت به ابزار مدرن امروز ندارد. محمد به طور غيرمستقيم ليلا را جذب مي‌کند، مثلا درباره حجاب به ليلا مي‌گويد انتخاب پوشش چادر برعهده خودت است اما هيچ مردي از داشتن زني عفيف و پاکدامن ناراحت نمي‌شود.

 واکنشهاي متفاوت و گاه مغرضانهاي هم نسبت به سريال تا به حال نشان داده شده است.

وقتي مي‌بينم مردم در فضاي مجازي، واکنش‌هاي متعددي نسبت به سريال «تنهايي ليلا» نشان مي‌دهند، متوجه مي‌شوم اين کار توانسته موفق باشد. من که براي چند نفر محدود در کافه‌هاي شبانه نمي‌نويسم، من براي همين مردم کوچه و خيابان کار مي‌کنم، براي آن شاگرد نانوايي کار مي‌کنم که در برازجان بعد از خستگي کار مي‌خواهد شب در کنار خانواده‌اش سريال ببيند. اتفاقا من خوشحال مي‌شوم شبکه‌هايي مانند «من و تو» حدود 10 دقيقه عليه سريال «تنهايي ليلا» و نوع روابط ارائه‌شده در آن برنامه مي‌گذارند! من سال پيش هم به طور مستقيم در سريال «انقلاب زيبا» داشتم آنها را مي‌زدم و حالا دردشان گرفته و شکلي از زندگي را هدف گرفته‌اند که من در اين سريال نشان مي‌دهم. مساله توجه به سبک زندگي اصيل ايراني و شرايط امروز جامعه نياز به تامل دارد و اينکه شرايطي پيش آمده که حتي حضرت آقا هم درباره‌اش تذکر مي‌دهند. استقبال از «تنهايي ليلا» نشان داده مردم ما دين‌گريز نيستند. ايراد از من فرهنگي است که راه نشان دادن سبک درست زندگي به مردم را نمي‌دانم.

 با توجه به انواع ساختارهاي متفاوت روايي در سينماي مدرن امروز دنيا، هنوز هنرمندان و مخاطبان ايراني ترجيح ميدهند از شيوههاي معمول روايي استفاده کنند.

قبول ندارم. من و امثال من به دليل ضعف در روايت‌پردازي و نداشتن تکنيک نويسندگي، تماشاگر را در سطح پاييني فرض مي‌کنيم. امروز مخاطبان ما متفاوت از گذشته هستند و به انواع فيلم‌ها با فرمي متفاوت دسترسي دارند. من بايد بتوانم براي اين سليقه جديد قصه‌اي متفاوت بگويم. شايد اگر 20 سال پيش مي‌خواستم «تنهايي ليلا» را روايت کنم به شکلي کلاسيک اين کار را انجام مي‌دادم. ما فيلم‌هاي غيرخطي در ايران داريم اما در زمينه سريال من تنها کسي هستم که در هر ژانري به شکل غيرخطي به روايت پرداخته ام و واکنش تماشاگر نشان داده اين نوع روايت را دوست دارد.

 در سريال «انقلاب زيبا» به تدريج شيب روايت غيرخطي به سمت کلاسيک تمايل مييابد، در «تنهايي ليلا» هم به همين شکل خواهد بود؟

در اين سريال هم همين اتفاق خواهد افتاد. براي همين مي‌گويم منتقدان زود تصميم مي‌گيرند. وقتي ما مي‌خواهيم قصه‌اي براساس امروز ليلا بگوييم نياز است رجوعي به ماجراهاي يک سال گذشته او داشته باشيم. از طريق روايت غيرخطي هم امروز و هم ديروز زندگي ليلا را تعريف مي‌کنم و به نقطه‌اي مي‌رسم که مخاطب به گذشته و حال او پي ببرد، از آنجا به بعد ديگر قصه خود را دنبال مي‌کنم.

 به نظرم انتخاب روايت غيرخطي جدا از تجربيات فرمگرايانه براساس اين بوده که توجه مخاطب را به جاي دنبال کردن فرجام شخصيتها به سمت چگونگي پيمايش اين مسير سوق دهيد.

اين تحليلت درست است اما در نقطه آغاز براي من احترام گذاشتن به شعور مخاطب مهم بوده است. تجربه من نشان داده اگر مخاطب بداند که نويسنده او را آدم باهوشي دانسته و براي او قدرت تحليل ذهني و چيدن پازل‌هاي قصه را در نظر گرفته، حتما همراهي خواهد کرد. من سريالي مي‌نويسم که مخاطب دوست داشته باشد که دوباره آن را ببيند.

 چه ويژگيهاي شاخصي براي طراحي کاراکترها در نظر گرفتيد؟

خيلي‌ها مي‌گويند فضاي کار رئاليستي است، در صورتي که اين‌طور نيست. من جهاني ذهني را ايجاد کردم که کاراکترها از قواعد آن استفاده مي‌کنند. من به دنبال گفتن هر قصه‌اي نيستم بلکه فقط قصه همان يک نفري را مي‌گويم که جذابيت دارد. همانطوري که وقتي ما به دنبال خاطره‌گويي براي دوستان خود هستيم، به روزهاي معمولي اشاره نمي‌کنيم و از آن لحظه‌هايي حرف مي‌زنيم که متفاوت است.

 برخيها به تضاد ميان موقعيتهاي رخ داده در اثر با جهان واقعي امروز اشاره دارند، اين مساله بيشتر در سکانس آتش زدن انگشتان محمد وجود دارد. در فيلمنامه هم به همين صورت نوشته شده بود؟

بله! در فيلمنامه اين سکانس با همه جزئيات نوشته شده بود اما اگر آن سکانس به همان شکلي که نوشته شده بود، به اجرا درمي‌آمد و اگر توجه بيشتري به جزئيات مي‌شد، خيلي موضوع مهم‌تري به تماشاگر منتقل مي‌شد. موضوع من اين نبوده که محمد وسوسه شده و مي‌خواهد گناه کند، بلکه مي‌خواستم نشان دهم فضاي ذهني محمد در آن شب دچار تَرَک مي‌شود. محمد در آن شب فضاي تازه‌اي را کشف مي‌کند که برايش ناشناخته بوده است. تحولي در محمد رخ مي‌دهد که حال بد روزهاي بعدي دنباله آن است. محمد براي اولين بار عشق را تجربه مي‌کند و در ابتدا فکر مي‌کند عاشق شدن گناه است!

آقاي لطيفي اشاره داشتند که تغييرات چنداني در اجرا نسبت به فيلمنامه رخ نداده است!

بله! آقاي لطيفي درست مي‌گويند. فيلمنامه در اجرا بدون تغييرات پيش رفته است اما نقاط قوت يک کار به جزئيات آن است. «تنهايي ليلا» اولين سريال من بود که بخش مهمي از آن متاسفانه يا خوشبختانه وابسته به اجرا بود. فيلمنامه‌هاي قبلي من در همان کاغذ هم کفايت مي‌کرد و چندان وابسته به اجرا نبود چون ماجرامحور بود. اما در سريال «تنهايي ليلا» جزئيات احساسات، بازي ها، فضاسازي، ميزانسن، نوع لباس و مسائل مختلف اجرايي بسيار اهميت دارد. فيلمنامه من تغييري نداشته است اما آيا اين سريالي که مي‌بينيم با همان ميزان جزئياتي است که من در فيلمنامه به آن فکر کرده بودم؟ بايد بگويم اصلا اينگونه نيست، من بشدت منتقد تصوير کار و فضاسازي آن هستم. ما بايد برخي اشتباهات خود را بپذيريم.

 بسياري از نويسندگان از بابت مغايرات در شکل فيلمنامه با اجراي نهايي خاطره خوبي ندارند و گاه مجبور ميشوند دست به تجربه کارگرداني بزنند!

طبيعي است که خيلي از تصوراتي که هنگام نوشتن فکر مي‌کني با آنچه در  سريال اتفاق مي‌افتد متفاوت باشد. من بيشتر از اينکه آقاي لطيفي را نقد کنم، خودم را نقد مي‌کنم، چرا که خيلي از بازيگران حاضر در اين سريال اگر به طور مستقيم هم از طرف من انتخاب نشده باشند، حداقل به پيشنهاد من بوده است و بايد اينجا بگويم در برخي موارد مرتکب اشتباه شديم.

شما گروه نسبتا ثابتي به همراه تهيهکننده داريد و با آقاي لطيفي هم سابقه همکاري داشتهايد، به نظر نميرسد اين مغايرت رخ داده ميان فيلمنامه و اجرا براساس عدم همکاري متقابل بوده باشد!

من حين ساخت سريال هم حضور داشتم و اتفاقا آقاي لطيفي اهل مشاوره هستند و پيشنهاداتي هم صورت گرفت اما با هم تعارف نداريم و بايد بپذيريم مخاطب با وجود استقبال، تصوير شيک و برجسته‌اي نمي‌بيند! من مي‌دانم که اندازه تاثيرگذاري سکانس‌ها در نوشته چقدر بوده و حالا چقدر است!

مغايرت فيلمنامه با اجرا، به دليل نوع بازيها هم بوده است؟

من به شما کُد مي‌دهم چون همزمان با ساخت سريال، فيلمنامه آن را هم مي‌نوشتم، بازيگري مي‌آمد و به من مي‌گفت چرا اندازه نقش من کوچک شده است؟ من در طول کار براي اينکه حال و هواي بازيگر را عوض نکنم، چيزي نگفتم اما امروز مي‌گويم وقتي آن بازيگر از پس يک سکانس ساده هم بر نمي‌آيد، مجبورم فضا را تغيير داده و به جاي دادن سکانس درجه يک به آن بازيگر ناتوان، بار آن سکانس را به دوش بازيگر ديگري بگذارم. البته بيشتر بازيگران اين سريال از رفقاي من هستند و تقريبا هم زحمت کشيدند اما برخي‌ براي جايگاه بازيگري خود دچار توهم هستند. با اين شرايط در حين فيلمبرداري کاري نمي‌توان کرد و نمي‌تواني بازيگر را تغيير بدهي، پس مجبوري خودت را ترميم کني يا از کارگردان بخواهي تغييراتي در اجرا بدهد. البته من رسما مي‌گويم که آقاي لطيفي هم در جاهايي مسامحه کرده‌اند. ببينيد، حسين لطيفي کارگردان کوچکي نيست و ما کارهاي بزرگي از ايشان ديديم و اين کار مي‌توانست بزرگ‌ترين کار او شود. من اصلا خوشحال نمي‌شوم که امروز مردم به جاي کارگرداني درباره قصه و فيلمنامه سريال حرف مي‌زنند.

 اگر به طور مشخص درباره نقشآفرينان سريال صحبت کنيم، به جنس بازي آشناي آقاي شعيبي ميرسيم.

ببينيد، بهروز شعيبي بيش از يک بازيگر در اين پروژه نقش داشته است و من بشدت از ايشان متشکرم. امروز اگر برخي سکانس‌هاي سريال بويژه نقش خانم ساداتي خوب درآمده و مورد پذيرش مردم است، بيشتر از من و کارگردان، مديون حضور آقاي شعيبي است.

 اما تشابهات بسياري ميان اين کاراکتر و شخصيتي مانند سيد رضاي طلا و مس وجود دارد!

اگر نقش آقاي شعيبي شبيه آنچه شده که مثلا در فيلم «طلا و مس» بازي کرده بود، ارتباطي به ايشان ندارد و بخشي بابت کاراکتري است که من ساختم و بخش زيادي مربوط به آقاي لطيفي است که نتوانسته بهروز شعيبي را متفاوت از «طلا و مس» بگيرد. خيلي غيرمنصفانه است که بخواهيم بهروز شعيبي را نقد کنيم. ايشان براساس متن نوشته شده من و اجرايي که آقاي لطيفي خواستند، کارش را به خوبي انجام داده است. شايد خيلي جاها دوست نداشته که اينگونه بازي کند. آقاي لطيفي بايد متوجه اين تشابه نقش‌ها مي‌شد و به گونه ديگري اجرا مي‌گرفت. همان طور که گفتيد پايه اصلي اين کاراکتر شبيه کاراکتر «طلا و مس» است و تفاوت در اجراي جزئيات خواهد بود که موجب دور شدن از نقش‌هايي مشابه مي‌شود. با اين وجود من فکر مي‌کنم اگر آقاي شعيبي در اين کار نبود ما لطمه‌هاي عجيبي مي‌خورديم. من بايد باز هم از ايشان تشکر کنم، چون بهروز شعيبي بيش از يک نفر در اين کار بود.

 بازيگر نقش ليلا چقدر نزديک به آنچه نوشته شده است، عمل کرد؟

ببينيد، امروز مردم خانم ساداتي را با نقش ليلا پذيرفتند و پيش از اين تصوري از ايشان در تلويزيون وجود نداشت. اصلا دليل انتخاب ما هم از ابتدا وجود بازيگري بود که براي مردم در تلويزيون ناشناخته باشد.

پس به نظرتان در اين سريال، کاراکتر ليلا بر بازي سوار است؟

حتما همين طور است که مي‌گوييد. خانم ساداتي خيلي دير متوجه شد که دارد سريال پُرمخاطبي را بازي مي‌کند. امروز خودش نسبت به سکانس‌هايي نقد دارد ولي فراموش نکنيد که خودش يکي از دلايل اين اتفاقات بوده است. ما با خانم ساداتي در ماه‌هاي اول براي گفتن يک ديالوگ کلنجار مي‌رفتيم! و اتفاقا امروز آن ديالوگ همان چيزي است که مردم دوست دارند. ما در اين کار بخشي از انرژي‌مان صرف اين مسائل شد.

خانم ساداتي از طريق تهيهکننده به سريال پيوست؟

پيشنهاد آقاي شفيعي بود، زماني که آقاي بهرنگ توفيقي قرار بود اين سريال را بسازد. البته من و آقاي لطيفي هم موافق بوديم، چرا که مي‌خواستيم کسي نقش ليلا را بازي کند که براي مخاطب عام آشنا نباشد. ما براي انتخاب ايشان اختلاف سليقه‌اي نداشتيم ولي براي توانايي‌شان انتخاب نشدند بلکه به دليل ناآشنايي براي مردم بوده است و پذيرش امروز مردم از نقش ليلا به اين دليل است که هيچ پيش‌زمينه‌اي از اين بازيگر براي مخاطب وجود ندارد.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

عزای عمومی برای پنج‌شنبه 18 تیرماه