10

تیر

1405


فرهنگی و هنری

28 مرداد 1394 10:37 0 کامنت

صبح ساحل ، هنری - کارگردان «تنهايي ليلا» گفت: بيننده هم مانند خود من به دنبال پيدا کردن خلأ در زندگي‌اش است و سريال «تنهايي ليلا» با فضاي معنوي خود اين حس را ايجاد مي‌کند و مخاطبي را که به دنبال کمبودهاي زندگي امروز بود، همراه خود مي‌سازد.اگر بخواهيم از خبره‌ترين کارگردانان تلويزيوني نام ببريم، نام محمدحسين لطيفي قطعا برجسته خواهد بود. اين کارگردان نام آشنا که يکي از پيشگامان عرصه سريال‌سازي با اثر «کت‌جادويي» بوده و در سينما هم نقش برجسته‌اي داشته، در جديدترين اثر خود سراغ «تنهايي ليلا» رفته است. به همين بهانه با او به گفت و گو نشستيم که در ادامه مي‌خوانيد:

ويژگيهاي اوليه فيلمنامه که شما را راغب به ساخت «تنهايي ليلا» کرد، چه بود؟

وقتي چند قسمت اوليه فيلمنامه آقاي عنقا را خواندم خيلي علاقه‌مند به ساخت آن شدم. براي اجراي اين کار سراغ فضايي معنوي و آشنا براي مخاطب رفتيم و با انتخاب لوکيشن، فضا و موقعيت‌ها رجوعي به گذشته اصيل خود کرديم. مساله ديگري که در فيلمنامه وجود داشت، نوع روايت خاصي بود که نويسنده در نظر گرفت و از همان ابتدا، قهرمان قصه خود را کُشت و به شکلي بازي براي مخاطب رو شد و از اين نظر ساخت سريال کار ساده‌اي نبود.

موافق به اجراي روش غيرخطي فيلمنامه براساس نگاه نويسنده بودهايد؟

چون قبلا با آقاي عنقا تجربه کار اينچنيني را داشتم، احساس کردم ايشان از پس آن برمي‌آيند. براي روش روايت اين سريال مي‌توان تعبير سفره‌اي را داشت که از ابتدا چيده شده و حالا بايد محتويات آن را تحليل کنيم البته هنوز بخش‌هاي مهمي از سريال مانده تا بيننده بخواهد به تحليلي کامل از آن دست بزند.

 اما تجربه گذشتهتان به شکل غيرخطي با «قلب يخي» که در شبکه خانگي بود، ريسک کمتري نسبت به مخاطبان تلويزيوني خواهد داشت.

بله، همين طور است چون در شبکه خانگي مخاطب مي‌تواند فيلم را به عقب ببرد و صحنه‌اي را که متوجه نشده دوباره ببيند و اين شرايط براي سريال‌هاي تلويزيوني وجود ندارد و از اين حيث اندکي ريسک وجود دارد. من به اين فکر مي‌کردم که اگر ان‌شاءالله بتوانيم کار را به خوبي پيش ببريم، بيننده هم علاقه‌مند شده و چند بار سريال را خواهد ديد و با ديدن تکرار سريال به آن نکات بعضا مبهم خود خواهد رسيد. در نهايت هم تجربه اينگونه روايت را دوست داشتم، روشي که حتي اجراي من را هم به چالش مي‌کشد.

 شما پيش از اين با سريال «صاحبدلان» به برجسته کردن نگاه ديني نزد مردم دست زده بوديد.

من اعتقاد دارم که مخاطب دوست دارد به سمت اصالت خود رجوع کند. مساله مهم ميزان تاثيرگذاري و کيفيت اثر خواهد بود که چگونه حرف خود را بزنيم، يعني اثر ما چقدر به وجود بيننده رسوخ خواهد کرد. اتفاقي که امروزه با استقبال مخاطبان مي‌بينيم نشان مي‌دهد مردم زبان ما را دوست دارند و شکر خدا با ما همراه شده‌اند. ان‌شاءالله تاثيرات مثبتي که اين سريال منعکس مي‌کند بعدها در جامعه جاري شود.

در «تنهايي ليلا» به دنبال خودم بودم

اين نگاه معرفت‌شناسانه در سريال‌هاي شما از کجا نشأت مي‌گيرد؟

از اسمم، محمدحسين. من در يک خانواده معتقد مسلمان به دنيا آمدم. مذهبم شيعه است و به‌رغم اينکه شايد نزد برخي به لحاظ ظواهر آنچنان مومن نشان داده نشوم، اما اينچنين نيست و آنچه در سريال نشان مي‌دهم از اعتقادم آمده و در واقع به دنبال اين هستم که خيلي از خلأهايي را که به دنبالش بوده‌ام در اين سريال براي مخاطب نشان دهم. اعتقاد دارم انسان‌ها با همه مشکلات فضاي مدرن به دنبال راهي براي رسيدن به معنويت و دور شدن از تعلقات خاطر دنيوي هستند، همانطور که ليلا در سريال به دنبال آن رفت. من در «تنهايي ليلا» به دنبال جست‌وجوي خود در گذشته بودم.

چقدر به اجراي کامل شخصيتهاي سريال «تنهايي ليلا» بويژه کاراکتر پيش برنده محمد، توجه کرديد؟

شخصيت محمد را در اين سريال بسيار دوست دارم و فکر مي‌کنم قطعه‌اي از بهشت کنده شده و روي زمين نشسته است. واقعيتش اگر بهروز شعيبي اين نقش را بازي نمي‌کرد من دچار مشکل مي‌شدم. شايد عکس‌هاي 27 سالگي تا 34 سالگي بنده را ببينيد، چندان تفاوتي با کاراکتر محمد نداشته باشم! من اگر بخواهم هنرپيشه‌اي را از شمايلي که به خوبي بازي مي‌کند دور کرده و آن را به گونه‌اي ديگر قرار دهم، شايد در آن صورت آدم ناقص‌العقلي باشم. ايشان جدا از قابليت‌هاي بازيگري داراي رفتارهاي انساني خاصي است و برازنده اين نقش هستند. آقاي شعيبي از دوستان خوب من بوده و حضورشان در «تنهايي ليلا» بسيار به من کمک کرد.

 مهمترين ويژگيهاي شخصيتي محمد و ليلا در اين سريال چيست؟

مهم‌ترين مشخصه اين کاراکترها برايم سادگي آنها بود؛ مساله‌اي که در سريال «صاحبدلان» هم به دنبال آن بودم، حتي نام آن سريال در ابتدا «ساده‌دلان» بود و بعد تغيير کرد. به نظرم در سادگي مي‌توان پاکي را پيدا کرد و سادگي و پاکي در هم عجين است.

در اجرا مطابق با فيلمنامه آقاي عنقا پيش رفتيد يا تغييراتي در کارگرداني و در ميز تدوين رخ داد؟

تغيير چنداني نداديم و سعي شد مطابق فيلمنامه پيش برويم البته تغييرات جزئي در حين اجرا پيش مي‌آيد. مثلا در فيلمنامه نوشته شده که شخص از پله‌ها بالا مي‌رود، در صورتي که ما فضاي لوکيشني اينچنيني نداريم و نمي‌توان اجرايش کرد. اين نوع تغييرات معمولا در همه کارها رخ مي‌دهد، اما حال و هوا و فضاي فيلم براساس نقشه‌اي بوده که آقاي عنقا آن را طراحي کردند، مانند معماري که نقشه راه را کشيده و شخص ديگري آن را به مرحله اجرا مي‌رساند البته پيچيدگي‌هايي در فيلمنامه وجود داشت و خيلي از همکاران من که فيلمنامه را خواندند، آن را متوجه نشده بودند و خيلي اذيت شدند و مشکلاتي براي بچه‌ها بابت راکورد لباس، گريم و... وجود داشت که با تجربه‌اي که داشتم سعي کردم اين مساله را ساماندهي کنم. اين معضلات در ابتدا شايد مخاطب را هم گنگ کرده که دليلش اين بود که من کمتر فرصت مي‌کردم به اتاق تدوين بروم و بيشتر سر صحنه بودم و به تدريج اين مساله رفع شد.

به نظرتان محوريت سريال با کاراکتر ليلا بوده يا محمد را بايد نقطه ثقل سريال در نظر گرفت؟

ببينيد، اگر بخواهيم روح کار را مورد قياس قرار دهيم، محمد در محور کار قرار مي‌گيرد، اما براساس محوريت قصه بايد ليلا را در نظر بگيريم، يعني ما داريم سرگذشت ليلا را مي‌بينيم.

اما حادثه محرک از طريق ديدار با محمد رخ ميدهد.

آفرين. ليلا تحت تاثير حالي است که از محمد گرفته و براين اساس روح کلي اثر با توجه به چارچوب نگاه و شخصيت محمد شکل گرفته است.

در حين کار از طرف مسؤولان تلويزيون براي به تصوير درآوردن روايت دچار محدوديت هم شديد؟

هيچ نوع خط قرمزي وجود نداشته است و محدوديتي از طرف تلويزيون پيش نيامد، چرا که هدف ما از طرح اين مساله توجه به رفتاري همراه با شرم و حيا بوده است. بسياري از خط قرمزها را ما خود در سينما و تلويزيون ترسيم مي‌کنيم. اعتقاد من اين است که اگر حرف خوب را به درستي منعکس کنيم، هيچ مشکلي رخ نخواهد داد. مشکل اينجاست که در برخي موارد نمي‌دانيم چگونه حرف خود را بزنيم. ما در اين سريال مطابق آنچه از تاريخ اسلام وجود دارد که پيشنهاد ازدواج با حضرت محمد(ص) توسط حضرت خديجه(س) انجام شده است، عمل کرديم و اين مساله امري پذيرفتني به شرط پرداختي درست در اثر خواهد بود.

 دلايل استقبال از سريال «تنهايي ليلا» از نگاه کارگردان آن چيست؟

همانطور که عنوان کردم بيننده هم مانند خود من به دنبال پيدا کردن خلأ در زندگي‌اش است و سريال «تنهايي ليلا» با فضاي معنوي خود اين حس را ايجاد مي‌کند و مخاطبي را که به دنبال کمبودهاي زندگي امروز بود، همراه خود مي‌سازد.

در سينما ژانرهاي متنوعي از کمدي تا وحشت را تجربه کرديد، چرا در تلويزيون اين تنوع کمتر بوده است؟

اين تنوع را تا حدي در تلويزيون هم با آثاري در گونه‌هاي طنز، ملودرام و معنوي هم داشتم، اگر چه به قول شما به گستردگي تجربه در سينما نبوده است. به نظرم بايد در تلويزيون بيشتر تحليل کرد. در اين شرايط دوست دارم بيشتر در حال و هواي معنوي کار کنم. ترجيح من اين است که بيننده تلويزيوني را با آثارم به چالش ذهني بکشانم تا اينکه صرفا بخندانم. حتي در سريال «دودکش» هم به دنبال آن بودم که با همه حال و هواي طنز سريال به دنبال اصالت‌هاي خانواده بروم و مخاطب را به گذشته و سادگي خود ارجاع دهم.

چرا آثار اخير سينماييتان بويژه «اسب سفيد پادشاه» برخلاف گذشته چندان مورد استقبال مخاطبان قرار نگرفت؟

زماني که من در سينما کارهاي طنز مي‌ساختم و فروش بالايي داشت، هنوز خيلي‌ها حضور نداشتند. بعدها به دليل اينکه به دنبال تجربه بودم، به سمت آثار ملودرام رفتم و حالا دوره‌اي است که انگار مردم ديگر علاقه‌مند به تماشاي گونه‌هاي ديگر نيستند و تنها آثار کمدي مي‌خواهند. دليل عدم فروش مناسب فيلم‌هاي اخيرم اين بوده نه اينکه من آثار ضعيفي ساخته باشم. به هر حال اگر در سينما کار کنم علاقه‌مند به ساخت دغدغه‌هايم هستم و اگر تماشاگر علاقه‌اي به تماشاي اينگونه آثار نداشته باشد، به سمت سريال‌سازي خواهم رفت البته الان به دنبال ساخت فيلم جنگي سينمايي هستم، به شرطي که شرايط بودجه آن تامين شود.

لطيفي: در «تنهايي ليلا» به دنبال خودم بودم

با توجه به آثار مخاطب‌پسندانه‌اي که در تلويزيون و بويژه با «تنهايي ليلا» داشته‌ايد، علاقه به حضوري بيشتر در اين عرصه نداريد؟

من کار کردن در هر 2 بخش سينما و تلويزيون را دوست دارم. اگر در سينما فيلم «روز سوم» را درباره خرمشهر کار کردم، به دليل فضا و امکاناتي بود که سينما در اختيارم قرار مي‌داد و نمي‌توانستم آن را با همان بودجه و امکانات در تلويزيون بسازم. من دوست داشتم شرايطي پيش مي‌آمد تا 33 روز مقاومت خرمشهر را در 33 قسمت بسازم که هر روز حکايت يک روز از مقاومت مردم باشد. اين مساله نياز به بودجه و امکانات مناسبي دارد و اين شرايط بايد در اختيار هر کارگردان دلسوزي قرار بگيرد که دغدغه اين کار را دارد. وقتي من شرايط اين نوع کارهاي عظيم را در تلويزيون ندارم، مجبورم بروم در سينما کار کنم.

 تا به حال پيشنهادي به مسؤولان بابت ساخت اثري تلويزيوني از فيلم «روزسوم» دادهايد؟

همين ايده‌اي را که براي شما مطرح کردم در حدود 8 سال پيش به تلويزيون پيشنهاد دادم. تلاش بسياري براي ساخت آن انجام داديم. آن کار نياز به يک پروداکشن گسترده دارد و 3 تا 4 سال فيلمبرداري آن طول مي‌کشد و براي آن تنها مي‌توان در روز 45 ثانيه کار مفيد گرفت، پس تا وقتي که شرايط و بستر آن فراهم نشود من به هيچ وجه وارد اجراي آن نخواهم شد. متاسفانه خيلي‌ها با آثار دفاع مقدسي ساده برخورد مي‌کنند!

ميتوانيد نام فيلم بعديتان را در اين گفتوگو عنوان کنيد؟

فيلمي است با نام «مادر، مادر، مادر» که 3 اپيزود درباره 3 مادر در وسط ميدان جنگ در روزهاي اول دفاع‌مقدس است که علاقه‌مندم با فراهم شدن شرايط بودجه بتوانم آن را بسازم. ساخت آن نيازمند مشارکت نهادهاي دولتي است و صحبت‌هايي انجام شده است.

 فيلم «مادر، مادر، مادر» به جشنواره فجر امسال خواهد رسيد؟

اگر تا 2 ماه آينده وضعيت بودجه آن مشخص شود، آن را به جشنواره خواهم رساند اگرنه بايد منتظر ماند تا شرايط و امکانات ساخت آن فراهم شود.

دیدگاه ها (0)
img
img img
خـبر فوری:

اختلال موقت در خدمات مرکز «فراد» بانک رفاه به دلیل ارتقای زیرساخت‌های ارتباطی