09

بهمن

1404


فرهنگی و هنری

03 مرداد 1403 08:49 0 کامنت
فصل گرما آمد و چسبد به تن پیراهنم
جوی ها جاری شده از هفت اقلیم تنم
پاک می‌سازم عرق از چهره، می گویند خلق
دستمال کاغذی چسبیده زیر گردنم
مستقیماً آفتاب افتاده روی کلّه ام
توی این گرما شده مخلوط، آب و روغنم
تکه ای کاغذ اگر افتد به دستم، بی درنگ
می نشینم خویشتن را باد با آن می زنم
لحظه ای گشتم سوار خودرو جمعی، ولی
فکر کردم در میانِ کوره ی ذوب آهنم
می دمد خورشید سوزان و هوا دم کرده است
من در این گرما درآمد هم بابام و، هم ننه م!
«پیت حلبی»
دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

تعطیلی مدارس نوبت صبح برخی شهرستان‌های هرمزگان ۶ بهمن