07

فروردین

1404


اجتماعی

17 بهمن 1403 08:58 0 کامنت

 هوش مصنوعی و ارتباط انسانی


حالا موضوع این است که یک دوست خوب یا یک درمانگر هم نباید این کارها را انجام دهد، اما مشکل انسان این است که شما هرگز نمی‌توانید کاملاً به دیگران مطمئن و معتمد باشید. در هسته‌ی وجود ما چیزی پنهان وجود دارد، یک زندگی درونی پنهان که هیچ کس جز کسانی که به آن‌ها اعتماد می‌کنیم نمی‌تواند آن را ببیند. به قول ژان لوک بوشار، نظریه‌پرداز ادبی، هر یک از ما «توانایی پنهان شدن در درون خود و پنهان کردن افکار، خواسته‌ها و انگیزه‌های واقعی خود را از دیگران داریم». هر کدام توانایی فریب دادن دیگری را در درون خود داریم و همانطور که این  واقعیت را در مورد خود می‌دانیم،  در مورد دیگران نیز به آن آگاه هستیم. وقتی زمان آسیب‌پذیری و خطر کردن در ارتباطات انسانی فرا می‌رسد، برای به اشتراک گذاشتن "افکار، خواسته ها و انگیزه‌های واقعی" خودمان تردید می‌کنیم. به نظر می‌رسد موجودات دیگر فاقد این باطن پنهان هستند. آن‌ها خودشان را همان‌طور که هستند نشان می‌دهند و به هیچ وجه نمی‌توانند احساساتشان را پنهان کنند. ما می‌توانیم جلوی سگ‌هایمان گریه کنیم، مقابل گربه‌هایمان ادعای پرواز کنیم، و بله، به چت‌بات‌هایمان اعتماد کنیم، زیرا نیازی به ترس نداریم که آن‌ها چیزی برای پنهان کردن دارند. چیزی که در مورد اشکال جدیدتر رابطه انسان با غیرانسان عجیب و شاید کمی دیستوپیک به نظر می‌رسد این است که ما با حیوانات نوعی برادری مشترک داریم، که به طور تقلیل دهنده بر این واقعیت استوار است که ما و آن‌ها مانند همه رنج می‌کشیم، گرسنه می‌مانیم و می‌میریم. اما آیا می‌‌توان همین را در مورد بردهای مدار و هوش مصنوعی نیز گفت؟ انگیزه انسانی‌سازی جهان از ویژگی‌های تکاملی بوده است. ما اغلب می‌شنویم که چگونه قدیم‌ها آدمیان در جهانی "مسحور" زندگی می‌کردند که در آن درختان و کوه‌ها دارای روح بودند، حرکت سیارات و ستارگان به این دلیل نسبت داده می‌شد که آنها دارای نیروی حیاتی مشابه من و شما بودند. کودکان هنوز هم این نوع شگفتی را نشان ‌می‌دهند، اسباب باز‌ی‌ها و حیوانات پر از احساسات را به نمایش می‌گذارند، با عروسک ها با مراقبتی که بزرگسالان برای فرزندان خود قائل هستند رفتار می‌کنند، اراده و کینه توزی را به اشیای بی‌جان نسبت می‎‌دهند و اسباب بازی‌های خود را به گونه‌ای تنبیه می‌کنند. همه ما لحظاتی را داشته‌ایم که می‌توانستیم قسم بخوریم که یک آیتم محیطی به‌خودی خود حرکت کرده است، یک نقاشی با حالتی عصبی به ما نگاه می‌کند یا دستگاه‌هایمان به نحوی به افکار ما گوش می‌دهند. درک چنین احساساتی طبیعی است. با این حال، وقتی صحبت از نحوه ارتباط ما با فناوری می شود، سؤال این است که آیا انسانی کردن کامپیوتر‌ها کمک کننده است ؟ شاید فکر کنیم اینجا دلیل خوبی است که رنج خود را به دستگاه هایمان بسپاریم. حداقل در این زمینه، ما سرنوشت مشابهی داریم. همه ما تسلیم نیستی خواهیم شد. با این حال این سوال پیش می‌آید: وقتی به دنبال روان‌درمانی هستیم - یا حتی فقط اعتماد به نفس یک دوست - آیا به دنبال این هستیم که به کسی که می‌توانیم با او ارتباط برقرار کنیم یا کسی که می‌تواند با ما ارتباط برقرار کند، اعتماد کنیم؟ اگرچه ممکن است حتی ربات های چت خود را دوست داشته باشیم، باید تردید داشته باشیم که آن‌ها می‌توانند ما را دوست داشته باشند یا با ما همدردی کنند.

هوش مصنوعی و روانشناسی


بسیاری از افراد همدلی را سنگ بنای درمان موثر سلامت روان می‌دانند. کارل راجرز روانشناس آمریکایی با ادعای خود که همدلی "شرط لازم و کافی" برای تغییر در درمان است به شهرت دست یافت و بسیاری از کارشناسان معتقدند که همدلی باعث ایجاد احساس اعتماد، کاهش احساسات منفی و افزایش عزت نفس می‌شود . آیا دستگاه‌های دیجیتال می‌توانند همین کار را انجام دهند؟ اپلیکیشن‌های دیجیتالی سلامت روان از پیشرفت در حوزه سلامت پشتیبانی می‌کنند و هوش مصنوعی در تقلید از مکالمه‌های انسانی پیشرفت نویدبخشی داشته است. اما آیا همدلی دیجیتالی می‌تواند از نظر شفا با همدلی انسانی رقابت کند؟ دکتر دیوید برنز اخیراً مطالعه‌ای در  اندازه‌گیری تأثیر پاسخ‌های رایانه‌ای بر افرادی که به دنبال رهایی از افکار و احساسات منفی بودند، داشته است. این یافته‌ها قویاً نشان می‌دهند که هوش مصنوعی ممکن است در همدلی بهتر از انسان‌ها باشد. این تحقیق همچنین نشان داد که ممکن است واقعا چیزی منحصر به فرد یا خاص در مورد همدلی انسانی وجود نداشته باشد. به طور خلاصه، تحقیقات دکتر برنز تأیید کرده است که دستگاه‌های دیجیتال می‌توانند کار فوق‌العاده‌ای در همدلی انجام دهند. علاوه بر این، تغییرات سریع و چشمگیر در طیف گسترده‌ای از احساسات منفی برای اکثر کاربران امکان‌پذیر بود، اما این تغییرات تنها ناشی از همدلی نبود. 
با پیشرفت در هوش مصنوعی و تکنیک‌های درمانی جدید، اکنون می‌توانیم منتظر اپلیکیشن‌های مقیاس‌پذیر و حتی قدرتمندتر در آینده نزدیک باشیم. همانطور که هوش مصنوعی قدرتمندتر می‌شود، در خودمختاری رشد می‌کند و شاید حتی نشانه‌هایی از احساسات نشان می‌دهد، ما متواضع‌تر خواهیم شد. هوش مصنوعی وقتی صحبت از کسب و حفظ دانش، تشخیص الگوها یا محاسبه با سرعت رکورد می‌شود، در جایگاه ما قرار خواهد گرفت و ما شروع به تجدید نظر در موقعیت خود در جهان خواهیم کرد، زیرا ادعای خود را در مورد مرکزیت جهان هستی از دست داده‌ایم.

آنچه از دست خواهیم داد


در رابطه با دوستی و مشاوره با هوش مصنوعی، ممکن است اخلاق خود را به طور کلی به هوش مصنوعی واگذار کنیم و انتظار داشته باشیم که وقتی با معضلات اخلاقی مواجه می‌شویم، تصمیمات «عقلانی»، «عینی»، با دقت مناسب و مبتنی بر داده برای ما اتخاذ کند. این موضوع به نوبت  خود ممکن است تخیل اخلاقی ما را تخلیه کند. از طرفی دور از ذهن نیست که تصور کنیم هوش مصنوعی به دیگری مرموز تبدیل شود که همسر، شریک، همکار و دوست ما ترجیح می‌دهد عصر را با او بگذراند.  پس حسادت در روابط انسانی همراه با پیشرفت هوش مصنوعی رشد خواهد کرد. مطمئناً، هوش مصنوعی ممکن است به ما کمک کند "بر نارسایی انسانی غلبه کنیم"، اما این موضوع می‌تواند بهای زیادی داشته باشد: ترس تشدید شده از نارسایی و ناکافی بودن. ممکن است احساس ناکافی بودن و ناامنی کنیم و هوش مصنوعی عزت نفس  ما را به شدت کاهش دهد. در واقع، تعداد زیادی فوبیای انسانی وجود دارد که هوش مصنوعی آن‌ها را تشدید خواهد کرد: آتلوفوبیا، ترس از نقص، آتیچیفوبیا، ترس از شکست و حتی آتازاگورافوبیا، ترس از فراموش شدن یا جایگزین شدن. اما در عین حال، صمیمیت بیشتری را در رابطه خود با هوش مصنوعی تجربه خواهیم کرد. بیشتر ما هوش مصنوعی را به عنوان یک دوست یا مشاور می‌بینیم که به ما کمک می‌کند کمتر احساس تنهایی و انزوا کنیم و در عین حال بیشتر درک و دیده شویم. با این حال، این مساله ممکن است توانایی ما برای ایجاد صمیمیت واقعی را مختل کند یا پیامدهای مخرب‌تری داشته باشد.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

مرحله دوم فروش بلیت قطار از امروز آغاز می‌شود