اجتماعی
"تلاش ما برای خوشبختی اغلب نادرست است". این نتیجهای است که جودیت مانگلسدورف، پروفسور پیشرو آلمانی در حوزه روانشناسی، در حالی که به افراد در سراسر اروپا کمک میکند تا زندگی بهتری داشته باشند، به آن رسیده است. مانگلسدورف میگوید، اگرچه ما تلاش میکنیم شادی و احساس رضایت را در خود جستجو کنیم، اما شادی اغلب در ارتباط ما با دیگران نهفته است. مانگلسدورف با تکرار سخنان مربی خود مارتین سلیگمن، بنیانگذار روانشناسی مثبتگرا، اظهار میکند که موثرترین راه برای بهبود خلق و خو، زمانی که احساس ناراحتی میکنیم، کمک کردن به شخص دیگری است. حتی کوچکترین قدم برای تقویت ارتباط میتواند به سرمایهگذاری قابل توجهی در رفاه و تلطیف عواطف ما تبدیل شود. تصور غلط رایجی وجود دارد که القا میکند روانشناسی مثبتگرا رنج انسان را نادیده میگیرد و صرفاً بر جنبههای مطلوب زندگی تمرکز میکند. در واقعیت، همانطور که مانگلسدورف توضیح میدهد، دامنه تحقیقات روانشناسی مثبتگرا بسیار متعادلتر از آن چیزی است که اغلب تصور میشود. کلمه "مثبت" در روانشناسی مثبتگرا به آنچه برای پرورش رشد مثبت در شرایط فرد نیاز است، صرف نظر از نقطه شروع فرد، چه به عنوان یک فرد، یک سازمان یا یک کشور اشاره دارد.
رشد پس از سانحه، همانطور که از اصطلاح مذکور مشخص است، بر تجربه تروما مبتنی میباشد. با این حال، آیا رنج همیشه برای رشد لازم است؟ تحقیقات مانگلسدروف نشان میدهد که تجربیات بسیار مثبت میتوانند به اندازه رویدادهای بسیار منفی به رشد منجر شوند، مشروط بر اینکه در آنها معنا پیدا کنیم. با این حال، ما اغلب رویدادهای مثبت را به عنوان فرصتهایی برای پیشرفت، هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی نادیده میگیریم. پس برای امتحان، به مثبتترین تجربیات زندگی خود فکر کنید. چه درسهایی از آنها گرفتهاید؟ چگونه میتوانید از این بینشها برای بهبود رفاه خود و دیگران استفاده کنید؟ پاسخی که هر کدام از ما با توجه به زمینهی رشدی و شرایط اجتماعی خود به این سوالات میدهیم، پیام قدرتبخشی در خود دارد است، زیرا نشان میدهد که زندگی، در کلیت خود، پتانسیل رشد بینهاتی برای ما را دارد. هم چالشها و هم پیروزیها میتوانند به پیشرفت ما به عنوان انسان کمک کنند.
ما اغلب تابآوری را مجموعهای از مؤلفههای ضروری و همگانی (مثلاً ویژگیها، مهارتها یا شرایط) میدانیم که افراد باید آنها را داشته باشند و برای بازیابی از شکستها به کار ببرند. در حالی که عوامل خاصی (مثلاً روابط خوب) بدون شک مفید هستند، هیچ پاسخ قطعی برای اینکه چه چیزی به صورت قطعی افراد را انعطافپذیر میکند، وجود ندارد. مطالعه اخیر بونانو در سال 2024 نشان میدهد که تابآوری یک مفهوم به شدت فردی است. در واقع، انعطافپذیری را میتوان مجموعهای از عوامل منحصر به فرد دانست که ممکن است برای هر فرد متفاوت باشد. به زمانی فکر کنید که تجربهای چالش برانگیز را پشت سر گذاشتهاید. اگرچه همهچیز سخت بود، اما احساس میکردید که میتوانید شرایط را مدیریت کنید. شما یک حس خودکارآمدی داشتید و توانستید بهزیستی روانی خود را حفظ کنید. چه چیزی به شما کمک کرد؟ پرسیدن این سوال از 10 نفر مختلف می تواند 10 پاسخ متفاوت را نشان دهد. برای هر یک از ما بسیار مهم است که کشف کنیم چه چیزی شخصاً به ما در ایجاد اعتماد به نفس و توانایی برای بازگشت به عقب و بهبودی از شکستها کمک میکند. برای محقق و روانشناس تابآوری، مایکل اونگار، تابآوری یک فرآیند پویا است که دنیای بیرون را در بر میگیرد. به این ترتیب، تابآوری به طور کامل وابسته به «ناهموار بودن» مسیر نیست، بلکه بیشتر به «منابع» درونی بستگی دارد. این بدان معناست که افراد تاب آور برای کنار آمدن با شرایط دشوار میتوانند به سمت منابع مورد نیاز خود حرکت کنند. داستان سیندرلا را در نظر بگیرید. در حالی که ما معمولاً پیروزی سیندرلا بر شرایط ناگوارش را به ویژگیهای شخصی او، مانند سخاوت و مهربانیاش نسبت میدهیم، انگار عامل کلیدی دیگر انعطافپذیری او را به ما یادآوری میکند: شرایط دشوار زندگی او. نقش شرایط بیرونی را در شعله ور شدن نقاط قوت درونی خود دست کم نگیرید. هر زمان که احساس کردید انعطاف پذیر نیستید، خودتان را قضاوت یا سرزنش نکنید. در عوض، ممکن است مسئله کمبود منابع باشد. شاید، شما منابعی دارید، مثلاً دوستانی که میتوانید روی آنها حساب کنید.هر زمان که احساس کردید به خوبی با یک موقعیت چالش برانگیز کنار نمیآیید، از خود بپرسید: برای مدیریت بهتر شرایط به چه چیزی نیاز دارم؟ اگر آنچه را که نیاز دارم درون خود داشته باشم، چگونه میتوانم آن را در شرایطم ادغام کنم؟ اگر آنچه را که نیاز دارم نداشته باشم، از چه کسی میتوانم کمک بخواهم؟ همه ما منابع مختلفی داریم. همانطور که آدام گرانت در مداخله "حلقه متقابل" خود اشاره میکند، اگر همه ما میتوانستیم برای رسیدن به اهداف خود به منابع یکدیگر تکیه کنیم، زندگی متفاوت میشد. وقتی مردم منابع خود را در خدمت یکدیگر میگذارد، یک ارتباط عاطفی همراه با حمایت واقعی ایجاد میکند و این تابآوری همین است.
روانشناس پل گیلبرت در درمان متمرکز بر شفقت سه سیستم تنظیم هیجان مختلف را شناسایی کرد: سیستم حفاظت از تهدید که در شناسایی و پاسخ به تهدیدات نقش دارد و احساسات رایج این سیستم عبارتند از خشم، اضطراب، انزجار. تأثیرات مثبت جستجو، دستیابی و کسب یعنی احساسات مثبتی که محرک و فعال هستند، مانند شادی، سرزندگی و هیجان که مرتبط با سیستم عصبی سمپاتیک است. تأثیرات مثبت رضایت، امنیت، آرامش و وابستگی، به عبارتی وضعیت آرامش و بهزیستی که در آن فرد در معرض تهدید نیست یا تلاشی برای دستیابی به چیزی ندارد مرتبط با سیستم عصبی پاراسمپاتی میباشد.
بسته به زیستشناسی و تجربیات ما، افراد تمایل دارند به حالتهای مختلف پیشفرض بپردازند. گاهی اوقات ممکن است احساس کنیم در یکی از این حالات گیر کردهایم. هر زمان که ناراحتی روانی را تجربه میکنیم، بررسی عمدهی ذهن و بدنمان می تواند مفید باشد. ما ابتدا باید بفهمیم که کجا هستیم، قبل از اینکه بتوانیم تعیین کنیم که به چه چیزی نیاز داریم تا به حالت دیگری برویم. سه پیشنهاد از پل گیلبرت برای چگونگی انجام این کار وجود دارد. جایی که هستید را مشخص کنید. بدون قضاوت از جایی که هستید قدردانی کنید و برای رفتن به حالت ایدهآل تلاش کنید. در حالی که ما تلاش میکنیم تا در اسرع وقت حالات عاطفی دشوار را ترک کنیم، صرفا رسیدگی به درد و رنج، خود اغلب میتواند به ما کمک کند تا از آن عبور کنیم.
به طور معمول، ما به دنبال درمانهای روانشناختی برای ناراحتی خود هستیم. اما وقتی کسی از من میپرسد: "برای شاد بودن چه باید بکنم؟" من به او میگویم که به خواب خود، آنچه میخورد و میزان ورزش خود توجه کند. ابتدا عادات بهداشتی اولیه خود را تغییر دهید. اگر بعد از آن هنوز احساس ناراحتی کردید، میتوانید ابعاد روانشناختی خود را بررسی کنید. بنابراین، اگر میخواهید احساس بهتری داشته باشید، با تمرکز روی بدن خود شروع کنید. ما اغلب مشکلات را بیش از حد روانشناسی میکنیم که از گذراندن ساعتهای بیشمار جلوی نمایشگرها ناشی میشوند، به جای درگیر شدن در فعالیتهایی که مغز و بدن ما برای آنها طراحی شده است. تحقیقات پیوسته ارتباط بین سلامت جسمی و روانی ما را نشان میدهد. در واقع، یکی از جالبترین یافتههای روانشناسی این است که ورزش میتواند به اندازه داروهای ضد افسردگی در برابر افسردگی مؤثر باشد . ایجاد تغییرات کوچک در برنامه روزانه برای حمایت از خواب خوب، تغذیه و ورزش میتواند تفاوت قابل توجهی برای ذهن ما ایجاد کند.
زندگی خوب آن است که طوری زندگی کنم که اگر فردا بمیرم بتوانم در آرامش باشم. در واقع زندگی خوب آن است که به رفاه دیگران کمک کند. یک زندگی خوب متعادل است و فضایی برای شادی و رنج فراهم میکند و این شامل تصدیق بدیها و در عین حال قدردانی از خوبیها و پذیرش کل زندگی بدون قضاوت است.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
برنامهریزی جهاد کشاورزی برای افزایش عرضه و مصرف گوشت قرمز
تحولات تنگه هرمز محور دیدار و رایزنی وزیران خارجه عمان و هند
تیمهای ملی تکواندوی ایران راهی کرهجنوبی شدند
آلمان نیروهای نظامی خود را تا پایان سپتامبر از اربیل خارج میکند
اولیانوف: روسیه خواهان تفاهم ایران و آمریکا است
پیکر شهید ستوان سوم حمید زارعی در میناب تشییع میشود
قالیباف: کسی میتواند با آمریکا مذاکره کند که آماده جنگ باشد
ابراز امیدواری سازمان ملل نسبت به تداوم مذاکرات ایران و آمریکا
سفر هیئت مذاکرهکننده قطر به ایران
شیوع یک انگل رودهای در آمریکا
برگزاری مراسم وداع، بدرقه و تدفین «رهبر شهید» بدون هیچگونه فوتی و حادثه
کمک یک میلیون دلاری فیفا به زلزلهزدگان ونزوئلا
چین و روسیه قطعنامه شورای امنیت درباره برنامه هستهای ایران را مسدود کردند
اطلاعیه دفتر رهبر شهید انقلاب در مورد نماز لیله الدفن ایشان
گلایه شهروندان از پرش آنتن و اختلال اینترنت همراه اول و ایرانسل