اجتماعی
من همیشه از اینکه چگونه بسیاری از ما اجازه میدهیم گذشتهمان و آنچه قبلا رخ داده است تأثیر زیادی بر آنچه اکنون هستیم بگذارد و چگونگی تفکر، احساسات و تجربیات بزرگسالی را شکل دهد، شگفتزده میشوم. در سطحی دیگر، چندان هم جای تعجب ندارد، زیرا تجربیات دوران کودکی که خودِ اولیهی ما را شکل میدهد، در واقع حاوی حجم زیادی از نسخههای احمقانه و سادهلوحانهای است که تجربیات بعدی را شکل داده است.
وقتی کودک، نوجوان یا خیلی جوان هستیم، نمیتوانیم تجربیات مهم و درسهای زندگی را در متن زندگی خود قرار دهیم و از مدیریت احساسات قوی و ناآشنا که مداوما ما را مورد حمله قرار میدهند ناتوان هستیم. این مساله عموما به این دلیل اتفاق میافتد که ما فاقد رشد قشر پیش از پیشانی هستیم که به ما امکان میدهد درک، مبنای تصمیمگیری و دیدگاه منطقی ایجاد کنیم و این عدم رشد قشر پیشپیشانی امکان مدیریت تجربیات اولیهی زندگی را زایل میکند بنابراین، غیرعادی نیست که حتی دههها بعد، افراد با استفاده از کلماتی مانند نفرت، سرزنش، گناه، شرم و خجالت دربارهی خود اولیهشان صحبت کنند. آنها هنوز بار دوران کودکی خود را بر روی شانهها و قلب خود حمل میکنند، حتی اگر اکنون افراد بسیار متفاوتی، با تجربه، بینش و دیدگاههایی باشد که آنها را قادر میسازد خود را از تکرا باورهای کمتر توسعه یافته و مخرب جدا کنند. از همه دردناکتر، از آنجا که بسیاری از مردم هنوز با خویشتن قبلی خود صلح نکردهاند، ناتوانی عمیق و گستردهای را بر اساس آنچه قبلا بودهاند، در جنبههای مختلف زندگی فعلی مانند شادی، رشد شخصی، دستیابی به اهداف و روابط احساس میکنند. با توجه به این چالشها، سوال مهم و سرنوشتساز این است: چگونه با گذشته خود صلح کنید تا بتوانید در آخرین نسخه خود در زندگی، معنا، رضایت و شادی بیشتری داشته باشید؟ روانشناسان برجسته در کاوشهای حرفهای و شخصی، هشت قدم را کشف کردهاند که میتوانید برای یافتن صلح و آرامش با خود قبلیتان از آنها شروع کنید.
همدلی جایی است که سفر شما به سوی صلح با گذشتهتان باید آغاز شود. بدون اینکه بتوانید آنچه را که احساس میکردید احساس کنید، نمیتوانید آن نسخه قبلی خود را بپذیرید، یا حتی آن را در آغوش بگیرید یا به او کمک کنید. هر کاری که در جوانی انجام میدادید یا فکر میکردید انجام میدادید، باید درک کنید، در واقع باید این نگاه را بفهمید که شما نقش زیاد پررنگی در انتخاب آن شکل از عملکرد، هیجان و تفکر نداشتید. در عوض، شما قربانی فرهنگ خود (به عنوان مثال، خانواده، همسالان، مردم و اجتماع) بودید و فقط سعی میکردید در شرایطی که در تجربه محدود زندگیتان، موقعیتی طاقتفرسا به حساب میآمد، دوام بیاورید و به بهترین شکل عمل کنید. نگاه کردن به گذشته خود از دریچه همدلی، میتواند برای شما پاسخی مناسب و یاریبخش را به دنبال داشته باشد و در نهایت کمک کند تا به این نتیجه برسید: "اکنون من میتوانم موانع زندگی گذشته خود را ببینم و خودم را درک کنم".
یکی از جنبههای کلیدی چیزی که شما را از ایجاد صلح با خود گذشتهتان باز داشته، این است که به خاطر کسی که میبینید، احساس شرمندگی میکنید، موجودی معیوب که شایسته عشق یا احترام نیست. با این حال، همان خصوصیاتی که شما آنها را حقارت و سرزنش میدانید، چیزهایی است که از شما یک انسان میسازد. وقتی انسانیت خود را در آغوش میگیرید، میپذیرید که همیشه به شیوههای قابل تحسین رفتار نمیکنید، بهویژه زمانی که جوان هستید و بیشتر تحت تأثیر تمایلات ناخودآگاه خود قرار میگیرید تا انتخابهای آگاهانه. این پذیرش همه جنبههای انسانیت شما از جمله خصوصیات والا، دنیوی و حتی جنبههای غیراصولی، شما را از نگاه تحقیرآمیز و غیرمنصفانهای که نسبت به خود دارید رهایی می بخشد و به یک معنا، شما را از گناهان گذشته پاک میکند. با انجام این کار، شما احساسات دردناکی را که در بالا توضیح دادیم و برای چندین سال احساس کردهاید، حذف میکنید. روانشناسان از کلمه "در آغوش گرفتن" عمدا استفاده میکنند، زیرا، شما را پس از چندین دهه دوری از خود گذشتهتان و این تفکر که آدم وحشتناکی بودید، رها میکند. اکنون میتوانید به خود گذشتهتان آغوش واقعی و استعاری خود را هدیه دهید که مدت ها آرزویش را داشتید.
بعد از دو مرحله اول، همدلی و پذیرفتن انسانیت خود، اکنون میتوانید خود را به خاطر اشتباهات در دوران جوانی ببخشید. شما از زمان تولد یا از جهت تربیت آدم بدی نبودهاید، کارهای بد را انتخاب نکردید یا قصد انجام آن را نداشتید. در عوض، شما آسیب پذیر، تأثیرپذیر ونیازمند بودید و راه دیگری برای عمل نمیدانستید. همانطور که در بالا گفتیم، شما یک قربانی بودید و فقط سعی میکردید یک موقعیت غیرقابل دفاع را مدیریت کنید. خود کوچکتر شما شایسته بخشش است و شاید حتی بیشتر از این، خود فعلی شما به خاطر تحمل وزن خود سابقتان برای مدت طولانی، نیازمند رهایی و آرامش است.
با همدلی، پذیرفتن انسانیت و بخشش، پذیرش حاصل میشود . شما همانی بودید که بودید، کاری را انجام دادید که انجام دادید و هیچ کاری نمیتوانید برای بازنویسی گذشته انجام دهید. احتمالاً به اندازه کافی برای اشتباهات خود با خودزنیهای روزانه و مطمئناً دردناک، از حبس روانی طولانی رنج کشیدهاید گذشته خود را بپذیرید و سپس ادامه دهید. زمان آن فرا رسیده است که گذشته خود را آزاد کنید زیرا فقط با حضور در این سفر، نشان میدهید که بازپروری شدهاید. اگرچه نمیتوانید گذشته را تغییر دهید، اما میتوانید آیندهای بسازید که به شما کمک کند تا گذشته را جبران کنید.
چهار مرحله قبلی شما را از مسئولیت اعمال خود در دوران جوانی رها نمیکند. ممکن است رفتار بدی داشتید و دیگران را آزار داده باشید. شما فقط به خاطر بخشش و پذیرش خود کارت «از زندان آزاد شوید» دریافت نمیکنید. این مراحل ممکن است باعث شود احساس بهتری داشته باشید، اما آسیبی که ممکن است به دیگران وارد کرده باشید را جبران نمیکند. برای برقراری صلح با خود گذشته خود، باید کاری را که ممکن است ناراحتکنندهترین اقدام باشد، انجام دهید، یعنی مالکیتکاری که انجام دادهاید. پس مسئولیت کامل رفتار اولیه خود را بپذیرید "من این کار را کردم، اشتباه کردم و بسیار متاسفم". این تمایل به مالکیت گذشته خود قدرت فوق العادهای را نشان میدهد و برای داشتن آیندهای روشن نوید خوبی دارد.
آیا فوق العاده نخواهد بود که بتوانید به گذشته برگردید و هر کاری را که انجام دادید و از آن پشیمانید اصلاح کنید؟ متأسفانه، شما آن قابلیت فرازمانی را ندارید، حداقل نه برای بازگشت به گذشته. اما آن ظرفیت به ظاهر جادویی را برای پیشبرد در زمان دارید و اینجاست که میتوانید جبران کنید. تا زمانی که توانایی سفر به گذشته را در خود ایجاد نکنید، آینده تنها جایی است که میتوانید خود را با کارهای خوب نجات دهید.
یکی دیگر از جنبههای توانایی شما برای تغییر آینده این است که انتخابهای عمدی داشته باشید. فردی نباشید که قبلا بودید و فردی باشید که آرزو میکردید میتوانستید در گذشته باشید. میخواهید چه کسی باشید؟ دوست دارید با چه ارزشهایی زندگی کنید؟ میخواهید چه نگرشها و باورهایی زندگیتان را هدایت کند؟ و در نهایت، می خواهید چه تاثیری بر دنیای خود داشته باشید؟ در پس این سوالات و گفتگوها، شما خود ایدهآلتان را شناسایی خواهید کرد و سپس میتوانید تلاش کنید تا بهترین نسخه از خود باشید.
وقتی با خود قبلیتان صلح میکنید، سنگینی گذشته را از روی شانههایتان برمیدارید و آزاد میشوید تا بهترین زندگی را داشته باشید. "بهترین زندگی" به چه معناست؟ این سوالی است که عمیقاً شخصی است و فقط شما میتوانید به آن پاسخ دهید. تعریف و عملیاتی کردن «بهترین زندگی» میتواند ناشی از کاوشهای عمیق در مورد اینکه چه معنا و هدفی به زندگی میدهید، چه ارزشهایی را اولویتبندی میکنید، چه آرزوهایی دارید، چه چیزی را برآورده میکنید و چه چیزی برای شما شادی و رضایت به ارمغان میآورد، ناشی شود. هنگامی که به این سوالات عمیق پاسخ دهید، مسیر روشنی خواهید داشت که میخواهید چه کسی باشید و چه کاری میخواهید در حال و آینده انجام دهید.
هنگامی که با پاسخ به این سؤالات به سفر خود ادامه میدهید، واقعاً گذشته خود را پشت سر میگذارید و میتوانید مسیری را به سوی آیندهای چشمگیر ترسیم کنید.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
عدالت آموزشی در سایه تهدیدات جنگی؛ چرا جان دانشجویان هرمزگانی نادیده گرفته میشود؟
عراقچی: پاسخ ما در مقابل سخنان رکیک، عمل ما است
غریبآبادی: با ترامپ قاتل باید با زبان خودش صحبت کرد
زمان مجلس ختم رهبر شهید به تعویق افتاد
سخنگوی وزارت خارجه: آمریکا ساختار توافق را نقض کرده است
لاشه هواپیمای ناپدید شده پاکستان پیدا شد
برگزاری مجدد امتحانات ۲۰ و ۲۱ تیرماه دانشگاه آزاد برای شرکتکنندگان در مراسم تشییع
تمدید مهلت ثبتنام در آزمونهای نهایی ایجاد و ترمیم سابقه تحصیلی
تعویق امتحانات نهایی منتفی شد؛ دانشآموزان طبق برنامه آماده شوند
معرفی بانکهای عامل فروش ارز اربعین
مسی:وقتی مثل قبل نمیدوم، همتیمیهایم جایم را پر میکنند/ فکر میکردم تیم را ناامید کردم!
3 عضو جدید به کادر فنی کشتی آزاد جوانان اضافه شد
تمامی معابر و خیابانها منتهی به حرم رضوی مسدود است
آمادگی کامل بهشت رضای مشهد برای میزبانی از زائران مراسم تشییع رهبر شهید
جزییات واریز یارانه تیر 1405 اعلام شد
فرودگاههای هرمزگان تا اطلاع ثانوی تعطیل شد